غار وراء جهرم
جعفر سپهری

شهرستان جَهرُم در استان فارس جاي گرفته است. اين شهرستان از شمال به شهرستان فسا، از باختر و جنوب به شهرستان فيروزآباد، از خاور به شهرستان داراب، از شمال باختر به شهرستان شيراز و از جنوب خاور به شهرستان لار محدود مي شود. جهرم از شهرهاي بسيار کهن ايران است كه نام قبلي آن «گهرم» به معناي جاي گرم بوده است.
از اين ريشه نام هاي شهرهاي جهرم، گهرام، تهران، تارم هنوز بيان مي شوند. ساختار آن را به هما دختر بهمن فرزند اسفنديار پادشاه اساتيري ايران نسبت مي دهند. فردوسي در شاهنامه از آن در عصر ساسانيان ياد كرده و نام دلاور ايراني يعني گَهرم را بر آن نهاده است. هم چنين در تاخت و تاز اسكندر مقدوني از جهرم نام مي برد و اين شهر را در عصر پادشاهي بهرام گور دشتي بي آب مي خواند.
به روايت پژوهشگران، دانشمندان و مورخان اين شهر، چهار سده پيش از ميلاد مسيح توسط اردشير اول،(مِمنون = خوش حافظه)، پنجمين پادشاه هخامنشي بنا شد. اين شهر در دوره هخامنشي و ساساني داراي موقعيت مناسب و مركز اقامت شاهزادگان بوده و در فارسنامه ابن بلخي آمده است: هركس وليعهد شدي جهرم او را بودي.به استناد نوشته هاي استخري، ابن بلخي و حمدالله مستوفي، جهرم قلعه اي بزرگ، معروف به خورشه و خورشاه داشت كه فاصله آن تا شهر، پنج فرسنگ بود. اين دژ بعدها به همت خواجه نظام الملک توسي تعمير و مرمت شد.
   در جنوب شهر جهرم روي تپه اي آتشكده ساساني(معروف به قدمگاه) ديده مي شود كه بر تمامي شهرستان جهرم مشرف است. آرامگاه باربُد موسيقيدان بزرگ ايراني در مجاورت آن قرار دارد.
در مجاورت شهر جهرم، يکي از بزرگترين غارهاي دست ساز باستاني جهان به نام سنگ اشکن قرار دارد. ستون هاي اين سازه باستاني، شکوه معماري دوران باستان را به خوبي نشان مي دهد.(اين غار دست ساز همانند غار دست ساز کوجَنَق مشکين شهر است). غار طبيعي بونيز هم در گردشگاهي به همين نام قرار دارد.
در ميانه راه شيراز به جهرم، شهر خفر قرار دارد. آبشار زيباي خفر، محل مناسبي براي استراحتي کوتاه و حرکت به سوي آرامگاه مکعب شکل جاماسب حکيم، دانشمند فرزانه ايران باستان است. به گفته روايت هاي شفاهي، جاماسب که ستاره شناسي خبره بود، ظهور پيامبر اسلام را پيش بيني نمود و پيشاپيش به وي ايمان آورد. پس از سفري به مکه دستور داد تا براي وي ساختاري همانند آن بسازند و پس از مرگ وصيت کرد تا او را در آن بنا دفن کنند.براي رسيدن به اين بناي تاريخي باشکوه بايد از کوچه باغ هاي زيبا گذشت و سرانجام چند دقيقه اي هم کوهپيمايي نمود. پس از خفر به شهر باب انار (بابا انار) و آبشار زيباي آن مي رسيد.

 غار وراء
وراء در فارسي ميانه به معناي دژ، قلعه، بلندا، کنار و پهلو آمده است. پيشينه تاريخي غار وراء به چهار دوره تاريخي تقسيم مي شود. دوران باستان تا زمان ساسانيان، دوران ساسانيان تا اسلام، دوران پس از اسلام و دوران معاصر.
1 - دوران باستان تا زمان ساسانيان
   غارهايي که داراي هفت حوضچه بوده و در بلنداي کوه قرار گرفته باشند نيايشگاه مهر هستند. هفت، عدد مقدس آيين مهر است. مهرپرستان در هنگام خشک سالي، دعا و نيايش برگزار مي کرده اند. مي توان گفت با توجه به اين که غار در جهت برآمدن خورشيد قرار داشته است، از آن براي نيايش بامدادي سود مي برده اند، و مراسم قرباني نمودن گاو را برگزار مي کردند.
2 - دوران ساسانيان تا دوران اسلام
   در اين دوران آثار مجسمه مهر زدوده شده اما مهر به صورت يک فرشته مورد نيايش مردم بوده است.
3 - دوران پس از اسلام تا دوران معاصر
   اين غار با داشتن موقعيت سوق الجيشي مناسب و ايمني کافي و همچنين آب گوارايي که از سقف غار مي چکد، (يادآور نيايشگاه چک چک در نزديکي اردکان يزد) به همراه جانوران و پرندگان شکاري دره مجاور، کوک ويش، و کشتزارهاي ديم، تخته بش کار، محل سکونت کوهي ها و عياران بوده و مزار چند کلانتر پهلوان در نزديک رودخانه وجود دارد.
4 - دوران معاصر
در دوران معاصر اين غار مورد استفاده شکارچيان بوده که متأسفانه از سوي ايشان آسيب هايي به غار وارد شده است. اما در سال 1320-1316 نخستين دوره بازسازي آن آغاز شد. هم اکنون نيز با همياري مردم نيکوکار جهرم، کار بازپيرايي غار و پيرامون آن توسط کوهنوردان درحال انجام است.
براي رسيدن به اين غار که در جاده لار قرار دارد، پس از طي جاده خاکي کوتاهي به توقفگاه خودروها مي رسيد. از اينجا پياده روي آغاز مي شود. پس از رسيدن به دوراهي، راه سمت راست به سوي غار وراء رفته که پس از حدود يک ساعت کوه پيمايي مي توان به آن رسيد. راه سمت چپ به سوي مناطق زندون وراء، هفت اودون، خوگونيش، اوقاضي، خرزهره، گلوناربشکار، اوگل کو، تخته بش کار مي رود. رفتن به اين مناطق نياز به راهنماي آشنا به مسير دارد.
واژه نامه غار ورا
زندون وراء = ديواره هاي بلند و صاف دره تا غار وراء به ديوارهاي زندان مانند شده است.
هفت اودون = هفت آب دان، هفت چشمه، هفت حوض. در ارتفاعات البرز مرکز مشرف به تهران، در ميانه راه پناهگاه پلنگ چال به قله شاه نشين، منطقه اي به نام هفت چشمه يا هفت اُودوني (هفت آب داني) وجود دارد.
خوگونيش =خواب+گاو+ نيش. محلي که در آن مار، گاو خوابيده را نيش زده است. در آيين مهر براي قرباني نمودن گاو نر، آن را به پهلوي چپ و رو به مشرق مي خواباندند و سپس با خنجر شاهرگ آن را مي شکافتند. در مجسمه هاي برجاي مانده از مهر، در هنگام قرباني نمودن گاو، مار و کژدم هم به عنوان نمادهاي بي مرگي، برخي اندام هاي گاو را نيش مي زنند.
اوقاضي = آب، چشمه قاضي.
خرزهره = نوعي گياه.
گلوناربشکار = آبشخوري که پيرامون آن شکار به وفور يافت مي شود.
اوگل کو = آب+گِل+کوي. باريکه اي در کنار آب که مسيري پُر از گِل است.
تخته بش کار = زمين کشاورزي ديم.
منبع: CHN

ادامه کاوش ها براي يافتن تاريخ دقيق سيلک
با آغاز فصل دوم کاوش در تپه سيلک رئيس هيئت اميدوار است پس از لايه نگاري در سال جاري تاريخ دقيقي از سيلک به دست آيد.به گزارش ميراث آريا به نقل از روابط عمومي پژوهشکده باستان شناسي حسن فاضلي نشلي، رئيس پژوهشکده باستان شناسي و سرپرست هيئت کاوش در سيلک گفت: هدف از مطالعات اين فصل اتمام لايه نگاري در تپه سيلک شمالي و همچنين بازشناسي ساختار معماري تپه سيلک در کاوش هاي افقي است.وي افزود: در اين فصل مشخص خواهد شد که کدام محل براي کاوش هاي افقي مناسب است تا بتوان با کاوش هاي گسترده سازه هاي معماري جوامع روستايي دوره نو سنگي سيلک را شناسايي کرد. فاضلي گفت: بنابراين در اين فصل تنها آواربرداري سطح کارگاه مورد نظر انجام و آثار معماري شناسايي مي شود. پس از آنکه محوطه آماده کاوش هاي افقي شده و تمهيدات حفاظتي در زمان کاوش و پس از کاوش فراهم آمد، کاوش در آن انجام خواهد شد.وي در ادامه اظهار داشت: از هم اکنون در کاوش هاي افقي آثار قابل توجه معماري پايدار شده و اميد است در آينده شاهد نتايج درخشان در کارگاه بزرگ کاوش افقي باشيم.به گفته فاضلي نشلي، خوشبختانه کارگاه کاوش عمودي داراي آثار دوره هزاره پنجم و هزاره ششم قبل از ميلاد يعني سيلک 1 و 2 در دوره مس و سنگ و دوره نوسنگي است.وي در ادامه افزود: تعداد بسيار زياد فازهاي معماري در ميان لايه هاي
 فرهنگي نشانگر غناي محوطه است و مجموعه اي از آثار معماري هزاره پنجم در ميان لايه ها تشخيص داده شده است که برخي از لايه ها بيش از 5/1 متر آثار باقي مانده از ديوار خانه هاي مسکوني را دربردارد.رئيس پژوهشکده باستان شناسي تصريح کرد: در زير لايه هاي معماري هزاره پنجم نيز حدود 6 متر لايه هاي نوسنگي وجود دارد که بايد در سال جاري کاوش ها طبقه بندي شود و همچنين نمونه ها براي آزمايش کربن 14 فراهم آيد.خاطرنشان مي شود؛ بودجه امسال کاوش 200 ميليون ريال است که از سوي سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان تأمين اعتبار شده است.


رامهرمز در انتظار بازگشت گنجينه جوبجي است
مسئول انجمن دوست داران ميراث فرهنگي شهرستان رامهرمز از تكميل مرمت و شناسايي بخشي از گنجينه جوبجي و آماده بودن آن براي بازگردانده شدن به اين شهرستان خبر داد. منصور معتمدي در گفتگو با ايسنا  در خوزستان، بيان كرد: بخشي از اشياي منتقل شده اين گنجينه به تهران با هدف مرمت و شناسايي، آماده بازگردانده شدن به موزه اين شهرستان هستند. اين درحالي است كه كار روي بخش ديگري از گنجينه هم چنان ادامه دارد.
وي ادامه داد: سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري خوزستان وعده همكاري كردن را در زمينه بازگشت اين گنجينه به موزه رامهرمز داده است.
معتمدي افزود: موزه اين شهرستان پس از موزه شوش بيش ترين تعداد بازديدكننده را در تعطيلات نوروز داشت و بيشتر آنها براي ديدن گنجينه جوبجي آمده بودند.

يك روبات، مقبره تاريخي را در چين مي كاود
باستان شناسان چيني مي خواهند با كمك يك روبات به كاوش در مقبره اي چندهزار ساله بپردازند.
به گزارش ايسنا، باستان شناسان چيني اعلام كردند كه قصد دارند، بار ديگر از يك روبات كاوشگر براي كشف گنجينه هاي تاريخي، بويژه كاوش در مقبره تاريخي شهر ژيان در استان شانكسي كه زماني پايتخت امپراطوري چين بوده است، استفاده كنند.
از اين روبات براي طرح كشف ديوارنگاره هايي 1300 ساله استفاده شد و اين پروژه با موفقيت همراه بود.
اين روبات به شكل يك كپسول است كه 27 سانتي متر
 طول و نه سانتي متر قطر دارد و به يك منبع نور مادون قرمز و يك دوربين ديجيتال مجهز است. اين روبات همچنين به چند سنسور بسيار حساس مجهز است كه مي توانند گازهاي محيط، بويژه گازهاي سمي را شناسايي كنند و اطلاعاتي را درباره دماي محيط و رطوبت آن در اختيار باستان شناسان قرار مي دهد.
هنوز زمان استفاده از اين روبات براي كشف اسرار مقبره شهر ژيان اعلام نشده است. تا به حال باستان شناسان چيني بارها از روبات هاي كاوشگر براي كاوش در زير آب استفاده كرده اند.

دلايل انقراض ناندرتال ها تغيير کرد 
مطالعات اخير دانشمندان نشان داد که انقراض ناندرتال ها
به دليل نبرد آنها با انسان هاي پيشرفته بوده نه به دليل تغييرات آب و هوايي.
به گزارش ميراث آريا، اين مطالعات دلايل نهفته در انقراض ناندرتال ها، ساکنان 40 هزار سال گذشته سرزمين اروپا، را نمايان ساخته و آن را عاملي جدا از تغييرات آب و هوايي دانسته است.
در تحقيقات اخير، گروهي از زمين شناسان و باستان شناسان با طراحي شبيه سازي که شرايط آب وهوايي اين دوره را در محيطي آزمايشگاهي نشان مي داند دريافتند که ناندرتال ها بر خلاف فرضيه هاي پيشين توانايي مقابله با تغييرات آب وهوايي را داشته و با محيط سازگار مي شدند.
نمونه هاي آزمايشگاهي محققان مشخص کرد که محدوده جنوبي قلمرو انسان هاي پيشرفته، منطقه اي نزديک به دره رودخانه اِبرو در شمال اسپانيا در طول دوره سرماي اروپا موسوم به واقعه هنريش 4 (H4) بوده واين مرز در دوره اي ديگر مسيري جنوبي تر را پيموده و به سرزمين ناندرتال ها رسيده است.
با اين وجود دانشمندان معتقدند، ناندرتال هايي که در بخش هاي جنوبي اسپانياي امروزي سکونت داشتند به دليل اجتناب از نبرد مستقيم با انسان هاي پيشرفته درامان مانده اند. در اين ميان برخي به اين نتيجه رسيدند که بر اثر برخورد اين دو گروه با يکديگر تبادلات ژنتيکي و حتي فرهنگي نيز ميان آنها به وجود آمده باشد.