باغ موزه آب

باغ موزه آب، از نمونه هاي معاصرمعماري منظر ايران است که در سال هاي اخير در قلهک ساخته شده. زمینه پارک تأثیر آب در زندگي انسان است و شامل باغ و ساختمان آکواريوم مي باشد. باغ آن به عنوان يک پارک در مقياس محله قلهک نيز عمل مي کند. جلوه هاي آب در اين باغ به شکل آبنماهاي مختلف که برگرفته از معماري ساير ملل است نشان داده شده است. فضاهاي متعددي که در کنار آبنماها به وجود آمده است به وسيله محور هاي زاويه دار نسبت به جداره پارک به هم دوخته شده اند.
كليد واژه: باغ موزه، آب، آبنما، منظر سازي
آب از ديرباز نقشي حياتي در زندگي انسان داشته است و درياچه ها و رودخانه ها نيز همواره آدمي را به سوي خود جذب مي کرده اند.
در گذشته اي نه چندان دور که انسان آب را به عنوان يکي از اجزا و عناصر معماري منظر و طراحي شهري مورد استفاده قرار داد همواره جلوه هاي مختلف آن باعث تهييج و تحريک گرايش انسان به زيبايي شده است.
وجود حوضها در معماري اسلامي نشان مي دهدکه آب وراي نقش پر اهمييت آن در تمدن و فرهنگ، ريشه در روح و روان آدميان دارد. هم اکنون نيز آب به همان شکل گذشته در معماري و طراحي ما تأثیر مي گذارد و فقط قالب استفاده آن اندکي تغيير کرده است. امروزه از آب به شکلهاي متفاوت تر و مهيج تر در کالبد شهر استفاده مي شود و اين شايد به خاطر اهمييت روز افزوني ست که آب در زندگي انسان پيدا کرده است.
آب در حالات مختلف تأثیرات متفاوتي بر روي انسان دارد و هر کس به فراخور سن خويش بهره رواني خاص خود را
مي برد.آب درون استخرها که ترکيبات آنها با درختها و زيبايي هاي طبيعت باعث آرامش و راحتي روح انسان و توازن زيست شناختي او مي شود. آب جاري در رودخانه ها و کانالها، با جريان دايمي و پويا شوق حرکت را در آدمي زنده مي کند. آب در آبشار ها حالتي ديگر را در آدمي بيدار مي کند، عظمت آبي که جاري است، هيجان زیادی را در آدمي به وجود مي آورد. استفاده از حالات متفاوت آب در طراحي و معماري به منظور ايجاد احساسات مختلف، يکي از مباني طراحي عناصر معماري آبي-از جمله موزه هاي آب- است. آنچه در مورد بشر عصر حاضر نگران کننده مي نمايد، اين است که مبادا براي گذراندن اوقات فراغت خود، در بند سرگرمي هاي غيرفعال حبس شود و از مواهب طبيعي دور بماند. فکر احداث موزه اي به نام موزه آب، توسط معاونت فني و عمراني منطقه 3 مطرح شد و زمينه ها، امکان و جنبه هاي قابل نمايش آب توسط "مهندسين مشاور آهون" بررسي شد. هدف از احداث اين باغ، ايجاد فضايي آموزشي، فرهنگي و تفريحي براي قشر دانش آموز، با تأکید بر موضوع "آب" به عنوان محور اصلي است. اين مجموعه شامل بخش هاي مختلفي چون موزه، سالن نمايش، باغ با آبنماهاي متنوع و. .. است و هدف از احداث آن به نمايش گذاشتن جلوه هاي آب و آشنا کردن قشر دانش آموز با مصارف مختلف آب است.در اين جا اين سؤال مطرح مي شود که کدام جنبه هاي حضور آب در زندگي انسان و محيط زيست و نقش آن در حيات وحش و محيط طبيعي زندگي گياهان و جانوران قابل نمايش است؟ در يک مجموعه نمايشگاهي مسايل مختلفي چون سير تکامل شيوه هاي آبياري و آبرساني، نقش آب در حمل و نقل و ارتباطات، نقش آب در کشاورزي و صنعت و معدن، نقش آب در توليد و انرژي، نقش آب به عنوان پاک کننده و شوينده و نيز منابع آب شيرين کره زمين و راه هاي حفظ و بازيابي آن قابل عرضه و نمايش است. شرکت آهون سرفصل هاي زير را براي موزه در نظر گرفته است:
آب در طبيعت (توزيع جغرافيايي آب، اشکال حضور آب در طبيعت و...)
    انسان و آب (اشکال جمع آوري و نگهداري آب، شيوه هاي آبياري در کشاورزي و باغداري و...)
آب شيرين (مقدار و درصد آب شيرين در کره زمين، شيرين سازي آب و روش هاي آن و...)
آب در صنعت (استخراج املاح از آب دريا، ساير عناصر و معادن کف دريا و...)
کسب انرژي از آب (انرژي ميکانيکي و الکتريکي و. ..)
آب و حمل و نقل (کانال هاي معروف جهان، حمل و نقل با کشتي و زير دريايي و...)
تصفيه و توزيع آب (ساختارهاي تصفيه آب، نمک زدايي و...)
آب وآلودگي (انتشار بيماري هاي واگير به وسيله آب، تصفيه فاضلاب و...)
آب در زندگي روزمره (آشاميدن، تهيه غذاو...)
انسان، آب و ورزش (استخر، شنا، واترپلو و....)
آب و مسئوليت هاي انساني (بهره وري در توليد و مصرف آب، کسب در آمد از فروش آب و...)
مهندس علي فکري ارشاد طراح و مسئول طرح باغ موزه آب مي گويد :«در اين موزه قصد است با پشتوانه وسيع مطالعاتي، ابتدا به معرفي آب و خواص فيزيکي و شيميايي آن و سپس به تاريخچه نقش آب در پيدايش تمدن هاي اوليه براي قشر جوان و دانش آموز بپردازيم و مصارف مختلف آب را طبق سرفصل هاي پيشنهاد شده نشان دهيم.»(رنجبر،1375)
قرارگيري يک قطعه باغ قديمي در ميان انبوه ساختمان هاي قسمتي از شهر تهران، انگيزه اي براي شهرداري شد تا با ساماندهي و طراحي آن به عنوان باغ موزه آب، اين باغ قديمي را حفظ و به عنوان بخشي پويا از شهر در خدمت شهروندان و بازديد کنندگان قرار دهد. باغي که تا قبل از اين زمينه هاي ناامني را به دنبال داشت.
قيمت بالاي زمين در اين ناحيه و همچنين کمبود زمين هاي باز در اطراف آن، به ويژه زمين هايي با چنين موقعيت شاخص، بر اهميت اين قطعه مي افزايد. از طیف وجود پتانسيل هاي بالاي زيست محيطي(درختان، قنات، باغ اطراف) و اجتماعي (قرار گرفتن در ميان مراکز آموزشي مختلف) در حوزه اطراف باعث اهميت بيشتر تصميم گيري براي کاربري اين قطعه بود.
قرار گيري اين قطعه باغ قديمي در حاشيه خيابان سرزنده و فعال«يخچال»، محوري که در آن گروه هاي مختلف اجتماعي به چشم مي خورد، خود جنبه استفاده از باغ موزه را تضمين مي کند؛ به طوري که هر چه تنوع گروه هاي اجتماعي بيشتر گردد، ميزان استفاده آنها از مجموعه رشد فزاينده اي به خود مي گيرد.
باغ موزه آب به وسعت 8256 مترمربع در ناحيه شمال شهر تهران و در باغي در خيابان يخچال قرار دارد که پس از اعمال اصلاحي ها، مساحت باغ مذبور به 9/7161  مترمربع رسيده است. اين باغ داراي شيب عمومي 85/2 در صد از شمال به جنوب است که در ابتدا داراي 382 اصله درخت و درختچه از انواع چنار، کاج تهران، توت، گردو، زبان گنجشک و... بوده است که از اين تعداد از 190 اصله آن استفاده شده است و مابقي که خشک و بيمار بوده اند، حذف گرديده اند. يک جوي آب، منشعب از يک رشته قنات از زاويه شمال غربي وارد باغ شده است و پس از طي يک سوم طول زمين با چرخشي به سمت شرق، عرض باغ را طي مي کند.اين طرح در تابستان 1380پس از 5 سال به بهره برداري رسيد.
به طور کلي در طراحي مجموعه و قرار گيري عناصر مختلف در کنار همديگر، عواملي تأثیر گذار بوده اند که مهمترين آنها درختان قديمي با ارزش، رشته قنات جاري در باغ و خيابان اصلي دسترسي به باغ (خيابان يخچال) است. بدون حضور اين عوامل، قطعه زمين مورد نظر به يکي از پلاک هاي شهري بدل مي گرديد و فاقد هر گونه احساس ارزش محيطي و مکاني خاص، که هيچ گونه احساس تعلقي را براي ساکنان منطقه به دنبال نمي داشت، می شد. بدين ترتيب، زندگي و ارزش حياتي اين قطعه زمين در اين است که مکاني است براي بازديد، تفريح، گردش و استفاده عموم و تداوم حيات در گرو زندگي درختان و رشته قنات و ديگر عوامل مکاني آن.طبق گفته طراح مجموعه در اولين گام، کارشناسي دقيقي به منظور شناسايي گونه هاي موجود در باغ صورت گرفت و درختان مريض و نيازمند حذف شده و درختان داراي ارزش نگهداري بر روي نقشه ترسيم گرديدند.
حضور اين درختان با ارزش در کنار آب جاري در باغ، توانايي بالقوه اي را براي دستيابي به محيطي مطلوب و با نشاط در ميان بافت شهري در هم تنيده خاطر نشان مي سازد. اين خود براي طراح زمينه فکري را در پي دارد، تا شکل گيري استخوان بندي اصلي طرح بر پايه اين عناصر نمادين و داراي بار خاطرات ويژه، رقم بخورد. این ترتيب خاصی است که محور اصلي طراحي، بر مسير حرکت آب دائما جاري در داخل باغ منطبق گرديده و دروازه ورودي اصلي نيز در محل دروازه قديمي باغ شکل گرفته است. از طرفي چيدمان فضايي عناصر مصنوع ملحق شده در باغ- همچون ساختمان موزه، آلاچيق، سرويس ها و. ..- به گونه اي است که کمترين آسيب ممکن متوجه درختان موجود گردد.
در قطعه شرقي پارک باشگاه ورزشي خانواده در حال احداث است. ترکيب اين دو مجموعه يعني باشگاه خانواده و آكواريوم باغ موزه آب مي تواند دعوت کننده شهروندان بيشتري باشد.
رابطه باغ - موزه اب با جريان اصلي حركتي
نکته ديگري که مي توان به آن اشاره کرد وحائز اهميت نيز هست امکان ونوع ارتباط کساني است که از حاشيه خيابان يخچال (ضلع ورودي باغ) گذر مي کنند و اولين برخورد را با اين مجموعه دارند. بدون ترديد آن چيزي که در ذهن هر عابري از اين مجموعه نقش مي بندد، دروازه ورودي، آرايش و تجهيز، فضاي جلوي مجموعه و بدنه متصل به خيابان است، که اگر جذابيتهاي اوليه را دارا نباشد (هر چند که در درون خود داراي غنا و زيبايي خاصي باشد) به مجموعه اي بي استفاده و بي اثر در بافت پيرامون تبديل مي گردد.
چنانچه از فردي که حداقل يک بار از داخل خيابان يخچال عبور کرده است پرسيده شود که چه برداشتي از اين مجموعه دارد.تنها در تصوير ذهني خويش رديفي از درختان،پوسته نيمدايره اي آجري و کره اي بزرگ را که نمادي از کره زمين است، به عنوان دروازه ورودي مجموعه به خاطر مي آورد. اين در واقع خواست طراح بوده است. زيرا وي اعتقاد دارد که نبايد با قرار دادن عناصر مصنوع همچون ساختمانها در جبهه ورودي مانعي براي ديد افراد به داخل فضاي باغ به وجود آورد. اما بايستي اشاره داشت که در خيابان کم عرض و گاه پر ترافيکي همچون يخچال حتي همين چند عنصر محدود اما دعوت کننده نيز به چشم نمي آيند حال آيا براي تجهيز اين جبهه ورودي و ارتباط قوي وجذاب تر آن با اين جريان آدمها(خيابان) به تأمل بيشتري نياز نبود؟
ورودي اصلي مجموعه از مرکز ضلع جنوبي مجموعه مي باشد. نيم کره سنگي که نقش قاره هاي جهان بر روي آن حجاري شده است تا کره زمين را تداعي کند که آب بر روي تمام سطح آن در حال حرکت است. نمايش نقش آب در حيات کره زمين در بدو ورود ايده اي جذاب است. اکثر کودکان در ابتداي ورود، با لمس کردن آن، آب را از نزديک حس کرده و دستان خود را خيس مي کنند. اما اين کره با آبي که بر روی آن در حرکت است تنها از نزديک قابل رويت می باشد.هشت درخت سرو محصور شده در هرم هاي فلزي که اين کره را محاصره کرده اند. اين ديد از تفکرات پست مدرن ناشي مي شوند که عناصري که تا کنون در حاشيه قرار داشتند در متن قرار گيرند. اما تأکیدي که بر روي درخت سرو گرديده است، با نقش طبيعي درخت در تضاد است. سَرويَت درخت سرو در باغ ايرانی پر اهميت تر و پر رنگ تر می باشد. و اين سوال را در بيننده ايجاد مي کنند که آيا درختان احتياج به تزئين با عناصري همچون بتون و فلز دارند؟ صلبيت اين مواد متضاد با زنده بودن درخت است و در آينده مانع از رشد آن مي شود.در کنار محور ورودي اصلي و در امتداد ضلع شرقي پارک محوري به عرض 8 متر براي دسترسي به قطعه شمالي باغ از خيابان يخچال در نظر گرفته شده است، که البته با کفسازي ها و بدنه سازي و عبور آب جاري دائمي از حاشيه آن، نوعي ادراک از امتداد يافتن باغ تا بدنه انتهايي به رغم قرار نگرفتن در محدوده واقعي طرح از سوي شهرداري به استفاده کننده داده شده است. اين خيابان باعث قطع ناگهاني باغ نشده است بلکه بخشي از فضاي باغ محسوب مي شود.درجداره معبر، با ترکيب مصالح سنگ و آجر -که يادآور مصالح سنتي مي باشد-؛ بدنه اي ايجاد شده است که سکوي نشيمن و باغچه را در برمي گيرد. طراح تحت تأثیر سبک پست مدرنيسم به کمک شيرواني روي اين بدنه سعي در يادآوري ديوارهاي قديمي شميران داشته است.
آبنما
محور ورودي به يک آبنماي ريزشي-در انتهاي ديواره باغ- ختم مي شود که ريزش آب را از ارتفاع نشان مي دهد و به صورت پرده اي از آب شکل گرفته است و فرد مي تواند از پشت پرده آب عبور کند و يا در محلي که براي نشستن تعبيه شده است قرار گيرد و از داخل پرده آب فضاهاي باز و حرکت مردم را شاهد باشد. اين محور تنها محور عمود بر بدنه باغ است و ساير محور ها بنا به دليل نامعلومي چرخيده اند.محل تلاقي طولاني ترين محور مورب که تريا را به ساختمان اکواريم وصل مي کند و محور اصلي، از طريق تونلي پلکسي گلاس به سبک مدرن سر پوشيده گرديده است. با ريزش آب بر روي اين تونل، هنگام عبور از زير آن احساس فرو رفتن در داخل آبشاري شيشه اي به وجود مي آيد، که صداي ناشي از ريزش آب بر روي پلکسي گلاس، تجربه اي شگفت آور را به دنبال خواهد داشت. اتفاقي که در زير اين تونل پلکسي گلاس مي افتد باعث مکثي در فرد مي شود که با تعبيه نيمکت هايي در زير تونل امکان نشستن وي ميسر مي شود. هدف طراح سبز کردن ابتداي تونل به صورت نرده هاي پوشيده از گياه و چسب بوده است.طراح تحت تأثیر سبک پست مدرنيسم سعی در وام گرفتن عناصر نمادين از باغ کلاسيک ايرانی دارد.هر چند که رنگ لاجوري کاشي هاي داخل سه حوض بزرگ مثلثي شکل که در ابتداي محور اصلي قرار دارد، برگرفته از رنگ کاشي حوض ايراني است اما فرم مثلثي شکل کشيده آنها به شدت متضاد با آن است.
آبنماي مربع شکل که به صورت فواره هاي مربع شکل هستند، تجربه حرکت روي آب و خيس شدن را به وجود مي آورد که برگرفته از ميدان بارتولی و پارک سيتروئن در پاريس مي باشد. اين فواره ها مرکز دايره اي هستند که با کفسازي اجرا گرديده است و به همراه آبنماي مجاور خود که ترکيبي از سنگ و فواره است در داخل فضاهاي مربع شکلي که به وسيله درختان سرو ايجاد شده قرار گرفته است. پخش آب پودر شده بر روی قلوه سنگ ها نيز يکی ديگر از جلوه های آب موجود در باغ است. صدای دلپذير و هوای مطبوع بر اثر اين پودر شدن آب به وجود می آيد. در آب انبارهای کهن ايران استفاده از آن جلوه آب به چشم می خورد. در تمام باغ صدای آب شنيده می شود و عامل پيوند دهنده آبنماهای متنوع و متفاوت نيز صدا می باشد.مسير آب قنات موجود در منطقه پس از طی يک سوم زمين به صورت عرضی باغ را رد می کند، سپس به سمت جنوب ادامه مسير می دهد. در مسيری که عرض زمين را طی می کند. طراح با استفاده از نهر و برکه مصنوعی که الهام گرفته از باغ ژاپنی می باشد، آب را نمايان کرده است.
جمع بندي
اين نکته که احداث باغ هاي تم دار همچون باغ- موزه آب و عناصر موجود در آن مي تواند به عنوان بدعتي در پارک ها و فضاهاي تفريحي شهر به شمار آيد، از خصوصيات بارز اين طرح است. توجه به ضرورت و اهميت حضور آب در زندگي امروزي و حيات بشر و استفاده از آب در اشکال مختلف، از طريق ايجاد آبنماها، بازي با آب و مسيرهاي کنار آب نشان داده شده است. ترکيب آب و نور در شب، استفاده از آب در کف سازي ها، تلفيق چمن و مصالح سنگي و تنوع استفاده از آنها در نقاط مختلف، تجهيز مناسب فضاهاي نشستن، تعريف فضاي ورودي به وسيله آب نما، توجه به فرم نمادين ساختمان موزه و ارتباط آن با موضوع آب(يخچال هاي قديمي)، همگي از جمله عواملي است که ذهن استفاده کننده از فضا را آماده روبرو شدن با اين موضوع حياتي و تامل در آن مي کند. اما در کل فضايي نامأنوس و بدون هويت ايراني است.سبک باغ التقاطي از سبک هاي موجود در معماري منظر و پارکسازي دنياست. طراح به هيچکدام از سبک ها پايبند نبوده و بر اساس سليقه از هر روش باغسازي تکه اي را به امانت گرفته است.در باغ آبنماهاي بسياري وجود دارد که هرکدام داستان مخصوص به خود را دارند. کره عظيم شناور در آب، تونل آب، آبشار، کانال آب، حوض هاي متعدد در ابعاد متفاوت و فواره و برکه هر کدام گلچيني از آبنماهاي موجود در باغ هاي متفاوت هستند. از حوض حياط ايراني تا آبنماي پارک سيتروئن و برکه ژاپني. کاشي لاجوردي در حوض مثلثي به کار گرفته شده است و حوض ايراني با رواق کلاسيک رومي احاطه شده است. طراح گله مند از کمبود امکانات است که مانع از آن شده که آبنمايی مشابه آنچه در پارک دولاويلت وجود دارد را دوباره در تهران بنا کند. اين اغتشاشي که در نوع آبنماها وجود دارد در باغسازي و فضاسازي نيز به چشم مي آيد.محور ورودي را که از باغسازي ايراني وام گرفته است و محورهاي متقاطع معماري مدرن اروپا را در کنار معماري پست مدرن بدنه و جداره استفاده کرده است. طراح از معماري گذشته تنها به صورت استفاده از مصالح و قوس هاي ايراني ياد کرده است و توجه اي به بستر طرح که باغ قديمي است نداشته است.
خطوط هندسي منظم در طراحي پارک يادآور اصول مدرنيسم است ولي توجه به عناصر باغسازي کلاسيک همچون رواق نيم دايره اي باغ کلاسيک رومیو ديواره و نماي ساختمان ها که بر گرفته از معماري ايراني است و سرمشق گرفتن از آنها و همچنين نگاه نو به عناصر پارک (آب و گياه) اصول منظرسازي پست مدرنيسم را متجلي مي کند.