تخریب سرمایه­های انسانی چرا؟

محمد عسلی
از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون شاهد تخریب و ترور شخصیت­های سیاسی، مذهبی، فرهنگی و اخیراً اقتصادی کشور بوده­ایم!
شخصیت­هایی که بسیاری از آنان دارای سوابق روشن سیاسی و حتی بعضاً زندان، شکنجه و تبعید بوده و هستند!
بعضی از این شخصیت­ها متأسفانه در همان سال­های آغازین پیروزی انقلاب به علت گرایش­های سیاسی که عملاً به مخالفت آنها با نظام و رهبری انقلاب منجر شد از گردونه انقلاب خارج شدند و به سه سرنوشت دچار شدند. فوت، خانه­نشینی و فرار به خارج از کشور!
از میان این سه گروه بعضی­ها هم­اکنون هم در مصاف­های مختلف سوابق مخالفت­­های خود را وسیله دشمن قرار داده­اند که همگی از چشم خلق افتاده، حرف و حدیث­های آنها بازاری ندارد که روی سخن نگارنده در این نوشتار با آن گروه نیست!
آنچه در این میان مهم می­نماید و موضوع بحث این نوشتار است. شخصیت­های انقلابی و خوش­سابقه­ای است که در کمند سلیقه­های متفاوت مورد هجمه گروهی دیگر قرار می­گیرند که دشمنان از این وضعیت سوء استفاده کرده اختلاف نظرها را تعمیم داده در جهت تضعیف نظام و انقلاب از آن مایه­های شایعه­پراکنی و جوسازی بر علیه انقلاب می­سازند!
هر چند گذشت بیش از سه دهه از شروع و پیروزی انقلاب تجربه­ای گرانسنگ را نصیب ما کرده که از این پلکان­ها توانسته­ایم قله­های صعود را طی کنیم و به قول امام راحل انقلاب اسلامی قائم به شخص نیست. اما یادمان نرود که انقلاب را سرمایه­ای است عظیم که آن مردم، مسئولین و ارزش­های اسلامی است و دشمن در حال حاضر هر سه سنگر را هدف گرفته است و در بوق و کرنای رسانه­های دیداری و شنیداری خود به صورتی بسیار ظریف هر سه را تخریب می­کند و بعضی از مسئولین هم آب به آسیاب دشمن می­ریزند و در این بین خودی نشان داده دیگری را مغضوب و منکوب می­کنند!
اختلاف سلیقه­های حزبی و جناحی نباید منجر به آن شود که از حد انصاف خارج شویم و زحمات و فداکاری­های بزرگانی که جان و مال و حیثیت و حتی باورهای مذهبی خود را در گرو خدمت به انقلاب و نهایتاً اسلام و مردم گذاشته­اند را نادیده گرفته و تسلیم جوسازی­های این و آن شویم!
جمهوری اسلامی در حال حاضر دو بال پرواز دارد که اگر به دو سلیقه در باور سیاسی تعبیر کنیم، همین دو جناحی است که به اصولگرا و اصلاح­طلب معروف شده. بعضی­ها یکی را راست و دیگری را چپ می­نامند که با توجه به بنیان باورهای هر دو و با توجه به تعابیری که در مکاتب سیاسی برای این دو واژه به کار رفته الفاظ چپ و راست واژه­های محتوایی مناسبی برای این دو جناح نیست!
یکی از ویژگی­ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی وحدت کلمه است که بارها امام راحل بر آن تکیه داشتند و حاصل آن اجماع مردم در پذیرش نظام جمهوری اسلامی و استقلال، مبارزه و ایستادگی بوده است!
دشمن قصد دارد با تحریک این گروه، حزب یا جناح بر علیه آن دیگری هر دو را به جان هم انداخته و نهایتاً به مردم تفهیم کند که هیچیک از این دو قادر به انجام خدماتی برای مردم نیستند و نتیجه آن می­شود که اینگونه اختلافات و دو دستگی­ها نمایندگان و مسئولین دلسوز و خدمتگزار مردم را از صحنه سیاسی حذف خواهد کرد!
جو انتخاباتی و جوسازی­های بیگانگان و بعضاً ساده­اندیشان نباید به گونه­ای باشد که مردم را دچار تردید کنیم به امید این که رقیب از گردونه سیاسی مملکت حذف شود و ما بمانیم و ما که آن وقت دیگر ما نیستیم و تنها می­شویم! مبارزات انتخاباتی در فضایی آزاد می­طلبد که هر کس با هر سلیقه­ای در چارچوب قانون اساسی دیدگاه­ها و نقطه نظرات خود را مطرح نماید، اما ترور شخصیت یکدیگر و تیشه به ریشه زدن به معنای شفاف­سازی نیست!
چه بسا اتهاماتی که به شیاع و فراگیری رسیده و در افکار عمومی تزریق شده­اند، اما هیچیک از آنها صحیح نبوده و یا حداقل برداشت­های غلطی از آنها شده که در شیراز خودمان هم شاهد آنها بوده­ایم!
اتهام 56 نفر از مدیران قبلی که حداقل 12 نفر از آنان هم­اکنون در مصدر سمت­های اداری و حساسی هم هستند از جمله این غوغاسالاری­ها و تخریب شخصیت­ها بوده است که اینگونه اقدامات به نفع هیچکس نیست و اگر هر فرد با هر درجه از مسئولیت کار خلافی انجام دهد که مغایر با اهداف انقلاب و منافع ملی و مذهبی ماست بهتر است پس از صدور حکم دادگاه در روزنامه­ها و سخنرانی­ها به آن بپردازیم تا مجبور نباشیم تکذیب کنیم و از آنها عذرخواهی کنیم زیرا این تکذیبیه­ها و عذرخواهی­ها آبروی رفته افراد و نظام را برنمی­گرداند و دشمن به خوبی از آن سود برده و به نفع خود برای تحریک افکار عمومی به ضرر نظام اقدام خواهد کرد و این خسارت­ها جدا از عقوبتی است که در آخرت متوجه همه ماست! ترور شخصیت­ها و تخریب­ آنها، حتی کسانی که یا هم­اکنون در رأس حاکمیت هستند و یا در آینده خواهند بود به معنای نقد حاکمیت نیست!
نقد عملکردها با توهین و افترا و دروغ­پردازی و جوسازی متفاوت است!
متأسفانه در بسیاری از موارد شاهد افراط و تفریط در قضاوت­های مسئولین نسبت به یکدیگریم!
گاه یک نفر آنچنان مورد دفاع قرار می­گیرد که راه گریزی برای مدافع در صورت صحت انتسابات نمی­ماند و گاه هم آنچنان پتک مخالفت بر سرش می­کوبیم که حتی مجال دفاع نمی­یابد.
این افراط و تفریط­ها در خصوص شخصیت­های اقتصادی و سرمایه­گذاران داخلی و بعضاً خارجی هم در گفتارها و عملکردها داشته­ایم!
شایسته نیست نیروهای انسانی که سرمایه­های نظامند آنچنان مورد بی­مهری و هجمه قرار گیرند که در صورت لزوم میدان از حضور سازنده آنان خالی بماند و همان بشود که دشمن می­خواهد!
ما باید پاسدار و مشوق شخصیت­ها و رجال سیاسی و فرهنگی و حتی نظامی باشیم که در شرایط سخت دست از جان شسته امنیت کشور را تأمین کرده­اند خواه با باورهای اصولگرایی یا اصلاح­طلبی، مهم حفظ ریشه­هاست، که انقلاب و منافع ملی ما را تضمین می­کند و استقلال و عزت ما را استمرار می­بخشد. همین