نوربخش: دولت قادر به پرداخت 15 هزار میلیارد تومان بدهی امسال نیست


ایسنا: مدیر عامل سازمان تأمین ‌اجتماعی با اشاره به تحولات مفید و سازنده درون سازمان، گفت: در ماه‌های اخیر تعهدات بدون وقفه‌ای انجام شده و شاهد ارتقای خدمات درمانی و بیمه‌ای بیمه‌شدگان بوده‌ایم.
دکتر سیدتقی نوربخش در مراسم افتتاح شعبه 24 تهران با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای انقلاب و دفاع مقدس و آرزوی طول عمر مقام معظم رهبری و تبریک ایام‌الله دهه فجر با اعلام این خبر افزود: پیروزی انقلاب اسلامي‌نتیجه فداکاری‌های شهدا و مردم و رهبری
امام راحل (رحمت‌اله) بوده است.
وی با اشاره به اینکه سازمان تأمین‌اجتماعی به لحاظ ملی و حاکمیتی دارای جایگاه مهمي‌در کشور است، گفت: این سازمان 38 میلیون نفر از جمعیت کشور را تحت‌پوشش دارد و خدمت به اقشار آسیب‌پذیر که از پایه‌های اصلی این انقلاب بودند را افتخار خود می‌داند.
وی تصریح کرد: این سازمان در نظام معیشت و سلامت بیمه‌شدگان تأثیرگذار است و پرداخت مزایای کوتاه و بلندمدت به جامعه تحت‌پوشش از وظایف مهم سازمان تأمین‌اجتماعی به شمار می‌رود.
مدیرعامل سازمان تأمین‌اجتماعی ادامه داد: این سازمان در 2 سال گذشته با حوادث تلخ و فرودهایی مواجه بوده و دچار چالش هویتی و کرامتی شده بود.
نوربخش افزود: در نتیجه اراده ملت و مشیت الهی در سی‌وچهارمین سال انقلاب تحول جدی در مدیریت کشور به وجود آمد و در شرایطی که کشور با رشد منفی اقتصاد و افزایش بیکاری و عدم پاسخگویی خزانه کشور به مطالبات روبه‌رو بود، رأی مردم تحول عظیمي‌در جامعه ایجاد و دولت تدبیر و امید روی کارآمد که امیدواری را برای سازمان تأمین‌اجتماعی و بیمه‌شدگان
به ارمغان آورد.
وی با بیان اینکه سازمان دچار یک مجموعه مشکلات تاریخی است که ناشی از عدم تعادل بین منابع و مصارف بوده، افزود: این مسئله به دولت فعلی و دولت‌های قبلی مربوط نیست و برای رفع آن لزوم توجه به محاسبات بیمه‌ای
آشکار می‌سازد.
نوربخش اضافه کرد: در یک دهه اخیر دولت علاوه بر نقش تأمین سه درصدی حق‌بیمه، نقش کارفرمایی هم ایفا کرده که بدهی 54 هزار میلیارد تومانی به سازمان تأمین‌اجتماعی را به وجود آورد و در سال‌جاری به خاطر مشکلات، دولت قادر به پرداخت 15 هزار میلیارد تومان بدهی سال‌جاری نیست.
93 هزار میلیارد تومان بدهی سال آینده دولت به تامین اجتماعی
وی بدهی دولت در سال آینده را با احتساب سود تعهدات 93 هزار میلیارد تومان اعلام کرد و گفت: در 10 سال گذشته تعهد دولت به منابع سازمان
 3 به 7 بوده و در سال‌جاری این نسبت به 15 به 23 افزایش یافته است.
نوربخش با بیان اینکه تغییر رویکرد مدیریتی در سازمان تأمین‌اجتماعی بعد از دولت تدبیر و امید به وجود آمده، افزود: تحولات مدیریتی فرصت‌های ارزشمندی برای این سازمان به وجود آورده که باید قدر آن را بدانیم.
وی اظهار کرد: تعهد جدی رئیس‌جمهور و دولت به مسئله رفاه اجتماعی
و نظام سلامت، هماهنگی بین وزارت‌خانه‌های تعاون، کار و رفاه اجتماعی و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سایر دستگاه‌های فراسازمانی که در عملکرد سازمان مؤثر است، همدلی و همکاری بین بخش‌های سازمان که در نظام اجرایی کاملاً ملموس است، از فرصت‌های به وجود آمده در ماه‌های اخیر است.
وی با اشاره به اینکه با وجود کارکنان متعهد سازمان هرگز تأخیری در انجام تعهدات سازمان به وجود نیامده گفت: پاسخگویی به مراجعه‌کنندگان نیازمند روحیه تعهد و گذشت در میان کارکنان است.
وی در ادامه بیان کرد: کارکنان پاسخگو باید رضایتمند باشند و به همین منظور باید دلبستگی و تعهد سازمانی را افزایش دهیم و در این راستا باید با ایجاد فضای کار مناسب و آرامش‌خاطر فرایند خدمت‌رسانی را تسریع و تسهیل کنیم.
وی با اشاره به خدمات جدید سازمان تأمین‌اجتماعی در ماه‌های گذشته گفت: 180 قلم دارو تحت‌پوشش تأمین‌اجتماعی قرار گرفت و همچنین داروهای نازایی بیمه شدند و هزینه درمانی بیماران سرطانی و صعب‌العلاج کاهش یافت.
نوربخش با بیان اینکه برای حل مشکلات و افزایش خدمات‌رسانی استفاده از فن‌آوری اطلاعات مورد توجه قرار دارد، افزود: نتایج ارتقای خدمات الکترونیک به تدریج مشخص می‌شود.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: برای اولین بار در سازمان تأمین‌اجتماعی بودجه سال آینده از ابتدای سال 93 ابلاغ می‌شود و این موضوع بدیهی به مدت چند سال انجام نشده بود به صورتی که بودجه سال 92 در مهرماه ابلاغ شد.
وی از آغاز تدوین برنامه استراتژیک و بازگشت سازمان به جایگاه و مأموریت اصلی خود که همان ارائه خدمت به بیمه‌شدگان و افزایش رضایتمندی آنها است، خبر داد.
نوربخش در پایان با تقدیر و تشکر از کارکنان سازمان تأمین‌اجتماعی نوید خدمت‌رسانی مطلوب به جامعه
هدف را داد.
عباس کشتکاران
ز من پرس...
مقاله­‌هایی به پیری
پیشتاز بخت

پنجاه و هفتمين مقاله
اي دل، صبور باش و مخور غم که عاقبت
اين شام صبح گردد و اين شب سحر شود
حضرت خواجه و حافظ ما، که براستي
لسان الغيب است، و در اين لسان الغيبي، به رموز مشيت او، و زير و بالاهاي روزگار آشناست، که خود گويد «مکن بچشم حقارت نگاه در من مست / که نيست معصيت و زهد بي مشيت او» و در همين حال «نمي‌کند دل من ميل زهد و توبه ولي / بنام خواجه بکوشم و فرّ دولت او» در غزلي که يک بيت آن بر مصدر اين مقاله نشسته است، در مصرع اوّل خواجه، ما را به «مخور غم» پند مي‌دهد، که اين از بيم و خطرهائي است، که از کساني که چون قوم نوح، در برابر پند و اندرز او، که شرط بلاغ است، و امر باري تعالي، دو انگشت به گوش فرو برده‌اند، و راي روشن مردم را باز به هيچ گرفته، که اين کسان اصولاً حق رائي براي مردم قائل نيستند و گاهي در انکار روشن و زماني به زباني، بر عقيده خود پاي مي‌فشرند، تا آنجا به تکفيري، فتواي غرقه و آبي مي‌دهند، و حق سلب حيات را به فرمان خود، و بنام خدائي، که از او دورند، مي‌گيرند، که همين جاست که چون حافظ خداشناس را، گفتن به «ترسم» وامي‌دارند، «ترسم که اشک در غم ما پرده در شود / وين رازِ سر به مُهر به عالم سَمر شود ـ خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه / کز دست غم، خلاص من آنجا مگر شود».
که باز چون حافظ قرآن است و خدا را، نه از روي ريا، که از روي حقيقت، به باور گرفته به دنبال آن «ترسم» خطاب به خود و خطاب «غم مخور» به ما، اين نويد را مي‌دهد که «اين شام صبح گردد و اين شب سحر شود» که مردم چشم انتظار آنند.
نشانه‌هائي در مشيت الهي، براي بروز بلايا و هم نويد به پديد آمدن نعمات هست، که به چشم اهل نظر، آشناست: «راز درون پرده ز رندان مست پرس / کاين حال نيست زاهد عالي مقام را» در بروز بلايا، خشکسالي‌ها و تنگ گرفتنها، بدان را مجال، و در نعمات تر سالي، خوبان را فرصت يافتن و مردم اين ورد را بر زبان «تا پيشتاز بخت باز روم تهنيت کنان / کو مژده‌اي ز مقدم عيد وصال تو».
در تاريخ ما، چه تاريخ حماسي، و چه تاريخ رويدادي، هم نشاني از بروز بلايا و هم پديد آمدن نعمات هست، که ما در مقالات پيش و پيشين، به پاره‌اي از آن پرداخته‌ايم، که اگر آن مقالات خواننده داشته است، نيازي به دوباره و سه باره و چند باره گوئي نيست، ولي چون نشانه‌هاي خشکسالي را با مجال يافتن بدان و نعمات
تر  سالي را با فرصت يافتن خوبان، در داستان نوذر و سرانجام شوم او، همراه با خشکسالي، و فرصت يافتن زو همراه با تر سالي، شاهد سخن است، باز دوباره هم بدان مي‌پردازيم و هم بدين و آنگاه بر سر سخن خود مي‌شويم: «چو سوگ پدر شاه نوذر بداشت / ز کيوان کلاه کيي بر فراشت ... به تخت منوچهر بر بار داد / سپه را درم داد و دينار داد ـ بزرگان ايران بر تخت اوي / نهادند يک يک اَبَر خاک روي ـ که ما شهريارا همه بنده‌ايم / دل و ديده از مهرت آکنده‌ايم».
اما «بر اين برنيامد بسي روزگار /  که بيدادگر شد دل شهريار ـ به گيتي برآمد ز هر جاي غو / جهان را کهن شد سر از شاه نو ـ که او رسم‌هاي پدر در نوشت / ابا موبدان و ردان درشت ـ ره مردمي نزد او خوار شد / دلش بندة گنج و دينار شد / چو از روي کشور برآمد خروش / جهاني سراسر برآمد به جوش ...».
روشن است، اين مردم، سر از فرمان نوذر برگرفته، همان مردم‌اند که در آغاز شاهي او را گفتند و سر به پادشاهي او نهادند «که ما شهريارا همه بنده‌ايم / دل و ديده از مهرت آکنده‌ايم» پس چه شد که از «جهاني سراسر برآمد خروش»؟ مردم از عهد سر پيچيدند يا نوذر؟
پاسخ روشن است «که بيدادگر شد دل شهريار» و سرانجام او، يورش افراسياب به ايران زمين، و گرفتاري نوذر تا آنگاه که ، شاه ترکان «بزد گردن نوذر شهريار / تنش را به خاک اندر افکند خوار».
پس از اين رويداد شوم، با راي زدن زال،
با ردان و بزرگان، و بدين رسيدن که نه توس و نه گستهم، پسران نوذر، شايسته گرفتن تخت نيستند، «ز تخم فريدون بجستند چند / يکي شاه زيباي تخت بلند ـ نديدند جز پورّ تهماسب، زو / که زور کيان داشت و فرهنگ گو ...».
چون زو، با راي انجمن، به شاهي رسيد، و مردم از راي و داد او به آسايش رسيدند، که او «سپه را ز راه بدي بازداشت / که با پاک يزدان به دل راز داشت ـ گرفتن نياراست و بستن کسي / وزان پس نديدند خستن کسي ـ همان بد که تنگي بُد اندر جهان / شده خشک و تشنه گيارا دهان ـ نيامد همي ز آسمان آب و نم / همي بر کشيدند نان با درم ...» با داد و راي و ره به يزدان بردن، پادشاه «پر از غلغل و رعد شد کوهسار / زمين شد پُر از رنگ و بوي نگار ـ جهان چون عروسي رسيده جوان / پر از چشمه و باغ و آب روان ...» که از ديروز، دوشنبه چهاردهم بهمن ماه، مردم نيز در سرتاسر ايران، فراخي چند باره خدائي را پس از آن سالهاي تنگ گذشته، به برف و باران ديدند، و فارس و شيراز ما هم پنجمين برف را، که اميد بگذارند و چون خداي خواسته، سد راه خواست خدائي و مردمي نگردند، که بدين هنگام، چون آن هنگام که مردم «به هر سو يکي جشنگه ساختند / دل از کين و نفرين بپرداختند» که ما در مقاله پيشين، شادي خدائي را، به قلم فقيهي، که سواي دانش خويش، پشت به چند نسل فقاهت و امانت و راستي دارد، دکتر امير محمد محلاتي، آنچه که دور از اسلام و ايمان است، نفرين و ناسزاگوئي، به روايت علامه زمان و مجتهد و حکيم دوران آيت الله طباطبائي را که روانش شاد باد آورديم، و بالاتر و بالاتر سخن مولا علي را، که درود خداوندي بر او باد، که سب و لعن را هم در ميدان جنگ و نسبت به دشمن ناپسند مي‌دانست، هر چند باز نشنوند و بگويند، و عزت در نفرين به اين و آن است، که مردم خوب دريافته‌اند، که عزت آنان در همان آرامش است، «مطرب بساز عود که کس بي اجل نمرد / وان کاو نه اين ترانه سرايد خطا کند ـ در کار خانه‌ئي که ره علم و عقل نيست / و هم ضعيف راي فضولي چرا کند؟».
امروز به اميد آزادي راي و سخن است، که در شوراي شهر شيراز، يکي از نمايندگان، مهندس ديهيمي، به آورده روزنامه خبر سه‌شنبه هشتم بهمن (صفحه 7) در «انتقاد ديهيمي از متروئي که ميلياردها تومان براي آن هزينه شد و به نتيجه نرسيد» لب مي‌گشايد.
دکتر سيد محمدرضا ديهيمي، يکي از مديران موفق، فارس بود و هست، که هم به هنگام معاونت فني شهرداري شيراز، که بايد به شهرداري شيراز مي‌رسيد و به بازيهاي پشت پرده نرسيد، و هم به هنگام مدير کلي مسکن و شهرسازي فارس، خدمات ارزنده و گسترده‌اي در ساختن مسکن انجام داد و به شايستگي در اين زمينه، مدير موفق کشور شناخته شد، سخن به خطا نمي‌گويد. او در نطق پيش از دستور خود مي‌گويد در‌‌‌‌‌‌‌‌   باره  داستان تأسف بار متروي شيراز مي‌آورد «... اگر از زاويه‌اي ديگر به پروژه متروي شيراز بنگريم مي‌بينيم که بيش از ده سال است که ساخت اين پروژه آغاز شده و هزاران ميليارد هزينه کرديم، از سوي ديگر محور اصلي ورودي شهر و ميادين زيباي آن را تخريب کرديم و مردم را دچار مشکلات زيادي در بحث ترافيک کرده‌ايم و حال پس از اين همه مدت اعلام مي‌کنيم که هنوز
هزار ميليارد تومان ديگر براي افتتاح خط يک مترو نياز داريم، و فلان روزنامه نيز تيتر مي‌زند که سازمان ميراث فرهنگي آماده است که متروي شيراز را جزو بناهاي ميراثي ثبت کند. وي افزود اگر بر اساس واقعيت يعني اقدام، يعني اين پروژه از فاصله کوتاه‌تر انجام مي‌شد به ازاي مقدار زيادي از بودجه آن صرف تجهيز ناوگان حمل و نقل عمومي مي‌گرديد و به نيازهاي فعلي قطعي مردم پاسخ مي‌داديم و سرويس دهي بهتري انجام مي‌شد و لذت استفاده از وسائط حمل و نقل عمومي را به مردم مي‌چشانديم و وعده رفاه دور دست را نمي‌داديم و آن‌ها را از خدمات روزمره محروم نمي‌کرديم، بهتر نبود؟ ...».
   چرا، بهتر بود، اما فضاي بسته، بهترها را فداي آز و فساد مي‌سازد، بهمان نحو که در کار متروي شيراز، و دهها پروژه ديگر ساخت، که آن روز آن همه «زخم نهان بود و مجال آه نبود».
داستان متروي شيراز، اين بود، که در رژيم گذشته، با کوشش مسئولين آنروزگار، مهندسين فرانسوي براي مطالعه و بررسي موقعيت شهري و طرح نقشه و مترو به شيراز آمدند. آنان گفتند که با بودن رودخانه خشک شيراز، که در خط غرب و شرق شيراز گستردگي دارد، بختي است براي شهر که يک خط مترو از زير و بالاي اين رودخانه عبور کند، و نقشه خط دوم را نيز، که شمال و جنوب شهر را به هم مي‌پيوست، تهيه ديدند، و کار در آستانه انجام بود که انقلاب مردمي از راه رسید.
مهندس ديهيمي بايد دو چيز را خوب به ياد داشته باشد. به همت او به هنگام معاونت شهرداري، مشکل زمين چهل هزار متري
«گود ابراهيم بگي» موقوفه مرحمت پناه آقا بابا خان، که در غرب خيابان جنوبي شاهچراغ (حضرتي) و شرق خيابان گل کوب، در محرومترين منطقه شهر قرار گرفته، به يک جلسه‌اي با حضور او مهندس اقتداري رئيس وقت فضاي سبز شيراز و من وکيل متولي موقوفه، که زمانش به اندازه صرف صبحانه‌اي در محل بود، و ده بي‌خانمان در گوشه‌اي از آن، خانه ساخته بودند حل شد، به مهر و انصاف، که موقوفه به آن بي‌خانمانان زمين و شهرداري هزينه ساخت خانه داد. خدايش بيامرزاد، شادروان احمد مدرسي دائي من متولي موقوفه و من وکيل آن بزرگمرد بودم، و در حقيقت ما شهري را بر شهر شيراز افزوديم، که امروز با يکصد هزار ساکن آن پا بر جاست، که در آن پارکها، مدرسه‌ها، درمانگاه و حسينيه‌ها، با تطبيق استاندارد معماري جهاني، و تطبيق با شرايط اقليمي و اجتماعي بومي، پا برجاست، يکي از پارکها همان پارک بود، که به هنگام توليت ديگري به بي‌خردي، و بازيهاي قدرت، بدست همان کس، که نقشه آماده و حساب شده مترو را بهم زد، از دست مردم گرفته شد، و فرياد مردم محروم که اين پارک در حقيقت حقوق ارتفاقي آنان بود، و حق آنان از آنان گرفته مي‌شد، بجائي نرسد.
در کار متروي شيراز نيز همان کس، که شهردار شيراز بود با تيغ بُرا، نقشه آماده اجراي مترو، طرح فرانسويان به کناري زده شد، و آنچه را که بزبان مهندس ديهيمي آمد، بجاي آن، به اجرا گذاردند.
بايد ديهيمي عزيز دانسته باشد، به هنگام مرگ همسر شايسته مهندس زيّاني، در حرم مطهر حضرت سيد علاءالدين حسين، که بيشتر مسئولان و مهندسان شيراز دوستان گرد هم آمده بودند و من نيز به خويشي و دوستي حضور داشتم، خطاب به مهندس رجبي که در آن وقت رئيس مترو بود، گفتم: «مي‌خواهم با سلامت نفسي که در تو سراغ دارم، پاسخ اين پرسش را بدهي، چرا طرح فرانسويان به کناري نهاده شد و چرا اين طرح بحث انگيز بجاي آن به اجرا درآمد؟».
تأملي کرد، ولي چون پرسش را نمي‌خواست بي‌پاسخ گذارد گفت: «طرح فرانسويان گر چه
هزينه‌اي کمتر داشت ولي درآمدي کمتر داشت و اين طرح هزينه فزونتر ولي درآمدي بيشتر دارد».
بدو نگريستم گفتم از تو به آرزوي صداقت در گفتار بودم ولي بزرگواران، که همه مهندس و معمار و شهرساز هستيد، داوري کنيد، آن نقشه که از کنار جنوبي رودخانه، مي‌گذشت و فاصله آن در دورترين فاصله با خيابان اصلي کريمخان زند، بيش از پانصد متر نبود، از دروازه اصفهان، که
پر جمعيت ترين مرکز شهري است، گذر مي‌کرد و از همان رودخانه به فرودگاه شيراز مي‌رسيد، و اگر مي‌خواستند، از غرب به سپيدان، که درگذر آن ايستگاه راه آهن شيراز و تهران است، پيوند مي‌خورد، و از شرق بهر کجا که مي‌خواستند، هزينه کمتر ولي، درآمدي بيشتر، که عبور از پر جمعيت‌ترين منطقه شيراز دروازه اصفهان بود، سواي دور ماندن از همه دلنگراني‌ها، براي سلامت اين گذرگاه و آسيب نرساندن به مجموعه فرهنگي زنديه، و مشکلات ترافيکي، که از رهگذر ايستگاه‌ها در شهر پديد خواهد آمد.
آنچه که آنروز من از نگرانيها در گوشه‌اي بر زبان آوردم، امروز در شوراي شهر بزبان عضوي از آن شورا رفته، که چون شکافته شود، بوي گند آز و فساد، از آنکس و يا گروه، که رقم خير و قبول را رها کردند و قيصريه‌اي را بخاطر دستمالي به آتش کشيدند، برمي‌خيزد، و اگر سازمان بازرسي فارس بخواهد مي‌تواند، کار را به سخن تنها نگذارد، و آنچه را که وظيفه دارد به انجام رساند، و به سخن حافظ قرآن روند و سرافرازي را براي خويشتن خرند
رنج ما را که توان برد بيک گوشه چشم
شرط انصاف نباشد که مداوا نکني
.....      .....     .....     .....     .....     .....     .....
نقل هر جور که از خلق کريمت کردند
قول صاحب غرضانست تو آنها نکني

به نيمه روز سه‌شنبه پانزدهم بهمن ماه 1392
به ياري او اين مقاله پايان گرفت
سپاس از او