صفحه 10--26 دی 87
جشنواره ساندنس
امسال 25 ساله میشود
بیست و پنجمین جشنواره فیلم ساندنس به عنوان معتبرترین ویترین سینمای مستقل در آمریکا از پنجشنبه این هفته با نمایش انیمیشن خمیری "مری و مکس" آغاز میشود.
به گزارش مهر، در مجموع 118 فیلم از 21 کشور برای جشنواره ساندنس 2009 انتخاب شدهاند که در میان آنها 91 فیلم اولین بار در دنیا پخش می شوند و 39 فیلم اولین تجربه کارگردانی سازندگانشان هستند.
ساندنس چهار بخش رقابتی دارد که شامل بخش مسابقه داستانی فیلمهای آمریکایی، داستانی سینمای جهان، مستند فیلمهای آمریکایی و مستند سینمای جهان است. 64 فیلم حاضر در این چهار بخش از میان 3661 فیلم ارائه شده انتخاب شدهاند.
"آرلن فابر" به کارگردانی جان هایندمن با بازی جف دانیلز، "ارواح سرد" سوفی بارتز با بازی جیاماتی، دیوید استراترن و امیلی واتسن و "بزرگترین" شانا فست با نقشآفرینی پیرس برازنان و سوزان ساراندون جزیی از 16 فیلم بخش مسابقه داستانی فیلمهای آمریکایی هستند. 16 فیلم نیز در بخش مسابقه داستانی سینمای جهان حضور دارند. فیلم بریتانیایی "پنج دقیقه از آسمان" به کارگردانی اولیور هیرشبیگل سازنده فیلم تحسینشده "سقوط" از فیلمهای این بخش است. لیام نیسن و جیمز نسبیت در "پنج دقیقه از آسمان" بازی میکنند که درباره درگیریهای سیاسی در ایرلند شمالی است.
فیلمهایی از کانادا، اسپانیا، ژاپن، چین، فرانسه، مکزیک، آلمان، شیلی و ایتالیا دیگر رقبای بخش مسابقه داستانی سینمای جهان جشنواره ساندنس هستند. تمام 16 فیلم بخش مسابقه مستند فیلمهای آمریکایی اولین بار در دنیا در ساندنس به نمایش درمیآیند.
"مو خوب" جف استیلسن با بازی کریس راک ،کمدین آمریکایی درباره مدل موی آمریکاییهای آفریقاییتبار و "شماره سپتامبر" آر جی کاتلر با موضوع آنا وینتور سردبیر مجله ووگ در این بخش به نمایش درمیآیند.
فیلم ایتالیایی "211: آنا" ساخته پائولو سرباندینی و جووانا ماسیمتی درباره آنا پولیتکووسکایا خبرنگار مقتول روسی و "برمه ویجی ـ گزارش از یک کشور بسته" آندرس اوسترگارد از فیلمهای مطرح بخش مسابقه مستند سینمای جهان هستند.
فیلم آمریکایی "خانه شیشهای" ساخته حمید رحمانیان فیلمساز مقیم آمریکا و "ملکه و من" ناهید پرشون سروستانی کارگردان مقیم سوئد نیز در این بخش پخش میشود. بیست و پنجمین جشنواره فیلم ساندنس پنجشنبه با نخستین نمایش جهانی انیمیشن خمیری "مری و مکس" به کارگردانی آدام الیوت آغاز میشود و تا 25 ژانویه (ششم بهمن) در ایالت یوتا آمریکا ادامه دارد. جشنواره ساندنس محلی برای نمایش فیلمهای کمهزینه و آثار ساخته شده خارج از ساختار جریان روز هالیوود است. این جشنواره را رابرت ردفورد بازیگر، کارگردان و تهیهکننده معروف آمریکایی سال 1984 راهاندازی کرد و اکنون مکانی مهم برای فیلمسازان و بازیگران کمتر شناختهشده است.
دراماتورژی چیست؟ دراماتورژ کیست؟
صبا رادمان
امروزه دراماتورژ نقش مهم و کلیدی ای در یک گروه نمایشی به عهده دارد. اما تعریف دقیق و درست از جایگاه ، وظیفه و نقش دراماتورژ به شکل دقیق و روشن مشخص نیست. در مقاله پیش رو تلاش شده تادر حد امکان به این مطلب پرداخته و به شکلی شفاف همه جوانب کاری (دراماتورژ) را بیان کنیم. كاربرد، اهميت و نقش «دراماتورژ» در تئاتر ايران نامشخص و گنگ و حتي ناشناخته است. به طوري که متأسفانه هنوز براي ما، مرز بين فعاليت كارگردان و دراماتورژ روشن نيست. پس بي دليل نيست كه مي بينيم در تئاتر ما «دراماتورژ» جايگاهي ندارد، در حالي كه در تئاتر امروز جهان دراماتورژ جايگاه ويژه خود را يافته است و تمامي گروه هاي
مطرح، دراماتورژ را به عنوان عنصري مهم و اساسي در گروه خود مي شناسند.
اما دراماتورژ كيست؟ وظيفه او چيست؟ و در نهايت اصلاً واژه دراماتورژ چه معنايي دارد؟
دراماتورژ يعني اين كه:«من يك درام مي نويسم. »
فرهاد ناظر زاده کرماني در اين باره مي گويد : « اصطلاح "دراماتورجي" را مي توا به "نمايشنامه کاري" و "نمايشنامه شناسي " برگرداند، زيرا که او ممکن است نمايشنامه نويس باشد (گروه اول) و هم نمايشنامه شناس (گروه دوم) و اغلب رويکرد نمايشنامه کار به تماشاگران " رويکردي ادبي " است.
به گفته "فرهنگ زبان وبستر" دراماتورژي از واژه يوناني«دراماتوروگييا» به معناي درام نويس آمده است.»
نويسنده درام ـ كمدي يا تراژدي ـ را در آغاز و به معني سنتي«دراماتورژ» مي گفتند.
«مارمونتل» مي گويد:
«شكسپير مهم ترين نمونه يك دراماتورژ است. كاركرد نوین اين واژه، امروز اشاره به يك مشاور ادبي و تئاتري دارد كه با يك گروه تئاتري كار مي كند. با اين مفهوم «لسينگ» اولين دراماتورژي است كه ما مي شناسيم.»
لسينگ در سال 1767 ميلادي به عنوان دراماتورژ در«تئاتر ملي هامبورگ» مسئوليت جمع آوري نقد و بررسي و تئوري هاي تئاتري را به عهده مي گيرد. او در همين سال كتابي تحت عنوان«دراماتورژي هامبورگ» مي نويسد. اين كتاب شامل يك مجموعه بحث انتقادي و استتيك درباره انديشه هاي تئوريك در تئاتر است. اساساً انديشه هاي مستتر در اين كتاب از يك سو ريشه در سنت هاي تئوريك آلمان دارد و از سوي ديگر در تمامي كارهاي عملي كه تا قبل از اين تاريخ در ارتباط با ميزانسن - هنوز مفهوم كارگرداني در تئاتر به مفهوم امروز نبوده است- وجود دارد ، تحت الشعاع قرار مي دهد. واژه آلماني اين لقب«Dramitker» است كه معنايي متفاوت با همين واژه در زبان فرانسه به مفهوم كسي كه نمايشنامه را براي اجرا بر روي صحنه آماده مي كند، دارد.
در زبان فرانسه «Dramaturg» بيشتر معناي كارگردان را مي رساند، در حالي كه در واژه آلماني، منظور نمايشنامه نويس است؛ اگرچه- نوشتن و كارگرداني - گاه توسط يك شخص انجام مي شود. برتولت برشت نمونه بارز آن در آلمان است.
آلماني ها از واژه «دراماتورژ» دو برداشت دارند:
«الف: كسي كه نويسنده درام است.
ب: كسي كه نقش محقق مرتبط با اثر نمايشي را دارد.»
«دراماتورژ» در ديدگاه برخي تئوريسين ها، منتقد درون گروه است. فعاليت او در يك اجراي صحنه اي قابل رؤيت است. حضور او در يك گروه و در كنار كارگردان ضروري است. فعاليت او در همراهي با كارگردان است. دخالت او در فضاي عمومي و اتمسفر نمايشنامه است. او حتي مي تواند به صورت پيشنهاد در كار بازيگر هم دخالت كند، ولي حفظ معناي كلي درام را هرگز فراموش نمي كند.
البته همه در نقش«دراماتورژ» متفق القول نيستند. با اين حال، كسي هم اهميت نقش او را در كار نفي نمي كند. نقش او بين كارگردان و بازيگر، نقش ساده اي نيست و به سادگي
نمي توان آن را هضم و درك كرد. هنگام شكل گيري
نمايشنامه، فعاليت دراماتورژ از جهاتي با مسئوليت كارگردان، هم ارز است. به همين جهت گاه به غلط، او را برابر كارگردان مي دانند، اما در نهايت هيچ كس نظر قاطع و دقيق و مشابه ديگران، در اين باره نداده است و هيچ دو نظريه اي با يكديگر تفاوت كامل ندارند.
در اين راستا، «ديكشنري بريتانيكا» در پاسخ به پرسش «دراماتورورگ» چيست؟ چنين بيان مي كند: «هنر يافتن تركيب نمايشي» يا «نمايش تماشاخانه اي» «براساس اين مفهوم، واژه انگليسي
«دراماتور گي»، و واژه فرانسوي«دراماتورژي»، هر دو از واژه آلماني «دراماتور گي»استخراج شده اند. اين واژه آلماني [اولين بار] توسط«دراماتيست» و منتقدآلماني«گتهلدلسينگ» در يك مجموعه مقاله مهم با عنوان «دراماتورژي هامبورگي»كه از سال 1767 تا 1769 منتشر شد، استفاده گرديد. اين واژه، در اصل از ريشه يوناني
«دراماتوروگيا» به معني يك«تركيب نمايشي» يا«كنش نمايشي» استخراج شده است».
تاريخ حرفه دراماتورژي
تاريخ حرفه دراماتورژي به قرن هجدهم آلمان و تلاش هاي «گتهلدلسينگ» باز مي گردد. بعد از وي ديگران تا قرن بيستم كه شامل برتولت برشت نيز مي شوند به ادامه اين مسير پرداختند. اما تا زمان شروع تئاترهاي محلي در دهه هاي 60 و 70 قرن بيستم، اين حرفه، سابقه اي
در آمريكا نداشت. در اين سال ها با موفقيت «رابرت بروستاين»، اين پيشه سمت و جايگاهي در آمريكا يافت.» يك دراماتورژ ، تركيبي از تخصص هاي گوناگون در وجود يك نفر است در حقيقت دراماتورژ ها تا حدي مربي ويراستار هستند. آنها براي كارگردان هنري، همانند الهه هاي «حامي هنر» و دلقك موذي بارگاه، عمل مي كنند. آنها منتقدان داخلي گروه هاي تئاتر «تماشاخانه»ها و تاريخ دانان مستقر در گروه هستند. دراماتورژ ها
مي توانند در برنامه ريزي فصلي گروه كمك كنند،
يا به پشتيباني از نمايشنامه نويسان كشف نشده و ياري رساني به آنها در اجراي نوشته هايشان بپردازند. آنها حتي نقش وكلاي مدافع شيطان صفت را در برابر كارگردان نمايش بازي مي كنند و در برابر وي در غياب نمايشنامه نويس، هنگام حذف و تعويق بي مورد متن ايستادگي مي كنند، زيرا به سادگي مي توان گفت، آنها كارگردان هاي
متن هستند؛ به اين شكل كه مي توان گفت: كارگردان عادي عهده دار ساخت تصوير سه بعدي نوشته است اما دراماتورژ ، حفظ كلام و مقاصد نويسنده را در اين ترجمه تصويري، تضمين مي كند.
عده اي پيدايش دراماتورژ را در جهان، نتيجه زحمات «گتهلدلسينگ» در گروه «هامبورگ ريپورتوري» در سال 1767 مي دانند.
زيرا اولين بار در اين سال از «لسينگ» كه سال ها تجربه و شهرت را در زمينه نمايشنامه نويسي و نقد تئاتر آن زمان، براي خود به ارمغان آورده بود، براي همكاري با كارگردان هنري يكي از مشهورترين گروه ها، دعوت به عمل آمد. آنها مي خواستند به واسطه نام و توانايي لسينگ در تدريس و نشر به اجراهايشان، حقانيت بخشيده و نقدهاي مثبت او را در نشريات گوناگون به دست آورند. اما در كمال تعجب، به جاي آن كه تصديق لسينگ را به دست آورند، با چيز ديگري روبرو شدند. وي سرسختانه در برابر انتخاب هاي ابلهانه كارگردان هنري و كم بودن اجراي متن هاي نويسندگان آلماني در گروه مبارزه كرده و در مجموعه مقالات «دراماتورژي هامبورگي» بر توليد آثار نويسندگان و نمونه هاي آلماني صحه گذاشت. هم چنين، رويكرد گروه به نمايش هاي مسخره فرانسوي را مورد انتقاد قرار داد و خواهان آن شد تا بازيگران خودشان را از شر چرب زباني، به منظور ارائه نمايش هايي قابل قبول و داراي قدرت تلقين، برهانند اگر چه اين حركت او نتيجه اي جز عزلش را
دربر نداشت. با اين وجود وي حتي بعد از عزلش نيز به نگارش مقالات گوناگون در اين باره پرداخت و تا هنگامي كه گروه در اثر مشكلات مالي، سه فصل بعد از استخدام وي از هم فرو پاشيد، اين كار را ادامه داد و در همين زمان بود كه نمايشنامه نويسان و هنرمندان دلسوز تئاتر، لسينگ را تشويق كردند.
به طوري كه تا قبل از پايان قرن، موقعيت دراماتورژ در تمام فهرست هاي شهر هاي مهم آلمان تثبيت شده بود و براساس يك روش توافق شده دراماتورژ موقعيت نگهبان متن را برعهده مي گرفت. اين اتفاق مهم، كم كم از محدوده كشور آلمان فراتر رفته و اقصا نقاط جهان را دربرگرفت. دراماتورژي در سال «1960» از طريق دانشگاه ها به آمريكا وارد شد: در «ييل» تحت سرپرستي «رابرت بروستاين»، آموزش منتقدين تئاتر از دانشكده زبان انگليسي به دانشكده «نمايش» منتقل شد. «بروستاين» مي دانست، اهميت تربيت منتقد تئاتر بيشتر از آموزش مخاطبان است. در دوره آموزشي وي، منتقدان آينده به آموزش مباني اجراي نمايش، كارگرداني، طراحي صحنه و ارائه مقدار برابري نمايشنامه و نقد تئاتر مي پرداختند. به دليل تناقضات دروني اين دوره درسي، اين برنامه از حرفه «نقد تئاتر» به «دراماتورژي» تبديل شد.
از سويي ديگر و به شكل هم زمان، دوره هاي مؤثر نمايشنامه نويسي در ديگر مراكز نيز راه اندازي
شد، براي مثال همايش نويسندگان دانشگاه آيوا، به معرفي دوره هاي آموزش «حامي نمايشنامه نويس»پرداخت. اين حاميان، يك به يك با نمايشنامه نويسان، كار مي كردند و براي آنها اقدام به ارائه راهنمايي، حمايت و پيشنهاد مي كردند. آنها هرگز براي نگارش متن، اعتباري كسب نمي كردند، ولي در ترجمه تصويري اين متن ها و فرايند انتقال مفاهيم از نويسنده به كارگردان مؤثر، و مسئول خوانش صحنه اي متن پيش از اجرا بودند.
زمان زيادي طول نكشيد تا در دانشگاه متوجه تشابه برنامه هايشان شدند و به اين ترتيب «حرفه دراماتورژي » زاده شد.
حرفه «دراماتورژ » خيلي زود در تئاترهاي محلي مانند «ميناپوليس گوتري» و صحنه «دي سي آرنا» ظاهر شد و افرادي در اين حرفه، گمارده شدند.
«به عبارت بهتر، دراماتورژ ، گاهي مروج ترجمه متن هاي با ارزش از زبان هاي ديگر و گاهي نيز مسئول نوشتن قطعات و برپايي نمايش هاي
مترقي و گسترش متن هاي اصلي در فصل هاي آينده است. اما از آن جايي كه موقعيت دراماتورژها، آن چنان در گروه هايشان عجيب است كه تنها از موقعيتي مشابه خود برخوردارند، ممكن است در كناره باقي بمانند.
به هر صورت، آنها بايد چشمان نقاد خود را به هر چيزي كه طي فصل اتفاق مي افتد باز نگه دارند.» براي هر نمايش، دراماتورژ ها همانند
كتاب هاي تاريخ، اطلس و فرهنگ هاي انساني عمل مي كنند. آنها متن ها را براي كارگردان(در جاهايي كه توافق بر حذف يا دوباره نويسي آن دارند)، به گونه اي كه نهايت درون مايه فكري نويسنده متن تا حد امكان، حفظ شود، ويرايش مي كنند. هم چنين به توضيح زمينه دوره هاي تاريخي و نكات مختلف متن به طراحان و اعضاي گروه
مي پردازند. اين زمينه هاي تاريخي شامل نقشه ها و حقايق پايه اي منطقه موضوعي (متن) مي شود. شرح حوادث، گرايش ها، مشاهير و ديگر نكات متن در تمام حوزه ها و مناطق مختلف، شامل سياستمداران، موسيقي، هنري، تحصيلات، فرهنگ عامه و علوم برعهده دراماتورژ هاست. دراماتورژ به تمرينات گروه سركشي مي كند تا متن را آناليز كند و در رابطه با اشتراكهای آن بحث كند. آنها براي حل سؤالات عجيبي كه از تحليل متن بيرون مي آيد، در تمرين حاضر هستند. همچنين دراماتوروگ ها، يادداشت هاي راهبردي براي برنامه مي نويسند تا به مخاطب براي ورود به دنياي نمايش كمك كنند.
"آواز گنجشکها" از رقابت بازماند
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی، اسامی 9 فیلم راه یافته به فهرست اولیه بخش بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان اسکار 2009 را اعلام کرد و نماینده ایران از راهیابی به این فهرست بازماند.
به گزارش مهر،"انتقام" گتس اشپیلمان از اتریش، "ضروریات زندگی" بنوا پیلون از کانادا، "کلاس" لورن کانته از فرانسه و "عقده بادر ماینهوف" اولی ادل از آلمان از فیلمهای فهرست اولیه بخش اسکار بهترین فیلم خارجی هستند.
"والس با بشیر" آری فولمن از رژیم صهیونیستی، "خروجی" یوجیرو تاکیتا از ژاپن، "این قلب را بیرون بکش" روبرتو اسنایدر از مکزیک، "لحظههای جاودانی" یان تروئل از سوئد و "سه میمون" نوری بیلگه جیلان از ترکیه فیلمهای فهرست اولیه اسکار این بخش را کامل میکنند.
امسال نیز مانند سالهای قبل نمایندگان چند کشور برخلاف انتظار از راهیابی به فهرست نامزدهای بهترین فیلم خارجی بازماندند. صرف نظر از "آواز گنجشکها"ی
مجید مجیدی که یکی از رقبا بود، بزرگترین شگفتی با حذف فیلم تحسینشده "گومورا" به کارگردانی ماتیو گارونه و نماینده ایتالیا در اسکار رقم خورد که خیلیها آن را یکی از بختهای اصلی این بخش میدانستند.
از دیگر فیلمهای مطرح از قلمافتاده میتوان به "تونی مانرو" پابلو لارین از شیلی، "خلبان ابو رائد" امین مطالقه از اردن، "اُهورتن" بنت همر از نروژ و "تولپان" سرگئی دوورتسوی از قزاقستان اشاره کرد.
نامزدهای بخش اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان امسال برخلاف دورههای قبل در دو فاز انتخاب شدند. کمیته فاز اول شامل چند صد عضو آکادمی مستقر در لس آنجلس از اواسط اکتبر تا 10 ژانویه به تماشای 65 فیلم واجد شرایط حضور در این بخش نشست.
این کمیته در نهایت شش فیلم را انتخاب کرد و سه فیلم دیگر در فاز دوم رایگیری با آراء 20 عضو کمیته اجرایی بخش فیلم غیر انگلیسیزبان آکادمی برگزیده شد. آکادمی با این تمهید قصد دارد احتمال از قلم افتادن رقبای قدرتمند را به حداقل برساند.یک کمیته متشکل از اعضا آکادمی در لس آنجلس و نیویورک درباره پنج فیلم راه یافته به فهرست نهایی نامزدهای بخش بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان تصمیم میگیرد. اعضا کمیته از جمعه این هفته تا یکشنبه هفته بعد هر روز سه فیلم فهرست اولیه را میبینند.
نامزدهای هشتاد و یکمین دوره جوایز اسکار 22 ژانویه 2009 (سوم بهمن) اعلام و مراسم اعطاء جوایز اسکار 22 فوریه (چهارم اسفند) در کداک تیهتر لس آنجلس برگزار میشود.
آغاز فاز دريايي «راه آبي ابريشم» با حركت كشتيها
فاز دريايي «راه آبي ابريشم» از امروز با حركت كشتيهاي ناخدا ادريس (رضا كيانيان) و ناخدا سليمان (داريوش ارجمند) بر آبهاي خليجفارس آغاز ميشود.
حسن بشكوفه با اشاره به روند توليد فيلم فاخر «راه آبي ابريشم» به كارگرداني «محمد بزرگنيا» گفت:از امروز فيلمبرداري روي كشتي ناخدا ادريس با بازي پگاه آهنگراني و پيام دهكردي آغاز ميشود. نقش ناخدا ادريس را رضا كيانيان ايفا ميكند كه بازي او نيز در اين فيلم از امروز آغاز خواهد شد. وي افزود: دو كشتي ناخدا ادريس و ناخدا سليمان در اين بخش حضور دارند و در واقع از دیروز فاز دريايي راه آبي ابريشم آغاز شده و تمامي بازيگران فيلم نيز در روي كشتي ناخدا ادريس بازي دارند.
بشكوفه گفت: بر اساس برنامهريزي تا آخر اسفند فيلمبرداري بخش ايران تمام ميشود و نيمه دوم فروردين ماه 88 گروه سازنده «راه آبي ابريشم» عازم چين ميشوند و شهر شانگهاي ميشوند و در ادامه، كارتوليد فيلم در جزيره گوا در حاشيه جنوب غربي هندوستان و بانكوك تايلند، پيگيري خواهد شد.
براساس اين گزارش ، در اين طرح آبي عزتالله انتظامي، رضا كيانيان، بهرام رادان، داريوش ارجمند، پگاه آهنگراني ،پيام دهكردي، مهدي ميامي و محسن حسيني ايفاي نقش ميكنند و قرار است بازيگراني از چين و تايلند نيز به اين طرح ملحق شوند.
به گزارش فارس، عوامل ديگر «راه آبي ابريشم» عبارتند از:
مدير فيلمبرداري:بهرام بدخشاني، طراحي چهرهپردازي:سعيد ملكان، جلوههاي ويژه :محسن روزبهاني ،ساخت دكور :كاظم فريبرزي ،مدير برنامهريزي: مصطفي احمدي، طراح هنري فیلم:پروين صفري.
بنابراين گزارش، فيلمبرداري «راه آبي ابريشم» در مناطق جنوبي كشور و عمدتا در بوشهر و قشم انجام خواهد شد، ضمن اين كه بخشي از آن در چين صورت ميگيرد.
تازهترين فيلم «محمد بزرگنيا» سازنده فيلمهاي «كشتي آنجليكا»، «جنگ نفتكشها»، «توفان» و «جايي براي زندگي» در مقطع زماني قرن چهارم هجري و محور زندگي «سليمان ابن سيراف» از بزرگترين دريانوردان ايراني ميگذرد و اوج تاريخ دريانوردي ايران را به تصوير ميكشد.
در «راه آبي ابريشم» كه به تهيهكنندگي حسن بشكوفه ساخته ميشود، يك ناخداي ايراني تصميم ميگيرد براي اولينبار مالالتجاره با ارزشي را باعبور از ميانه اقيانوس هند
به چين برساند و در اين سفر كه از خليج فارس آغاز ميشود، اتفاقات مختلفي رخ ميدهد.
"سهم گمشده"
کمترین مخاطب را دارد
فیلمهای سینمایی "چارچنگولی" و "دلداده" با وجود توقف اکران در ایام محرم، همچنان با 602 و 414 مخاطب بیشترین و "سهم گمشده" کمترین مخاطب روزانه را در هفته سوم دیماه داشتند. به گزارش مهر، "سهم گمشده" نخستین فیلم حسن نجفی است که مضمونی عاشورایی دارد و با حضور بازیگران باکویی در آذربایجان ساخته شده است. کامران یونس، خالده قلی اوا، گلزار قربان اوا، قربان مسیم اف، اتکم اسکندراف و مهربان خانلار بازیگران فیلم هستند. این فیلم داستان زنی به نام زینب اهل آذربایجان است که تصمیم میگیرد خانوادهاش را دور هم جمع کند. او پسرش را وامیدارد تا برای شفای کودکش به نذر خود وفا کند و بچه را به مراسم عزاداری عاشورا در ایران ببرد. این فیلم در جشنواره فجر پارسال حضور داشت و از دیگر دیگر عوامل آن میتوان به محمدتقی انصاری تهیهکننده و فریدون شیردل فیلمبردار اشاره کرد.
تولید کمدی های ارزانقیمت
به نفع بدنه سینمای ایران است
یدالله صمدی تولید کمدیهای کمهزینه را به نفع بدنه سینمای ایران و باعث افزایش تعداد تماشاگران سینما دانست و در عین حال خواستار حمایت از کمدیهای فاخر شد. کارگردان فیلم سینمایی "کلانتری غیر انتفاعی" درباره رواج تولید فیلمهای کمدی متاثر از طنزهای شبانه به مهر گفت: این فیلمها برای مردمی که بیننده این مجموعهها هستند جذابیت دارد و به همین دلیل تولید این آثار رونق گرفته است. اغلب این فیلمها کمدیهای کمهزینه و ارزانقیمت متکی به خلاقیت بازیگرند و از محبوبیت این چهرهها برای جذب مخاطب استفاده میکنند. وی ادامه داد: متاسفانه تعداد زیادی از این کمدیها سبک و سخیف هستند و وقار و ارزش کمدیهایی را که سالهای قبل تولید میشد ندارند. اما در شرایط فعلی نمیشود از تهیهکنندگان انتظار داشت طور دیگری فیلم بسازند. تهیهکنندگان به دنبال رسیدن به راههایی هستند که آنها را زودتر به سرمایهشان برساند.
صمدی گفت: تولید این فیلمها به نفع بدنه سینمای ایران است، تماشاگران زیادی را به سینماها میآورد و برای تماشاگری که از سینما سرگرمی میخواهد جذاب است. اما کاش سینما و تلویزیون به این شکل به هم پیوند نمیخوردند. تلویزیون با امکانات و وسایلی که دارد میتواند کمدیهایی تولید کند که هم قدرت جذب مخاطب دارند و هم موقر و آبرومندند و حرفهای ساخته میشوند.
کارگردان "اتوبوس" با بیان اینکه تهیهکننده و کارگردان بخشی از این ماجرا هستند و مدیریت فرهنگی باید در پی تقویت سینمای حرفهای و آبرومند باشد افزود: مردم این فیلمها را دوست دارند و نمیشود این سینما را حذف کرد. اما میتوان زمینهای فراهم کرد که بخش کمی از کل تولیدات سالیانه سینمای ایران به این گونه کمدیها اختصاص پیدا کند.صمدی در پایان گفت: تخفیف در هزینه تیزرهایی که پخش میشود یا در نظر گرفتن تسهیلاتی از این دست برای فیلمهای فرهنگی که در زمان اکران از حمایت کمی برخوردارند میتواند کارگردانها را ترغیب کند که در سینمای فرهنگی فعالتر باشند.
توليد «سوت قرمز كوچك» درباره مردم و جامجهاني فوتبال
مستند داستاني «سوت قرمز كوچك» به تهيهكنندگي و كارگرداني بابك شيرينصفت با موضوع تاثير فوتبال در جامعه ايران در حال تصويربرداري است.
بابك شيرينصفت گفت: با شروع بازيهاي مقدماتي جامجهاني، مستند داستاني «سوت قرمز كوچك» با نگاهي به تاثير فوتبال در زندگي مردم و بهخصوص جوانان ساخته ميشود. وي در ادامه گفت: اين فيلم هماكنون در شهر تهران و حومه آن توسط «روحالله بيگلو» درحال تصويربرداري است و پس از پايان مراحل تصويربرداري در اواخر اسفندماه، تدوين آن در اوايل سال آينده انجام ميشود.
شيرينصفت فيلم سينمايي «رامي» را در كارنامه هنري خود دارد. عوامل اين مجموعه عبارتند از: تهيهكننده و كارگردان: بابك شيرينصفت، مدير تصويربرداري: روحالله بيگلو، مدير توليد: احمد جديدي.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی