صفحه 5--9 بهمن 92
ایسنا: مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران، با بیان اینکه 26 درصد ساختمانهای مدارس تهران، بافت فرسوده دارند و باید نوسازی شوند، گفت: 32 درصد از این مدارس باید مقاوم سازی شوند و بقیه از استحکام کافی برخوردارند و مورد تایید کارشناسان فنی و سازمان نوسازی و تجهیز مدارس استان تهران هستند.
اسفندیار چاربند در رابطه با بودجه اختصاص یافته برای مقاوم سازی و نوسازی مدارس افزود: بسته به قانون، بودجه پیش بینی شده است اما عمده فعالیتهای بحث نوسازی، در استانهای مختلف به ویژه در تهران، با مشارکت مجمع خیرین مدرسه ساز انجام میشود که در کنار اعتبارات دولتی، میتوانند گامهای موثری بردارند.
چاربند همچنین درباره مدارس استیجاری و مشکلات ایجاد شده پیرامون آنها، با بیان این که 2100 ساختمان آموزشی در تهران وجود دارند، گفت: 72 درصد از این ساختمانها متعلق به آموزش و پرورش است اما 28 درصد از این مدارس، مدارس مساله دار
ملکی و یا متعلق به برخی نهادها هستند که در اختیار آموزش و پرورش قرار گرفته و یا دارای مالک حقیقی هستند که این مدارس را اجاره دادهاند اما برخی بنابر نیتشان اجاره
قابل توجهی نمیگیرند.
وی با بیان اینکه 80 مدرسه از مجموع این مدارس، حکم قلع و قمع دارند افزود: در تابستان برای تخریب این مدارس اقدام میشود مگر اینکه با مالکان صحبت شود.
تکلیف 80 مدرسه تا تابستان باید مشخص شود
مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران با بیان اینکه در تابستان گذشته چند مدرسه دچار این مشکل شدند و یا با مالکان توافق و بخشی از مبلغ مورد نیاز به آنها پرداخت شد، گفت: این اواخر تلاش کردیم با اجازه شورای آموزش و پرورش استان، باقیمانده مبلغ مورد نیاز را تامین کنیم تا هزینه انتقال اسناد آن مدارس را به آموزش و پرورش فراهم کنیم با این حال حدود 80 ملک دیگر هم هست که باید قبل از ورود به تابستان تعیین تکلیف شود.
تعطیلی پنجشنبههای مدارس رسما ملغی نمیشود
چاربند در بخش دیگری از سخنان خود، درباره تعطیلی مدارس در پنج شنبهها، با بیان اینکه آموزش و پرورش قصد صرف نظر کردن از تعطیلی پنجشنبهها را ندارد، گفت: چند طرح برای استفاده از این ایام و مکان آموزشی برای فعالیتهای فوق برنامه در قالب برنامهها اختیاری داریم اما برای این که این تعطیلات به صورت رسمی ملغی شود، آموزش و پرورش برنامهای ندارد.
وی افزود: ساعت کار مدارس بر اساس طرح طبقهبندی مشاغل تعریف میشود که در این طرح، با آن چه اکنون اجرا میشود تفاوتهایی وجود دارد که ابعاد حقوقی این موضوع باید بررسی شود.
زمان پرداخت مطالبات فرهنگیان
چاربند هم چنین درباره مطالبات فرهنگیان، توضیح داد: بخشی از مطالبات فرهنگیان از نیمه دوم سال 91 باقی مانده است که خوشبختانه تا پایان این هفته و اواسط هفته آینده بخشی از آنها با تامین اعتبار لازم پرداخت میشود. به گفته وی این مطالبات عمدتا شامل حق التدریس اردیبهشت و خرداد سال 92 و مربوط به سال تحصیلی گذشته است و حق التدریس سه ماهه سال جاری به علاوه حق الزحمه آزمونهای نهایی که از دی تا امسال پرداخت نشده را نیز دربر میگیرد. همچنین تلاش میشود مابقی مطالبات تا قبل عید پرداخت شود.
وی ادامه داد: گشایشی که در بخشی از اوضاع اقتصادی صورت گرفته برای تامین منابع مالی بود و به تدریج این مطالبات پرداخت می شود.
1200 نیروی مازاد تهران، معلمان کارآمد هستند
چاربند همچنین درباره وجود نیروهای مازاد گفت: به طور کلی اگر این قاعده را در نظر بگیریم که آموزش و پرورش دارای تعداد قابل توجهی سهم مازاد است شاید این اشکال پیدا شود که در مدیریت منابع انسانی و منابع دچار مشکل هستیم، اما بخش قابل توجهی از معلمینی که امروز به آنها عنوان نیروی مازاد اطلاق میشود (حدود 1200 نفر در تهران) معلمان کارآمدی هستند اما به علت عدم تخصیص نیرو به بعضی از فعالیتها، مازاد شدهاند.
وی با اشاره به شیوه نامه ساماندهی منابع انسانی که اساس به کارگیری معلمان است نیز گفت: فعالیتها طبق ضوابط این شیوه نامه، به چند طبقه تقسیم شدهاند که اگر این طبقه بندیها اصلاح شود بخش قابل توجهی از معلمان مازاد، جذب میشوند.
نحوه جذب نیروهای مازاد
چاربند افزود: در حوزه کتابداری برای کارخانهها، استادکار برای هنرستانها و معلم ورزش برای دورههای اول ابتدایی با محدودیتهایی روبرو هستیم که بر اساس ضوابط ساماندهی، اگر این محدودیتها برداشته شود، بخشی از این نیروهای مازاد جذب میشوند.
وی با تاکید بر اینکه ضوابط و مقررات ساماندهی باید بازبینی شود تا این افراد جذب شوند تا مدارس از کمبود نیرو در این پستها رنج نبرد گفت: درصد کمی از نیروهای مازاد (حدود 10 درصد) فاقد کارآیی هستند که به علت ضعف جسمی، کارآیی ندارند و برای این دسته باید تمهیداتی فراهم کنیم تا بتوانند با سنوات مناسب، از بازنشستگی استفاده کنند.
چاربند که در برنامه تهران 20 صحبت میکرد، در بخش دیگری از سخنانش، درباره نظام جدید آموزش و پرورش، با بیان اینکه این نظام بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی از سال 91-90 آغاز شده است، اظهار کرد: بناست هر سال 2 پایه، یکی از ابتدایی و یکی از متوسطه با توجه به نظام جدید مستقر شود و تا سال 96-95 همه پایههای ساختار جدید، یعنی تا پایه دوازدهم، استقرار میِیابند.
مردم به هیچ وجه نباید به اجبار مبلغی به مدارس پرداخت کنند
همچنین حسین مفیدی نیا، رئیس اداره ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات آموزش و پرورش تهران با بیان اینکه اگر مردم شکایتی از مدارس یا مناطق دارند میتوانند به مناطق 19 گانه یا اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران مراجعه کنند، شماره تلفن 88964006 را برای رسیدگی به شکایات تلفنی اعلام کرد و گفت: شکایتهای تلفنی در کمتر از 48 ساعت پیگیری میشود.
وی همچنین تاکید کرد: کمکهای نقدی به مدارس باید کاملا داوطلبانه باشد و مردم به هیچ وجه نباید به اجبار مبلغی را پرداخت کنند. اما ضرورت کمکهای مردمی نباید فراموش شود و مردم باید ما را یاری دهند.
ادامه از صفحه 16
راستي اينست که، حافظ ما، براستي خداشناس است و به پيام روشن، نه در پرده که در برابر خداشناسان، بهتر گفته شود، خداناشناسان از پي آن سخن ميگويد، و آنان را به طنزي که هيچکس و در هيچ جاي، به طنز او دست نيافته، آنان را به همان طنز، با مير نوروزي، که او را پادشاهي چند روزه ميبخشيدند و در پايان، بيشتر آنان سر را نيز به باد ميدادند، يکي ميداند «سخن در پرده ميگويم چو گل از پرده بيرون آي / که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي»، و بهمين خداشناسي دريافته و فرموده «حافظ از معتقدان است گرامي دارش / زآنکه بخشايش بس روح مکرم با اوست».
از ميان خداشناسان، که خود نيز حافظ را از معتقدان است، در مقاله پيش از بيان معرفت شناسي
دکتر امير محمدجعفر محلاتي، به آنچه که او از مقاله «سهم تمدني ايران و تشيع ـ در بازبيني مباني نظري سياست خارجي» نوشته و در آمريکا منتشر ساخته و به سايتهاي معتبر نيز آمده است سخن رفت، که آنان که بايد فهم سخن کنند و دست از فرياد و غوغا بردارند که اين فرمان دين است، برخاسته از فرمان خدائي. در اين ميان «چون صبا گفتة حافظ بشنيد از بلبل / عنبر افشان به تماشاي رياحين آمد».
من نيز با خواندن متن متين آن مقاله ميخواهم عنبر افشاني کنم، و پارهاي از آنچه را که اين استاد فقيه و حقوقدان و حق شناس به آن مقاله آورده، باز آورم به همانگونه که حافظمان فرموده عمل کنم «بيا که چارة ذوق حضور و نظم امور /
به فيض بخشي اهل نظر تواني کرد».
در پيشگفتار کتاب آمده است: «رابطه فرهنگ و تمدن و سياست خارجي کشورها يک رابطه خطي نيست و اين سه عامل که بخش عمدهاي از سرنوشت بشر را رقم ميزنند، در يک راستا نبوده، بلکه به صورت دايرهوار بر يک ديگر
اثر گذارند. به عبارت ديگر، هم سياست خارجي يک کشور ميتواند مروج فرهنگ و تمدن آن کشور باشد و هم فرهنگ اين توان را دارد که سياست خارجي يک کشور را غنا بخشيده و آن را موفق سازد، به ويژه در نظام مردم سالاري. بنابراين چندان عجيب نيست که در فرازهائي از گذشته درخشان تاريخ سياسي اسلام، حکومتهاي مقتدر و اثرگذار از ديپلماتهائي در روابط خارجي خود استفاده ميکردند که فرهنگ مدار بودند و از ميان چهرههاي برجسته علمي و ادبي انتخاب ميشدند». (صفحه 7 آن دفتر)
مخبرالسلطنه هدايت در گزارش ايران، از فرستادن پدرش (رضا قلي خان هدايت اديب و مورخ زمان ناصرالدين شاه قاجار و رئيس مدرسه دارالفنون و صاحب چند تأليف از جمله
روضه الصفا) به خوارزم براي گفتگو درباره روابط خان خيوه با دولت ايران در سال 1267 ه . ق اينگونه ميآورد، که اميرکبير به پدرم فرمود: مي روي و مي داني که فرستاده بايد فرستادهاي، و بقيه را خود خوب ميداني. که اين سخن امير که سخن داناي توس است به شاهنامه «فرستاده بايد فرستادهاي / درون پر ز نيرنگ، برون سادهاي».
در ادامه سخن شيخ ديپلمات ما ميآورد «از مصداقهاي بارز حسن استفاده از فرهنگ در سياست، استمداد از هنر براي تجديد روابط بين آمريکا و ويتنام است. همه ميدانيم که جنگ طولاني و پر خسارت آمريکا و ويتنام که دست کم صدها هزار کشته به جاي گذاشت و از آن ميان جان بيش از پنجاه هزار آمريکائي را گرفت زخمهاي عميقي در احساسات ملي دو کشور ايجاد کرد که درمان آن جهت از سرگيري روابط سياسي ـ اقتصادي بين دو کشور نيازمند يک ابتکار فرا سياسي و فرا اقتصادي بود.
علاوه بر خسارات جاني، عدم توفيق نظامي آمريکا در اين جنگ غرور ملي مردم آمريکا را نيز خدشهدار کرده، و در نتيجه روابط دو کشور کلاف سردرگمي شده بود که نميشد صرفاً آن را به سرپنجة ترفندهاي سياسي، اقتصادي گشود. ديپلماتهاي با تجربه آمريکائي سرانجام چارة کار را در اين ديدند که جهت تلطيف افکار عمومي آمريکا به قدرت بازآفريني هنر متوسل شوند و با بر پا کردن يک نمايشگاه از هنرهاي ويتنامي در مرکز روابط بين المللي مريتيان واشنگتن راه را براي ديدار فرهنگي دو ملت
هموار سازند.
اين اقدام با موفقيت کامل صورت گرفت و بازديد کنندگان آمريکایی از نمايشگاه که در بسياري از شهرهاي آمريکا برگزار شد با ديدن آثار زيباي هنرمندان ويتنامي به قول سهراب سپهري چشمها را شستند و جور ديگري به آن ملت نگريستند و آماده تجديد روابط شدند. کاري که از هيچ مذاکرة رو در روي سياسي برنمي آمد به زبان نافذ هنر که از ديوارهاي زمخت پيش داوريها به راحتي عبور ميکند. تحقق يافت و دو ملت نشيب قهر گذشته را به سوداي فراز دوستي فراز دوستي آينده پشت سر نهادند». (صفحه 8 و 9)
اين نويسنده اينرا به ياد شيخ بزرگوار ميآورد، که آگاهي مردم ويتنام، با آن همه جنايات که از آمريکائيان بر سرشان نازل شده بود، بيش از تجربه سياستمداران آمريکائي، در پشت سر گذاردن و يادآوري گذشته پر درد و رنج کارساز بود. که چون از پيرزن، شوي و فرزند و مزرعه و پاي خويش را از دست داده پرسيدند، از آمريکائيان چگونه انتقام ميگيري، پاسخ داد «به مزرعه ميروم و باز برنج ميکارم».
شيخ ما ميافزايد «اين مدعا که ادب فارسي به راستي سخنگوي وجدان و آرمان جمعي همه تمدنهاست به هيچ رو گزافه نيست، شاهدش سخني است که اخيراً بر لوح فشرده سفيد کاوشگر در فضاي بيرون منظومة شمسي پژواک يافته است:
بني آدم اعضاي يک پيکرند
که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
عباس کشتکاران
ز من پرس...
مقالههایی به پیری
بوي خوش وصل
کاوشگر، نخستين دست ساز بشر است که از منظومة شمسي خارج شده و براي موجودات زنده احتمالي در فرا سوي جهان ما از پيش از پنجاه زبان زنده دنيا کوتاهترين پيامها را به کيهان منتقل کرده است. کدام سخن توانسته است به اندازه دو بيت مشهور سعدي شيرازي، استاد سخن قرن سيزدهم ميلادي، چنين خلاصه و موجز، جوهر هم ريشگي، همبستگي و همدلي انسانها را فارغ از مرزهاي سياسي، فرهنگي، تاريخي و جغرافيائي بيان کند». (صفحه 14 و 15)
«گزارش گروه مطالعات تاريخ علوم در تمدن اسلامي که چند سال پيش از سوي سازمان علمي، آموزشي فرهنگي ملل متحد، يونسکو، منتشر شده به خوبي قابل مشاهده است. به نقل از مرحوم احسان نراقي و تصريح رئيس
عرب زبان گروه نويسندگان اين تاريخ علوم: «حدود قريب هفتاد درصد از دانشمندان علوم مختلف در تاريخ اسلام هويت ايراني داشتهاند»».
محلاتي خود ميگويد: «با عنايت به اين پيشينه، آيا شايسته نيست که جامعة ايراني مقيم غرب، اکنون به جاي دلمشغوليهاي مشابه سلفيگري و تجزيه طلبي فرهنگي، به سنت اصيل ايراني ترکيب تمدن بپردازد ...؟»
او با آوردن اين گفته سهراب سپهري «فتح يک قرن، به دست يک شعر ـ فتح يک کوچه به دست دو سلام» بياد ميآورد «از جمله حقوق مصرح در قانون اساسي آمريکا، که از افتخارات اين سند ميباشد حق شادي است ... اما نبايد فراموش کرد که قرنها پيش از اين داريوش کبير در کتيبهاي خداوند را در خلق شادي سپاس ميگويد...
مهمتر اين که ايرانيان باستاني در واقع با نهادينه کردن شادي به تبع دوستي، آن را به نحو شگفت انگيزي پاس داشته و به ساير فرهنگها نيز صادر کردهاند. شاهد مثال جشن مهرگان ايراني است که در روز مهر از ماه مهر براي سپاس از خداوند به خاطر حاصلخيزي زمين
بر پا ميشده است.
جشن مزبور که در واقع هم جشن مهر و دوستي الهي و هم دوستي انساني و شادماني بوده، پس از پيوستن ايران به جهان اسلام به دنياي عرب صادر شده و از همين جهت است که در زبان رسمي عربي مدرن، واژه مهرگان فارسي پذيرفته شده و کليه فستيوالها،
صرف نظر از موضوع آنها، در محاوره عربي «مهرجان» خوانده ميشود و ميدانيم که فلسفة فستيوال چيزي جز ايجاد بهانة دوستي و
شادماني نيست.
بدينسان فرهنگ ايراني نهاد دوستي و نهاد شادماني را سدههاي پيش از به رسميت شناختن حق شادماني، در حقوق مدرن شناسائي کرده، به شناختي والا از آن رسيده و به شناساندن و صدور آن به ديگر نقاط جهاني پرداخته است. حال بايد پرسيد آيا شايسته نيست که سياست گذاران کنوني امور داخلي و امور خارجي ايران توجه ويژهاي به سنت ديرينة حسنه و موثر خود داشته و به جاي اين که در شعارهاي عمومي براي اين و آن طلب مرگ کنند، امور مرگ و مير را به حضرت عزرائيل واگذاشته، همچون نياي خود براي جهانيان آرزوي شادماني و دوستي نمايند؟»
شيخ بزرگوار بايد به ياد بياورد، در آغاز فرمانروائي «باراک حسين اوباما» که پس از هشت سال نکبت بار، رياست جمهوري جرج بوش مردم آمريکا او را براي تغيير به رياست جمهوری رساندند، در اولين خطابه خود آورد، که دست دوستي به سوي ملل اسلامي دراز ميکند، و اولين سفر خارجي خود را به يک کشور اسلامي خواهد کرد و در آنجا پيام دوستي را با اسلام بر زبان خواهد راند.
و بايد بياد بياورد، که من مخلص، پيشنهاد کردم، که به گوش او برسانند، که اين کشور بايد ايران باشد، با همه فرهنگ و راي ديرين، که تمدن اسلامي نيز برخاسته از آن است، و اولين جايگاه سخن، بر سر تربت حافظ، با اين پيام «درخت دوستي بنشان که کام دل ببار آرد / نهال دشمني بر کن که رنج بيشمار آرد». به گمانم، اين پيام را به گوش اوباما رسانده بودند، ولي آنان که در ايران بايد ميپذيرفتند، نپذيرفتند، به آنچه که شيخ ما از روش آنان سخن ميگويد، «براي اين و آن طلب مرگ» کردن. امّا اوباما سخن بلند حافظ ما را در پيام نوروزي همين سال که در آنيم خطاب به مردم ايران بر زبان آورد.
من آن ماجرا را در مقاله «طرح نو» آوردم و آنرا با اين عبارت «به دوست گرانقدر خود شيخ سياست و صداقت دکتر امير محمدجعفر محلاتي، با فاتحهاي از سر اخلاص براي نيا و هم پدر بزرگوارش، شادروانان شيخ کبير حضرت بهاءالدين و شيخ آزاده حضرت مجدالدين هديه ميکنم با سخن خواجه بزرگ، حافظ قرآن «يا مکش بر چهره نيل عاشقي / يا فرو بر جامه تقوي به نيل» که سزاوار است بر ستايش خدائي، که جامة تقواي شيخ ما رنگ نيل نيافته و سپيدي صراحت و امر معروف را از دست نداده است که «چون صبا گفتة حافظ بشنيد از بلبل / عنبر افشان به تماشاي رياحين آمد». (مقاله طرح نو، به صفحه 201 دفتر کار ناکرده، هديه نوروز 1388 موقوفه بنياد فرهنگي خاندان شادروان زينالعابدين کشتکاران به چاپ رسيده است)
شيخ بزرگوار ميآورد «نگارنده اخيراً در سفري به اصفهان در نماز جماعت مسجد بزرگ ميدان نقش جهان شرکت کرد. نمازگزاران از بيست نفر متجاوز نبودند. بلا فاصله پس از نماز در حالي که سلامهاي زيباي سه گانه پژواک روح انگيزي در فضاي يکي از بزرگترين شاهکارهاي معماري جهان درافکنده و در امتزاج با نقشهاي مسحور کننده کاشيهاي مسجد، خيال آدمي را در فراخناي مفاهيم ابدي و سرمدي به پرواز ميخواند، ناگهان با آواي مرگ، شعارها همة آن معنويت و پرواز خيال زائل و مهمل شد.
بياختيار به ياد سخن علامة طباطبائي افتادم که با تسلط بر معارف اسلامي نفرين را منع فرموده و يادآور ميشد بزرگان دين همچون اميرمؤمنان حتي در جنگها اجازه سب و لعن به دشمن را نميدادند». (صفحه 13)
و حافظ ما در ساقي نامه خود، رو به آنچه داشته که بزرگان دين داشتهاند:
بيا ساقي آن کيمياي فتوح
که با گنج قارون دهد عمر نوح
بده، تا برويت گشايند باز
درِ کامرانيّ و عمر دراز
با ياري او، اين نوشته به ساعت 3 نيمه روز سهشنبه هشتم
بهمن ماه 1392 پايان گرفت. باز سپاس از او
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی