صفحه 16--28 دی 87
گریستن از خشیت خدا، رهایی از آتش دوزخ است.
امام حسین (ع)
آب در خوابگه مورچگان*
منصور اوجی مصاحبه گر: خسرو قمر
آنان که منکرند؛ بگو روبه رو کنند
خسرو قمر: آقای اوجی سال های بسیاری است که شما را می شناسم و کارهای شما را. و پیش از آشناییم با شما، آثار شما را می شناختم. از زمانی که در دیار خودم خوزستان و آبادان بودم پیش از انقلاب تا زمانی که جنگ شد و به شیراز آمدم و مقیم شدم و به خصوص پس از فراغت از تحصیل از زمانی که در کتابخانه دانشگاه شیراز مسئولیت بخش نشریات و مطبوعات را به عهده گرفتم. و همین آشنایی با آثار شما سبب شد تا کتاب «اما، پرنده و گل» را در مورد شما و آثار شما بیرون بیاورم، تا الآن که مشغول تدارک اشعار مانا و ماندگار شما هستم، اشعاری که بزرگان شعر و ادب از شما پسندیده اند طی پنجاه سال شاعری شما. و با اسناد و مدارکی که جمع آوری کرده ام می دانم که شما به خصوص در حوزه رباعی انقلابی آغازگر و یکی از تأثیرگذارترین شاعران بعد از انقلاب بوده اید. و نیز در حوزه شعر کوتاه یکی از شاخص ترین چهره ها، چنانکه آقای کامیار عابدی که کتاب «در جستجوی گل شیدایی» را در مورد آثار شما منتشر کرده است، شما را شاخص ترین چهره شعر کوتاه در حوزه شعر نیمایی می داند و بیژن جلالی را شاخص ترین چهره در حوزه شعر منثور. حال با توجه به این آشنایی که من به شعرهای شما دارم و مراحل تحول آن و نیز دیگران، اخیراً شاهد بودیم که آقای اکبر اکسیر مقاله ای تحت عنوان «.... و آن عطر و آن سرو و لیمو و انگور و اوجی...» در دو نشریه به چاپ رساند. یکی در بیست و پنجمین شماره ادب و هنر ضمیمه روزنامه اطلاعات (14 شهریور ماه 1387) و دیگری در روزنامه عصر مردم (هفتم آذرماه 1387)
و در مورد شما و آثار شما صحبت کرد و پس از آن در تاریخ 11 آذر ماه 1387 آقای عبدالرحمن مجاهد نقی، مقاله ای تحت عنوان «جانب حرمت» در همین روزنامه به چاپ رساند. و این قسمت از مقاله اکسیر را نقل کرده اند که: اوجی اگر هنوز در اوج است، بهای گرانی به پایش پرداخته است، به تداوم شعر کلاسیک کمک کرده، در ارتقای شعر نیمایی و سپید سهیم بوده، رباعی را بعد از انقلاب زنده کرده و با لحنی نو، به میدان کشانده، شعر کوتاه را بزرگی و عظمت بخشیده و بدون کمترین ادعایی اثرگذارترین شاعر معاصر بوده است.» و به دنبال آن آقای مجاهد نقی آورده اند: «وقتی می گوییم [منصور اوجی] اثرگذارترین شاعر معاصر بوده اند برای خواننده سئوالاتی این چنین مطرح می شود:
1 - اثرگذارترین براساس چه معیارها و مبناهایی؟
2 - اثرگذارترین در کدام دوره زمانی؟»
آقای اوجی حالا خدمت شما هستیم، خود من گرچه مستنداتی را فراهم آورده ام و منابعی را که با توجه به آنها در مورد دو پرسش آقای مجاهد حق را به آقای اکسیر می دهم. و در مورد پرسش اول ایشان می گویم، اوجی آغازگر رباعی انقلابی و اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی است و شاعرانی که بعد از انقلاب اسلامی رباعی سرودند بیشترشان تحت تأثیر کتاب «مرغ سحر» ایشان بوده و هستند و در مورد پرسش دوم ایشان که دوره و زمان این تأثیر را خواسته اند، می گویم دهه های 60 و 70 خورشیدی. آقای اوجی، پیش از آنی که من مستندات و منابع خودم را در این باره ارائه دهم نظر خود شما را در این دو مورد
می خواهم.
اوجی: دوست عزیز، من چه بگویم. آقای اکسیر نظر خودشان را گفته اند و آقای مجاهد نیز نظر خودشان را. در ابتدا بگویم که آقای اکسیر در مورد کارهای من تا حدی مبالغه کرده اند و حق را به آقای مجاهد می دهم، آنجایی که آقای اکسیر می گویند «تأثیرگذارترین» نه این درست نیست. درست تر این بود که می گفتند «یکی از تأثیرگذاران». و اما در مورد دو پرسش ایشان حق با شماست. نمی دانم سن آقای مجاهد چقدر است و نیز به جریانات شعری ایران چقدر آشنا هستند و نیز به جریانات شعری و مراحل تحول شعری من و نیز بر مسایل و مصائبی که بر آثار من رفته است. در این موارد رجوعشان می دهم بر مقدمه ای که بر کتاب «حالی است مرا و دفترهای دیگر» خود نوشته ام. در حوزه شعر من بر اسباب و ابزار کارم واقفم، چه در حوزه شعر سنتی و کلاسیک و چه در حوزه شعر نیمایی و چه شعر سپید. و یک شبه هم شاعر نشده ام، کارم را در حوزه شعر سنتی با رباعی شروع کرده ام و بعد غزل سرودم و بعد به حوزه شعر نیمایی کشیده شدم و سرانجام به شعر سپید. و پنجاه سال در این قالب ها کتاب منتشر کرده ام و هرگز هم ننشسته ام برای مناسبتی شعری بگویم مگر این که خودش بر ذهن و زبانم جاری شده باشد. و برعکس دیگران، در کمتر مجلسی هم برای شعرخوانی حضور بهم رسانده ام. عمرم را برای شعرم گذاشته ام، عمرم را، حداقل 60 سال که پنجاه سالش را کار چاپ شده دارم. می گفتم در کمتر مجلسی کسی مرا برای شعرخوانی دیده است. سال های سال در تربیت معلم شهید مطهری تدریس کرده ام و هر سال در این مرکز برای روز معلم مراسمی برپا می شد، هیچ گاه در این مراسم گرچه حضور داشتم، نرفتم شعری بخوانم، چرا که چنین شعری بر ذهن و زبانم جاری نشده بود، اینها را گفتم تا بگویم که شعر است که مرا به سرایش وا می دارد و نه برعکس. و وقتی هم که بر ذهن و زبانم جاری شد از آنجایی که بر اسباب و ابزار کارم واقفم، خودش غیر از درونمایه هایش، قالب های شعریش را نیز با خود می آورد که ممکن است در قالب های سنتی باشد، یا نیمایی یا سپید و با توجه به این نکات گرچه بیشتر کارهای چاپ شده من در فرم های نیمایی هستند در عین حال دو دفتر در قالب رباعی دارم. یکی «مرغ سحر» و دیگری «حالی است مرا» و هر دو گرچه در قالب رباعی هستند ولی از لحاظ درونمایه با هم متفاوتند. اولی «مرغ سحر» بن مایه هایش انقلابی و اجتماعی و حماسی هستند و دومی «حالی است مرا» برعکس، درونمایه هایی تغزلی و عاشقانه و عرفانی دارد. و برای سرایش این دو دفتر من تحت تأثیر هیچ کس نبوده ام، هیچ کس، بلکه برعکس دیگران بودند که از این دو کتاب متأثر شدند و رباعی سرودند، و نکته همین جاست آنچه اکبر اکسیر به آن اشاره کرده است که اوجی تأثیرگذار بوده، همین است و درست است. بله من با پوزش از همه عزیزان ادعا می کنم که این دو کتاب من گرچه هر دو سرشار از عیب و نقص هایی هستند ولی هر دو به محض انتشار بر دیگران تأثیر گذاشتند و دیگران با الگوبرداری از این دو کتاب رباعی ها سرودند و کتاب به چاپ رساندند. در ابتدا در مورد «مرغ سحر» اشاره ای داشته باشم. کتابی با چهل رباعی انقلابی و حماسی، این 40 رباعی را من بعد از انقلاب نسرودم که دیگران چنین کردند و در سال 57 هم نسرودم که انقلاب شد و فضا انقلابی، و در فضای جنگ هم نسرودم، بلکه این رباعیات محصول سال 55 هستند دو سال مانده به انقلاب و در سال 56 حضرت شمس آل احمد در انتشاراتی رواق آن را بدون اجازه از فرهنگ و هنر آن زمان زیر جُلی بیرون آورد در تیراژ 5000 نسخه که در اندک زمانی به چاپ دوم رسید، در این کتاب، بدون این که هنوز انقلابی شده باشد و بدون این که هنوز جنگ هشت ساله ای درگرفته باشد اشعاری آمده است که پیشگویی روزها و شب های انقلاب را در آنها می توان به عینه دید و پیشگویی جنگ را و شهدای جنگ را، در مقدمه «حالی است مرا و دفترهای دیگر» در این موارد نکاتی را آورده ام که به پاره ای از آنها در اینجا اشاره ای می کنم. به این رباعی دقت کنید:
در کوچه شبانه، های و هویی دگر است
با باد دوباره عطر و بویی دگر است
هنگامه دگر شده است، یا ما دگریم؟
یا وقت عزیز زیر و روئی دگر است؟
این شعر که دو سال پیش از انقلاب سروده شده است، آیا پیشگویی انقلاب و شب های انقلاب را در خود ندارد؟ و به این رباعی توجه کنید آیا پیشگویی جنگ نیست:
از کینه به روح خویش صیقل بردند
از پرچم خون به شام مشعل بردند
تا بردمد از مقامشان آتش صبح
با نعره سپیده رو به مقتل بردند.
و یا این شعر پیشگویی شهدای بی غسل کفن به خاک رفته این مملکت نیست:
نظّاره بر آن طلعت پاکش بکنید
تعویذ ز نام تابناکش بکنید
آن را که شود شهید این راه عزیز
بی غسل و کفن شبانه خاکش بکنید
و یا این شعر:
جز صبح چه بود آرزوی دلشان
جز عشق چه بود قصه محفلشان
اینان که در این سورت سرما در شب
گُل از گُلشان شکفته، گُل از گِلشان
این کتاب در اوایل سال 1357 انتشار یافت، در آن زمان کسی رباعی انقلابی و اجتماعی و حماسی نمی سرود، می پرسم اگر کسی سروده است ارائه دهید؟ این کتاب به محض انتشار چون آب درون چشم مردم بنشست/ چون نان به میان سفره مردم شد. و بعدش انقلاب شد و بُرد این دفتر و اشعار آن را تا دور دست ها برد، پوسترش کردند و بر پلاکاردهای بزرگش نوشتند و بر در و دیوارش آویختند و شب و روز از رادیو و تلویزیونش خواندند و حتی بر مزار شهیدانش، لوح گور کردند بر قبر شهدای 22 بهمن (اسناد موجود است) و با شروع انقلاب، شاعران از این رباعیات الگو گرفتند و گرده برداری کردند، از قالب آن و از درونمایه های آن و شروع کردند به سرودن رباعی های انقلابی و در این قالب یکی بعد از دیگری کتاب های خود را بیرون آوردند. یادم می آید در سال بعد از انقلاب زنده یاد فقید استاد علامه جعفری به شیراز تشریف آوردند و چند روزی در شیراز میهمان دوستان بودند در روز اول ورود به خانه زنده یاد سید احمد حجتی آمده بودند. حجتی عزیز، وسیله نقلیه ای فرستادند و مرا احضار کردند و فرمودند که علامه می خواهد شما را ببیند. رفتم خدمتشان. و بعد که جلسه خلوت شد از ایشان پرسیدم مرا احضار فرموده بودید؟ فرمودند کتاب «مرغ سحر» شما را خوانده ام می خواستم حالا که به شیراز آمده ام شاعر آن را ببینم و اضافه کردند شما رباعی گفته ای کاری که خیام بزرگ آن را به اوج رسانده است ولی تفاوتی بین رباعیات شما با خیام هست و آن این است که ایشان
می گویند:
با لاله رخی اگر نشستی خوش باش.
اما شما می گویید برخیز و قیام کن و این رباعی مرا خواندند:
برخیز شبانه پرده دیگرگون کن
از عقل درآی و کار صد مجنون کن
خواهی که نماز عاشقان برتو برند
هنگام سپیده دم و ضو در خون کن.
و اما، کتاب «مرغ سحر» در سال 1357 منتشر شد و کتاب دوم من در قالب رباعی «حالی است مرا»
در سال 1368، یازده سال پس از آن، آن هم با درونمایه ای متفاوت که عشق بود و عرفان، این کتاب نیز به محض انتشار مورد استقبال قرار گرفت. در مقدمه چاپ دوم حالی است مرا، نکاتی را در این مورد نوشته ام: عاشقانش خواندند و به حق هم خواندند و خطاطان بزرگی نیز تابلو/ خطش کردند. از جمله استاد مجتبی ملک زاده استاد خط شکسته در شیراز، استاد منصور خداوردی در اهواز، و استاد احمد دقایقی در بهبهان. همچنین خسرو نجفی و پدر بزرگوارشان پاره ای از آنها را منبت کردند و نیز استاد مسیح افقه خنیایش کردند و بر آن موسیقی گذاشتند و حتی لوح گور و کتیبه مزارش کردند (دوست بزرگوارم غلامرضا رسول اف، یکی از رباعیات این کتاب را سنگ نوشته مزار پدر عارفش کرد و وقتی عکس آن را برایم آورد، اشک به چشمم نشاند) و آن رباعی، این بود:
حالی است مرا که از گِلم، گُل خیزد
خورشید ابد مرا ز کاکل خیزد
چون طره سنبلش به خاکم افکند
دانم که مرا ز خاک سنبل خیزد
و در حوزه شعر نیز دوستان تحت تأثیر آن کتاب رباعی سرودند و کتاب کردند، دوست عزیزم شاپور پساوند، در کتاب «ای عشق بگو!» و نیز خانم شکوه سپه زاد تحت تأثیر پاره ای از این رباعیات در کتاب «تکرار شدم در آیه های گل سرخ» و همچنین خانم پوران فرخ زاد تحت تأثیر پاره ای از این رباعیات و رباعیات مرغ سحر در کتاب «چنگ مشوش» خود. خوب، در مورد این دو کتاب و تاریخ سرایش آنها این نکات را آوردم تا پاسخ پرسش دوم آقای مجاهد نقی را داده باشم که پرسیده اند در چه دوره زمانی آثار اوجی تأثیرگذار بوده است؟ در پاسخ بگویم حداقل دو دهه. و پیش از آنی که من مستندات خودم را ارائه دهم خود شما آقای قمر در تأیید گفته های من و خودتان چه منابع و مآخذی دارید و چه مستنداتی؟
ادامه در صفحه 8
حداد عادل خبر داد:
راهاندازي «بنياد سعدي» براي گسترش زبان فارسي
ایسنا: غلامعلي حداد عادل در مراسم پاياني ششمين مجمع بينالمللي استادان زبان و ادبيات فارسي، از تدوين اساسنامهي «بنياد سعدي» و راهاندازي آن زير نظر رييسجمهور براي گسترش زبان فارسي خبر داد.
در اين برنامه كه روز پنجشنبه، 26 ديماه در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برپا شد، رييس فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي در ابتداي سخنانش ياد شهداي غزه و زندهياد سيدجعفر شهيدي را گرامي داشت.
او با بيان اينکه امروز پس از گذشت 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي با در دست داشتن تمامي تجربههاي قبل و بعد از انقلاب درنظر داريم تا گام بلندي را در جهت آموزش زبان فارسي به تمامي غيرايرانيان دنيا برداريم، گفت: به همين منظور، اساسنامهي تأسيس «بنياد سعدي» را تهيه کردهايم که هماکنون به منظور بررسي و تصويب در دستور کار شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار دارد.
حداد عادل همچنين عنوان كرد: تمامي موجودات عالم داراي دو جنبهي سختافزاري و نرمافزاري هستند که در مجموع نشاندهندهي توان و نيروي آنها به شمار ميآيد. در اين ميان، جغرافيا و اقتصاد و قدرت نظامي سختافزار آنها را تشکل ميدهد و قلمرو انديشه و فرهنگ آنها نيز قدرت نرمافزاريشان است.
او در ادامه افزود: اين به آن معني است که تنها با قدرت مادي نميتوان ملتها و کشورها را درجهبندي کرد.
حداد عادل يادآور شد: در طول تاريخ، شاهد بودهايم که ملتهاي زيادي با تکيه بر همين قدرت نرمافزاري خويش توانستهاند تا کيلومترها فراتر از مرزهاي جغرافيايي خود نفوذ کنند که شاهد بر اين مدعا هم در تمدن يونان و هند و تمدن اسلامي به سهولت قابل مشاهده است. او با بيان اينکه تمدن ايراني همواره در طول تاريخ از نظر هر دو جنبهي اين نيروها سرآمد بوده است، اظهار داشت : تلاش ما براي گسترش زبان فارسي در جهان، در حقيقت تلاش براي گسترش نرمافزاري اين تمدن است.
رييس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي قدرت اصلي زبان فارسي را در انديشههاي انساني همراه با آن دانست و افزود: عظمت و قدرت زبان فارسي در جهان امروز به خوبي بهواسطهي ميزان توجه ملتها به شناخت آن و تلاش آنها در ترجمهي آن قابل مشاهده است و برنامههايي که در سال گذشته به مناسبت بزرگداشت سال مولانا در سراسر جهان برگزار شد، به درستي اين امر را بيان ميكند. رييس فرهنگستان زبان و ادب فارسي متذكر شد: قدرت و توان زبان فارسي امري نيست که تنها متعلق به زمان گذشته باشد و امروز نيز اين زبان زنده و پوياست و ما نيز نگهباني از آنرا وظيفهي بزرگ و مهم خود ميدانيم. او در ادامه به تشريح برخي فعاليتهاي فرهنگستان زبان و ادب فارسي در امر گسترش زبان فارسي در سطح دنيا پرداخت و گفت: در فرهنگستان، تا کنون 20هزار واژهي فارسي در برابر لغات و اصطلاحات غيرايراني به تصويب رسيده و همراه با آن نيز تاکنون پنج فرهنگ لغت به منظور واژهگزيني تأليف و منتشر شده است.
او همچنين به انتشار دو مجلد از دانشنامهي ادبي فرهنگستان اشاره کرد و افزود: در آيندهي نزديک با تاليف و انتشار تمامي مجلدات اين دانشنامه، تمامی محققان ميتوانند در تمامي مدخلهاي مرتبط با زبان فارسي در متون ادبي، شرحي را در اختيار داشته باشند.
2 كتاب منتشرنشده حسين منزوي در راه است
ایسنا: در حاليكه «مجموعهي اشعار» حسين منزوي همچنان در انتظار چاپ به سر ميبرد، دو كتاب منتشرنشده از اين شاعر فقيد در راه است. كتاب «تركان پارسيگوي» شعرهاي فارسي بيش از 30 شاعر تركزبان است كه توسط منزوي گردآوري شده است. همچنين با ترجمهي اين شاعر از تركي آذري به فارسي، ادامهي داستانهاي «تيغ زنگزده» از نويسندگان كشور آذربايجان، كه تاكنون منتشر نشدهاند، به همراه كتاب يادشده از سوي نشر آفرينش انتشار مييابند. «مجموعهي اشعار» حسين منزوي نيز به گفتهي مدير انتشارات آفرينش، نزديك دو سال است كه در انتظار مجوز نشر به سر ميبرد و قرار است با همكاري انتشارات نگاه منتشر شود. اين كليات شامل مجموعههاي شعر «حنجرهي زخمي تغزل»، «از ترمه و تغزل»، «عشق در حوالي فاجعه»، «به همين سادگي»، «از شوكران و شكر»، «با عشق تاب ميآورم» (مجموعهي شعرهاي نيمايي)، «با سياوش از آتش»، «از كهربا و كافور» و «از خاموشي و فراموشي» است، كه با 40 غزل منتشرنشدهي اين شاعر همراه خواهد بود. اين مجموعه با تفكيك محتوايي شعرهاي منزوي به غزل، نيمايي، سپيد، مثنوي و... با مقدمهي محمدعلي بهمني همراه است. حسين منزوي متولد اول مهرماه سال 1325، شعر گفتن را از اواسط دههي 40 شروع كرد و در قالب آزاد، نيمايي و غزل به طبعآزمايي پرداخت. بيشتر شهرتش به خاطر غزلهايش است و او را از پايهگذاران غزل نو ميدانند؛ منزوي در حركت غزل از فضاي سنتي به سمت شعر و پيام نيما يوشيج تأثير بسزايي داشت.
نويسنده برنده 4 جايزه «او. هنري» درگذشت
ایسنا: نويسندهي آمريكايي برندهي چهار جايزهي داستاني «او. هنري» درگذشت.
هورتنس كاليشر - رييس پيشين انجمن پن آمريكا - در سن97 سالگي از دنيا رفت. كاليشر كه سهبار تا آستانهي كسب جايزهي ملي كتاب آمريكا پيش رفت، چهار بار موفق به كسب جايزهي داستان كوتاه «او. هنري» شد.
او در چند دهه فعاليت ادبي، بيش از 20 كتاب نوشت، كه از معروفترين آنها به «ورودي غلط» ميتوان اشاره كرد.
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی کشور:
کسانی که به دنبال ایجاد کتابخانه هستند از تجربه کتابخانه ملی استفاده کنند
صفدر دوام
رئیس کتابخانه ملی کشور گفت: شرایط دسترسی آسان به کتاب میتواند در جهت ترغیب مردم جامعه در راستای کتابخوانی مؤثر باشد. علیاکبر اشعری پنجشنبه گذشته در بازدید از نمایشگاه کتاب یاد یار مهربان در شیراز اظهار داشت: برپایی اینگونه نمایشگاهها موجب میشود که مدارس کتابهای مورد نیاز خود را شناسایی کرده و در دسترس دانشآموزان قرار دهند.
وی در عین حال اضافه کرد: اولیای مدارس باید انگیزه لازم را جهت استفاده از منابع در دانشآموزان ایجاد نمایند.
مشاور رئیس جمهوری ادامه داد: طی چند سال گذشته در راستای ارتقای فرهنگ کتابخوانی در کشور اقدامات مؤثری صورت گرفته است. به عنوان مثال سرانه مطالعه شهروندان در شهر تهران طبق نظرسنجی روزانه 27 دقیقه مطالعه کتاب است که هر چند مطلوب نیست اما نسبت به سالهای قبل پیشرفت مناسبی در این حوزه داشتهایم. رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی کشور با اشاره به پیشینه تمدن و فرهنگ کشور اظهار داشت: افرادی که به دنبال ایجاد کتابخانه هستند از تجربه کتابخانه ملی به عنوان یک سرمایه استفاده نمایند. وی با این حال اضافه کرد: بارها اعلام کردهایم که تجربیات را به صورت رایگان در اختیار مؤسسان کتابخانه قرار خواهیم داد. اشعری با اشاره به برگزاری دورههای رایگان اینترنتی کتابخانه ملی یادآور شد: در گذشته دورههای آموزشی و دوره کارشناسی ارشد کتابداری که از سراسر کشور در آن شرکت میکردند را برگزار میکردیم اما از سال قبل تصمیم گرفتیم که این دورهها را الکترونیکی کنیم تا امکان بهرهبرداری بیشتری برای افراد جامعه فراهم شود. مشاور رئیس جمهوری ادامه داد: چون برای همه کتابداران امکان حضور در این کلاسها وجود ندارد، در سال جاری دو درس را به صورت آزمایشی و به صورت اینترنتی ارائه دادیم که در این راستا استقبال خوبی شده است.
رئیس کتابخانه ملی کشور ارتباط کتابخانه مرکزی شیراز را با کتابخانه ملی مناسب توصیف کرد.
گفتوگو در سه بعد
در ادامه سلسله نشستهای کانون شعر انجمن دوستداران حافظ، جلسه دوازدهم این کانون به نقد و بررسی کتاب «گفتوگو در سه بعد» اختصاص یافت.
این کتاب که ترجمه گزیدهای از اشعار بلند الحیدری شاعر معاصر عراقی است با یک مقدمه و بخشهایی از مصاحبه بلند الحیدری شروع شده است و با مقالهای تحت عنوان «پیغامهایی، به هیچ کجا» تمام شده است که این مقاله در حوزه ادبیات تطبیقی به مقایسه زندگی و شعر بلند الحیدری و مهدی اخوانثالث پرداخته است. این کتاب تحقیق، بررسی و ترجمه منیژه عبداللهی است و در سال 1386 توسط انتشارات نوید به چاپ رسیده است.
در جلسه نقد و بررسی این کتاب شاپور پساوند شاعر نامآشنای شیراز و مسئول کانون شعر انجمن دوستداران حافظ بعد از خواندن غزلی از حافظ و خوشآمدگویی به حاضران گفت: «اگر شعری به مرحله ادبیات برسد آن شعر دیگر از مرزها خواهد گذشت».
وی گفت: ترجمه کار بزرگی است و سبب غنای فرهنگی هر دو زبان میشود. شاپور پساوند سپس به معرفی منیژه عبداللهی استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز پرداخت وبا ارائه بیوگرافی، آثار وی را نام برد. سپس، حسین کیانی استاد بخش زبان عربی دانشگاه شیراز بحث خود را با اشارهای به جریان ادبیات معاصر در شعر عرب شروع کرد. وی گفت: به علت جغرافیای گسترده زبان عربی و پراکندگی این زبان باید به طور جداگانه به هر کشوری پرداخت. وی به جریانهای پیش رو در شعر عرب پرداخت و به سه مدرسه مختلف در ادبیات عرب اشاره کرد که سبب ایجاد تحول شدند. کیانی بعد از اشارهای به اقدامات شاعرانی چون احمد شوقی، احمد ذکی، قرشاوی و... در مدرسه عراق پرداخت و گفت: بلند الحیدری از شاعران شعر نو و مدرسه عراق است که شعر نو سروده و در عراق به دنیا آمده است. کیانی در ادامه صحبتهای خود گفت: بلند الحیدری یک شاعر رمانتیک است. البته نمیتوان او را به یک سبک هنری محدود کرد. کودتای 1958عراق باعث شد شاعر از نظر تفکری عوض شود و دیدگاههای اگزیستانسیالیستی گروه «زمان از دست رفته» در وی نفوذ پیدا کند. از این دوران بحثهای تنهایی و غربت نشانه رئالیست بودن اوست. شرایط دوران کودکی او باعث شد در شعرش تنهایی و غربت زیاد باشد. در شعر او هم رنگهای رمانتیک، هم رئالیستی و هم سمبولیستی جریان دارد. وی به خارج شدن لغت از معنی خودش و یافتن معنی جدید توجه داشته است. کیانی در مورد کتاب گفتوگو در سه بعد گفت: این کتاب یک تحقیق و بررسی است و پیش از این ما ترجمه کاملی در مورد پیشگامان شعر عرب نداشتهایم.وی همچنین گفت: به غیر از کتاب دکتر شفیعی کدکنی کتابهای دیگری که در حوزه ترجمه شعر عرب نوشته شدهاند زبان شعری را رعایت نکردهاند.وی گفت: در این کتاب استفاده از منابع اصیل عربی کم است، همچنین اگر متن عربی شعرها چاپ شده بود جهت استفاده دانشجویان مفید بود. وی در بحث نقد ترجمه جرأت مترجم را ستود و فهم ادبی و تسلط مترجم را به زبان شاعرانه فارسی علت موفقیت کتاب دانست. وی همچنین گفت: مترجم تأثیر شکل شعری را بر خواننده فراموش نکرده است و به تقسیم هجاها در شعر بلند الحیدری و رعایت آن در ترجمه اشاره کرد و در نهایت گفت: کتاب گفتوگو در سه بعد کتاب موفقی بوده و ترجمه خوبی دارد.
در ادامه منیژه عبداللهی اظهار داشت: بلند الحیدری مشابهت زیادی بین خودش و داستایوفسکی میدیده است. هر دوی آنها تجربه سهمگین مرگی را در روبهرو داشتهاند و تا یک قدمی چوبه دار رفتهاند. خود بلند الحیدری به مشابهت شعر گفتگو در سه بعد و برادران کارامازوف اشاره کرده است. وی سپس با اشاره به وجود سه آوا در شعر و شباهتهایی به نظریات فروید در مورد ایگو، سوپر ایگو و اید اضافه کرد: در این شعر همانند برادران کارامازوف هیچ چیز ابداع نشده ولی در مورد همه چیز به گونهای نو اندیشیده شده است. بعد از صحبتهای عبداللهی برنامه پرسش و پاسخ با مشارکت حاضرین در جلسه اجرا شد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی