صفحه 14--29 دی 87
سليمي:
رفتار انتخاباتي درايران بسيار پيچيده است
ایسنا: عضو هيات علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي با اعتقاد به اينكه «در جامعه ايران ممكن است هر لحظه، قاعده به يك اسثتناء تبديل شود»، جامعه ايران را چند لايه خواند و با بيان اينكه «وضعيت رفتار انتخاباتي در ايران بسيار پيچيده است»، دايره مخاطبان روشنفكران در جامعه را محدود دانست و يادآور شد كه «هنوز آراي تحصيلكردگان در جامعه ايران تعيينكننده نيست». حسين سليمي در تعريف مفهوم رفتار انتخاباتي عنوان كرد: هنگامي كه عدهاي از مردم براي شركت در تعيين سرنوشت خود از مكانيسم انتخابات استفاده ميكنند و نوع استفاده آنها پيرو قاعده خاص قابل شناخت است، به اين قاعده، رفتار انتخاباتي ميگويند. به عبارت ديگر وقتي كه گروه يا دستهاي از مردمان يك جامعه به طور مكرر رفتارهاي مشخصي را در حيطه انتخابات از خودشان بروز ميدهند به طوري كه ميشود قواعدي را از آن استخراج كرد، نام رفتار انتخاباتي به خودش ميگيرد. وي گفت: مدت طولاني نيست كه انتخابات به عنوان مكانيسم تعيين كننده سرنوشت حكومتها وارد محيط سياسي انسان شده است. تا قبل از اواخر قرن هجدهم در هيچ كجاي دنيا مكانيسمهاي انتخاباتي به معناي امروز وجود نداشت. به تدريج در ايالات متحده آمريكا پس از اينكه جنگهاي استقلال به نتيجه ميرسد و اولين نظام جمهوري و اولين قانون اساسي مبتني بر انتخابات در آمريكا شكل ميگيرد، براي اولين بار انتخابات به عنوان يك رفتار تعيينكننده در سياست به خودش معنا ميگيرد. در انگلستان رفتار انتخاباتي بهصورت خفيف پيش از آن وجود داشت چون ميزان مردم شركتكننده در انتخابات بسيار كم بودند اما به تدريج با قوانين مختلف، دامنه افرادي كه ميتوانند در انتخابات شركت كنند، افزايش يافت.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي با اشاره به اينكه در انقلاب فرانسه مفهوم انتخابات مطرح شد اما چندبار به شكلگيري پادشاهيهاي سلطنتي در فرانسه در قرن نوزدهم منجر شد گفت: بعضا نتايج انتخابات خود سبب شدند كه فلسفه انتخابات در فرانسه از بين برود. بعضي افراد از طريق انتخابات به حكومت رسيدند اما بعد اهميت و جايگاه انتخابات را در نظام سياسيشان از بين بردند؛ مانند زمان ناپلئون بناپارت كه حدود سي سال پس از او، اين كار توسط ناپلئون سوم برادرزادهاش انجام شد و از آن به بعد به تدريج در تمام كشورهاي دنيا مفهوم و رفتار انتخابات شروع به شكل گرفتن كرد.
سليمي با بيان اينكه در ميان حدود200 كشوري كه اكنون در دنيا وجود دارد شايد در 160 كشور انتخابات به معناي امروزي آن پس از جنگ جهاني دوم معنا گرفت، افزود: درست است كه رفتار انتخاباتي حدود بيش از دو قرن پيش به وجود آمد اما فراگيري و شكلگرفتن آن به عنوان يك مكانيسم تعيين كننده در نظامهاي سياسي، شايد در نيم قرن گذشته اوج گرفته و بنابراين يك پديده كاملا جديد است. وي ادامه داد: به تدريج در علوم سياسي و جامعه شناسي سياسي، دانشهايي شكل گرفت تا بررسي كنند مردماني كه در انتخابات شركت ميكنند داراي چه رفتارهاي ثابتي هستند. آيا مردم از قواعدي خاص در رفتارهاي انتخاباتيشان پيروي ميكنند يا به صورت غيرقابل پيشبيني هر بار به گونهاي رفتار ميكنند؟ شايد بسياري از متدلوژيهاي جديد علوم اجتماعي يا علوم سياسي در زمان مطالعه رفتارهاي انتخاباتي به وجود آمد زيرا رفتار انتخاباتي تضمينكنندهترين رفتار در حوزه سياست بود و دانستن قواعد آن ميتوانست باعث شود كه آگاهانهتر در حوزه انتخابات عمل كنند و بسياري از متدلوژيها حتي كاربرد قواعد رياضي در علوم اجتماعي زماني است كه به حوزه انتخابات ميپردازند. عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي در ادامه اظهار كرد: در جوامعي كه نهادهاي مدني و سياسي بهصورت گستردهتر و ريشهدارتري وجود دارد، رفتارهاي انتخاباتي مشخصتر و قابل مطالعهتر هستند اما در جوامعي كه انتخابات در زماني خاص اتفاق ميافتد و نهادهايي خاص براي پيش بردن انتخابات يا تنظيم رفتار سياسي مردم در جامعه وجود ندارد يا ريشهدار نشدهاند، مطالعه رفتار انتخاباتي در جوامع اينچنيني دشوارتر است.
وي در پاسخ به اينكه آيا ايران جزو دسته دوم محسوب ميشود كه پيشبيني رفتار انتخاباتي در آنها چندان ميسر نيست؟ گفت: در مقايسه با بسياري از كشورهاي ديگر، ايران جزو دسته دوم نيست. بسياري ديگر از كشورها هستند كه واقعا انتخابات براي آنها فقط حضور در پاي صندوقهاي راي است؛ مثلا در برخي از كشورهاي عربي يا آفريقايي جوامعي وجود دارند كه هنوز ساختار قبيلهاي دارند. قبايل خواست خود را با سازوکار انتخابات نشان ميدهند. قبيله در آنجا نهادي است كه حتي ميتوان رفتارهايش را به گونهاي پيشبيني كرد اما نهاد نوین نيست.
وي ادامه داد: از طرف ديگر جوامعي وجود دارد كه انتخابات در آنها فقط محل تاييد حاكمان است و به انتخابات به عنوان سازوکار حق تعيين سرنوشت نگاه نميكنند بلكه به عنوان سازوکاری نگاه ميكنند كه مردم از طريق آن مشروعيت حاكمان دايمي را تاييد ميكنند؛ مثل مصر كه انتخابات در آنها به معناي حق تعيين سرنوشت نيست بلكه تاييد مشروعيت حاكمان است. در اين دسته از جوامع طبيعتا ساختار حكومتي، ساختار دموكراتيك و متكثر نيست كه بتوان راجعبه نهادهاي انتخاباتي صحبت كرد. عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اينكه در بسياري از كشورهاي اروپايي، نهادهاي حكومتي و تاثيرگذار كاملا مشخص هستند، گفت: احزاب در اين گونه جوامع كاملا ريشهدار هستند. برنامههايشان و نوع و دلايل گرايش مردم به آنها كاملا مشخص است؛ بنابراين رفتار مردم با توجه به نوع گرايششان به احزاب و نهادهاي مدني كاملا قابل پيشبيني است. در جوامع اروپايي بهدليل آزادي نسبي كه در حوزه مطبوعات وجود دارد تمام نهادها امكان اطلاعرساني كامل را به مخاطبان و مردم دارند و ميتوانند اهداف، برنامهها و انديشههايشان را بيان كنند. آزادي اطلاعرساني و ريشهدار بودن احزاب در آنجا رفتارهاي انتخاباتي را تا حدود زيادي نهادينه و قابل مطالعه كرده است.
احزاب آمريكايي بيشتر خاصيت انتخاباتي دارند
رفتار انتخاباتي مردم در كشورهاي اروپايي كاملا قابل پيشبيني است
سليمي در ادامه عنوان كرد: در آمريكا نيز اينطور نيست. در آمريكا نقش احزاب با احزاب اروپايي متفاوت است. احزاب آمريكايي بيشتر خاصيت انتخاباتي دارند فقط در زمان انتخابات است كه ميتوانند خود را در جامعه نشان دهند اما در اروپا چنين نيست و احزاب چه در زمان انتخابات و چه غير از آن، بسيار فعال هستند و در حوزه سياست نقشآفريني ميكنند؛ البته تكثر رسانههاي گروهي در آمريكا فراوان است اما به دليل اينكه احزاب بيشتر فعاليت خود را در دوران انتخابات نهادينه ميكنند، مطالعه رفتار انتخاباتي در آمريكا مقداري دشوارتر است.
وي بيان كرد: آمريكا اين ويژگي را دارد كه به رغم مطالعات كاملا علمي كه در آنجا صورت ميگيرد، بعضا در بسياري از انتخابات حتي تا روزهاي آخر رفتار انتخاباتي مردم قابل پيشبيني نيست. چنين وضعيتي در بسياري از كشورهاي اروپايي مانند فرانسه يا انگلستان معمولا وجود ندارد و رفتار انتخاباتي مردم كاملا قابل پيشبيني است.
برخي نهادها در ايران ميتوانند بسياري از رفتارهاي سياسي را نهادينه كنند
سليمي درباره وضعيت ايران در اين زمينه خاطرنشان كرد: طبيعي است كه در ايران احزاب و نهادهاي مدني به ريشهداري كشورهاي اروپايي و حتي آمريكاي شمالي نيستند ولي در مقايسه با بسياري از كشورها مثلا برخي كشورهاي منطقه خاورميانه، در ايران نهادهايي وجود دارند كه ميتوانند بسياري از رفتارهاي سياسي را نهادينه كنند. مخصوصا در 12سال گذشته، در ظاهر امر احزاب مختلفي شكل گرفتند كه گروههاي اجتماعي مختلفي را نمايندگي ميكنند و ميتوانند رفتارهاي سياسي خاصي را سازماندهي كنند. منتها اين نهادها داراي ضعفهاي فراواني هستند كه به خاطر ضعفهايشان شايد نتوانند همان نقشي را كه نهادهاي مشابه در كشورهاي اروپايي بازي ميكنند، ايفا كنند.
احزاب نقشآفرين در ايران داراي پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي مشخصي نيستند
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي در ادامه عنوان كرد: احزاب و نهادهاي نقشآفرين در حوزه سياست و جامعه مدني در ايران، معمولا داراي پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي مشخصي نيستند؛ حتي برخي از آنها براي هزينههاي اوليهشان كاملا وابسته به دولت هستند، در حالي كه فلسفه احزاب چنين چيزي را ايجاب نميكند. آنها بايد پشتيباني مالي و اقتصادي يا شبكه ارتباطي دايمي با مخاطبان خود را در بدنه جامعه داشته باشند. سليمي افزود: برخي احزاب، از امنيت سياسي و اجتماعي لازم برخوردار نيستند و هر لحظه ممكن است تحت فشارهاي سياسي دچار معضلات بزرگ شوند اما مهمتر از همه اينها اين است كه بيشتر احزاب در ايران فاقد يك رسانه يا ابزار اطلاعرساني مناسب هستند. ما اكنون اگر حدود 12 تا 15 حزب فعال در كشورمان داشته باشيم، شايد فقط دو يا سه حزب داراي روزنامه باشند، آن هم با شرايطي محدود، يا هيچكدام از آنها به رسانههاي گروهي مثل راديو و تلويزيون دسترسي ندارند چون راديو و تلويزيون دولتي است و هيچكدام اجازه تاسيس كانال ماهوارهيي يا شبكههاي راديويي و تلويزيوني ندارند بنابراين ابزار ارتباطي لازم را براي ارتباط با بدنه خودشان ندارند و به همين دليل است كه گاهي نميتوانند نقش تاريخي خودشان را ايفا كنند و حتي ايدهها و استراتژيهاي خودشان را به گوش مخاطبانشان برسانند.
مردم ارتباط لازم، نهادينه شده و ساختاري با احزاب ندارند
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي ادامه داد: داوطلبان نمايندگي تا آخرين لحظه نميدانند كه با همه تمهيداتي كه انديشيدهاند آيا ميتوانند باز هم از فيلترهاي موجود عبور كنند يا نميتوانند. اين محدوديتها كه بعضا تحت عنوان محدوديت و مشكلات ساختاري از آن نام برده ميشود، عواملي است كه يك مقدار نقشآفريني نهادهاي سياسي و احزاب و بعضي از نهادهاي جامعه مدني را در جامعه ما محدود ميكند و به دليل اين محدوديت، مردم ارتباط لازم، نهادينه شده و ساختاري را با احزاب ندارند و به همين دليل هم ممكن است مطالعه رفتار ارتباطي مردم تا حدودي دشوار باشد.
در جامعه ايران ممكن است هر لحظه، قاعده به يك اسثتناء تبديل شود
سليمي درباره قواعد ثابت رفتار انتخاباتي در جامعه ايران گفت: اگر دايره مطالعه خودمان را به پنج انتخابات گذشته رياستجمهوري و مجلس محدود كنيم، عناصر كاملا غيرقابل پيشبيني در آنها وجود دارد اما نكاتي نيز وجود دارد كه به عنوان قواعد ميتوان آنها را استخراج كرد؛ اگرچه در جامعه ايران به همان دلايلي كه گفتم ممكن است هر لحظه قاعده تبديل به يك اسثتناء شود و اين رفتار انتخاباتي با بعضي آمارها و نگرشسنجيهاي كلاني كه در جامعه ما وجود دارد، همخوان است.
وي در ادامه چند نمونه از نگرشسنجيهايي كه اكنون وجود دارد را مطرح و اظهار كرد: حدود 60 درصد از پرسششوندگان خواهان نوعي اصلاح هستند. يعني اينها چارچوبهاي اصلي حاكم بر نظام را ميپذيرند و خواهان تحول انقلابي و دگرگوني بنيادي نيستند اما مشكلاتي را ميبينند كه معتقدند از طريق اصلاحات درون نظامی حل و فصل شود كه جزييات آن هم در نگرشسنجيهاي مختلف وجود دارد. عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي ادامه داد: معمولا همين 60 درصد از مردم جامعه كساني هستند كه در انتخابات حضور دارند و معمولا به نفع جريانها، نامزدها و گروههايي راي ميدهند كه به نحوي بتوانند اصلاح و تمايل به اصلاح در جامعه را برجستهتر كنند كه من معتقدم حتي در انتخابات رياست جمهوري گذشته اين ماجرا وجود داشت. به رغم درستي برخي از تحليلهاي اجتماعي ديگري كه وجود دارد به نظر ميرسد راي دهندگان به احمدينژاد، گرايش به اصلاح درون ساختاری را در گفتار ايشان پيدا كردند تا در شخصيت آقاي هاشمي كه از شخصيتهاي سنتي نظام محسوب ميشود و به نظر ميآيد به دنبال حفظ ساختارهاي موجود بوده؛ يعني مردم عادي، محافظهكاري بيشتري را در نگرشهاي هاشمي ديدند و گرايش به اصلاح بيشتري را در گفتار احمدينژاد يافتند. سليمي ادامه داد: 10 درصد از نتايج نگرشسنجيها متعلق به كساني هستند كه خواهان حفظ وضعيت نظام به همين شكل فعلي هستند يعني اصلا معتقدند هيچ تغييري نبايد در آن صورت بگيرد.20 درصد كساني هستند كه معتقدند بايد تغييرات ريشهاي صورت گيرد و بقيه هم كساني هستند كه نظر خاصي ندارند. ممكن است به هر كدام از اين سمتها گرايش يابند. 10 درصد كساني هستند كه راي ثابت به يك جناح ثابت ميدهند و معمولا نامزد جناح محافظهكار راي 10 درصدي را همواره ميآورد يعني ما در چند انتخابات گذشته شاهد آن بودهايم. وي افزود: معمولا 60 درصدي كه خواهان اصلاح وضع موجود هستند، تعيين كنندهاند. موقعي كه آنها به دليلي نااميد ميشوند و مثلا در وضعيت كانديداها احساس ميكنند كه ديدگاه آنها به نتيجه نخواهد رسيد و راي آنها اثري نخواهد داشت، حضورشان كمرنگ ميشود؛ طبيعتا احتمال يا درصد آراي كانديداهاي محافظهكار زماني افزايش مييابد كه آنها اميد بيشتري به تغيير پيدا ميكنند و احساس ميكنند كه كانديداهاي موردنظرشان كساني هستند كه ميتوانند تغيير و رفرم را ايجاد كنند و بهدليل اين، احساس حضور بيشتري در انتخابات دارند. آن زمان است كه احتمال پيروزي گروهها يا افراد اصلاحگرا و كساني كه به نوعي با خواستهاي آن شخص بيشتر منطبق هستند بيشتر ميشود. اين قاعدهاي است كه منهاي انتخابات شوراها، در انتخابات رياستجمهوري و چند انتخاب گذشته مجلس ميتوانيد آن را پيدا كنيد.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي در پاسخ به سوالي درباره نحوه شكلگيري افكار عمومي در زمان انتخابات و كانالهاي شكلگيري افكار عمومي گفت: در بين گروههاي اجتماعي مختلف، عوامل تاثيرگذار بر افكار عمومي كاملا متفاوت است. گروهي از تحصيلكردگان و طبقات متوسط شهري، به رسانههاي مكتوب مانند روزنامهها علاقه دارند. در چند سال گذشته احزاب مختلف داراي پايگاههاي اينترنتي خاص خودشان بودهاند و از شبكهي ماهوارهيي هم استفاده ميكنند و اين رسانهها براي طبقات متوسط شهري بسيار مهم است. سليمي گفت: در شهرهاي كوچك و حوزههاي حاشيه شهرها و روستاها و بخشهاي سنتگراي شهرهاي ايران، شبكههاي مختلف اجتماعي ديگري داراي اهميت ميشوند. مثلا در بخش مذهبيون جامعه ما، شبكه هياتهاي مذهبي، شبكه مساجد ممكن است در شكلگيري ذهنيت و تعيين نوع رفتار آنها در انتخابات بسيار مهم باشد. وي افزود: در قسمت فقيرتر جامعه ما ممكن است شبكه صندوقهاي قرضالحسنه يا خيريهاي كه به آنها كمكهاي خيريه ميرسانند، در شكلگيري افكار اين قشر در رفتار انتخاباتي مهم باشد زيرا براي خانواده فقيري كه كانال مشخصي براي امدادرساني به آنها وجود دارد، طبيعتا سخن امدادرسان بيشترين تاثير را در ذهنشان دارد.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي با اشاره به اينكه در بخشي از جامعه ما هنوز ساختارهاي قبيلهاي وجود دارد اظهار كرد: گرايشهاي قبيلهاي در اين بخش بسيار مهم است. اينكه سركردگان قبيله و گروههاي تعيين كننده در قبيله چه نقشي را خواهند داشت. در بخشي از جامعه ما شبكه روابط خانوادگي وجود دارد كه گفتارهايي كه در درون خانوادهها جاري ميشود و ايدههايي كه در اين زمينه رد و بدل ميشود بسيار مهم است.
با يك جامعه چند لايه در ايران مواجهيم
سليمي خاطر نشان كرد: با يك جامعه چند لايه در ايران مواجه هستيم. حتي ميتوانيم فراواني اين لايهها را در نتايج انتخابات قبلي دوره اول ببينيم چون در دور دوم شرايط خاصي بود و آراي واقعي مردم به نظر ميرسد در دور اول انتخابات رياستجمهوري قبلي كاملا نشان داده شد. در اين آرا كاملا معلوم است كه قشر روشنفكر چه وزني دارد و به چه كساني راي داد. تيپ محافظه كاران به چه كساني راي دادند. تيپ كساني كه فقط به يك وعده مالي راي دادند چه كساني بودند. وزن گروههاي اجتماعي كاملا مشخص است و معلوم است كه در يك جامعه چند لايه قرار داريم. در اين جامعه چند لايه عوامل تاثيرگذار بر ذهنيتهاي مردم كاملا متفاوت است و نبايد وضعيتي را كه در يك طبقه اجتماعي وجود دارد، به طبقات يا ساير لايهها تسري دهيم. زيرا ممكن است شرايط شكلگيري ذهنيت در نزد قوميتها و گروههاي مناطق مختلف كاملا متفاوت باشد. وي ادامه داد: يادم است كه در دور اول انتخابات رياست جمهوري قبلي با سه نفر از كساني كه در سه ستاد انتخاباتي مختلف بودند، آشنا بودم. هر سه نفر پيروزيهايشان را قبل از اعلام نتايج جشن گرفتند؛ چون قضاوتشان بيشتر در مورد گروه اجتماعي يا منطقه خاصي بود كه آنها فعاليتشان را در آنجا متمركز كرده بودند. برآورد آنها نيز درست بود اما حساب اين را نكرده بودند كه مثلا اتفاقي كه در مناطق حاشيهيي شهر ميافتد، با اتفاقي كه در طبقه متوسط شهري ميافتد، با اتفاقي كه نزد برخي از قوميتهاي مختلف ميافتد، كاملا با يكديگر تفاوت دارد و اين امر خود را در دور اول انتخابات قبلي نشان داد.
وضعيت رفتار انتخاباتي در ايران بسيار پيچيده است
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اينكه وضعيت رفتار انتخاباتي در ايران بسيار پيچيده است و براي فهم قواعد حاكم بر آن، مطالعات بسيار عميقي لازم است، تاكيد كرد: 60 درصد مذكور در بين لايههاي اجتماعي پراكنده هستند. ممكن است از برخي بزرگان روستاها، طبقه متوسط شهري و برخي گروههاي فقير اجتماعي در آنها پيدا شود. همه اينها خواهان اصلاح هستند اما با انگيزهها و تحليلهاي مختلف و عناصر تاثيرگذار بر ذهنيتهايشان متفاوت است؛ مثلا بعضي احزاب فكر ميكنند گروه مخاطب آنها بيشتر گروه جوان روشنفكري هستند كه در ضمن به دانشگاه هم ميروند و آنها ممكن است كه حمايتهاي پرشوري نيز از آنها كنند اما بخشي عمده از آرايي كه ممكن است به گروه خواهان اصلاح در جامعه داده شود، توسط اينها نيست؛ چون حجم اينها هنوز در جامعه ايران چندان تعيين كننده نيست بلكه ممكن است گروههايي وجود داشته باشند كه انگيزههاي متفاوتي داشته باشند و وقتي شما كانال ارتباطي با آن گروهها را نداريد يا سخن شما سخني نيست كه آن گروهها با آن ارتباط برقرار كنند، طبيعتا ممكن است كه آراي آنها را در جامعه از دست بدهيد.
روشنفكران در جامعه ما دايره مخاطبان محدودي دارند
سليمي درباره تاثير رفتار نخبگان در رفتارهاي انتخاباتي مردم و اينكه به نظر ميرسد با توجه به مطالب گفته شده اين تاثير بسيار اندك باشد، به خبرنگارايسنا گفت: بستگي دارد كه چه تعريفي از نخبگان داشته باشيم. اگر نخبگان را با روشنفكران هم معنا بگيريد حق با شماست، روشنفكران در جامعه ما دايره مخاطبان محدودي دارند اگر چه آمار نشان ميدهد كه درجامعه ما تعداد آنها به دليل افزايش ظرفيت آموزش عالي در ايران دايما در حال افزايش است؛ يعني ما الان ميليونها نفر آدم تحصيلكرده اهل مطالعه داريم و اينها به اندازه كافي روزنامه يا كتاب در اختيارشان نيست و روشنفكران نميتوانند ديدگاه خودشان را به آنها برسانند ولي اينها گروهي مهم هستند كه روشنفكران ميتوانند با آنها ارتباط داشته باشند، هرچند هنوز آراي اين عده در جامعه ايران تعيينكننده نيست. وي ادامه داد: بخشي از اينها كاملا سياستگريز شدند و اصلا حاضر نيستند در مباحثات سياسي مشاركت كنند؛ حتي به گونهاي با ذكر اين نكته كه حضور ما در انتخابات فايدهاي ندارد، از انتخابات گريزان هستند و اگر منظور شما از نخبگان، روشنفكران است، آنها بايد كانالهاي ارتباطي جديدي را تعريف كنند كه ذهنيت اينها را به طرف خود بكشانند اما اگر منظور، نخبگان اقتصادي و سرآمدان جامعه در حوزههاي ديگر هم باشد، آن وقت دايره نخبگان وسيعتر ميشود و ميتوانند از شبكههاي اجتماعي براي تاثيرگذاري بر مخاطبانشان استفاده كنند. عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي گفت: بخشي از نخبگان اقتصادي به دلايل متعددي بخشي از سرمايهشان را در سامانه های قرضالحسنه و خيريه به كار انداختند و همين امر به يك كانال ارتباطي عميق با بخشي از طبقات يا گروههاي اجتماعي مختلف تبديل شده است. اگر اينها را جزو نخبگان بدانيم، اينها نخبگاني از جنس ديگر هستند كه به گونه ديگري بر مخاطبانشان تاثير ميگذارند اما اگر بحث را به روشنفكران محدود كنيم، مشكل اصلي آنها در حال حاضر حتي با گروه تحصيلكردگان هدف خودشان، نداشتن كانال ارتباطي است. بيشتر ارتباطات و اطلاعات آنها الان از طريق شبكههاي اينترنتي دارد برقرار ميشود چون به راديو و تلويزيون راهي ندارند و اگر گاهي سخني از آنها به ميان ميآيد، به صورت گزينشي است.
رفتارهاي انتخاباتي مردم نهادينه شده نيست
وي درباره دلايل پيشبينيناپذير بودن رفتارهاي انتخاباتي ايرانيان اظهار كرد: برخي ساختارها در جامعه ما باعث ميشود رفتار در بعضي از زمينهها پيشبيني ناپذير باشد. مثلا در انتخابات مجلس معمولا تا آخرين لحظهها معلوم نيست كه افراد تاييد صلاحيت شده چه كساني هستند؛ بنابراين مردم نميتوانند از قبل به برنامههاي آنها فكر كنند. در انتخابات ديگر هم همين طور است و مثلا كسي كه قبلا سمت مهم اجرايي داشته ممكن است ردصلاحيت شود، در اين شرايط فكر و رفتار انتخاباتي مردم غيرقابل پيشبيني خواهد شد. در كنار آن وقتي كانالهاي تاثيرگذار بر ذهنيت مردم كانالهاي محدودي است،بخشي از رفتار انتخاباتي در جامعه ما توسط شبكههاي اجتماعي صورت ميگيرد مثل شبكه مساجد، شبكههاي مذهبي، شبكههاي خيريه. بسياري از اينها تابع تصميمات متمركز هستند كه طبيعتا در اين شرايط تصميمات آنها هم تا لحظات آخر معلوم نيست. وي گفت: اينها از عواملي است كه سبب ميشود معمولا انتخابات در ايران غيرقابل پيشبيني شود؛ اما اگر هر حزبي بداند كه در انتخاب سال آينده يا دو سال آينده چه كساني را نامزد ميكند و آن آدمها حتما از فيلتر تاييد صلاحيت عبور ميكنند، روزنامهي خود را براي بيان ديدگاهها داشته باشد و بتواند از رسانهها استفاده كند، اگر همين دو اتفاق بيفتد بخش عمدهاي از رفتارهاي انتخاباتي قابل پيشبيني خواهد شد. سليمي درباره دلايل خستگي زودهنگام مردم از برنامههاي بلندمدت، عنوان كرد: سعي كردم در مقدمه بحث، اين موضوع را به نوعي جواب دهم. وقتي رفتارهاي سياسي يا انتخاباتي نهادينه شده نيست، شناخت مردم نسبت به اين مباحث شناختي عميق نيست و به نوعي فردي، لحظهاي و گاهي احساسي ممكن است در افراد ايجاد شود. سليمي عنوان كرد: فكر ميكنم لايهها و آراي اصلي را ميتوان در دور اول انتخابات قبلي ديد.23 ميليون كه خاتمي در دور قبلي راي داشت كاملا توزيع شده است و منطق آن هم معلوم است يعني برخي از اينها كه داراي گرايشهاي فن سالارانه بودند به هاشمي راي دادند، بخشي كه روشنفكران راديكالتري بودند به معين راي داند و بخشي، گروهها و قبايل يا ظرفيتهايي بودند كه خواهان تحولات اقتصادي بودند يا گرايش به اصلاحات داشتند، به كروبي راي دادند و كساني هم كه در فاصله محافظهكاري و اصلاحگرايي وجود داشتند، به قاليباف راي دادند. مجموع اين آرا، آراي آقاي خاتمي در انتخابات دور دوم ميشود.
به احزاب ريشهدار نياز داريم
وي خاطر نشان كرد: كاملا روشن است وقتي احزاب، ريشهدار نشدهاند و كانالهاي ارتباطي لازم را براي بيان ديدگاه خودشان نداشتند، مردم دچار تشتت ميشوند و در اثر اين تشتت مجبور به گرفتن تصميمات لحظهاي و گاه احساسي هستند. بعضا احساساتي كه در لحظات آخر ممكن است له يا عليه كسي باشند، بسيار ميتواند در رفتار انتخاباتيشان تعيينكننده باشد؛ البته اين در اكثر كشورهاي دنيا وجود دارد؛ گاهي كه آراي دو نامزد خيلي به هم نزديك است، استفاده از برخي نكات احساسي كاملا تعيين كننده است اما به نظر ميرسد در جوامعي كه احزاب، ريشهدار نيستند و كانالهاي ارتباطي ندارند نقش اينگونه عوامل هم بيشتر خواهد شد.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي گفت: به نظر ميرسد اگر ميخواهيم به رفتارها يا تشخيص انتخاباتي دايم برسيم، به نهادهاي سياسي و مخصوصا احزاب ريشهدار در جامعه احتياج داريم كه پايگاه اجتماعي- اقتصادي خاص خود را در جامعه داشته باشند. سليمي در پاسخ به اين سوال كه چقدر رفتارهاي هيجاني مردم در انتخابات ريشه در تاريخ دارد؟ گفت: رفتارهاي احساسي بيشتر در نوع روحيات و ساختار اجتماعي ريشه دارد. ما مذهبيوني در جامعه داريم كه كاملا با قاعده رفتار ميكنند؛ اتفاقا گروههاي كاملا مذهبي جامعه به لحاظ مطالعاتي قاعده كاملا مشخصي براي رفتارهاي انتخاباتيشان دارند وهرچه افراد مذهبيتر هستند كاملا ميتوان تشخيص داد كه چگونه در انتخابات رفتار ميكنند؛ خصوصا با توجه به سابقه طولاني كه خود مساله انتخاب در مذهب ما دارد بنابراين به نظرم ميآيد كه رفتارهاي هيجاني را نميتوان به مذهب ربط داد بلكه شايد بيشتر به نوع ساختارهاي اجتماعي كه در اين زمينه وجود دارد و انسانها را ناگزير ميكند كه به نداي احساسي يا هيجان خود پاسخ بدهد، بر ميگردد.
سليمي در پايان گفت: به نظر ميرسد اگر همان سه پايه در ساختار جامعه ايران اصلاح شود، به تدريج جامعه ايراني به بلوغي رسيده كه ميتواند رفتارهاي انتخاباتي كاملا عقلايي و قابل مطالعه داشته باشد كه اين رفتارها ثبات سيستم را افزايش خواهد داد و ثبات در برنامهريزي و عملكردهاي اجراي دولتها را افزايش خواهد داد.
گفتوگو: مرضيه خلقتي
بان كي مون:
محاكمه عاملان ترور حريري از مارس آغاز ميشود
ایسنا: دبيركل سازمان ملل متحد اذعان داشت كه به دليل حملات مداوم اسراييل به غزه هيچ جاي امني در اين منطقه وجود ندارد. بان كي مون، دبير كل سازمان ملل متحد طي سخناني در پارلمان لبنان با اشاره به تداوم حملات زميني، دريايي و هوايي رژيم صهيونيستي به نوار غزه گفت: وضعيت حاكم بر اين منطقه بحراني است و اين حملات به ريخته شدن خون تعداد زيادي از غير نظاميان بيگناه منجر شده كه غيرقابل توصيف است. وي افزود: در عين حال موشكهاي گروههاي فلسطيني از غزه نيز جان ميليونها اسراييلي را تهديد ميكند. بان كي مون همچنين تاكيد كرد: گزارشهاي رسيده از غزه نشان از كمبودهاي شديد در بيمارستانها و عدم توانايي آنها در پذيرش تعداد زخميها به دليل افزايش آمار قربانيان حملات غزه دارد. علاوه بر آن ساختارهاي زيربنايي غزه نيز در اين حملات نابود شده و با توجه به اينكه پناهگاههاي سازمان ملل متحد نيز هدف اين حملات قرار گرفته ميتوان گفت هيچ گونه مكان امني براي مردم آواره و بيپناه غزه وجود ندارد. دبير كل سازمان ملل خاطر نشان كرد: ما به شدت اقدام اسراييل مبني بر حمله به مدرسه آژانس امدادرساني و آوارگان فلسطيني را محكوم كرده و از اسراييل خواستيم ضمن عذرخواهي در اين باره توضيح دهد كه مقامهاي اسراييلي از اين اقدام عذرخواهي نموده و تضمين دادهاند كه ديگر اين اقدام را تكرار نكنند.
وي افزود: كارمندان سازمان ملل متحد در شرايطي بسيار سخت و دشوار در غزه فعاليت ميكنند؛ من سعي داشتم با سفر به غزه از نزديك در جريان وضعيت حاكم بر اين منطقه و فعاليت كارمندان سازمان ملل قرار گيرم كه ميسر نشد و از طريق ويديو كنفرانس با آنها گفتوگو كردم و در جريان مشكلات عديدهاي قرار گرفتم كه در انجام فعاليتشان با آن روبهرو هستند. وي با اشاره به مشكلات شديد موجود برايآوارگان فلسطيني در مناطق مختلف بويژه لبنان اظهار داشت: هم و غم اساسي سازمان ملل متحد رسيدگي به وضعيت اين آوارگان است و من با فواد سنيوره، نخست وزير لبنان درباره وضعيت اين آوارگان صحبت كردم و از كشورهاي اهداكننده خواستم تا كمكهاي لازم را براي بازسازي اردوگاه نهرالبارد ارايه دهند. وي با اشاره به قطعنامه شوراي امنيت براي توقف فوري جنگ در غزه اظهار داشت: چارچوب اين توافقنامه مشخص است و بر ضرورت توقف فوري حملات براي نجات جان مردم بيگناه تاكيد دارد. بر اساس گزارش شبكه تلويزيوني الجزيره، بان كي مون همچنين عنوان داشت: طرفين درگير بايد به يك توافقنامه قابل احترام و اجرا در خصوص آتش بس دست يابند. حماس بايد حملات موشكي به اسراييل را متوقف سازد و اسراييل هم بايد ضمن توقف حملات به غزه نيروهايش را از اين منطقه بيرون بكشد.
دبيركل سازمان ملل خاطرنشان كرد: قاچاق سلاح به غزه نيز بايد متوقف شود و گذرگاههاي اين منطقه نيز بازگشايي شود و بر اساس توافقنامههاي موجود اداره گردد.
وي با تاكيد بر ضرورت تحقق مصالحه ملي در فلسطين اظهار داشت: بازگشت وحدت ملي به فلسطين و حل و فصل اختلافات آنها تحت رياست و نظارت محمود عباس، رييس تشكيلات خودگردان فلسطين به عنوان رييس قانوني همه فلسطينيان ضروري است.
وي افزود: تجربه ثابت كرده كه مذاكره بهترين راه براي حل و فصل اختلافات است و لبنانيها بايد به اين مسير ادامه دهند و من به طور مداوم روند مذاكرات ملي را كه با هدف ايجاد توافق ملي در لبنان صورت ميگيرد، دنبال ميكنم. دبيركل سازمان ملل متحد با اشاره به ترور رفيق حريري، نخست وزير اسبق لبنان اظهار داشت: از اوايل ماه مارس دادگاه بينالمللي براي محاكمه عاملان اين ترور و كساني كه در اين جنايت دست داشتند تشكيل ميشود و سازمان ملل حمايتهاي لازم را در اين خصوص به عمل آورده است.
ساركوزي:
عاقلانه نيست كه حتي يك كشورعربي عضو دايم شوراي امنيت نباشد
ایسنا: رييسجمهور فرانسه تحقق آتشبس در غزه را مستلزم افزايش تلاشهاي آمريكا دانست. نيكولا ساركوزي، رييسجمهور فرانسه در گفتوگو با روزنامهي لبناني السفير در خصوص طرح مشترك مصر و فرانسه براي تحقق آتشبس در نوار غزه و موانع موجود در موفقيت اين طرح گفت: اوضاع پيچيدهاي است و دستيابي به توافق زمان زيادي ميبرد.
وي افزود: مشكل موجود توافق در خصوص نظارت بر مرزهاي مصر و فلسطين است، اما نهايتا اين طرح موفق خواهد شد هر چند كه موفقيت آن نيازمند تلاشهاي بيشتر به ويژه از سوي آمريكا است. ساركوزي همچنين پيشبيني كرد كه پس از پايان انتخابات اسراييل فرايند صلح خاورميانه از سرگرفته شود. وي در عين حال خاطرنشان كرد كه اين امر مستلزم افزايش تلاشها و تعهدات جدي تمامي طرفين ذيربط حتي طرفهاي فعال منطقهيي و بينالمللي است.
ساركوزي همچنين طي سخناني در جمع ديپلماتهاي فرانسه در كاخ اليزه سال 2009 را براي لبنان با توجه به پيشرفتهاي داخلي به وجود آمده در اين كشور و تحولات در روابط لبنان و سوريه سال جديدي دانست.
وي همچنين به رغم تحولات غزه و درخواستهاي مكرر براي عقبنشيني از طرح صلح پيشنهادي اعراب سال 2009 را براي تحقق صلح بين سوريه و رژيم صهيونيستي سالي مهم ارزيابي كرد و افزود: اميدوارم اين مذاكرات غيرمستقيم به مذاكرات مستقيم تبديل شود و فرانسه و آمريكا نيز بتوانند در كنار تركيه سهم بسزايي را در اين خصوص ايفا كنند.
ساركوزي تاكيد كرد كه فرانسه و انگليس ماه آينده تلاشهايشان را جهت انجام تغييرات در شوراي امنيت آغاز خواهند كرد و افزايش تعداد كرسيهاي دايمي شوراي امنيت و پيوستن آفريقا، آمريكاي لاتين، هند و بررسي عضويت آلمان و ژاپن به اين كرسيها ضروري است. وي افزود: همچنين عاقلانه نيست كه حتي يك كشور عربي عضو دايم شوراي امنيت نباشد. رييسجمهور فرانسه خاطرنشان كرد كه كشورش به مذاكرات با مصر به عنوان طرفي كه نبايد از تلاشهاي در حال جريان براي حل بحران غزه دور نگه داشته شود، تاكيد دارد. وي همچنين از آنچه كه شجاعت حسني مبارك، رييسجمهور مصر در برقراري صلح با رژيم صهيونيستي دانست، تقدير كرد! ساركوزي تاكيد كرد: طرح پيشنهادي مصر براي آتشبس با جديت از سوي طرفهاي اسراييلي و فلسطيني دنبال ميشود.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی