صفحه 5--26 اردیبهشت 88
چرا آشغال می ریزیم؟
دولا می شوی، لباس بچه دو ساله ات را که خاکی شده است می تکانی. صورتیِ قشنگی تنش پوشانده بودی و حالا عصبانی از اینکه چرا افتاده زمین و کثیفش کرده، شکلات نیم خورده را از دستش می گیری و کنار پایش به زمین می اندازی و با تشر می گویی که «مراقب باش باز هم نیفتی زمین کثیف شی!» بعد دستش را می گیری و از شکلات دور می شوید. بچه همین طور که دستش به دست شماست بر می گردد و در حال دور شدن، چشم از شکلات بر نمی دارد. شاید دلت برای دل کوچکش بسوزد. شاید حتی به کوچه ای بالاتر که رسیدی بگویی «خب، بیا حالا یک چیز دیگر بخوریم» تا از دلش در بیاوری. اما آیا نگران مفهومی که به او منتقل کرده ای، نیستی؟ نگران اینکه به او فهمانده ای حتی مشغول شدن به یک شکلات خوشمزه هم نمی تواند دلیل خوبی برای کثیف کردن لباس باشد، اما کثیف کردن شهر نکته بی اهمیت و پیش پا افتاده ای است؟ شاید هم اصلاً از آن دسته از افرادی باشی که دستشان را از پنجره ماشین بیرون می آورند و یک مشت پوست پرتقال را پرت می کنند وسط بزرگراه! چه از این دسته از افراد باشی، چه از آن دسته از افرادی که آشغال ریختن برایشان با «زجر و مشقت» همراه است و سعی می کنند طوری بیندازند زمین که کسی نبیند، با یک پرسش اساسی رو به رو هستی. چرا «آشغال ریختن» را به عنوان کاری که همه می دانند نباید انجام داد، باز هم انجام می دهی؟ چه چیزی در مسیر «دانش» تا «رفتار» دچار اشکال است که همچنان «آنچه می دانی» به فعلیت نمی رسد و دستت را می کنی در جیبت و دستمال کاغذی های استفاده شده که جای جیبت را تنگ کرده اند به خیابان می ریزی؟ چرا آشغال می ریزی؟
از صحبت کردن بیشتر با زوج مسنی که وقتی اسم «آشغال ریختن در خیابان» وسط می آید، شروع به مشاجره می کنند می گذرم. چون زن انگشت اتهام را به سمت مرد نشانه می گیرد که «بله، او همیشه آشغال می ریزد و آبروی ما را می برد!» و مرد چنین اتهامی را نمی پذیرد. حتی وقتی زن یادآوری می کند که «یادت نیست یک بار هم در ولی عصر یک خانم به تو تذکر داد و گفت که مگر در خانه ات آشغال می ریزی که اینجا می ریزی؟» باز مرد سرش را تکان می دهد و نمی پذیرد. بعد از آنها با دختر ۲۲ ساله ای که دانشجو و عکاس است صحبت می کنم. وقتی می پرسم که «تو آشغال در خیابان می ریزی،» یک «آره» بی تفاوت کشدار تحویل می دهد. توضیحش هم این است که «وقتی همه چیز کثیف و ناجور است، این یکی هم رویش!» شاید جواب این دختر جوان به نوعی اعتراض تلقی شود، اگرچه بیشتر از اعتراض رنگی از بی تفاوتی در نگاهش به رعایت آداب شهری دیده می شود. با این همه نیره توکلی، جامعه شناس، با اینکه معتقد است: «خب اینکه احساس مسئولیت شهروندی فرهنگ سازی نشده امر واضحی است و فقط درباره آشغال ریختن هم شاهدش نیستیم، بلکه در مواردی مثل آلوده کردن محیط زیست، یا زیاد مصرف کردن آب هم دیده می شود،» به این نکته اشاره می کند که: «یک تصور عمومی وجود دارد که چون بعضی ها خیلی چیزها را رعایت نمی کنند، ما هم تا آنجا که از دستمان بر می آید چیزهایی را که مربوط به خودمان است رعایت نکنیم. در آلمان هم چنین چیزی را دیده ام که مردم به عنوان اعتراض و حتی پیشگیری از اخراج کارگران در پی مکانیزاسیون، مدام در خیابان ها آشغال می ریختند». این چیزی است که جامعه شناس دیگری نیز البته به شکلی دیگر بر آن صحه می گذارد. امیدعلی احمدی با اینکه حرفی از «اعتراضی بودن» آشغال ریختن به میان نمی آورد، اما می گوید: «شهر یک هویت سیاسی، اجتماعی است و مردم باید در امور شهری نقش داشته باشند. باید بدانند که در آنچه دارد اتفاق می افتد نقش دارند تا احساس مسئولیت در قبال رفتار خودشان در محیط شهری داشته باشند، اما مشارکت دادن در امور مربوط به خودشان در شهر، چیزی است که به جز به صورت محدود که در بحث شورایاری ها شاهدش هستیم، در هیچ عرصه دیگری به چشم نمی آید و این موضوع اثرگذار بر رفتار مردم است». علی احمدی با توضیح اینکه:«اخلاق یا فرهنگ شهروندی در جامعه ما به قدر کافی رشد نکرده چرا که آموزش و پرورش یا دیگر منابع در جامعه پذیری مردم نتوانسته اند نقش موثری ایفا کنند و به نظر می رسد که اصلاً برنامه ای هم برای این موضوع ندارد،» تأکید می کند: «به هر حال فرهنگ شهروندی در مرحله ای به وجود می آید که بخشی از آن درگیر کردن مردم در تعیین سرنوشت خودشان باشد که این امر در جامعه ما نهادینه نشده است و به تبع فرهنگ شهروندی نیز وجود ملموس نمی تواند داشته باشد».
خیابان عرصه دولت است
امیدعلی احمدی، آشغال ریختن یا هر نوع رفتاری از این دست را که در آن «رعایت حال دیگران نمی شود» از منظری دیگر نیز نگاه می کند. او می گوید: «اگرچه فضای خصوصی، عمومی و دولتی در ایران قابل شمارش است، اما کمتر دیده می شود که مردم جایی را به عنوان فضای عمومی تلقی کنند. یعنی برای آنها فضا تقسیم به دو بخش شده است، فضای خصوصی و فضای دولت. پایشان را که در خیابان می گذارند، باور ندارند اینجا یک فضای عمومی متعلق به جمع آنهاست، بلکه عملاً معتقدند که وارد فضای دولت شده اند». این جامعه شناس ادامه می دهد: «بنابراین احساس نمی کنند باید در محیط خارج از خانه شان مسئولانه نقش داشته باشند، بلکه آنجا را از آن دولت می دانند و معتقدند یک متولی به امور رسیدگی می کند و نیاز به مشارکت آنها نیست». علی احمدی تاکید می کند که «هر چه فضای دولت و مردم بیشتر شود به ایجاد حس بیگانگی در مردم و کاهش رفتار مسئولانه بیشتر دامن می زند و طبیعی است که وقتی بزرگترها احساس بیگانگی دارند و با رفتاری مثل آشغال ریختن این موضوع را بروز می دهند، کودکان هم از دوران خردسالی شان با آن حس بزرگ می شوند و چنانچه شاهدش هستیم در طول سال ها این رویه پی گرفته می شود که چنین رفتارهایی حتی بد تلقی نشود». علی احمدی از «آشغال ریختن از نظر اجتماعی عیب محسوب نمی شود» سخن می گوید: «کسانی که به محیط زیست شهری بی توجهی می کنند و با رفتاری مثل آشغال ریختن این بی توجهی را به نمایش می گذارند، از نظر هنجاری بر دیگران غلبه دارند. چون معمولاً با اعتراض رو به رو نمی شوند، از رفتار خود خجالت نمی کشند و به نظرشان می آید این یک رویه عمومی است». وی از سوی دیگر رفتار مردمی را که به آشغال ریختن دیگران اعتراضی نمی کنند، این طور تحلیل می کند: «به خاطر بحران های مختلفی که در جامعه مان با آن روبه رو هستیم، مردم نسبت به موضوعات جمعی بی توجه هستند و سعی می کنند سرشان در لاک خودشان باشد، بنابراین اعتراضی هم معمولاً در برابر رفتار دیگران از خود نشان نمی دهند».
رابطه با محیط زیست، توام با سوء استفاده هرساله و به مناسبت های مختلف در حالی دلسوزان محیط زیست به تخریب محیط زیست و بی توجهی مردم به آن اعتراض می کنند، که این موضوع یکی از مواردی است که از سوی امید علی احمدی مورد توجه قرار می گیرد: «مسئله دیگری که باعث رفتارهای غیرشهروندی مثل آشغال ریختن مردم در خیابان می شود، ضعف اخلاق محیط زیستی ماست. مردم ما نوع رابطه شان با محیط زیست رابطه ای توام با سوءاستفاده است. نمودهایش را هم در آلوده کردن آب های جاری، هوا و ... می بینیم. همین داستان درباره شهر هم که می تواند بخشی از طبیعت تلقی شود، تکرار می شود». علی احمدی ادامه می دهد: «هیچوقت احساس نکرده ایم که در مقابل استفاده از طبیعت یا شهر محل زندگیمان، باید مسئولانه رفتار کنیم» و این طور نتیجه می گیرد که: «یا آموزش دهنده ای در ایران وجود ندارد یا آنهایی که بوده اند خوب عمل نکرده اند». او به نقش صدا و سیما اشاره می کند و انتقاد می کند که خوب به وظیفه خود عمل نکرده است. این امری است که از سوی جوزانی، مدیر کل حوزه معاونت اجتماعی شهرداری تهران نیز بر آن تاکید می شود. این مقام مسئول که به نقش صدا و سیما در فرهنگ سازی تأکید دارد، می گوید: «اما هر بار که به آنها گفته ایم بیایید یک برنامه میان سازمانی برای آموزش مردم در جهت ارتقای سطح زندگیشان داشته باشیم، اولین چیزی که خواسته اند پول بوده است. یعنی این سازمان فرقی بین برنامه ای که برای ارتقای سطح زندگی مردم باید انجام شود و یک تیزر تبلیغاتی نمی بیند و در مقابل هر دو یک واکنش دارد». این در حالی است که ناصر کریمان، متولی سابق امور اجتماعی شبکه پنج تلویزیون، به چنین انتقاد هایی خرده می گیرد. این تهیه کننده تلویزیونی می گوید: «عادت کرده ایم که هر وقت دستگاه های اجرایی به معضلی برخوردند سریع انگشت اتهام به سوی صدا و سیما دراز کنند. درست است که تلویزیون رسانه تأثیرگذاری است، اما واقعیت این است که به جای اتهام زنی به صدا و سیما باید بازگردیم و به همه مسائل و معضلات زیرساختی نگاه کنیم». او تأکید می کند که «این مسئله فقط خاص صدا و سیما نباید باشد، آموزش و پرورش، وزارتخانه های دیگر، شهرداری ها و ... همه باید یک بار دیگر در عملکرد و برنامه های خود بازنگری کنند». او سپس سعی می کند به نحو بارزتری سازمان متبوعش را از اتهامات مبرا کند: «ما مدت ها بدون در نظر گرفتن خیلی از مسائل مالی درباره چنین موضوعات و معضلاتی در تلویزیون کار کرده ایم و می توانم بگویم که همه تلاش خودمان را هم انجام داده ایم و هم انجام می دهیم».
امیدعلی احمدی از موضوع دیگری سخن به میان می آورد: «راه حل چنین معضلاتی، تقویت نهاد های مدنی است». او توضیح می دهد: «چون رابطه درستی با دولت وجود ندارد، مردم خود را مسئول نمی دانند. فکر می کنند آشغال که بریزند یک شهرداری وجود دارد که وظیفه اش جمع کردن این آشغال ها است. اگر رابطه درستی وجود داشت، مردم می دانستند چقدر پول صرف جمع آوری زباله می شود و اگر این پول بتواند با همکاری آنها صرفه جویی شود، چقدر برای مثال می توان با آن به فضاهای سبز اضافه کرد، پس همکاری می کردند.» او تأکید می کند: «تنها با شکل گیری نهادهای مدنی و تقویت آنهاست که می توان به ایجاد رابطه درست بین مردم و دولت امیدوار بود. باید سازمان های مدنی وجود داشته باشند، که مردم با عضویت در آنها و انجام وظایف محوله بدانند که دارند کاری انجام می دهند و در مدیریت شهر و سرنوشت خودشان مؤثر هستند و از این رو مسئولیت پذیری بیشتری از خود نشان دهند». این جامعه شناس معتقد است:«تا جامعه مدنی درستی نداشته باشیم، ارتباط درستی بین مردم و دولت ایجاد نمی شود، تا این ارتباط ایجاد نشود، مسئولیت پذیری در مردم شکل نمی گیرد»
منبع: راسخون
خودروهاي تاريخي در شهرها تردد مي کنند
اتومبيل هاي تاريخي پس از دريافت پلاک و برطرف کردن مسائل فني همانند ساير اتومبيل ها ديگر شهري امکان تردد در سطح شهرها را دارند.
مديرکل دفتر حفاظت از اموال منقول سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري ضمن بيان اين مطلب افزود: براساس آخرين جلسات و بررسي هاي صورت گرفته پس از تصويب آيين نامه خودروهاي تاريخي، يقينا ًبراي مالکان اتومبيل هاي تاريخي متقاضي، پلاک صادر خواهد شد.
جليل گلشن در ادامه خاطرنشان کرد: براساس آمارها و برآوردهاي صورت گرفته افزودن بر هشتاد نوع اتومبيل تاريخي در کشور شناسايي شده است.
مديرکل دفتر حفاظت از اموال منقول سازمان ميراث فرهنگي ادامه داد: اين درحالي است که تعداد دقيق اتومبيل هاي تاريخي که هم اکنون در اختيار اشخاص حقيقي و حقوقي وجود دارد، موجود نيست.
وي اضافه کرد: پس از تصويب آيين نامه ياد شده، اتومبيل هاي تاريخي پس از دريافت پلاک و برطرف کردن مسائل فني همانند ساير اتومبيل های ديگر شهري امکان تردد در سطح شهرها را خواهند داشت.
گلشن با اشاره به اينکه برخي اتومبيل هاي قديمي مانند نخستين خودروي توليدي در ايران، فيات 1100 و نسل هاي اوليه پيکان که ارزش تاريخي و کلکسيوني دارند دراين فهرست قرار دارند، اظهار داشت: تمامي نمونه هاي آبارت، آي سي، آلپاين، آستون مارتين، آئودي، فراري، تاترا، پورشه، سان بيم، ريلي، مورگان و برخي نمونه هاي ديگر در فهرست 85 نوع اتومبيل يادشده قرار گرفته اند.
کودکان فقیر بیشتر در معرض دود سیگار هستند
بررسیهای اخیر نشان داده، کودکان فقیر بیشتر از دیگر کودکان در معرض دود سیگار اطرافیان هستند. علت این امر نیز در زندگی دسته جمعی کودکان فقیر با افراد سیگاری است.
به عبارت دیگر کارشناسان معتقدند، کودکان فقیر در خانواده های پر جمعیت تر زندگی می کنند و با افراد بزرگسال بیشتری در خانواده در ارتباط هستند.
در صورتیکه کودکانی که از طبقات متوسط و بالای اجتماع هستند در خانه صرفاً با والدین و یا خواهر و برادر خود هستند و بسیاری از آنها نیز تک فرزند بوده و والدین توجه خاصی به سلامت آنها و دوری از سیگار در حضور ایشان دارند. با توجه به اینکه در معرض دود سیگار قرار گرفتن برای کودکان عفونتهای تنفسی، گوش درد و آسم به دنبال دارد، این گروه از کودکان از نظر جسمی در معرض تهدید بیشتری هستند.
اخیراً مشخص شده که دود سیگار موجب می شود کودکان بیشتر در معرض ابتلا به بیش فعالی باشند و این امر حاکی از تأثیرات رفتاری دود سیگار بر کودکان نیز است که این امر آینده آنها را نیز متأثر خواهد کرد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی