صفحه 16--26 اردیبهشت 88
به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد.
شیلون
صابري عنوان کرد:
فردوسی؛ پایه گذار تئاتر دراماتيك ايران
ایسنا: بهروز غريبپور گفت: تا زماني كه بزرگداشت فردوسي در محفلهاي كوچك برگزار ميشود، او زنده نخواهد شد و بر مسوولان فرهنگي ماست كه فردوسي را از اين غربت نجات بدهند.
اين كارگردان تئاتر كه صبح روز پنجشنبه، 24 ارديبهشت ماه در دومين روز همايش بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي در فرهنگستان هنر سخن ميگفت با بيان اين مطلب ادامه داد: حيف است بزرگداشت فردوسي بزرگ در ميدانهاي شهر برپا نشود و براي مردم شهر، جشن فردوسي نداشته باشيم.
غريبپور كه نمايش اپراي عروسكي «رستم و سهراب» را براساس شاهنامه فردوسي اجرا كرده است، با توضيحاتي دربارهي اجراي اين اثر نمايشي، فردوسي را نخستين نمايشنامهنويس عروسكي و نخستين اپرانويس ايران دانست كه در شاهنامه خود موسيقي، داستان و نمايش را باهم همراه كرده و زبان اپرا و نمايشنامه را به درستي كشف كرده است.
او در ادامه با تاكيد بر ضرورت توجه به موسيقي دروني شاهنامه خاطرنشان كرد: با پا گرفتن نمايش غربي در ايران نقالي و ديگر گونههاي نمايشي ايراني از رونق افتاد، در حالي كه حذف موسيقي از شاهنامه به معني بياثر يا كم اثر كردن آن است، چرا كه فردوسي آگاهانه داستانهاي منثور را به حكايات منظوم تبديل كرده است.
اين كارگردان تئاتر در ادامه با مقايسه قهرمانان شاهنامه با قهرمانان تراژديهاي بزرگ غربي مطرح كرد:هر چند قهرمانان شاهنامه با قهرمانان تراژديهاي بزرگ جهان برابري ميكنند، درست نيست كه اين قهرمانان را تنها به صحنه بياوريم و موسيقي آنان را فراموش كنيم.
به اعتقاد او ايرج، نخستين چهره تراژيك شاهنامه تشابه عميقي با «ژوليوس سزار» دارد. از سوي ديگر فريدون، «ليرشاه» را يادآوري ميكند، سرنوشت «افراسياب» به سرنوشت «مكبث» ميماند و پايان زندگي «خسرو»، «ريچارد دوم» شكسپير را به ياد ميآورد.
كارگردان آثاري همچون «قصه تلخ طلا » و «كلبهعموتم» با اظهار تاسف از بيتوجهي هنرمندان ايراني به موسيقي دروني شاهنامه عنوان كرد: در بسياري از آثار نمايشي، نهتنها غفلت از موسيقي مشهود است كه شيوه اجرا به گونهاي است كه زيباترين صحنهها را به مضحكترين شكل روايت ميكند.
غريبپور شيوهي اجرايي اپراي عروسكي را براي داستان «رستم و سهراب» بسيار پرخطر دانست و در عين حال ياد آور شد: استقبال گرم تماشاگران نشانگر موفقيت اين تجربه بود. البته براي دراماتيك كردن صحنههاي شاهنامه فردوسي، امكانات تئاتر با تئاتر عروسكي قابل مقايسه نيست. پرسناژهاي شاهنامه با محدوديتهاي بازيگران باور پذير نميشوند، در حالي كه با امكانات عروسك نمايشي ميتوان اين باورپذيري را ايجاد كرد؛ همچنان كه داستان «ضحاك» هم تنها به شيوهي عروسكي قابل اجراست.
به گزارش ايسنا، در بخش ديگري از اين نشست پري صابري، ديگر كارگردان تئاتر حاضر در برنامه، در سخناني شاهنامه را هويت ملي سرزمين ايران دانست و افزود: در سالهاي اخير كوشيدهام، راهي به فرهنگ ايران پيدا و تئاتر ملي خودمان را پيريزي كنم كه توجه به شاهنامه فردوسي يكي از اين راههاست.
صابري ادامه داد: فردوسي، بي پروا پنهان شدهها را آشكار و پايههاي بالقوه تئاتر دراماتيك ايران را پيريزي ميكند، آن چنان كه داستان «هفتخوان رستم» با قدرتمندترين متون نمايشي جهان برابري ميكند.
اين كارگردان تئاتر كه قصد دارد نمايش «هفت خوان رستم» را از اواخر خرداد ماه در تالار وحدت اجرا كند با تشريح برخي از داستانهاي شاهنامه متذكر شد: هيچ تراژدي بيش از مرگ سهراب مرا متاثر نكرد، نه شكسپير، نه سوفوكل، نه راسين....
پري صابري در پايان سخنان خود گفت: برماست قصههاي بالقوه نمايشي شاهنامه را به قصههاي بالفعل نمايشي تبديل كنيم و به تئاتر ملي خود دست يابيم، اين وظيفهاي است كه من به آن باور دارم.
محسنهاشمي استاد دانشگاه هنر هم به تشريح قابليتهاي سينمايي شاهنامه فردوسي پرداخت.
او با اشاره به جاي خالي شاهنامه در آموزشهاي دانشگاهي يادآور شد: در زماني كه پيران ايلات و عشاير بيش از روشنفكران پايتخت نشين، شاهنامه خواندهاند، در شرايطي كه دانشجويان ، قهرمانان تراژديهاي غربي را بهتر از قهرمانان شاهنامه ميشناسند و كودكانمان كارتونهاي ژاپني را نگاه ميكنند، اين پرسش به جاست كه چرا ردپايي از شاهنامه در سينماي ايران ديده نميشود؟!
او سخنان خود را با طرح اين پرسشها ادامه داد: آيا شاهنامه فاقد ارزشهاي دراماتيك است؟ آيا در روزمرگيهاي مان، شاهنامه را فراموش كردهايم يا منتظريم سينمايهاليوود با تمام قدرتش به سراغ غنيترين متن حماسي ما بيايد؟ چرا شاهنامه با تمام عظمتي كه براي آن قايل هستيم در دسترس نيست؟چرا بايد روشنفكران و پژوهشگران غربي از آن بگويند؟
به اعتقاد او شاهنامه پرچم وحدت ملي ايران در دورهاي است كه تماميت ارضي آن مخدوش شده است.
اين استاد دانشگاه با تاكيد بر ضرورت توجه به زبان شاهنامه خاطرنشان كرد: اگر حماسه را در زمان خودش خلق نكنيم، ديگر تنها امكان آفرينش دوباره آن در سينماست.
هاشمي متذكر شد: سينما بر واقعيت بصري استوار است و از توهم دراماتيك استفاده ميكند در حالي كه شاهنامه بر عكس اين را انجام ميدهد. اويكي از ويژگيهاي مهم زبان فارسي را تركيبي بودن آن دانست و افزود: فردوسي از اين ويژگي بصري به خوبي استفاده ميكند، كار او نشان دادن و پديد آوردن است. اين ويژگي شاهنامه مانند درام است كه درآن همه چيز نشان داده ميشود و گفته نميشود.
به اعتقاد او؛ آنچه فردوسي را در خلق تصاوير پويا، جاندار و ماندگار ياري داده همان جنبهها و توانمنديهاي سينمايي مانند ميزانسن ، نور، رنگ، حركت و... است و به جز سينما هيچ وسيله ديگري نميتواند جزييات تصويري شاهنامه را نشان دهد.
همانديشي هزارهي شاهنامه با حضور كشورهاي عضو اكو
ایسنا: همانديشي هزارهي شاهنامه فردوسي با حضور نمايندگان كشورهاي عضو اكو دیروز (جمعه، 25 ارديبهشتماه) در نمايشگاه كتاب تهران برگزار شد.
حافظ محمد جميل اويسي - مدير اجرايي اكو - در اين نشست گفت: معرفت در اسلام اهميت زيادي دارد و علم و دانش از نكات مهمي است كه آيات فراواني دربارهي آن در قرآن آمده است.
او با اشاره به وطنپرستي و حب وطن كه در شاهنامه فردوسي آمده است، گفت: وطنپرستي پيام بسيار مشهودي براي ايرانيان است كه در شاهنامه بسيار آمده است. نكته ديگر، همهفهمي شاهنامه است. مردم عادي از كوچه و بازار تا كشاورزان آن را ميتوانند بفهمند؛ بدون اينكه به زبان آن صدمهاي رسيده باشد.
اويسي با بيان اينكه فردوسي انسانها را چه فقير و چه غني مساوي ميداند، متذكر شد: حماسههاي شفاهي در هومر وجود دارد كه در شاهنامه بهصورت مكتوب آمده است و جدا از توصيف قهرمانيها و جنگها، عقلانيت در اين جنگها نيز به كار رفته است.
سپس ميرجلالالدين كزازي با اين پرسش كه چرا شاهنامه را دوست داريم و فردوسي را بزرگترين سخنور ايران ميشناسيم، سخن خود را آغاز كرد و متذكر شد: والايي و ارزش شاهنامه نزد ما ايرانيها بازنميگردد به زيبايي و شكوه و شگرفي ادبي شاهنامه يا توان خردآشوب فردوسي در سرايندگي و زبانآوري؛ زيرا ما در ايران، سخنوران و شاهكارهاي ادبي فراوان داشتهايم.
اين استاد زبان و ادبيات فارسي افزود: آنچه از فردوسي و شاهنامه، شاهكاري شگرف ساخته، كاركرد فرهنگي، تاريخي، منشي و اجتماعي آن دو می باشد. هنر بزرگ فردوسي با سرودن شاهنامه آن است كه سرنوشت ايران را به سرگذشت ايران پيوند داده است.
او يادآور شد: اگر فردوسي در يكي از دشوارترين روزگاران در تاريخ ايران سر بر نميآورد و شاهنامه را نميسرود، ما اكنون چونان ايراني گرد هم نميآمديم و به زبان فارسي با هم سخن نميگفتيم. شاهنامه بسيار فراتر و فزونتر از آن است كه تنها شاهكاري ادبي باشد. شاهنامه نامهاي فرهنگساز و منشپرور است. ايرانيان چيستي نهايي تاريخي و فرهنگي خود را در گرو شاهنامه دارند.
كزازي متذكر شد: شاهنامه كاركرد برونمرزي و جهاني دارد. ايران فرهنگي بسيار پهناورتر از ايران جغرافياي كنوني است. امروز سرزمينهايي كه روزگاري پارهاي از اين سرزمين بودهاند، كشوري جداگانهاند. اما از ديد جغرافياي فرهنگي و منشي، آن سرزمينها وابسته به فرهنگ و منشي بسيار فراگيرند كه رساترين و روشنترين نام همين نام گرامي ايران است.
اين پژوهشگر عنوان كرد: شاهنامه آن فرهنگها و منشها را به نمود ميآورد. ما در شاهنامه جهان ايراني را ميبينيم و بسياري از رخدادها در شاهنامه در شهرها و سرزمينهايي ميگذرد كه امروز
در شمار ايران نيستند.
سپس ياسر موحدفرد - دبيركل بنياد فردوسي - پيام جلال خالقي مطلق را براي حاضران خواند، كه در آن آمده بود: شاهنامه يك كتاب نيست؛ بلكه يك كتابخانه است. اگر بپرسند از شاهنامه چه ميتوان آموخت، پاسخ من اين است كه بي اغراق از هر برگ شاهنامه ميتوان نكتهاي آموخت. از شاهنامه تاريخ و فرهنگ باستان را آموختهاند. از شاهنامه آداب و رسوم و آيينهاي نياكان ما را آموختهاند. از شاهنامه ادبيات باستان ما را آموختهاند. از شاهنامه شاعري آموختهاند. از شاهنامه اخلاق نيكو آموختهاند. از شاهنامه كشورداري آموختهاند. از شاهنامه هويت تاريخي، فرهنگي و ملي ايرانيان را آموختهاند. از شاهنامه زبان فارسي را آموختهاند.
داستانهاي طنز دفاع مقدس
داوود اميريان به نمايشگاه رسيد
ایسنا: مجموعهي پنججلدي داستانهاي طنز دفاع مقدس داوود اميريان با عنوان «تركشهاي ولگرد» منتشر و در نمايشگاه كتاب تهران عرضه شد. اين مجموعه پنج جلد « برادران مزدور»، «جاسم رمبو»، «شمر و صدام و يارانش»، «ماردونا در سنگر دشمن» و « داماد فرماندهي لشكر» را شامل ميشود كه هر كتاب با حدود پنج تا هفت داستان همراه است.
مجموعهي «تركشهاي ولگرد» با تصويرگري رشيد كارگر از سوي نشر شاهد به چاپ رسيده است.
داوود اميريان با اشاره به اينكه متأسفانه در ادبياتمان و به خصوص در ادبيات دفاع مقدسمان طنز نداريم، به ايسنا گفت: كموبيش خاطراتي با مايههاي طنز از سعيد تاجيك يا محسن مطلق منتشر شده است. اوايل محمدرضا كاتب هم چند داستان طنز دراين زمينه نوشت كه متأسفانه آن را رها كرده و داستان نو مينويسد و فكر ميكنم فقط من هستم كه داستان طنز دفاع مقدس مينويسم.
او در ادامه يادآور شد: بچههاي فاميل از من ميپرسند كه جنگ چه چيزي داشت كه اينقدر از آن مينويسي؟ خود جنگ وحشتناك است و خودم چه از نظر فيزيكي و چه از نظر روحي از آن لطمه خوردم و كمتر خانوادهاي را داريم كه از جنگ لطمه نخورده باشند؛ اما من ميخواهم حاشيههايش را نشان دهم و در داستانهايم خواستم اجتنابناپذيرها را بياورم.
او با اشاره به عنوان كتاب كه اصطلاحي مرسوم در دوران جنگ بوده است، گفت: وقتي در فاصلهاي دورتر خمپاره ميتركيد، متوجه تركشهايي كه از دور ميآمد، نميشديم و به آنها تركشهاي ولگرد ميگفتيم؛ اما اگر در فاصلهي نزديك اين اتفاق ميافتاد، متوجه ميشديم و دراز ميكشيديم.
اين نويسنده همچنين با اشاره به اينكه در خيلي از تشكلهاي دولتي بودجهي هنگفتي صرف ميشود، عنوان كرد: يكتنه به اندازهي دو وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اين زمينه تلاش كردهام.
ديگر كتابهاي داوود اميريان در نمايشگاه كتاب تهران نيز به اين شرحاند: كتابهاي طنز «فرزندان ايراني» (چاپ پانزدهم) و «رفاقت به سبك تانك» (چاپ بيستودوم)، «آقاي شهردار» (دربارهي شهيد مهدي باكري / چاپ بيستودوم)، «فرماندهي من» (چاپ چهلودوم) و «وقتي آقاجان دستگير شد» (چاپ دوم) در غرفهي انتشارات سورهي مهر، «جام جهاني در جواديه» (چاپ پنجم) در غرفهي انتشارات قدياني و «دوستان خداحافظي نميكنند» و «تولد يك پروانه» در غرفهي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان.
داستانهاي ترجمهنشدهي فاکنر با ترجمهي اخوت در نمايشگاه کتاب
ایسنا: مجموعهي داستان «اين يازده تا» شامل داستانهاي ترجمهنشدهي ويليام فاکنر با ترجمهي احمد اخوت منتشر و در نمايشگاه كتاب تهران عرضه شده است.
اين مجموعه شامل 11 داستان كوتاه فاکنر است كه تاكنون به فارسي ترجمه و منتشر نشدهاند و اخوت آنها را از زبان انگليسي به فارسي برگردانده است.
اين مجموعه در 272 صفحه به تازگي از سوي نشر ماهي منتشر شده است.
از اين مترجم همچنين «كتاب من و ديگري» که اثر ترجمه و تأليف است، از سوي نشر جهان کتاب در نمايشگاه کتاب ارائه شده است.
اين اثر سه فصل عمده با اين عنونها دارد: «ساحتهاي من و ديگري»، «آيا نويسنده وجود دارد؟» و «چه كسي شكسپير را نوشت؟».
احمد اخوت متولد سال 1330 است و از جمله آثارش، «كار نويسنده»، گزيدهاي از مصاحبههاي پاريس ريويو با 10 نويسنده، «اسبهاي خالدار» ويليام فاكنر، «قصيدهي كافهي غم» از كارسون مككولرز، «آوارگان» اوكانر، «پروست و من» و در بخش تأليف، «دستور زبان داستان»، «نشانهشناسي مطايبه» و «برادران جمالزاده» هستند.
شناختنامهي ايران درودي در نمايشگاه كتاب عرضه شد
ایسنا: «قصهي انسان و پايدارياش» شناختنامهي ايران درودي به قلم مهدي مظفري ساوجي است كه در نمايشگاه كتاب تهران عرضه شده است.
اين اثر با 11 بخش به مطالبي از جمله: نمايي از يك كارنامه، زندگينامه و فعاليتها، از نقطه تا خط؛ نوشتههايي از ايران درودي، نقدها و بررسيهايي از بهمن مصاحب، آلبر كچوئي، هانيبال الخاص، هوشنگ طاهري، فريدون مشيري، حشمت مؤيد، جواد مجابي، مرتضي كاخي و از ميان نقدها و نظرهاي خارجي؛ لوتن، فرانك الگار و تري گراهام ميپردازد.
ديگر مطالب كتاب هم عبارتاند از: بخش گفتوگوهاي درودي، نوشتههاي پراكندهي درودي، ديدارها، سه گفتوگو با سالوادور دالي - نقاش اسپانيايي -، آندره مالرو - نويسندهي فرانسوي - و گوبه - مدير موزهي لوور پاريس -، چند نامه، چند شعر براي ايران درودي از احمد شاملو، محمدرضا شفيعي كدكني و سيمين بهبهاني و فهرست مقالات.
