به نام خالق تبسم و تفکر
طنزپردازان ارجمند! مطالب طنز خود را در قالب شعر نثر، کاریکلماتور و کاریکاتور، به نشانی دفتر روزنامه عصرمردم ارسال فرمایید، تا صفحه طنزعصر با طنزهای خوب و جذاب شما فرهیختگان با ذوق هرچه پربارتر و خواندنی تر به خوانندگان عزیز و گرامی این روزنامه تقدیم شود.
                 در ضمن نشست هفتگی انجمن طنز محفل رندان نیز هر هفته روزهای شنبه ساعت 16:30 تا 18:30 برگزار می شود، با حضور سبز خود محفل ما را درخشان و بهاری کنید.
شیراز چهارراه خیرات جنب داروخانه سعدی و بانک ملی ساختمان مرکزی حوزه هنری فارس، سازمان
تبلیغات اسلامی انجمن طنز.

راز و رمز دنیا
علی اصغر نجفی «اغو»
روزی که در خیالم غم را دگر ولیدم
از درد غم، دوباره بر خویش پِلپِلیدم(1)
چون سرسری گرفتم این راز و رمز دنیا
دیدم که وای بر من خود را چه غافلیدم
مسرور مي دویدم در راه زندگانی
از سرعت زیادی خوردم زمین گِلیدم
در خود مرا گرفته این بختک زمانه
در دستهای بختک له گشتم و چلیدم
در نزد نارفیقان کاری نبردم از پیش
هر چند سحر دشمن خنثی و باطلیدم
تا کس به من نگوید فردی کثیف و زشتی
خود را به عطر و شانه خوشبو و خوشگلیدم
اما ز خوبرویی، اشکم نگشت لبخند
مانند توپ فوتبال پا خوردم و غلیدم
تا برطرف نمایم ظنم به فرد دیگر
زآنرو خودم به جای فرد دگر هلیدم(2)
دیدم که پشت پرده، عدلی دگر نهفته
پس خویش را به یمن آن عدل، عادلیدم
گویی عطای ایزد مشمول ما نمي شد
پس با فشار خود را اینگونه شاملیدم
اما به این سهولت کامم نگشت کامل
پس کام خود به تلخ و با شور کاملیدم
و آنقدر بازی ام داد خانه خرابی من
تا آن که آخرالامر در قبر، منزلیدم

پی نویس:
1 - پِل پِل یا پِلپِل= به خود پیچیدن
(پِل پِلیدم)= به خود پیچیدم
2 - هِلیدم= هِشتم، گذاشتم، نهادم

کلاس خط
ناصر زارعی
-کجا داری میری؟
-کلاس خط
-میخ کش رو کجا مي بری؟
-آخه امروز تمرین خط میخی داریم.
* * *
خواب
- پسرم موقع خواب بالش را زیر سر مي گذارند نه زیر پا.
-آخه پاهام خواب رفته.
* * *
کار
-مادرت توی خونه چکار مي کنه؟
-ظرف مي شوره و جارو مي کنه.
-پدرت چکار مي کنه؟
-چون این کارها رو نمي کرد مامانم از خونه بیرونش کرد.
* * *
اختراع
-شنیدم برای صرفه جویی در مصرف بنزین یه ماشین اختراع کردی که بدون سوخت کار میکنه؟
-آره
-چه طوری؟
-خودم مي شینم پشتشش زن و بچه ام هلش میدن.
* * *
اورژانس
مسافر: سیصد تومن بیمارستان چمران
راننده: صرف نمي کنه پونصد بده اورژانسی مي برمت
نیم ساعت بعد اورژانس راننده و مسافر را به بیمارستان انتقال داد.
* * *
واژه
معلم: واژه سیل رو تعریف کن؟
شاگرد: آقا تعریف کردنی نیست تخریب کردنیه.
* * *
طلایاب
-آقا طلایاب دارید؟
-بله برای چی مي خواید؟
-آخه مادر زنم گم شده مي خوام پیداش کنم.
-چه ربطی داره؟
-آخه اسمش طلاست.
* * *
سؤال
-میدونی چه عاملی جانوران عظیم الجثه عصر یخبندان را منقرض کرده؟
-آره، رستوران های بین راهی.

آینده
دانی که چرا رفته از این لب خنده
لرزان شده دست و دل و پای بنده
وقت است که فریاد زنم دردم را
ترسم کمي ای دوست من از آینده
* * *
شدی ارژون و شد دل اژ تو خوشحال
ژِ خوشحالی در آوردم پر و بال
بده ژودی جوابم قبل مشرف
مگه یارانه ای هشتی «کریشتال»

سه رباعی
زهرا کامکار
درسی است برای عبرت بعضی ها
هیهات ز عیش و عشرت بعضی ها!
اما خودمانیم، چه کیفی دارد
بالا بکشی تو ثروت بعضی ها!
* * *
شاعرم من، شعرها در طول دوران گفته ام
از گذشته تاکنون از این و از آن گفته ام
بس که خوردم شیر با آب فراوانی که داشت
شعرهای آبکی فت و فراوان گفته ام!
* * *
آن روز که بیکار تو بودی و ولو
مي آمدی از بابت صد قرض، جلو
حالا که خرت گذشت از پل، ناجنس
گفتم که بیایم و تو گفتی که برو!

زبان حال
محمد دبیری
کارمند: با این حقوق کم نتوان کرد زندگی
پوند و ین و دلار فراوانم آرزوست
بازنشسته: معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید
شکمو: لذت شام به مرغ است و به ماهی و کباب
هر که این هر سه ندارد نرود گشنه به خواب
خوش خیال: دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
آنهم پیاله ای که پر از آش خاله بود
عاشق: هر چه تعمیر کنم دل کندش عشق خراب
خود بفرما دگر آباد کنم یا نکنم
الکی خوش: از چهره های تیره و اخمو دلم گرفت
روی گشاده و لب خندانم آرزوست
مستأجر: پول مي رود ز دستم صاحبدلان خدا را
از موجرم بپرسید احوال سنگ پا را

کوچۀ بن بست
اسدالله فهندژ سعدی (بلبل شیرازی)
کوچۀ ما کوچۀ زنها شده
مرد در این کوچه ناپیدا شده
کار مردان و زنان وارونه است
وضع ناجوری عجب اینجا شده
توی خانه جای مشدی ناصر و
نادر و فرشید و یا سینا شده
یا که بیرون جای عفت خانم و
لادن و فرزانه و شهلا شده
صبحها هر زن به سوی کار و بار
مي رود از در برون تا پا شده
هر زنی با بیل و ابزاری دگر
سوی کار از خانه در صحرا شده
بسته هر مردی کلاهش را به سر
خانه داری کار هر بابا شده
مش رجب در خانه داری چیره دست
جای کدبانو چه کدآقا شده
جای زن هر گونه کاری مي کند
این وسط تنها فقط نازا شده
بچه را آسوده پوشک مي کند
تازه گی در کار خود اوستا شده
مي چپاند در دهانش شیر خشک
تا که نیش شیرخوارش وا شده
روز و شب در فکرم و گویم به خویش
ای خدا مردی چرا تنها شده
کوچه بن بست است ورنه نام شهر
شل بجنبی شهرک زنها شده

«چشم ها را باید شست»
محمد جاوید
طرح خوبی دارم
تا که از دیدن هر منظره ای
خوش خوشانت بشود
و به بالا نرود از تو فشار
و شود باعث تسکین عصب
طرح خوبم این است:
«چشم ها را باید شست»
جور دیگر باید دید
عینکی باید زد فوق مدرن
تا ببینی گاهی
چیزها را نقلی
یا زمانی دیگر
گنده بینی هر چیز
مثلاً این جوری:
بهرۀ بانکی و میزان تورم را ریز
رقم برق و تلفن هم نیز
در عوض فیش حقوق و پاداش
رقم سهم عدالت را هم
گنده تر از یک بانک
یا که نقلی بینی
قیمت مسکن و نرخ ارزاق
از عدس تا به سماق
وام میلیونی را
عددی ده رقمي انگاری
مبلغش تا به قیامت تقسیط
چشم را چون شستی
پاک بینی همه زشتی ها را
قاتلان را مظلوم
فاسدان را صالح
رانت خواران را بینی
غصه دار مردم
همه محتاج به نان شب خود
عینک فوق مدرنت گاهی
خوش به حالت بکند
چون که بینی با آن
صحنه هایی جالب
کارت بنزین همه پر از بنزین
به حساب همه واریز شده یارانه
سال یک بار نه، که ماهانه
و صد البته همه با مدد رایانه
«هیچکس تنها نیست»
همه همراهی دارند بدون بلوتوث
که نبیند هرگز
فیلمهای خفن آن جوری
دختران خانۀ بخت
پسران بر سر کار
در در دانشگاه
پدری مي بینی خنده کنان
مي زند بشکن و مي فرماید
شکرت، رایگان شد تحصیل
و کمي آن ورتر
داخل انجمن طنز نشسته «جاوید»
شاد و شنگول و بدون تردید
مي نویسد طنزی
با خطوط قرمز
و چه جالب ناک است
صفحۀ اول یک نشریه
طنز را مي چاپد

ࠀدو مطلب از داریوش منوچهری
بقیه اش مال خودت
مردی که سوار تاکسی شده بود، هنگام پیاده شدن یک ده تومانی به راننده مي دهد و مي رود، راننده فریاد مي زند بقیه اش؟!
مرد جواب مي دهد: بقیه اش مال خودت!
* * *
اسکناس دو هزار تومانی
اولی: داداش بهمن، پول خرد تو جیبت داری؟ آخه مي خوام با اتوبوس برم مدرسه.
دومی: به جون خودت فقط یه اسکناس دو هزاری دارم.
اولی: باشه عیبی نداره با تاکسی تلفنی مي رم!
آمشتی
کمال سام «پشت هم انداز»
«آمشتی» که داری میری پریشون
خدای نکرده نری تو هُلفدون
تهرونیا به ریش تو مي خندن
با گریه مي دوی تا ناف شمرون
بس که پیاده چریدی تو این شهر
کلاتو باد برده موهات پریشون
سادگی و صفای تو «آمشتی»
گم میشه تو شهر ریا و افسون
تو ده کشاورزی و کار و زحمت
تو شهر کلک زدن سر این و اون
پول در آوردن توی شهر آسونه
حلال حروم کی مي کنن حریصون
حقه و نیرنگ و کلک کارشون
ببین سرت رفته کلاه چه آسون!
نون و پیاز توی ده صد شرف
داره که اینجا بخوری فسنجون
خلاصه مشتی جون هر چی مرده
ببند فلنگو، برو زودی بیرون
«پشت هم انداز» که غرض نداره
خیر تو رو مي خواد سلام برسون

دو مطلب از اصغر آبرومندی «کل اصغر»
خواستگاری
کل اکبر: چرا دمقی؟
کل اصغر: رفته ام خواستگاری.
کل اکبر: جواب رد داد؟
کل اصغر: بله بهم گفت: «زن جوان را اگر تیری به پهلو نشیند به که پیری»!
کل اکبر: آیا نباید این طور مي گفت؟
کل اصغر: نه ناحق گفت، مگه من 67 سالم بیشتره؟!
کل اکبر: خب خانم چند سالش بود؟
کل اصغر: هیجده سالش!
* * *
آن جناحی
کل اکبر: نکنه تغییر جناح دادی؟ مي بینم روزنامه های آن جناحی جمع مي کنی؟
کل اصغر: نه از حالا برای چهارشنبه سوری مواد سوختی جمع مي کنم!

آمشتی
کمال سام «پشت هم انداز»
«آمشتی» که داری میری پریشون
خدای نکرده نری تو هُلفدون
تهرونیا به ریش تو مي خندن
با گریه مي دوی تا ناف شمرون
بس که پیاده چریدی تو این شهر
کلاتو باد برده موهات پریشون
سادگی و صفای تو «آمشتی»
گم میشه تو شهر ریا و افسون
تو ده کشاورزی و کار و زحمت
تو شهر کلک زدن سر این و اون
پول در آوردن توی شهر آسونه
حلال حروم کی مي کنن حریصون
حقه و نیرنگ و کلک کارشون
ببین سرت رفته کلاه چه آسون!
نون و پیاز توی ده صد شرف
داره که اینجا بخوری فسنجون
خلاصه مشتی جون هر چی مرده
ببند فلنگو، برو زودی بیرون
«پشت هم انداز» که غرض نداره
خیر تو رو مي خواد سلام برسون

 

تفأل مي زنم
آب دانی یو
من برای غصه خوردن هم تفأل مي زنم
از برای وقت مردن هم تفأل مي زنم
لعبتی را گر ببینم در خیابان شوخ و شنگ
از برای دل سپردن هم تفأل مي زنم
در قمار زندگی من دائماً بازنده ام
گر شود یکبار بردن هم تفأل مي زنم
* * *
گر خری دیدم به زیر بار له له مي زند
بهر یک عمری دویدن هم تفأل مي زنم
از برای دسته و حزب و جناح و این قبیل
تا به سر منزل رسیدن هم تفأل مي زنم
گر برای حاجتی از خانه بیرون مي روم
بر صلاحی در خریدن هم تفأل مي زنم
در کنار سوپری گر آمپرم بالا رود
جامه را بر تن دریدن هم تفأل مي زنم
گر که مي خواهم سوار یک هواپیما شوم
لاجرم قبل از پریدن هم تفأل مي زنم
شب به بستر تا ببینم خواب پول و نان و آب
من برای خواب دیدن هم تفأل مي زنم