صفحه 8--1 دی 92
ابوالقاسم فقیری
ایرانیهای قدیم دل به نشاطی را در خونشان داشتند. این خلق و خوی پسندیده را از پیشینیان بزرگوار خود به ارث برده بودند. اهل مهمانی دادن و مهمانی رفتن بودند دور هم مینشستند میگفتند و میخندیدند.
جهاندیدگان مجلس هم از خاطرات شیرین گذشته حکایاتی را با آب و تاب بیان میکردند و برای ساعتی هم که شده بر روی تلخیهای زندگی چشم میبستند و با صفای دل مینشستند میگفتند و میخندیدند.
آن زمانها به داشتههایشان قانع بودند حسرت دیگران را نمیخوردند پز دادنها و این چشم هم چشمیها هم نبود. نمایش هم برپا نمیداشتند غذا را به اندازهای تهیه میکردند که نعمت خداوندی بیهوده هدر نرود.
در هر حال به بهانههای مختلف دور هم جمع میشدند و اسمش را میگذاشتند مهمانی. برگزاری شب یلدا که ما شیرازیها بدان «شب چله» میگوییم هم از همین نوع مراسم است که یادگاری است از تولد میترا.
ایرانیان قدیم سرشان درد میکرد برای برگزاری این قبیل مراسم. خوشبختانه در سالهای اخیر این جشنهای ملی و مذهبی با اقبال هموطنان روبرو شده و رونق و شکوه و شوکت تازهای یافتهاند و این را باید به فال نیک گرفت. و امید که چنین باشد.
از زندگی انتظار شادی و شادمانی ششدانگ نداشته باشید. تا بوده و نبوده همیشه یک پای زندگی میلنگیده است. تنها نظارهگر ظاهر افراد نباشید چه بسا در پشت این ظاهر دلفریبشان یک دنیا غم و اندوه داشته باشند.
زندگی را آن چنان که هست بپذیرید و با یاری گرفتن از خداوند منان و کوشش همه جانبه زندگیتان را با توجه با امکانات سر و سامان بخشید.
* * *
خوردن هندوانه
میوههای شب یلدای تو بس خوشمزه بود
از همه خوشمزهتر هندونه و خربزه بود
حکیم سوری
خوردن هندوانه در شب یلدا در گستره ایران اسلامی بین خانوادهها رواج دارد. در شیراز هم در شب چله حتماً هندوانه را میخورند.
نکاتی درباره هندوانه
سابق بر این هندوانه را که میشکستی با این رنگها روبر میشدی: 1 -زرد 2 -نباتی 3 - پوست پیازی 4 -قرمز 5 -سفید رنگ که بدان کلم (KALAM) میگفتند. کلم همان هندوانه نارس است.
هندوانهای مرغوب بود که رنگی قرمز داشت که به «لاله فرنگ» تشبیهش میکردند: هندوانهای که زرد بود مورد توجه نبود اگر کسی در دوستی دست به خیانت میزد میگفتند: طرف تو زرد درآمده!
این ضربالمثلها در ارتباط با هندوانه در فارس سر زبانهاست:
1 -با یک دست و دو هندوانه را نمیشود برداشت.
2 -مثل اینکه هندوانه گذاشته زیر بغلش «به کسانی میگویند که هنگام راه رفتن دست ها را باز کرده راه میروند به اصطلاح جاهل وار راه میروند.
3 -مثل هندوانه سر بسته میماند «بیشتر درباره ازدواج میگویند.
4 -آدم بی پدر و مادر مثل هندوانه نرسیده میماند به آدمهایی گفته میشود که تنها ظاهری آراسته دارند ولی از درون پوک و تهی هستند.
5 -هندوانهاش پلنگ آمده رسیده آماده چیدن است.
هندوانه خنک است مردم معتقدند هر کس در شب چله هندوانه بخورد جگرش لک برنمیدارد و در تابستان گرما به او اثر نمیکند.
تفأل به دیوان حضرت حافظ
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
خواجه بزرگ شیراز از معدود سخنسرایان بلندآوازه ایران عزیز ماست که شعرش اقبال عامه یافته است و هر کس از هر طبقه با هر گونه فرهنگی به سراغش برود، بهرهای از شعرش میگیرد و این را باید موهبتی خدائی دانست که در این رهگذر شامل حافظ شیراز شده است عدهای بر این گمانند که غزل باحافظ تمام شده است و اوج غزلهای عارفانه را در شعر حافظ میتوان مشاهده کرد.
بی جهت نیست که نصرت رحمانی شاعر معاصر صمیمانه میگوید:
حافظ پس از تو هر غزلی ساختند مرد
ما نیز گورکن شده اینجا نشستهایم
چگونه تفأل میزنند:
از جمله برنامههای شب چله در شیراز تفأل به دیوان خواجه اهل راز است.
با علاقهای که مردم به حضرت حافظ دارند در این شب دست به دامن خواجه شده فال میگیرند. یکی دیوان را در دست میگیرد و به ترتیب برای همه فال میگیرد که بدان «فال دوره» میگویند:
دیوان حافظ را برداشته با خلوص نیت صلوات فرستاده و برای آمرزش خواجه سوره حمد و توحید را خوانده نیت کرده و میگویند:
ای خواجه حافظ شیرازی تو کاشف هر رازی
من طالب یک فالم بر من نظر اندازی1
و یا:
یا خواجه حافظ شیرازی، تو کاشف هر رازی
تو رابه حق خرقهای که پوشیدی
به شراب انطهوری که نوشیدی2
تو را به شاخ نباتت قسم3
به یک تایی خدا قسم، به رسالت خدا قسم، پیش آمد حال مرا بنما
و یا:
ای حافظ شیرازی، تو محرم هر رازی، تو را به کتابت، به جان شاخ نباتت قسم میدهم که بگویی نیت من خیر است انشاءالله یا نه4
آنگاه دیوان را باز میکنند. غزل بالا صفحه دست راست، جواب تفأل است. منتهی اگر وسط غزل باشد باید از ابتدای غزل که در صفحه پشت میباشد بخوانند. سه بیت از غزل بعدی «شاهد» فال نامیده میشود.5
به همین مناسبت از دیوان خواجه شیراز برایتان تفألی زدهایم که میخوانید:
معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
وان یکاد بخوانید و در فراز کنید
رباب و چنگ به بانک بلند میگویند
که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید
بجان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید
نخست موعظه پیر صحبت این حرفست
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
هر آنکسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لب یار دلنواز کنید
این هم شاهد این فال:
الا ای طوطی گویای اسرار
مبادا خالیت شکر ز منقار
سرت سبز و دلت خوش باد جاوید
که خوش نقشی نمودی از خط یار
سخن سر بسته گفتی با حریفان
خدا را زین معما پرده بردار
پینویس:
1 -سفینه غزل صفحه 657 به سعی و اهتمام مسعود جنتی عطائی
2 -گوشههایی از آداب و رسوم مردم شیراز گردآورنده و تألیف زنده یاد صادق همایونی
3 -در شیراز معتقدند که حافظ عاشق دختر زیبایی به نام شاخ نبات بوده است.
4 -کتاب کوچه احمد شاملو صفحه 1875
5 -حافظ را بشناسید نگارش زندهیاد علی تقی بهروزی
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی