آدم هائی هستند که دنیا را روشن تر می کنند
تنها به خاطر حضورشان در جهان
مری داوسن هاگس

«سيدحسيني» در آيينه‌ي آثارش
ایسنا: نشست «رضا سيدحسيني در آيينه‌ي آثارش» روز يكشنبه، 20 ارديبهشت‌ماه در شهر كتاب مركزي برگزار شد.
علي‌اصغر محمدخاني در سخناني در اين نشست تصريح كرد: پس از درگذشت رضا سيدحسيني از اين‌كه او مترجمي بزرگ و انساني صميمي بود، ياد و عنوان شد كه آثارش همواره تأثيرگذار بوده است. همچنين دوستاني درباره‌ي روحيه جوان سيدحسيني سخن گفتند و از حضور او در عرصه‌هاي مختلف فرهنگي ياد كردند كه همواره اين حضور كارگشاي اصحاب فرهنگ و ادب بوده است.
او متذكر شد: استاد سيدحسيني هم به طول فرهنگ و هم به عرض فرهنگ توجه داشت؛ او هم از «تاريخ بلعمي» مي‌گفت و هم از «آزاده‌ خانم» و درواقع ادبيات كلاسيك را به ادبيات معاصر پيوند داد و همچنين آن‌ها را به خوبي تدريس مي‌كرد. او آثار گذشته را خوب مي‌شناخت و به آثاري كه در زمان معاصر خلق شده‌اند، نيز توجه ويژه‌اي داشت.
محمدخاني در پايان متذكر شد: ما در حوزه‌ي تاريخ ادبيات‌نويسي و سبك‌شناسي، كارهاي كمي انجام داده‌ايم كه بخشي از آن را سيدحسيني در «مكتب‌هاي ادبي» انجام داده است.
در ادامه‌ي اين نشست، فتح‌الله مجتبايي درباره‌ي كتاب «شكوه سخن» لانگينوس كه سيدحسيني آن را ترجمه كرده است، سخن گفت.
او در آغاز به سابقه‌ي دوستي‌اش با رضا سيدحسيني اشاره و عنوان كرد: سخن گفتن درباره‌ي دوستي عزيز كه درگذشته است، كار آساني نيست. دوستي من با سيدحسيني سابقه‌اي 50، 60 ساله دارد و آشنايي‌ام با ايشان توسط عبدالله توكل و محمد قاضي انجام گرفت. اولين ديدار ما در انجمن فارغ‌التحصيلان دانشسراي عالي بود. در آن زمان، روزنامه‌ي مهرگان منتشر مي‌شد و محمد درخشش افرادي را در دفتر روزنامه جمع آورده بود و تعدادي از آن‌ها توسط آل ‌احمد به آن‌جا دعوت شده بودند، خاطرم هست محمود عنايت برادر حميد عنايت، عبدالله توكل، محمد قاضي، رضا سيدحسيني و بنده در آن‌جا بوديم كه اولين‌بار سيدحسيني را آن‌جا ديدم و بعد از آن هم اين ارتباط در دوره‌ي دوم مجله‌ي سخن ادامه پيدا كرد كه وي سردبيري آن را بعد از ابوالحسن نجفي به عهده داشت. اين همان زماني بود كه سيدحسيني مشغول نگارش «مكتب‌هاي ادبي» بود و من هم «بوطيقا»ي ارستو را در دست ترجمه داشتم و غالبا بحث‌هايي كه با هم داشتيم، درباره‌ي كتاب لانگينوس بود و سيدحسيني از همان روزگار به اين رساله علاقه‌ي فراوان داشت.
اين نويسنده و پژوهشگر در ادامه افزود: البته ما گاهي هم در منزل ايشان مزاحم‌شان مي‌شديم؛ منتها من 20 سالي در ايران نبودم و هنگامي كه آمدم، ديدم سيد مشغول كار كارستان «فرهنگ آثار» است.
مجتبايي در ادامه، سخنان خود را با بحث درباره‌ي رساله‌ي لانگينوس دنبال نمود و از آن به عنوان رساله‌اي مهم در حوزه‌ي نقد ادبي ياد كرد كه بعد از دوران هلنيستي به نگارش درآورده است.
او سپس به تبيين سابقه‌ي سخن‌سنجي و نقد ادبي در يونان باستان پرداخت و به آراي فلسفي ارستو و افلاتون درباره‌ي سخن‌سنجي و نقد اشاره‌اي كرد و در توضيحي درباره كتاب «بوطيقا»ي ارستو گفت: «بوطيقا»ي ارستو بخش‌هاي ديگري داشته كه گم شده است و اخيرا بخش مربوط به كمدي اين اثر ارستو پيدا شده كه رضا سيدحسيني هرجا مرا مي‌ديد، مي‌گفت اين بخش را در كنار ترجمه‌ي «بوطيقا» منتشر و عرضه كنم و اميدوارم بتوانم اين بخش مربوط به «بوطيقا» را در چاپ دوم آن ارائه كنم.
مجتبايي سرانجام خاطرنشان كرد: لانگينوس به همراه يكي دو تن ديگر درواقع آغازگر يك حركت اعتراضي عليه ارستو پس از دوران هلنيستي بودند و لانگينوس معتقد است هنر هم بايد بيان قليان روحي هنرمند باشد و هم اين‌كه هنرمند از صنايع بديع براي بيان استفاده كند.
اما «ضدخاطرات» كتاب آندره مالرو ترجمه‌ي مشترك ابوالحسن نجفي و رضا سيدحسيني بستري براي مرور خاطرات نجفي با سيدحسيني شد.
ابوالحسن نجفي در اين‌باره گفت: دوستي و آشنايي من با مرحوم سيدحسيني از حدود 60 سال پيش آغاز مي‌شود. من با مرحوم عبدالله توكل در دانشگاه تهران هم‌كلاس بودم كه ايشان واسطه‌ي آشنايي بنده با سيدحسيني شد كه فكر مي‌كنم اواخر سال 1328 بود. اين آشنايي به دوستي 60ساله انجاميد. آن‌ زمان هردو مجرد بوديم و فرصت بسياري داشتيم. تقريبا هر روز يا هفته‌اي چهار، پنج روز يكديگر را مي‌ديديم و اغلب درباره‌ي نوشته‌هاي يكديگر صحبت مي‌كرديم. يادم مي‌آيد سيدحسيني كتاب «جاده‌ي تنباكو» را ترجمه كرده بود كه درباره‌ي آن ترجمه‌اش اظهارنظر كردم و او هم درباره‌ي نوشته‌ها يا ترجمه‌هاي من صحبت مي‌كرد كه برايم مغتنم بود.
اين مترجم در ادامه افزود: در سال‌ 1330 ما با هم در جلسه‌هاي مجله‌ي فرهنگ نو شركت مي‌كرديم. در يكي از آن نشست‌ها گفت، در كتابي به زبان تركي استانبولي از اثري به نام « مكتب‌هاي ادبي» صحبت شده است و مي‌خواهم آن را ترجمه كنم كه من خيلي تشويقش كردم و گفتم بخشي از آن را ترجمه كند و به مجله‌ي فرهنگ نو بدهد كه آن روزها توسط جامعه‌ي ليسانسه‌ي دانشسراي عالي منتشر مي‌شد. زمان گذشت تا اين‌كه كودتاي 28 مرداد سال 32 اتفاق افتاد و ما كم‌تر همديگر را مي‌ديديم. بنده با دوستاني انتشارات نيلا را پايه‌گذاري كردم كه درواقع من هم جزو بنيانگذاران اين انتشارات هستم و به سيدحسيني پينشهاد كردم «مكتب‌هاي ادبي» را براي انتشار به نيلا بدهد كه او در جواب گفت، از ترجمه‌ي منتشرشده در نشريه‌ي فرهنگ نو راضي نيست و خوب است با منابعي ديگر آن را تكميل كند. به هرحال، آن ترجمه انجام شد و كتاب كه چاپ اول آن زياد هم حجيم نبود، منتشر و با استقبال زيادي مواجه شد. «مكتب‌هاي ادبي» خيلي ‌زود ناياب شد. او در چاپ‌هاي بعدي، كتاب را با منابعي كه به دست آورده بود، كامل‌تر كرد.
نجفي خاطرنشان كرد: هنگامي كه كتاب «ضدخاطرات» آندره مالرو در سال 1346 خورشيدي در فرانسه چاپ شد، به عنوان يك حادثه‌ي بزرگ ادبي به شمار رفت. من و سيدحسيني بدون اين‌كه از كار يكديگر اطلاع داشته باشيم، هر دو متن فرانسوي كتاب آندره مالرو را تهيه كرديم و من فكر كردم كه كتاب را بايد ترجمه كنم؛ غافل از مشكلاتي كه در ترجمه‌ي اثر در انتظارم بود. صفحه‌هاي نخست به راحتي پيش رفت؛ اما در ادامه به مشكلاتي برخوردم؛ بنابراين از ادامه‌ي ترجمه آن منصرف شدم. بعدها متوجه شدم كه رضا سيدحسيني هم علاقه‌مند به ترجمه‌ي اين اثر بوده و به يكي از دوستان گفته كه آن را ترجمه مي‌كند و بعدها ترجمه‌ي اين اثر را در مجله‌ي تماشا منتشر كرد.
او يادآور شد: شخص ديگري نيز به فكر ترجمه‌ي «ضدخاطرات» افتاد كه 90 صفحه از اين كتاب 600صفحه‌يي را ترجمه كرد و در مجله‌ي تماشا آن را انتشار داد؛ اما ديگر از ادامه‌ي كار منصرف شد كه يا به دليل مشكلات كار برايش بوده يا اين‌كه جايي شنيده‌ام مترجم گفته بود كه اين اثر با ديدگاه‌هاي سياسي‌ام همخواني ندارد؛ پس آن را ترجمه نمي‌كنم. مجله‌ي تماشا چند مترجم را معرفي كرد تا اين كار را به انجام برسانند؛ اما سرانجام كار به گردن رضا سيدحسيني افتاد و رييس راديو و تلويزيون وقت از او خواهش كرد كه اين ترجمه را به عهده بگيرد كه البته كار دشواري بود؛ به طوري كه اگر مي‌خواست بخش‌هايي از آن را ترجمه كند و در هر شماره‌ي تماشا منتشر شود، تمام وقت سيدحسيني را مي‌گرفت و خودش تعريف مي‌كرد: «در هفته يك ‌روز به راديو و تلويزيون مي‌رفتم و بخش‌هايي از كتاب را ترجمه مي‌كردم.» همه‌ي اين ماجراها كه شرح شد، پيش از انقلاب بود، تا اين‌كه سال 59، عليرضا حيدري - مدير انتشارات خوارزمي - به فكر افتاد اين كتاب را دربياورد. مجله‌ي تماشا را گرد آورده بود و به سيدحسيني گفته بود كه مي‌خواهم آن ترجمه را در كتابي منتشر كنم كه سيدحسيني در پاسخ گفته بود از اين ترجمه راضي نيستم و ضرورت دارد كه كتاب از نو ترجمه شود و با پيشنهاد مديريت خوارزمي و استقبال سيدحسيني، بنده هم در ترجمه‌ي اين اثر با او همكار شدم و قرار شد كتاب را از اول تا آخر ترجمه كنيم.
اين عضو پيوسته‌ي فرهنگستان زبان و ادب فارسي در ادامه يادآور شد: كتاب‌هاي زيادي را هم من و هم سيدحسيني ترجمه كرديم؛ اما اين اثر دشوارترين ترجمه‌اي بود كه پيش ‌رو داشتيم. ولي اين‌كه چرا نام كتاب «ضدخاطرات» شد، بايد عنوان كتاب را «غيرخاطرات» انتخاب مي‌كرديم؛ اما به هرحال عنوان «ضدخاطرات» انتخاب شد. درواقع نويسنده‌ي كتاب نمي‌خواسته خاطرات بنويسد. به يك معنا حتا اين‌ها خاطرات شخصي هم نيست و به نوعي مي‌توان گفت نگاهي به جهان معاصر با ديد خاصي است كه آندره مالرو دارد.
نجفي يادآور شد: مي‌شد مانند ترجمه‌ي انگليسي و عربي از آوردن توضيحات در ترجمه‌ي فارسي صرف‌نظر كرد؛ اما براي فهم مخاطب فارسي‌زبان، توضيحات را در پاورقي كتاب آورديم. آن زمان هم به كتاب‌هاي مرجع دسترسي نداشتيم. بعد از انقلاب بود و بسياري از كتابخانه‌هاي دانشگاه‌ها تعطيل بود و هرچه در اختيار داشتيم، به كار برديم. در مجموع، سه سال كار ترجمه‌ي اين اثر طول كشيد.
اين مترجم در پايان به تبيين چگونگي انجام ترجمه و روش كارشان در اين ترجمه‌ي مشترك پرداخت.
تهمورث ساجدي نيز درباره‌ي «مكتب‌هاي ادبي» سيدحسيني گفت: هنگامي كه سيدحسيني شروع به ترجمه‌ي اين اثر كرد، بيلان كاري او با عبدالله توكل در حوزه‌ي ترجمه يكي بود و او به تشويق دوستان به سمت «مكتب‌هاي ادبي» رفت.
او در بخش ديگري از سخنانش به مقدمه‌اي كه سپهبدي در چاپ نخست «مكتب‌هاي ادبي» مي‌نگارد، اشاره كرد و به توضيحي درباره‌ي آن مقدمه در چاپ نخست «مكتب‌هاي ادبي» پرداخت.
اين مترجم در ادامه با بحث درباره‌ي مكتب‌هاي ادبيات فرانسه سخنانش را دنبال كرد و درباره‌ي «مكتب‌هاي ادبي» رضا سيدحسيني اظهار كرد: «مكتب‌هاي ادبي» كه در سال 76 منتشر مي‌شود، نسبت به چاپ‌هاي قبلي يك دگرديسي كامل دارد، كه درواقع ابتدا تاريخ ادبيات فرانسه و در وهله‌ي بعد، تاريخ ادبيات آمريكاي لاتين و تا حدودي غرب را دربر مي‌گيرد.
ساجدي متذكر شد: كار سيدحسيني علاوه بر اين‌كه تأثير خاصي در حوزه‌ي ادبيات و نقد ادبي داشت، مورد استفاده‌ي دانشجويان نيز قرار مي‌گيرد.
همچنين مهشيد نونهالي در سخناني درباره‌ي «دايره‌المعارف هنر و ادبيات» كه تنها كار ترجمه‌ي جلد نخست آن به انجام رسيده است، سخن گفت و اظهار كرد: «دايره‌المعارف هنر و ادبيات» ناشناخته‌ترين اثر استاد رضا سيدحسيني است كه پيشنهاد ترجمه‌ي اين اثر را ايشان داد؛ اما پس از انتشار جلد نخست، به دليل كمبود بودجه، كار عملا متوقف و كسالت ايشان هم مزيد بر علت شد كه كار آن‌طور كه بايد، پيش نرود؛ هرچند رضا سيدحسيني معتقد بود اين اثر هم مي‌تواند كاري سترگ در اندازه‌ي «فرهنگ آثار» باشد.
اين مترجم كه رضاسيدحسيني را در ترجمه‌ي اين اثر همراهي كرده است، گفت: سيدحسيني بحث دايره‌المعارف اونيورساليسم را پيش كشيد كه اين دايره‌المعارف مشتمل بر 24 جلد است كه هر مقاله‌ي آن رساله‌ي تحليلي به قلم نويسنده‌ي بزرگ است و در كنار اين 24 جلد، چهار جلد تكميلي نيز هست كه كار نمايه را مي‌كند. استاد سيدحسيني آرزويش اين بود كه بنيادي براي ترجمه‌ي اين اثر راه‌اندازي شود و متخصصان حوزه‌هاي مختلف علوم انساني، هنر و ديگر علوم در كنار هم اين اثر را ترجمه و منتشر كنند.
نونهالي متذكر شد: پس از طرح اين پيشنهاد، مدخل‌هاي مربوط به هنر و بخش ادبيات استخراج شد. عنوان‌ها ترجمه شد كه از همان جلد اول به صورت الفبايي تنظيم شود. جلد نخست دايره المعارف پس از يك ‌سال ‌و نيم كار شبانه‌روزي به پايان رسيد و به این ترتيب، جلد نخست از هفت جلد پيش‌بيني‌شده‌ي اين مجموعه منتشر شد؛ در حالي‌كه مقاله‌هايي از جلد دوم آن هم ترجمه شده است. اما اين را ‌كه روزي اين اثر ادامه‌اش ترجمه خواهد شد يا نه، نمي‌دانم.
در اين مراسم اعضاي فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي، اعضاي شوراي عالي ويرايش صداوسيما و همچنين گروه ادبيات فرانسه‌ي دانشگاه تهران حضور داشتند و عنوان شد كه انتشارات سروش «يادنامه‌ي رضا سيدحسيني» را منتشر مي‌كند.

ترجمه‌ي قاسم صنعوي از رمان تاريخي دوما در نمايشگاه كتاب
ایسنا: قاسم صنعوي كه ترجمه‌ي رمان تاريخي «ژوزف بالسامو» نوشته‌ي الكساندر دوما را در نمايشگاه كتاب تهران ارائه كرده است، جلد هفتم «داستان‌هاي کوتاه ايران و ساير کشورهاي جهان» را منتشر مي‌كند.
«ژوزف بالسامو» در حقيقت مقدمه‌اي است بر کتاب «غرش توفان» دوما که در اين دو اثر، خواننده با دلايل، روند و چگونگي پيروزي انقلاب فرانسه آشنا مي‌شود.
اين اثر سال‌ها پيش با ترجمه‌ي ذبيح‌الله منصوري منتشر شده بود که به تازگي با ترجمه‌ي صنعوي از سوي نشر توس منتشر و در نمايشگاه کتاب عرضه شده است.
همچنين جلد هفتم «داستان‌هاي کوتاه ايران و ساير کشورهاي جهان» به کوشش قاسم صنعوي منتشر مي‌شود.
مجلدهاي اول تا ششم اين اثر پيش‌تر از سوي نشر توس منتشر شده است.
جلد اول به کوشش صفدر تقي‌زاده و اصغر الهي، جلد دوم و سوم به کوشش مهدي قريب و محسن باقرزاده، جلد چهارم به کوشش اصغر الهي و پوران صارمي، جلد پنجم به کوشش محمد ايوبي و محسن باقرزاده و جلد ششم به کوشش فتح‌الله بي نياز و باقرزاده منتشر شده‌اند.
صنعوي تاكنون آثاري را همچون: «خاطرات سيمون دوبووار»، «جنس دوم»، «درخت زيباي من»، «خورشيد را بيدار كنيم»، «عدالت»،‌ «تاريخ رهايي فرانسه»، «روزينيا قايق من»، «موز وحشي» و «يونانيان و بربرها» به فارسي برگردانده است.

معاون اجرايي نمايشگاه کتاب خبر داد:
بازديد بيش از 2 ميليون نفر در 4 روز نخست

ایسنا: معاون اجرايي بيست‌ودومين نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران گفت: در چهار روز نخست برپايي نمايشگاه كتاب با بازديد بيش از دو ميليون نفر، رکورد تعداد بازديدکنندگان سال‌هاي گذشته نمايشگاه شکست.
حميد قبادي اظهار كرد: روزهاي نخستين برپايي نمايشگاه کتاب تهران به دليل هم‌زماني با تعطيلات آخر هفته با استقبال گسترده مردم همراه و کم‌نظير بود. به گفته ناشران و غرفه‌داران، جمعه، روز اول نمايشگاه، روز شگفت‌انگيز نمايشگاه بود.
او همچنين تصريح کرد: استقبال از نمايشگاه به اندازه‌اي است که تردد در مسيرهاي اصلي سه‌گانه نمايشگاه، به خصوص درهاي شمالي و جنوبي در ساعات پرازدحام براي خودروها غيرممکن مي‌شود. بيست‌ودومين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران از 16 تا 26 ارديبهشت در مصلاي بزرگ امام خميني (ره) تهران در حال برگزاري است.

قطع جيبي
«گزيده‌ي غزليات شمس تبريز» منتشر شد
ایسنا: «گزيده‌ي غزليات شمس تبريز» به كوشش محمدرضا شفيعي كدكني در قطع جيبي در نمايشگاه كتاب تهران عرضه شد.
اين كتاب كه چندي پيش در قطع معمولي و در دو مجلد منتشر شده بود، از سوي نشر سخن در همان 1600 صفحه به صورت جيبي منتشر و در بيست‌ودومين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران ارائه شده است.
همچنين از ديگر كتاب‌هاي اين استاد پيشكسوت ادبيات كه در نمايشگاه كتاب عرضه شده‌اند، به «آيينه‌اي براي صداها» (چاپ پنجم)، «نوشته بر دريا» از ميراث عرفاني ابوالحسن خرقاني (چاپ سوم) و «هزاره‌ي دوم آهوي كوهي» (چاپ پنجم) مي‌توان اشاره كرد. علاوه بر اين آثار، از كتاب‌هاي شفيعي كدكني، «دفتر روشنايي» و «چشيدن طعم وقت» از ميراث عرفاني ابوسعيدابی الخير براي نوبت‌ چهارم در دست تجديد چاپ‌اند.

جمال ميرصادقي از كتاب‌هاي تازه‌اش گفت
ایسنا:  ميرصادقي مجموعه‌هاي داستان «چشم‌هاي من، خسته»، «شب‌هاي تماشا و گل زرد» و «مسافرهاي شب» را در كتابي با عنوان «سپيده‌دمان» منتشر مي‌كند. او اين سه مجموعه‌ي داستان را در سال‌هاي قبل از انقلاب منتشر كرده و حالا آن‌ها را بازنويسي كرده و به دست چاپ سپرده است. به گفته‌ي او، كتاب 30 داستان را شامل مي‌شود كه خود او يك داستان آن‌ را كنار گذاشته است. اين اثر در 430 صفحه به انتشارات نيلوفر سپرده شده است.
ديگر كتاب ميرصادقي، «عرق‌ريزان روح؛ توصيه‌هايي به نويسندگان جوان» هم از سوي نشر يادشده منتشر مي‌شود.
او اشاره كرد كه واژه‌ي عرق‌ريزان روح را از خطابه‌ي فاكنر در مراسم جايزه‌ي نوبل گرفته است. رمان «آسمان رنگارنگ» اين نويسنده‌ي پيشكسوت نيز توسط نشر اشاره به چاپ مي‌رسد. ميرصادقي امسال با «نام تو آبي است» شامل 20 داستان كوتاه كه از سوي نشر اشاره منتشر شده است، در نمايشگاه كتاب حضور دارد. كتاب «واژه‌نامه‌ي هنر داستان‌نويسي» او نيز براي نوبت دوم از سوي نشر مهناز تجديد چاپ شده است. به گفته‌ي ميرصادقي، در اين چاپ 100 مدخل به كتاب اضافه شده و تفاوت ديگر آن با چاپ قبلي در اين است كه براي همه‌ي مدخل‌ها نمونه آورده شده است. همچنين رمان «دندان مرگ» و كتاب «23 داستان از 23 نويسنده‌ي جوان» با تفسير ميرصادقي منتشر شده‌اند و قرار بوده از سوي نشر مجال در نمايشگاه عرضه شوند كه به گفته‌ي او، ظاهرا اين ناشر امكان شركت در نمايشگاه كتاب را پيدا نكرده است.

نجفی:
سینماگران باید "فرهنگ" را به دغدغه اصلی سیاستمداران تبدیل کنند

مهر: محمدعلی نجفی تبدیل شدن فرهنگ و سینما به یکی از دغدغه‌های اصلی سیاستمداران را مهمترین وظیفه سینماگران در فضای انتخابات دانست.
کارگردان فیلم سینمایی "زاگرس" درباره وظیفه سینماگران در فضای انتخابات گفت: هنرمندان برای مردم گروههای مرجع هستند و حضور فعال آنها در عرصه انتخابات می‌تواند علاوه بر جهت دهی به آرا و افکار فضای انتخابات را پرشورتر کند. در دوره‌های اخیر سینماگران حضوری چشمگیر در فضای انتخابات داشته و کوشیده‌اند با اعلام مواضع خود مطالبات این گروه را با سیاستمداران مطرح کنند.
نجفی ادامه داد: دیدگاه رئیس جمهوری نسبت به فرهنگ به ویژه سینما را می‌شود از عملکرد و سوابق وی تشخیص داد. نامزدهای ریاست جمهوری در صحبت‌ها و اظهار نظرهایشان درباره مسائل فرهنگی و سینمایی نیز اعلام موضع می‌کنند. سینماگران نیز در این مقطع باید مطالباتشان را با نامزدها در میان بگذارند و از آنها بخواهند برنامه‌های حمایتی از سینما داشته باشند.
وی افزود: به دلیل شرایط جامعه اغلب نامزدها به برنامه‌های معیشتی و تامین نیازهای اقتصادی اقشار مختلف توجه می‌کنند و در این شکل فرهنگ به مقوله‌ای درجه دو تبدیل می‌شود. جامعه برای پیشرفت نیاز به رشد فرهنگی دارد و این رشد و بلوغ میسر نمی‌شود مگر اینکه سیاستمداران به گسترش فرهنگ و هنر در جامعه اهمیت بدهند.
نجفی گفت: سینمای ایران پس از پیروزی انقلاب سفیری شایسته‌ برای فرهنگ و هنر بوده و موقعیتی خاص در محافل بین‌المللی داشته است. حمایت از سینما می‌تواند ما را به روزهای اوج سینمای ایران نزدیک کند. دنیای امروز، دنیای رسانه‌هاست و کدام رسانه به اندازه سینما می‌تواند در شکل‌گیری افکار موثر باشد؟ رئیس‌ جمهوری آینده باید به این قدرت آگاه باشد و از آن استفاده کند. کارگردان مجموعه "سربداران" با اشاره به لزوم ادامه ارتباط سینماگران و رئیس جمهوری گفت: این رابطه نباید به زمان انتخابات محدود شود. سینماگران از رئیس جمهوری آینده انتظار دارند در دوران فعالیت توجهی ویژه به فرهنگ و سینما داشته و شنونده صحبت‌های اهالی سینما باشد.

برداشتن گام‌های نخست برای تغییرهای بزرگ در جشنواره فیلم کودک
مهر: انتصاب قائم‌مقام بنیاد سینمایی فارابی به دبیری بیست و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌ کودک و نوجوان همدان نویدبخش آغاز دورانی تازه در مدیریت جشنواره‌های سینمایی ایران است.
انتصاب اکبر نبوی فارابی به دبیری بیست و سومین جشنواره فیلم کودک و نوجوان زمینه شکل‌گیری تغییرهای اساسی در برگزاری این جشنواره را فراهم می‌کند. زمستان گذشته وقتی این منتقد، روزنامه‌نگار و کارشناس سینما به فارابی رفت، پیش‌بینی می‌شد تغییرهای اساسی در ارتباط مدیریت بنیاد و بدنه سینما ایجاد شود.
در آستانه برگزاری بیست و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک در همدان، تکیه زدن نبوی به مسند دبیری این جشنواره که یکی از مهمترین و معتبرترین جشنواره‌های سینمایی ایران است، تغییر در مدیریت جشنواره‌ها را که تا پیش از این نوعی تابو محسوب می‌شد، به رویدادی قابل پیش‌بینی تبدیل می‌کند.
اتفاقی که با بسترسازی درست می‌تواند تغییرهایی اساسی در شیوه برگزاری جشنواره‌های مختلف به وجود آورد و این امکان را فراهم کند که عملکرد مدیریت جشنواره نقد و ارزیابی و فضای رقابت برای مدیران مختلف با آرا و سلیقه‌های متنوع ایجاد شود. امتیازی که با محدود کردن مدیریت جشنواره فیلم فجر و فیلم کودک به بنیاد سینمایی فارابی از دست می‌رفت.
 
در سال‌های اخیر یکی از انتقادهای جدی به شیوه برگزاری جشنواره فیلم فجر این بوده که دبیری جشنواره در انحصار مدیریت فارابی است و با وجود کاستی‌ها و مشکلات در برگزاری جشنواره، در این شرایط فضا برای فعالیت مدیران دیگر و چهره‌های سینمایی که می‌توانند با نگاه تازه جشنواره فجر را به شیوه و شکلی دیگر برگزار کنند محدود می‌شود.
جشنواره فیلم کودک هم از این قاعده مستثنی نیست و می‌توان تصور کرد اگر مدیریت در این جشنواره‌ها بر اساس توانایی و عملکرد افراد باشد نه به دلیل مسئولیتی که در بنیاد سینمایی فارابی دارند، فضا چه اندازه تغییر می‌کند. هر چند در شکل فعلی هم مدیریت همچنان در دایره فارابی محصور است، اما این تغییر در آینده می‌تواند زمینه‌ساز دگرگونی‌ بیشتر و گسترده‌تر باشد.
انتصاب نبوی به دبیری جشنواره فیلم کودک و نوجوان زمینه این را فراهم می‌کند تا قائم‌مقام بنیاد فارابی به دلیل سوابق حرفه‌ای و کارنامه مطبوعاتی خود و آشنایی با سینمای ایران فضایی برای بهتر برگزار کردن جشنواره داشته باشد. فرصتی که در اختیار نبوی قرار می‌گیرد فرصتی طلایی است تا خونی تازه در مدیریت جشنواره‌‌ها در سینمای ایران جاری شود.
او باید هوشمندی و توانایی خود را در گزینش هیئت انتخاب، داوران و فیلم‌های راه یافته به جشنواره نشان دهد. سوابق و ارتباط نبوی با سینماگران در این فرصت می‌تواند به کمک او بیاید تا قائم‌مقام فارابی در برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان همدان موفق شود. استفاده درست از قابلیت‌های موجود و سهیم کردن اهالی سینما در این تجربه می‌تواند موفقیت را تضمین کند.
در صورتی که این آزمون به موفقیت ختم شود، می‌توان انتظار داشت مدیریت جشنواره فیلم فجر هم پس از سال‌ها رنگ و بویی تازه بگیرد و زمینه‌ای فراهم شود تا با تغییر مدیریت در مهمترین جشنواره سینمایی کشور اولین قدم‌ها برای اصلاحات در ساختار جشنواره پس از بیست و هفت دوره برداشته شود.