به نام خالق تبسم و تفکر
طنزپردازان ارجمند! مطالب طنز خود را در قالب شعر نثر، کاریکلماتور و کاریکاتور، به نشانی دفتر روزنامه عصرمردم ارسال فرمایید، تا صفحه طنزعصر با طنزهای خوب و جذاب شما فرهیختگان با ذوق هرچه پربارتر و خواندنی تر به خوانندگان عزیز و گرامی این روزنامه تقدیم شود.
                 در ضمن نشست هفتگی انجمن طنز محفل رندان نیز هر هفته روزهای شنبه ساعت 16:30 تا 18:30 برگزار می شود، با حضور سبز خود محفل ما را درخشان و بهاری کنید.
شیراز چهارراه خیرات جنب داروخانه سعدی و بانک ملی ساختمان مرکزی حوزه هنری فارس، سازمان
تبلیغات اسلامی انجمن طنز.

به تو چه؟
هوشنگ شاهنده
محتکر، اوضاع اگر خیلی خرابه، به تو چه
جگر بعضی اگر، خون و کبابه به تو چه
تو همش بخور و جولون بده، کارت نباشه
همسایت گشنه اگر شبا می خوابه، به تو چه
تو بِبَر نرخها رو، هی بالا و بازم بالاتر
حالا کارمندی اگر توی عذابه، به تو چه
تو که ناخوش نمیشی، چونکه غذات مرتبه
اونکه چیزی نداره، تو تب و تابه، به تو چه
تو روی تخت می خوابی، بالش قو زیر سرت
اونکه شب روی زمین تر می خوابه، به تو چه
تو باید داشته باشی، هشتا ویلا و باغ گل
حالا اوُن بچه اگر بی نون و آبه به تو چه
تو که غرق نعمتی، شرابُ زهر مار بکن
اونکه خون جگرش براش شرابه، به تو چه

احمد خوش مرام
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
می خوریم ما جای خرما زنجبیل
حال اگر این بخت ما یاری کند
می خریم آخر دو دستگاه جرثقیل
* * *
بگذار عکس ما را در پای ظرف قندان
تا کودکان بترسند از خوردن دو چندان
چون عکس بی قواره کاری جز این ندارد
گر بنگری به عکسم انگار که سمندان

خونۀ کلنگی
عنایت ا... احمدی (احمد خوش مرام)
هر کی سیگاری بشه بنگی میشه
وافوری و سیخی و سنگی میشه
حال نداره چند قدمی راه بره
زرد و ملول، سیاه زنگی میشه
قامت سروش چو کمان خم شده
قیافه اش تابلو رنگی میشه
گشاد میشه از تن او لباسش
لاغر و باریک و مفنگی میشه
حرف حسابی تو گوشش نمیره
مغزش و از دست میده خنگی میشه
اگر مواد دیر برسه خماره
خمار باشه لنگ و والنگی میشه
وای به زمانی که مواد نداره
مثال هم گرگ و پلنگی میشه
وقتی که از خماری بیرون بیاد
نعشه باشه شخص زرنگی میشه
از سایۀ خودش فرار می کنه
خطر باشه خیلی فشنگی میشه
با قوم و خویش و دوست و هر رفیقی
دروغ میگه شخص دورنگی میشه
وقتی که شاد و شنگول و فول باشه
جُک میگه و شخص جفنگی میشه
قول و قراری پای منقل میده
یادش میره دنگ و وادنگی میشه
پیر یا جوون هر کسی که ترک کنه
تو اجتماع آدم قشنگی میشه
اگر که غافل باشه از کار خود
عاقبتش وصله ننگی میشه
آخِر کارِ آدَموی اِیجوری
منزل و یا خونۀ کلنگی میشه

فرق حادثه با بدبختی
داریوش منوچهری
پسر بچه ای از پدرش پرسید: بابا جون فرق حادثه با بدبختی در چیست؟
پدر جواب داد: پسرم فرقش اینه که مثلاً اگر مادرت در چاه بیفتد این را حادثه می گویند و اگر احیاناً کسی او را نجات داد آن را بدبختی می گویند!
* * *
ادعای دزد 
قاضی: شما متهم هستید که دیشب دوچرخه این آقا را دزدیده اید، چه جوابی داری بدهی؟
متهم: دروغ می گوید جناب قاضی! من دیشب در حال باز کردن صندوق بانک بودم!

زیر و بم
کمال سام (پشت هم انداز)
در دایره دلم هوایی خفن است
بیهوده دَوَم تا که رسم بر جایی
خاموشی این سر پر آوازم بین
رد می شود از خط دلم غوغایی
* * *
هر روز شود چو کار من نیمه تمام
با خود بکنم جدال بی وقفه همی
انگار که عمر من به بازی گذرد
در بی خبری هر نفس یا که دمی
* * *
بر خویش چه خنده ها کنم از ته دل
این کار نه اجری و سپاسی دارد
در رفته چو زهوار من از بیخ و ز بن
این روحیه پیداست قناسی دارد
* * *
بی مهری یار از خودم بی خود کرد
آسایش ما فدای او شد باری
از بس که مرا به قصه اش دلخوش کرد
رسوا شده ام بر سر هر بازاری

عیدانه
عبدالمحمد صفازاده (صفا)
دوستان نوروزتان پیروز باد
چهره تان خندان تر از دیروز باد
جیبتان پر پول تر از سال پیش
طنزتان بادا  همیشه شاد شاد
سنتان یکسال گر بالا پرید
دل جوان دارید با افکارتان
زندگی صد سال اول سخت باد
غم مخور زیرا کند بیمارتان
گوش خود را با نوای ساز و ضرب
هر زمان آرامشی دیگر دهید
از هزاران غصه و رنج و بلا
با کمی لبخند حتماً می رمید
فکر ماشین و دلار و زرق و برق
پیر می سازد وجود نازتان
کوک کن آن تار پر راز و نیاز
تا صفا بخشد به ما آن سازتان
من که می بینی چنین ماندم جوان
چون ندارم در خیالم آرزو
صبح و ظهر و شام بشکن می زنم
آخر شب می خورم نان و کدو

ادب
اصغر آبرومندی (کل اصغر)
مرد به محض اینکه به خونه اومد به زنش گفت: عزیزم، مثل اینکه امروز قراره مادرت بیاد اینجا. زن گفت: چطور مگه؟ مرد میگه: تلفن کرده بود. زن میگه:  باهاش مؤدبانه رفتار کردی؟
مرد هم جواب میده:  آره چه جور هم، بهش گفتم چون امروز زنم غذا رو سوزونده حاضرم سهمیه ناهارمو در اختیارش بذارم.
* * *
دستور دکتر
دکتر گوشی رو برداشت و به مریض گفت: بیماری شما چندان مهم نیست. فقط یه عارضه مختصر روانی، ولی اگه به دستورهای من عمل نکنی حالت بدتر میشه. دستور اینه که مدتی از رفتن به سینما، گوش کردن به موسیقی، سیگار کشیدن، خوردن غذاهای غیرآبکی، مشروبات الکلی و غیرالکلی، معاشرت با جنس مخالف و رقص خودداری کنی ولی در عوض تا می تونی خوش بگذرونی.
***
بازپرس: شما متهم هستی که یک ساعت طلا از این آقا دزدیدی.
متهم: خیر آقا شما اشتباه می کنید اول اینکه من ندزدیدم، دوم اینکه ساعت طلا نبود.
* * *
-چون قبرش بزرگ و جادار بود، همه آرزوهایش را به گور برد.
* * *
-قند و چربی در خونش بود، به جرم احتکار جریمه شد.
* * *
-روحش در آسمان پرواز کرد، کرکس ها دنبالش کردند.
* * *
-در حال جان کندن بود، روحش را زندانی کردند.

خاکشیریسم*
ابراهیم به گزین
همه با من جورند
با همه جور ترم
نه به کس درگیرم
نه کسی با من لج
زندگی هست به کام
دلم از رنج تهی
وضع مالی توپ است
کار و بارم خوب است
رمز را بگشایم:
خاکشیرم
خاکشیرم
خاکشیر

* خاکشیریسم= مکتب از هر طرف باد بیاید.