هنر كاشي كاري
ساخت كاشی كه با استفاده از خاك رس انجام می شود از جمله اموری است كه مراحل مختلف آن باید با ظرافت و تخصص خاص همراه باشد. این مراحل نمونه برداری از خاك، آزمایش و سپس تهیه خمیر و قالب گیری را شامل می شود. كاشی پس از خارج سازی از قالب به صورت خام پخته می شود و سپس كار لعاب دهی آن در رنگ های مورد نظر انجام می گیرد. به دنبال لعاب دادن، پخت مجدد صورت می گیرد، كه با این كار كاشی با یك رنگ ساده به دست می آید. این كاشی، به الوان یا كاشی معرق معروف است. با وجود آن كه هر رنگ یك نقطه ذوب دارد، اما رنگ های كاشی باید به نحوی تنظیم شود كه نقطه ذوب همه آنها یكسان شود و این كاری ظریف و تخصصی است. كاشی انواع مختلف دارد و هر نوع آن دارای كاربردی ویژه است كاشی مخصوص كتیبه یك نوع آنست كه در بدنه ساختمان ها و ایوان و گلدسته های مساجد استفاده می شود.
در كاشی هفت رنگ اصلی به كار می رود كه از تركیب این رنگ ها می توان ۲۰ رنگ مورد نیاز در كاشی كاری را به دست آورد.
كاشی سازی و كاشی كاری در كشورهای تركیه، ایتالیا، مراكش، و یونان نیز رایج است كه سبكی متفاوت از سبك ایرانی دارد و ایران در این هنر بخصوص در كار معرق اصالت خود را حفظ كرده است. یك هنرمند معرق كار نیاز به كاشی الوان، نقشه صحیح، ابزار كار و خطاط دارد. به همین دلیل است كه هیچ كارگاه كاشی سازی را نمی توان دید كه در آن نقاش و خطاط وجود نداشته باشد و به همین سبب كارگاه كاشی سازی با مشاركت دو یا چند تن از هنرمندان این هنرها ایجاد می شود.
صنعت كاشي سازي و كاشي كاري كه بيش از همه در تزيين معماري سرزمين ايران، و به طوراخص بناهاي مذهبي به كار گرفته شده، همانند سفالگري داراي ويژگي هاي خاصي است. اين هنر و صنعت از گذشته بسيار دور در نتيجه مهارت، ذوق و سليقه كاشي ساز در مقام شيئي تركيبي متجلي گرديده، بدين ترتيب كه هنرمند كاشيكار يا موزاييك ساز با كاربرد و تركيب رنگ هاي گوناگون و يا در كنار هم قرار دادن قطعات ريزي از سنگ هاي رنگين و بر طبق نقشه اي از قبل طرح گرديده، به اشكالي متفاوت و موزون از تزيينات بنا دست يافته است.
طرح هاي ساده هندسي، خط منحني، نيم دايره، مثلث، و خطوط متوازي كه خط عمودي ديگري بر روي آنها رسم شده از تصاويري هستند كه بر يافته هاي دوره هاي قديمي تر جاي دارند، كه به مرور نقش هاي متنوع هندسي، گل و برگ، گياه و حيوانات كه با الهام و تأثير پذيري از طبيعت شكل گرفته اند پديدار مي گردند، و در همه حال مهارت هنرمند و صنعت كار در نقش دادن به طرح ها و هماهنگ ساختن آنها، بارزترين موضوع مورد توجه است.
اين نكته را بايد يادآور شد كه مراد كاشي گر و كاشي ساز از خلق چنين آثار هنري هرگز رفع احتياجهای عمومي و روزمره نبوده، بلكه شناخت هنرمند از زيبايي و ارضاي تمايلات عالي انساني و مذهبي، مايه اصلي كارش بوده است. مخصوصاً اگر به ياد آوريم كه هنرهاي كاربردي بيشتر جنبه كاربرد مادي دارد، حال آن كه خلق آثار هنري نمايانگر روح تلطيف يافته انسان مي باشد، همچنان كه «پوپ» پس از ديدن كاشي كاري مسجد شيخ لطف الله در «بررسي هنر ايران» مي نويسد، «خلق چنين آثار هنري جز از راه ايمان به خدا و مذهب نمي تواند به وجود آيد».
هنر موزاييك سازي و كاشي كاري معرق، تركيبي از خصايص تجريدي و انفرادي اشياء و رنگ ها است، كه بيننده را به تحسين ذوق و سليقه و اعتبار كار هنرمند در تلفيق و تركيب پديده هاي مختلف وادار مي سازد. تزيينات كاشي بر روي ستون هاي معبدالعبيد در بين النهرين باقي مانده از سال هاي نيمه دوم هزاره دوم ق.م. نشانگر اولين كار برد هنركاشي كاري در معماري است. اين شيوه تزييني كه با تركيب سنگ هايي الوان و قرار دادن آنها در كنار يكديگر و با نظم و تزييني خاص هم چنين با استفاده از اشياء رنگين مانند صدف، استخوان و ... ترتيب يافته، بيشتر شبيه به شيوه موزاييك سازي است تا كاشي كاري، كه به هر حال اولين تلفيق اشياء الوان تزييني است كه با نقوش مختلف هندسي زينت بخش نماي بنا شده، و پايه اي جهت تداوم هنر كاشي كاري به خصوص نوع معرق آن در آينده گرديده است. هم چنين اولين تزيينات آجرهاي لعابدار و منقوش نيز بر ديواره هاي كاخ هاي آشور و بابل به كار گرفته شده است.
در ايران مراوده فرهنگي، اجتماعي، نظامي، داد و ستدهاي اقتصادي و رابطه صنعتي، گذشته از ممالك همجوار، با ممالك دور دست نيز سابقه تاريخي داشته است. اين روابط تأثير متقابل فرهنگي را در بسياري از شئون صنعتي و هنري به ويژه هنر كاشي كاري و كاشي سازي و موزاييك به همراه داشته، كه اولين آثار و مظاهر اين هنر در اواخر هزاره دوم ق.م. جلوه گر مي شود. در كاوش هاي باستان شناسي چغازنبيل، شوش و ساير نقاط باستاني ايران، علاوه بر لعاب روي سفال، خشت هاي لعابدار نيز يافته شده است. فن و صنعت موزاييك سازي يعني تركيب سنگ هاي رنگي كوچك و طبق طرح هاي هندسي و با نقوش مختلف زيبا در اين زمان به اوج ترقي و پيشرفت خود رسيده است. اين جام موزاييكي كه از تركيب سنگ هاي رنگين به شيوه دو جداره ساخته شده از نظر اصطلاح فني به «هزار گل» معروف است و از لحاظ كيفيت كار در رديف منبت قرار دارد.
تزيينات به جاي مانده از زمان هخامنشيان حكايت از كاربرد آجرهاي لعابدار رنگين و منقوش وتركيب آنها دارد، بدنه ساختمان هاي شوش و تخت جمشيد با چنين تلفيقي آرايش شده اند، دو نمونه جالب توجه از اين نوع كاشي كاري در شوش به دست آمده كه به «شيران وتيراندازان» معروف است. علاوه بر موزون بودن و رعايت تناسب كه در تركيب اجزاء طرح ها به كار رفته، نقش اصلي همچنان حكايت از وضعيت و هويت واقعي سربازان دارد. چنان كه چهره ها از سفيد تا تيره و بالاخره سياه رنگ است، وسايل زينتي مانند گوشواره و دستبندهايي از طلا در بردارند و يا كفش هايي از چرم زرد رنگ به پا دارند. از تزيينات كاشي هم چنين براي آرايش كتيبه ها نيز استفاده شده است. رنگ متن، اصلي كاشي هاي دوره هخامنشيان اغلب زرد، سبز و قهوه اي مي باشد و لعاب روي آجرها از گچ و خاك پخته تشكيل شده است.
نمونه هاي ديگري از اين نوع كاشي هاي لعابدار مصور به نقش حيوانات خيالي مانند «سيمرغ» و يا «گريفن» داراي شاخ گاو، سر و پاي شير و چنگال پرندگان نيز طي حفريات چندي به دست آمده است. قطعاتي از قسمت هاي مختلف كاشي كاري متنوع زمان هخامنشيان در حال حاضر در مجموعه موزه لوور و ساير موزه هاي معروف جهان قرار دارد.
در دوره اشكانيان صنعت لعاب دهي پيشرفت قابل ملاحظه اي كرد، و به خصوص استفاده از لعاب يكرنگ براي پوشش جدار داخلي و سطح خارجي ظروف سفالين معمول گرديد، و همچنين غالباً قشر ضخيمي از لعاب بر روي تابوت هاي دفن اجساد كشيده مي شده است. در اين دوره به تدريج استفاده از لعاب هايي به رنگ هاي سبز روشن و آبي فيروزه اي رونق پيدا كرد. بنا به اعتقاد عده اي از محققان، صنعت لعاب سازي در زمان اشكانيان در نتيجه ارتباط تجاري و سياسي بين ايران و خاور دور به چين راه يافته، و سفالگران چين در زمان سلسله هان (206ق م -220 ميلادي) از فنون لعاب دهي رايج در ايران براي پوشش ظروف سفالين استفاده مي كرده اند. با وجود توسعه فن لعاب دهي به علت ناشناخته ماندن معماري دوره اشكاني در ايران، گمان مي رود در اين دوره هنرمندان استفاده چنداني از لعاب براي پوشش خشت و آجر نكرده و نقاشي ديواري را براي تزيين بناها ترجيح داده اند. ديوار نگاره هاي كاخ آشور و كوه خواجه سيستان يادآور اهميت و رونق نقاشي ديواري در اين دوره است.
طرح هاي تزييني اين دوره از نقش هاي گل و گياه، نخل هاي كوچك، برگ هاي شبيه گل «لوتوس» و تزيينات انساني و حيواني است، كه در آرايش دوبناي ياد شده نيز به كار رفته است.
در عصر ساسانيان هنر و صنعت دوره هخامنشيان مانند ساير رشته هاي هنري ادامه پيدا كرد، و ساخت كاشي هاي زمان هخامنشيان با همان شيوه و با لعاب ضخيم تر رايج گرديد.
نمونه هاي متعددي از اين نوع كاشي ها كه ضخامت لعاب آن ها به قطر يك سانتيمتر مي رسد در كاوش هاي فيروز آباد و بيشابور به دست آمده است. در دوره ساسانيان علاوه بر هنر كاشي سازي هنر موازييك سازي نيز متداول گرديد. مخصوصاً پوشش دو ايوان شرقي و غربي بيشابور از موزاييك به رنگ هاي گوناگون وتزيينات گل و گياه و نقوشي از اشكال پرندگان و انسان را در بر مي گيرد. كيفيت نقوش موزاييك هاي مكشوفه در بيشابور گوياي ادامه سبك و روش هنري است كه در دوره اسلامي به شيوه معرق در كاشي سازي و كاشي كاري تجلي نموده است. رنگ آميزي هاي متناسب، ايجاد هماهنگي و رعايت تناسب از ويژگي هاي كاشي كاري هاي اين دوره مي باشد.
پس از گسترش اسلام، به مرور هنر كاشي كاري يكي از مهمترين عوامل تزيين و پوشش براي استحكام بناهاي گوناگون به ويژه بناهاي مذهبي گرديد. يكي از زيباترين انواع كاشي كاري را در مقدس ترين بناي مذهبي يعني قبهالصخره به تاريخ قرن اول هجري مي توان مشاهده كرد.
از اوايل دوره اسلامي كاشي كاران و كاشي سازان ايراني مانند ديگر هنرمندان ايراني پيشقدم بوده و طبق گفته مورخين اسلامي شيوه هاي گوناگون هنر كاشي كاري رابا خود تا دورترين نقاط ممالك تسخير شده يعني اسپانيا نيز برده اند.
هنرمندان ايراني از تركيب كاشي هاي با رنگ هاي مختلف به شيوه موزاييك، نوع كاشي هاي «معرق» را به وجود آوردند و خشت هاي كاشي هاي ساده و يكرنگ دوره قبل از اسلام را به رنگ هاي متنوع آميخته و نوع كاشي «هفت رنگ» را ساختند. همچنين از تركيب كاشي هاي ساده با تلفيق آجر و گچ، نوع كاشي هاي «معقلي» را پديد آوردند و به اين ترتيب از قرن پنجم هجري به بعد كمتر بنايي را مي توان مشاهده كرد كه با يكي از روش هاي سه گانه فوق و يا كاشي هاي گوناگون رنگين تزيين نشده باشد.

صنعت قالى بافى و تاريخ آن
دكتر على اصغر حلبى

نمی توان تعيين كرد كه از چه زمانى بكار بردن قالى گره بافته در ايران و برخى كشورهاى اسلامی معمول شده است. اطلاعات درباره قاليهاى زمان هخامنشى بسيار محدود است. اشارات مختصر گزنوفون را نمی توان دليل بر آن دانست كه در قرن 4 ق.م، قالى به معناى اخص كلمه در ايران وجود داشته است. شايد شبانان صحرانشين فلات ايران بافته هايى كه طلايه هاى قاليهاى امروز بوده است را می ساخته اند. در زمان سلوكيان و اشكانيان نيز گويا فقط شبانان براى مصرف خود گليم هايى می ساخته اند. مداركى كه از نيمه دوم عهد ساسانيان به جا مانده وجود قاليهاى نفيس را در آن زمان تأييد می كند. در سالنامه هاى چين (595- 617 ب. م) قاليچه هاى پشمی «كالاى ايرانى» ناميده شده است. «قاليهاى نرم» از جمله اشيايى بود كه هراكليوس در جنگهاى خود با خسرو پرويز در اوايل قرن 7 م. به تاراج برد. فرشى كه 15 سال بعد، از تالار بزرگ كاخ تيسفون، به دست اعراب به تاراج رفت، به گفته تاريخ نويسان عرب، گوهر نشان بوده است. اين فرشها، به احتمال قوى، چيزهايى از نوع گليم بوده است، زيرا آب و هواى بين النهرين با قالى گره بافته سازگار نيست، و نيز اين نوع قالى براى گوهر نشان كردن مناسب نيست. شايد در همين اوان چادرنشينان و روستاييان فلات ايران قاليچه هاى گره بافته براى مبادله با كالاهاى ديگر می ساخته اند.
در آثار مورخان و جغرافي دان هاى عرب كه در زمان خلفاى عباسى به ايران سفر كردند اشاراتى به قالى رفته است كه نمودار رواج قاليبافى در قرون 3 و 4 ه.ق. در ايالات فارس، مازندران، گيلان، و قاينات می باشد.
اما اينان از نوع قالي ها چيزى نگفته اند. ولى تقريباً شكى نيست كه طرح قالى هاى اين دوره مركب از خطوط مستقيم بوده است. در نتيجه با نفوذ تركان سلجوقى در آذربايجان و همدان، بافتن قالى با «گره تركى» در اين دو ايالت رواج يافت و هنوز هم رايج است. نواحى ديگر «گره ايرانى» را كه اشتباهاً به «گره سنهى»
معروف است، رها نكردند، و تا امروز آن را همچنان بكار برده اند. در اواخر قرن 7 ه.ق. به دستور غازان خان مغول بناهاى دولتى تبريز با قالى مفروش شده بود. در قرن 9 ه.ق، سلاطين تيمورى هرات و اوزون حسن در تبريز قاليهاى زيبا در كاخ هاى خود داشتند. طرحهاى بيشتر اين قاليها مركب از خطوط مستقيم بود، زيرا هنر قاليبافى هنوز به مرحله كمال خود نرسيده بود. طرحهاى پيچ در پيچ با خطوط منحنى در پايان قرن 9 ه.ق . به وجود آمد.
پس از آغاز سلطنت صفويه، كوشش بعضى از شاهان اين سلسله در احياء و بسط هنرهاى ملى ايران، صنعت قاليبافى را كمال بخشيد. نقاشان و بافندگان طراز اول كه از حمايت بي دريغ آنان ـ به خصوص شاه عباس اول- برخوردار شده بودند، با خاطرى آسوده به كار پرداختند، و نيرو و استعداد خود را بيش از پيش براى پيشرفت هنر خود بكار بردند. رواج بى سابقه قاليبافى در شهرها سبب پيدايش شيوه هايى چنان دشوار و پيچيده شد كه بافندگان قبايل و روستاها، با افزارهاى ساده خود از پرداختن به آنها عاجز بودند. درين دوره، طرحهاى پيچ در پيچ و نقشهاى «كلاسيك» قالى ايران پديد آمد. عاليترين قاليهايى كه امروزه در موزه ها و مجموعه هاى شخصى جهان نگهدارى می شود، متعلق به اين دوره است. پس از مرگ شاه عباس، انحطاط اين هنر آغاز شد، و حمله افغان ها آن را تشديد كرد و در عهد پرآشوب نادر هم به آن توجهى نشد. آرامش دوران كريم خان زند هم نيز نتوانست آن را در شهرها احياء كند. اما قبايل و روستاها همچنان به يافتن قالى مشغول بودند. در 1291 يا 1292 ه.ق. بازرگانان تبريز در صادر كردن قالى ايران به كشورهاى خارج پيشقدم شدند. اين اقدام جنبشى در صنعت قاليبافى پديد آورد، و سبب رونق دوباره آن در شهرها شد.
در 1300 يا 1301 ه.ق، شركت انگليسى زيگلر (2) در سلطان آباد به تهيه قالى پرداخت. از آن به بعد، شركتهاى خارجى ديگر (بيشتر آمريكايى) شعبه هايى در مراكز بافتن قالى ايران برپا داشتند. از اين طريق، صادرات قالى رونق گرفت، و در سال هاى پيش از جنگ جهانى اول، رقم آن ساليانه به 000/500/2 ليره استرلينگ می رسيد، اما اين شركتها صرفاً سود تجارتى را در نظر داشتند، و از اين روى، قاليبافان را به بافتن نقشهاى ناخالصى در خور بازارهاى بيگانه وادار می كردند، و بدين جهت، از رونق طرحهاى اصيل ايرانى كاسته شد. پيش از جنگ جهانى دوم به دنبال بحران هاى اقتصادى، ورود قالى ايرانى به كشورهاى غربى محدود شد، و شركتهاى خارجى قالى شعبه های خود را در ايران برچيدند . رونق بازار داخلى و كوششهاى مؤسسه قالى ايران كسادى بازار صادرات را تا اندازه اى جبران كرد. اما ورود رنگهاى مصنوعى و ارزان قيمت خارجى، كه كم و بيش جانشين رنگهاى ثابت طبيعى شده است، و نيز رواج بافتهاى تقلبى، به خصوص از پايان جنگ به بعد، سبب تنزل جنس قاليهاى ايرانى شده و ارزش هنرى آن را سخت به خطر انداخته است. در سالهاى اخير، هنرستان عالى اصفهان به ساختن قاليها و قاليچه هايى از پشم و كرك و ابريشم، با طرحهايى به سبك عهد صفوى، همت گماشته و نمونه هايى نيز، براى نمايش، به نمايشگاههاى خارجى فرستاده است.
امروزه، انواع قالي هاى ماشينى ساده و گلدار - بيشتر در كشورهاى غربى- ساخته می شود، كه خود به خود قيمت آنها به مراتب ارزانتر از قاليهاى دست بافت است. اين مسئله، و نيز عوارض سنگينى كه اين كشورها به قاليهاى وارداتى بسته اند، سبب محدود شدن صادرات قالى از ممالك شرقى شده است.
شيوه كار:
نخست تارهاى قالى را بر «دار» قاليبافى نصب می كنند. سپس عمل بافتن- اغلب توسط زنان قاليباف- آغاز می شود. تارها را دو به دو با رشته هاى رنگين پشمی يا ابريشمى، بر حسب طرحى كه قبلا آماده شده، در امتداد عرضى قالى گره می زنند، سپس 1 يا 2 يا 3 رشته پود را بر فراز رديف گره ها، از ميان تارها، يك در ميان می گذرانند، و با افزار سنگين شانه مانندى آن را می كوبند، و در جاى خود فشرده می سازند، آنگاه زوايد آويخته رديف گره ها را با قيچى مخصوص می چينند، و سپس به بافتن رديف بعد می پردازند . بر اثر تجديد مكرر اين مراتب، قالى كامل می شود گاه براى ساختن يك قالى بزرگ، يا يك قاليچه ابريشمين ظريف، كارگر يا كارگرانى سالهاى طولانی وقت صرف می كنند. معمولاً طرح قالى بر كاغذ مدرج منقوش می شود، و جاى هر گره با رنگ مخصوص آن مشخص می گردد. استاد يا سركارگر، از روى اين نقشه، گرهها را به صداى بلند تقرير می كند، و كارگران آنها را می بافند. گاه، استاد در ميان دو «دار» قاليبافى می نشيند، گرهها را به دو گروه يا دو كارگر تقرير می كند، و در ضمن، براى جلوگيرى از اشتباه، پشت قاليها را زير نظر دارد. بدين ترتيب با يك طرح و يك استاد، در عين حال، دو قالى بافته می شود (شايد رسم جفت بودن قاليها در ايران، از اينجا ناشى شده باشد). سروته قالى را تنها به تار و پود، بى آنكه گرهى در كار باشد، به شكل نوارى گليم مانند در می آورند. و پايان تارهاى قالى را دسته دسته گره می زنند، و به شكل منگوله در می آورند.
منبع: راسخون

فرش دستباف ايران به تراشه هاي الکترونيکي RFID مجهز مي شود
معاون مرکز ملي فرش ايران از مجهز شدن فرش دستباف ايراني به تراشه هاي الکترونيکي با عنوان RFID در ماه هاي آینده خبر داد. محمد رضا عابد با بيان اين مطلب گفت: اين يک طرح امکان سنجي است که با پيش بيني هاي انجام شده در حدود 3 ماه زمان مي برد که اجرايي شود.
وي با اشاره به اينکه با استفاده از تراشه هاي الکترونيکي نحوه شناسنامه دار کردن فرش دستباف کشور متحول مي شود، اظهار داشت: در صورت استفاده از تراشه الکترونيکي موسوم به RFID، ديگر از شناسنامه هاي
 بر چسب گونه استفاده نمي شود.
معاون مرکز ملي فرش کشور تصريح کرد: طرح مطالعاتي مذکور به بررسي چگونگي استفاده از اين تراشه ها
در فرش دستباف کشور مي پردازد ضمن اينکه موضوع استفاده از تراشه هاي الکترونيکي بدون هيچ گونه آسيب به فرش نيز بررسي مي کند. عابد با بيان اينکه قرار داد مطالعاتي اين طرح به تازگي منعقد شده است، گفت: طبق اطلاعاتي که از سوي پژوهشگران و کارشناسان اين طرح بر اساس نياز سنجي موجود انجام مي شود، برنامه ريزي هاي لازم براي استفاده از نوع تراشه الکترونيکي نيز صورت مي گيرد.
وي در ادامه اظهار داشت: همچنين طي مراحل طرح مطالعاتي بر آوردهاي لازم در خصوص هزينه هاي موجود، جنبه اجتماعي اين طرح نيز انجام مي شود.
معاون مرکز ملي فرش ايران با تأکيد بر اينکه  ضريب امنيتي فرش دستباف با استفاده از اين نوع تراشه ها در سه فاز اقتصادي، امنيتي و اجتماعي افزايش مي يابد، افزود: امنيت شناسنامه اي فرش دستباف به دليل نبود قابليت تغيير و جابجا کردن تراشه ها از درون فرش، بيشتر مي شود.
محمدرضا عابد ادامه داد: با استفاده از تراشه هاي RFID هزينه شناسنامه دار کردن فرش دستباف به حداقل کاهش مي يابد. وي خاطرنشان کرد: کمتر از سه ماه ديگر با توجه به به کارگيري فناوري داخلي، فرش هاي دستباف مجهز به اين فناوري مي شوند.

کسي از پيوند صنايع دستي نگفت 
مهناز وحيدي
نبود بازار فروش مناسب و مطمئن براي توليدات صنايع دستي
به عنوان يکي از مشکلات اساسي اين بخش سال هاست که معضلات عديده اي را براي اين بخش از صنعت کشورمان که ريشه محکمي با فرهنگ و زندگي مردم دارد، پديد آورده است.
از زمان جدي شدن برنامه هاي بخش صنايع دستي کشور، حل اين مشکل نقل مجالس کوچک و بزرگ متوليان و مسئولان هنرهاي سنتي و صنايع دستي کشور بوده است، چنانکه ايجاد شهرک و بازارچه هاي دائمي در 30 استان کشور پس از تصويب هيئت دولت و دريافت اعتبارات، با جديت از سوي معاونت هاي استاني در حال پيگيري است.
به هر حال فروش فصلي محصولات صنايع دستي در آشفته بازار ورود بي رويه توليدات و محصولات غيراستاندارد و خارجي، کور سوي اميدي را براي معرفي و بهبود بازار فروش اين محصولات، پيش روي توليدکنندگان کشورمان روشن کرده است.
چنانچه به طور حتم بسياري از موفقيت هاي کسب بازارهاي داخلي کشورمان توسط توليدات صنايع  دستي خارجي، به رغم برتري کيفيت محصولات داخلي، ناشي از نبود شناخت مناسب مردم از صنايع دستي و فراهم نشدن زمينه هاي مناسب براي معرفي و نمايش مرغوبيت صنايع دستيايراني است.
بازارچه هاي نوروزي صنايع دستي امسال به خوبي اين امر را ثابت کرد که در صورت فراهم کردن بازار مناسب و استفاده از فرصت ها براي معرفي هنر هنرمندان صنايع دستي کشور، رشد فروش اين توليدات مي تواند تکان دهنده باشد.
در حالي که نوروز امسال شاهد بيش از 90 ميليون سفر در داخل کشور بوديم، بازارچه هاي نوروزي صنايع دستي نيز بيش از 21 ميليون بازديدکننده را به خود جذب کرد، اما در کشاکش افزايش سفرهاي نوروزي همه پيوند عميق تر ميراث و گردشگري را جشن گرفتند و گويي فراموش کردند که آنچه امروز از آن به عنوان ميراث گذشتگان ياد مي شود، ساخته هاي دست بشري است که در گذر تاريخ لفظ ميراث پيشينيان بر خود گرفته است.
و باز نيز فراموش کردند آنچه امروز در موزه هاي داخلي از افزايش بازديدهاي نوروزي و استقبال قابل توجه گردشگران و بازديدکنندگان آمار داده اند همان صنايع دستي و هنرهاي سنتي است که تنها رنگ تاريخ بر چهره دارد.
اما به واسطه همين پيوند که از چشم بسياري پنهان ماند، اينکه نوروز 88 بسياري از اماکن و محوطه هاي تاريخي ميزبان غرفه هاي کوچک و بزرگ صنايع دستي بودند، غرفه هايي که در روزهاي آغازين گاه صف هاي طويل مشتاقان ميراث تاريخي و علاقه مندان به گردشگري را به خود اختصاص داد. در کنار تمامي اتفاقات مثبتي که براي بخش صنايع دستي با آغاز سال نو شاهد آن بوديم فروش بيش از 6 ميليارد از اين اقلام را نيز در اين ايام را اضافه کنيد که به گفته بسياري از مسئولان استاني و فروشندگان نوروزي رشدي معادل 100 درصد را تجربه کرده است.
و اين در حالي است که در نوروز 88، بيش از 2 هزار و 500 غرفه صنايع دستي در 313 منطقه انتظار ميهمانان نوروزي را مي کشيدند که خوشبختانه با ديدگاهي مثبت از سوي بازديدکنندگان روبرو شدند.
اين نکات قابل توجه براي کساني است که در زماني نه چندان دور، پيوند صنايع دستي و هنرهاي سنتي را با ميراث و گردشگري غيرممکن دانستتند و با هنرهاي سنتي اين مرزوبوم مانند يک فرزند ناخوانده براي ميراث و گردشگري برخورد کردند. پس امروز سرهايمان را بالا بگيريم که صنايع دستي عامل پيوند ميراث و گردشگري شده است، صنايعي که امروز به داشتنشان مي باليم و فرداها به حفظ آن براي آيندگان افتخار مي کنيم.
منبع: میراث آریا