«قصهي انسان و پايدارياش» از سوي نشر سخن در بيستودومين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران عرضه
شده است.
عقاب
نثر شاعرانهای
برای استاد
محمد بهمنبیگی
ن.الف - فریاد
باد را گفتم بر پنجرهی اتاقت بکوبد
و سلام هزاران، هزار انسان رها شده از اسارت قرون را
بر تو برساند
***
باران را گفتم بر بام خانهات ببارد
و پیام
انبوه، انبوه درختان به برگ و بار نشسته را در گوش تو بخواند
***
شبنم را گفتم بر برگهای زرین آثار دلاویزِ تو
«بخارای من ایل من»، «اگر قرهقاج نبود»،
«به اجاقت قسم»، «طلای شهامت» بنشیند
و از سوی خیل عظیم دلباختگان نثر لوند و فتّان تو
بر انگشتانت بوسه زند
***
فرشتگان آسمان را گفتم
به صحن سرای تو بیایند
و بال در بال خاتون خانه تو
سرود ایثارگری، تحمل، مهر و عاطفه سر دهند
***
تو عقاب بلندپرواز و تیزبال
گستره آسمان دانشپروری، فرهنگگستری
و انسانسازی هستی
از صندلی چوبی خویش برخیز
که عقابها
فقط، در بلندای کوهها
مینشینند
بخش «نوعي نگاه» جشنوارهي كن با فيلم ايراني گشایش شد
ایسنا: جديدترين ساختهي بهمن قبادي، «كسي از گربههاي ايراني خبر نداره!» روز پنجشنبه ـ 24 ارديبهشت ماه ـ بخش «نوعي نگاه» جشنوارهي فيلم كن را گشایش نمود.
اين فيلم كه روز پنجشنبه پيش از نمايش در آئین گشایش بخش «نوعي نگاه»، براي اهالي مطبوعات و رسانهها به نمايش درآمد، طبق گزارش رسانههاي خارجي مورد استقبال منتقدين و تماشاگران قرار گرفته است.
«قبادي» قبل از نمايش اين فيلم به فرانسپرس گفته است: «بعد از پايان جشنواره ممكن است ديگر به ايران برنگردم» او مدعي شده است: «چون اگرچه رسما در ايران ممنوعالكار نيستم، اما اجازه فيلمبرداري و ساخت فيلم ندارم.»!
«قبادي» كه بههمراه «حامد بهداد»، بازيگر نامآشناي اين فيلم مورد تشويق گرم تماشاگران قرار گرفتند، اعلام كرد: «هنگام ساخت فيلم دوبار من مجبور شدم به دروغ بگويم درحال ساخت مستندي درباره مواد مخدر هستم تا فيلممم را بسازم. هنگام ساخت فيلم از ترس زياد، 17 روز فيلمبرداري اين فيلم، براي من 17 ماه گذشت.»
كارگردان فيلم «لاكپشتها پرواز ميكنند» همچنين خبر داد كه «ركسانا صابري»، يكي از نويسندگان فيلمنامه اثر جديدش بهخاطر حضور خانوادهاش در ايران و هچنين سفر پنجشنبه آنها به خارج از ايران، نتوانست به كن بيايد.
قرارداد خريد رايت دائمي فيلمها به قراردادهاي كوتاهمدت تبديل شد
ایسنا: حقرايت دائمي فيلمهاي ايراني به قراردادهاي هفت ساله تبديل شد.
رايت دائمي تمامي فيلمهاي ايراني خريداري شده براي شبكه نمايش خانگي در سالهاي گذشته، توسط موسسه رسانههاي تصويري به قراردادهاي هفت ساله تبديل شد.
بنابر اين گزارش، با تصويب پيشنهاد تبديل رايت دائمي تمامي فيلمهاي ايراني به قراردادهاي كوتاه مدت به منظور صيانت از حقوق مادي و معنوي سينماگران و كمك مالي بيشتر به سينماي كشور از طريق تمديد قرارداد فيلمهاي واگذار شده به موسسه از گذشته تاكنون در هياتامناي موسسه رسانههاي تصويري معاونت سينمايي، تمامي اين قراردادها داراي مدت زمان هفت ساله شد.
به گزارش ايسنا، گفته ميشود: تمامي فيلمهاي ايراني نيز كه در دوره جديد مديريتي رسانههاي تصويري، طي سه سال اخير خريداري شده با قراردادهاي پنج و هفت ساله در اختيار قرار گرفته است تا در سالهاي آینده نيز همچنان بتواند با امكان تمديد قرارداد، محلي براي حمايتهاي مالي و معنوي از سينماگران كشور باشد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی