نازنین ناظریان
شهر خیال
دیشب دوباره دل هوس آشیانه کرد
باز این غریب خفته به غم یاد خانه کرد
انگار آسمان به دلم چنگ می کشید
نام تو را صدای خیالم بهانه کرد
* * *
دیشب دوباره قصه ما غمگنانه بود
باز آسمان شعر و غزل عاشقانه بود
می خواستم به شهر خیالت سفر کنم
دیدم دریغ فاصله ها بیکرانه بود
* * *
افسانه های شعر و غزل نیمه کاره ماند
شبهای تار و غمزده ام بی ستاره ماند
امنیت نگاه تو رؤیای ترس داشت
در دستهایم از تو دلی پاره پاره ماند
* * *
احساس می کنم دل تنگم کبوتر است
بال نگاهم از بر سیلاب غم تر است
احساس می کنم که گل سرخ آتشم
آن شاخه گل که تشنه آبست و پر پر است
* * *
در نیمه های این سفر از پا نشسته ام
آن قایقم که در دل توفان شکسته ام
آن قصه ام که خوانده نشد در کتاب دل
در را به روی هر چه خیال است بسته ام
* * *
آن آسمان که ابری یک درد تار بود
آن سال کهنه ام که سراسر غبار بود
خانه تکانی غزلم صرفه ای نبرد
در شعر دل که قافیه اش انتظار بود
* * *
آری دوباره دل هوس آشیانه کرد
در کنج خاطرات نگاه تو خانه کرد
یک جاده انتظار و مسافر شکسته پا
باز این غریب خفته به غم یاد خانه کرد

دو شعر از پوران کاوه
پیوند

از غلاف تهی
چه خنجری بیرون می آید؟
همه «دوستت دارم» ها وارونه شده در آینه
و باغچه ای را که با گریه آب می دادمش
زردتر شده از پاییزان
حالا معنای پیوند را
فقط رگها می دانند

راز بزرگ

ماه شده ای وُ
تابان بر چهرۀ همه عاشقان
لبخندی بزن
تا تمام زیبایی ها چشم بگشایند
سخنی بگو
تا تمام کشتی های غرق شده
به ساحل بیایند
بر پنجره ام بتاب
تا شاعر بمانم

سهیل پاشازاده
دست دلم را رو می کند
سوسوی ستاره ای
که دلتنگی ام را
زیر آسمانش چال کرده ام

دو شعر از حیدر شکری زاده

1
چشمان تو وحشی اند وُ خود آرامی
عین خود اسطوره ولی گمنامی
با آمدنت معجزه از مد افتاد
تو شکل مدرنیزۀ یک الهامی

2
اینطور نبین که خسته و بی ثمریم
افتادن برگ خویش را می نگریم
هر چند که ریشه های ما در خاک است
پایش برسد از همه گنجشک تریم

 دو شعر از ساناز حسینی احمدی
1
می نویسم
آرام تر از فریاد
سپیدتر از سرخ
متضاد تمام مترادف های جهان
خسته نیستم
خسته ات می کنم
تنها پیراهنی سرخ، تاوان زخم های کهنه ام را پس نمی دهد
دیدن و دم نزدن صبری می خواهد که ایوب هم نداشت.

2
حق با تو بود
دیوانه بودم که عاشق می خواستمت
و نمی دانستم
زندگی پرسه ای کوتاه، در کوچه باغ هایی است
که دیوارهاشان آنقدر کوتاه تر که کلید را فراموش می کنی
حق با تو بود
و من به یقین می رسم
مردان، ریسمان پوسیدۀ اعتمادند
هر گاه می گویی
زنان ناقص العقلند

ویترین
نام:پاره های ممنوع
از: محمود معتقدی
انتشارات: روزگار

نام: با خودم حرف
می زنم
از:  روجا چمنکار
انتشارات: ثالث