صفحه 16--16 خرداد88
فضیلت انسان در نگه داشتن حد وسط میان
افراط و تفریط است.
ارستو
هفته فرهنگی فردوسی، در سه کشور اروپایی
ایسنا: به همراه برگزاري هفته فرهنگي فردوسي درسه كشور اروپايي، دو جلد دانشنامه؛ شاهنامه در كشورهاي اسلامي وآموزههاي اخلاقي و قرآني شاهنامه منتشر و به زبانهاي فارسي، انگليسي و فرانسه عرضه خواهد شد.
ياسر موحدفر دبير كل بنياد فردوسي، با بيان اين خبر گفت: با همكاري بنياد فردوسي و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و با توجه به اقبال ايرانيان خارج از كشور، و تلاشهاي كاظم سجادي - مدير كل ايرانيان خارج از كشور اين سازمان - در بودجهي سال جاري سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزاري دو هفتهي فرهنگي با نام فردوسي لحاظ ميشود و براين اساس، در دو كشور اروپايي كه محل تمركز ايرانيان خارج از كشور است، تا پايان سال 2009 هفتهي فرهنگي با نام فردوسي برگزار خواهد شد.
او يادآور شد: از سوي ديگر، دبيركل آيسسكو از بنياد فردوسي خواسته است، برنامههايي براي سال 2009 و 2010 براي هزارهي شاهنامه برپا كند. از جمله اينكه دو جلد دانشنامهي شاهنامه در كشورهاي اسلامي و ديگري آموزههاي اخلاقي و قرآني در شاهنامه است كه به همت بنياد فردوسي تدوين آن آغاز ميشود و با همكاري آيسسكو چاپ و به زبانهاي فارسي، انگليسي و فرانسه عرضه خواهد شد.
او از ديگر برنامههاي اين بنياد را برگزاري هفته فرهنگي فردوسي در آلمان در سپتامبر و اكتبر 2009 دانست و ادامه داد: تاكنون نهادهايي چون؛ انجمن دوستي ايران و آلمان و رايزن فرهنگي سفارت آلمان در ايران براي اين موضوع اعلام آمادگي كردهاند و اظهار علاقهمندي كردهاند كه ديداري با مسوولان بنياد فردوسي در تهران داشته باشند.
موحدفرد تصريح كرد: با توجه به مصوبات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، سعي ميكنيم همكاريهاي مجدانهاي با اين سازمان فرهنگي داشته باشيم و از سوي ديگر، با رايزنهاي فرهنگي ايران در جهان، ارتباطات موثري را برقرار و برنامههاي اجرايي را برگزار كنيم.
او همچنين در ادامه با انتقاد از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفت: از سوي شوراي فرهنگي عمومي كشور، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، مسوول برگزاري بزرگداشت جهاني فردوسي در سال جاري بود، اما اين سازمان هيچ برنامهاي را اجرا نكرده است و با اينكه بودجهي اين كار را داشت، از انجام اين كار سرباز زده و به نهادهاي ديگر هم اجازه برگزاري همايش فردوسي را نداده است و بنياد فردوسي امسال در مشهد، سمنان و تهران از 15 تا 26 ارديبهشتماه همايشها و نمايشگاههاي فرهنگي را برگزار كرد.
موحدفرد متذكر شد: ما اجازه نميدهيم واژهي هزارهي شاهنامه كه به پيشنهاد بنياد فردوسي براي ثبت به يونسكو ارايه شده است، با توجه به قانون تملك ايده و فكر كه در دنيا معتبر است، از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، بدون هماهنگي بنياد فردوسي، مورد سوءاستفاده قرار گيرد.
دبيركل بنياد فردوسي همچنين تصريح كرد: بارها به مسوولان تذكر دادهايم كه مفاخر فرهنگي ارج نهاده شوند، اما با وجود دستور مؤكد مقام معظم رهبري براي احياي آرامگاه فردوسي در توس، مسوولان دولت نهم حتی يك سفر رسمي هم به آرامگاه فردوسي نداشتهاند؛ چه رسد به احياي آن.
او با بيان اينكه اينك سه ماه است تمام طرحهاي بنياد فردوسي متوقف شده، گفت: وقتي دكترمحمدحسين طوسيوند - رييس بنياد فردوسي - كه از مفاخر ايران در آلمان است، با دعوت محمد ميرسعيدي - معاون همايشهاي ستاد نمايشگاهها و تبليغات سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري - به اين ستاد ميرود و يك ساعت و نيم پشت در منتظر محمدحسين برزين - رييس ستاد نمايشگاهها و تبليغات سازمان - مينشيند، جاي تأسف دارد. بعد از آن هم جلسهاي برگزار نميشود و عذرخواهي هم صورت نميگيرد.
او متذكر شد: قرار بود بنياد فردوسي با همكاري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري همايشهايي را برگزار كند، اما آنها هيچ توجهي نكردند. همچنين قرار بود راهاندازي موزه شاهنامه و فردوسي و برگزاري همايش جهاني فردوسي در تهران و مشهد با همكاري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري صورت پذيرد كه نه موزهي شاهنامه و فردوسي راهاندازي شد و نه همايش جهاني فردوسي برگزار گردید. دو سال است كه برگزاري اين همايش به تأخير افتاده و اينك نيز به سال آینده موكول شده است، در حالي كه اين اصلا درست نيست كه تعهدات دولت فعلي به دولت بعدي تحميل شود.
موحدفرد يكي ديگر از مشكلات بنياد فردوسي را دخالتهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دانست و گفت: وقتي بدون بودجه دولتي ميخواستيم چهارمين همايش بزرگداشت فردوسي را برگزار كنيم، از استادان داخل و خارج دعوت كرديم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نه تنها همكاري نكرد و مكاني در اختيار ما نگذاشت، نامهاي نيز به ما نوشت و گفت كه بايد مجوز بنياد فردوسي بررسي شود، در حالي که بنياد فردوسي با مجوز سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در طول اين سالها فعاليت كرده و سوال اين است که آيا فقط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد فعاليتهاي فرهنگي را برگزار كند؟
او يادآور شد: دغدغهي ما اين است كه بنياد فردوسي با همكاري يونسكو، آيسسكو و اكو فعاليتهاي فرهنگي داشته باشد و وجوه فردوسي و شاهنامه را براي مردم تشريح كند و سپس با همكاري نهادهاي فرهنگي مفاخرمان را به جهانيان معرفي كنيم و اين امر، زماني ميسر است كه نهادهاي فرهنگي دست به دست هم بدهند. بنياد فردوسي استقبال ميكند كه برنامههاي فرهنگي نهادها را به يونسكو اعلام كند.
موحدفرد تأكيد كرد: افتخار ميكنيم كه به عنوان يك بنياد مردمنهاد، 19 تن از مفاخر ايران، تاجيكستان و افغانستان در اين بنياد گردهم آمدند. اگر ميگويند قدرت اجرايي نداريم، افتخار ميكنيم که قدرت علميمان را ثابت كردهايم. هرچند توان اجرايي بنياد در سالهاي اخير اثبات شده است.
او ادامه داد: ما برنامههاي گستردهاي را ميخواهيم انجام دهيم و توقع داريم اگر نهادهاي فرهنگي همكاري نميكنند؛ لااقل سنگاندازي هم نكنند.
«ما نيمي از جمعيت ايرانيم» آماده نمایش شد
ایسنا: جديدترين مستند رخشان بنياعتماد با نام «ما نيمي از جمعيت ايرانيم» آماده نمايش شد.
اين كارگردان سينماي ايران در ماههاي اخير و در آستانهي انتخابات اين مستند را به سرانجام رسانده است.
در فضاي انتخاباتي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، فعالان حوزه زنان با وجود تفاوتهاي ديدگاهي گرد هم آمدهاند و در قالب تشکلهايي چون«همگرايي جنبش زنان براي طرح مطالبات در انتخابات» و «ائتلاف اسلامي زنان» در سطح گستردهاي به بيان خواستههاي زنان پرداختهاند.
مستند «ما نيمي از جمعيت ايرانيم» به طرح مطالبات زنان در اين دوران ميپردازد و در بخش پاياني فيلم، نامزدهای رياست جمهوري در فرصتي کوتاه، ديدگاه خود را درباره امکانات و موانع حل مسائل زنان بيان ميکنند.
بنياعتماد اين فيلم را بدون جانبداري از هيچ يک از نامزدها و با هدف آگاهسازي عمومي ساخته واز ابتدا تصميم برآن داشته که اين فيلم را در دوران انتخابات در سطح گسترده توزيع کند، اما با توجه به کمبود زمان اين تصميم عملي نشد، بههمين دليل بهعنوان تهيهکننده،هرگونه تکثير، توزيع و نمايش فيلم را جهت آگاهي رساني بلامانع اعلام کرده است.
مدت اين مستند 46 دقيقه است و عواملی كه در اين پروژه همكاري داشتهاند عبارتند از: تدوين :رضا بهرامينژاد، دستيارتدوين: ثاره هوشيار، تصويربردار: رضا تيموري، دستيار:سعيد فرزاد،مشاور کارگردان: پيروز کلانتري، مشاور تحقيق: مهوش کيان ارثي ، صدابردار: يدالله نجفي ، دستيار: رشيددانش ، صداگذاري وميکس: اميرحسين قاسمي ، پردازش رنگ ونور: حميدرضا سبک دست، امورفني پلاتو: نيما آقا محمدي ، ديگر صدابرداران: سعيد صمدي ، وحيد حاجيلو، مدير تدارکات:محمدشادکي، با همکاري عادل شاهخواه ،مهدي خسروشيري، مدير توليد و دستيارکارگردان: مهناز محمدي و تهيهکننده و کارگردان: رخشان بنياعتماد.
مهرنوش قربانعلي:
سادهنويسي مفهومي انتزاعي و غيرقابل استناد شده است
ایسنا: مهرنوش قربانعلي گفت: امروز از اصطلاح «سادهنويسي» در شعر آنقدر با توسع استفاده ميشود كه بيشتر به مفهومي انتزاعي و غيرقابل استناد تبديل شده است.
اين شاعر، افزود: اساسا مشخص نيست اين سادهنويسي از چه روي ممتاز است و براي شعر ارزش محسوب ميشود؟
او همچنين عنوان كرد: اين سادگي قرار است در چه وجهي از شعر اتفاق بيافتد؛ زبان، ساختار، فرم، فلسفهي نگرشي و يا بافت شعر؟ اگر فرض را بر هر يك از موارد يادشده بگذاريم، چه دستاوردي خواهد داشت؟
قربانعلي گفت: چه در ميراث شعري و چه در شعر معاصر ايران و چه در نمونههاي چشمگير شعر امروز، سادگياي كه فاصلهي شعر و غير شعر را مخدوش كند، نميپسندم.
شاعر «به وقت البرز» در پايان اظهار كرد: اصرار بر سادهنويسي سوء تفاهم ديگري را هم فراهم آورده و آن عدم تمايز شخصينويسي از بروز اثر انگشت فردي و ارائهي هويت فردي منحصر شاعر در شعرش است. هويت فردي ميتواند ناظر بر آرمانها، رويكرد اجتماعي و نگرش فلسفي شاعر نيز باشد؛ نه تنها بر برانگيختگي حسي او در آنچه در چارچوب زندگي فردياش ميگذرد.
جلالالدين کزازي:
اگر فردوسي نبود، سرنوشت ايران از گذشتهي آن گسسته ميماند
ایسنا: ميرجلالالدين کزازي گفت: هنر فردوسي آن است که پلي بسته به بلنداي تاريخ و فرهنگ ايران در ميان اکنون ايرانيان با گذشتهشان.
اين نويسنده و پژوهشگر با تاکيد بر اينکه اگر در چنان روزگاري فردوسي پديد نميآمد، سرنوشت ايران از سرگذشت امروزش گسسته ميماند، گفت: هنر بزرگ فردوسي، در اين است که سرنوشت ايران را به بهترين شيوهاي که ميتوان با سرگذشت آن پيوند داد، نگاشته است و اگر فردوسي به چنين کاري شگرف دست نمييازيد، ايران بيگمان سرنوشتي ديگر مييافت و به سرنوشتي که پارهاي از مردمان جهان بدان دچار آمدند، ميرسيد.
او افزود: آنان چون وقت آن را نداشتند که در روزگاري از آن گونه فردوسي خويش را بپرورند، سرگذشت و پيشينه خويش را از دست دادند.
کزازي با اشاره به اهميت آشنايي ايرانيان با شاهنامه به گونهاي که با هنجارها و نيازهاي اين روزگار سازگار باشد، خاطرنشان كرد: در گذشته ايرانيان با شاهنامه پيوندي تنگ و هميشگي داشتند؛ زيرا نهادهاي گوناگون فرهنگي و اجتماعي شاهنامه را به ميان مردم ميبردند و به ويژه قهوهخانهها که در گذشته نهادي فرهنگي و کانوني ادبي شمرده ميشدند و نوجوانان ايراني هنگامي که به پيرامون خويش مينگريستند، نگارههايي از نماها و رخدادهاي شاهنامه را ميديدند که از ديوار آويخته بود و به گفتههاي داستانگويي که نقلي از شاهنامه ميگفت، گوش ميسپرد و بدينسان آن نوجوان از ساليان کودکي با جهان شاهنامه آشنا ميشد.
اين پژوهشگر در پايان بزمها و همايشهاي فرهنگي ادبي را براي شناساندن فردوسي سودمند اما ناکافي دانست و اذعان كرد: اين بزمها بي هيچ گمان سودمند است و شور و موجي به راه خواهد انداخت؛ اما به هيچ روي اين شور بسنده نيست.
اكبر صحرايي:
ادبيات قبل از انقلاب اسلامي ادبياتي منفعل بود
ایسنا: يك داستاننويس اظهار كرد: انقلاب اسلامي ادبيات را متفاوت كرد و خط و راه ادبيات سابق را كه ادبياتي منفعل بود، تغيير داد.
اكبر صحرايي خاطرنشان كرد: با فروغ ادبيات غرب و ترجمههاي وسيع، ادبيات ايران تحت تأثير ادبيات غرب قرار گرفت؛ اما هر چه به سمت پايان اين ادبيات در سالهاي 56 و 57 ميرويم، اين نوع ادبيات دچار ركود ميشود؛ چراكه نوآوري ندارد. او ادامه داد: ما ادبيات را مانند ادبيات آمريكاي جنوبي يا آمريكاي مركزي بومي نكرديم و به دليل تقليد صرف كه در آثاري مانند كتابهاي بزرگ علوي ديده شد، آثار دچار يكنواختي شدند. صحرايي تصريح كرد: اما وقوع انقلاب اسلامي، همانطور كه در عرصههاي ديگر باعث جرقه شد، در ادبيات نيز تحول به پا كرد و نويسندگان جوان و كساني كه به بنبست رسيده بودند، دست به خلق كارهاي جديد زدند و به سوژه انقلاب و جنگ تحميلي پرداختند. البته تمام آثار به انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي اختصاص نيافتهاند؛ اما پديده جنگ و انقلاب در آثار كساني مانند ابوتراب خسروي و قاسم شكري مشهود است و اين افراد خود را مديون انقلاب و جنگ ميدانند. او فضاي بعد از انقلاب را به سه دوره تقسيم كرد و گفت: دهه اول پس از جنگ دهه تجربهپذيري و امتحان بود و داستاننويسان دغدغه فرم داشتند. دهه دوم، پايان جنگ بود و فضاي بيشتري براي نويسندگان فراهم شد تا از نمايي بالاتر به جنگ و انقلاب نگاه كنند و سوژههاي بهتري بيابند. دهه سوم، دهه شكوفايي بود و ما شاهد پختگي آثاريم.
اين داستاننويس تأكيد كرد: در كل، ادبيات امروز از يك لحاظ از ادبيات كلاسيك فاصله گرفته، اما در عين حال، تعاملها و وابستگيها هنوز وجود دارند كه امري اجتنابناپذيرند.
آرش آذرپناه:
داستاننويسان حاضر نيستند چيز بيشتري ياد بگيرند
ایسنا: به باور يك داستاننويس، داستاننويسهاي ما راحتطلب و تنبل شدهاند و حاضر نيستند چيز بيشتري ياد بگيرند.
آرش آذرپناه خاطرنشان كرد: كشش و تعليق يكي از مهمترين عناصر داستان و به نوعي حلقه مفقودشده داستانهاي اخير بوده است. او افزود: در ادبيات داستاني امروز ما دو نمونه كار وجود دارد؛ كارهايي كه پرفروش و به دنبال خواننده عاماند و كارهايي كه هدفي خاص براي مخاطب خاص دارند و هر كدام جاي خود را در ادبيات دارند. داستاننويسان امروز ما وسط اين دو گير كردهاند و نميتوانند روش احمد محمود يا محمود دولتآبادي را به دست بياورند و روي لبه تيغ راه بروند و هر دو مخاطب عام و خاص را داشته باشند. او با تصريح اين مطلب كه تنها چند اثر خوب در داستانهاي امروزي ديده ميشود، تأكيد كرد: بقيه كارها نااميدكننده هستند. دانش داستاننويسان ما نيز خوب نيست. داستاننويساني داريم كه بدون خواندن «شازده احتجاب» و «بوف كور» داستان نوشتهاند. اينها را نميتوان نويسنده دانست. نميتوان با خواندن چهار كتاب نويسنده شد. نويسنده بايد داستانهاي ايراني و خارجي و كارهاي مطرح و كلاسيك را بخواند و بعد داستان بنويسد.
آذرپناه اضافه كرد: افرادي كه داستان مينويسند، بايد انديشه داشته باشند. البته بايد در نظر داشت كه مسائلي نيز سر راه داستاننويسي ما قرار دارد كه آسيبهايي را به آن زده است. به عنوان نمونه مميزي كه همچون خودسانسوري، ترس و محافظهكاري را به همراه دارد. او همچنين گفت: مسائل مادي حرف اول را در ادبيات داستاني امروز ميزند و براي ادبيات داستاني ما تهديدكننده است.
همه كتابهاي مجموعهي«افسانهي شاهان و پهلوانان» م.آزاد دوباره آمدند
ایسنا: به همراه انتظار چندين ساله براي انتشار مجموعهاي از داستانهاي تخيلي بورخس با نظارت و ويرايش م. آزاد، همهي كتابهاي منتشرشدهي مجموعهي «افسانهي شاهان و پهلوانان» اين شاعر دوباره آمدند.
مجموعهي«افسانهي شاهان و پهلوانان» شامل «دختر قهرمان 1 و 2» و«هفت خوان رستم 1، 2 و 3»(چاپ سوم)، «رخش رخشان 1، 2 و 3»، «رستم و اكوان ديو»، «داستان پرواز»، «داستان پيدايش آتش» «داستان ديو در سنگ» و «زال و سيمرغ»(چاپ چهارم) از سوي نشر مهاجر به تازگي دوباره منتشر شدهاند. از سوي ديگر مجموعهاي از داستانهاي تخيلي بورخس با نظارت و ويرايش م. آزاد و ترجمهي ماني صالحي نيز قرار است توسط نشر ماهريز منتشر شود، كه به گفتهي صالحي علامه، اين مجموعه چند سال است كه به رغم داشتن مجوز انتشار، در نشر ياد شده در انتظار انتشار به سر ميبرد.
«تاريخ جهان، دنياي شرارت و بيعدالتي» از اين مجموعه قرار بود آذرماه سال گذشته منتشر شود؛ اما اين اثر هنوز منتشر نشده است.
«باغ جادههاي چندشاخه»، «الف»، «صانع»، «گزارش برودي»، «ابداعات»، «در ستايش تاريكي»، «كتاب شن» و «حافظهي شكسپير» هم مجلدهاي بعدي اين مجموعه هستند.
«ديار شب»، «آيينهها تهي است»، «قصيدهي بلند باد»، «بهارزايي آهو»، «با من طلوع كن»، «گل باغ آشنايي» و «بايد عاشق شد و رفت» نيز از مجموعههاي شعر م. آزاد هستند، كه29 ديماه سال 84 درگذشت.
5 هنرمند ايراني در سمپوزيوم نقاشي فرانسه شركت كردند
ایسنا: پنج هنرمند ايراني در سمپوزيوم نقاشي فرانسه شركت كردند. خسرو خسروي جلودار يكي از هنرمندان شركتكننده در اين نمايشگاه، گفت: سمپوزيوم نقاشي چندي پيش در جنوب فرانسه و در شهر «توقو» برگزار شد و در آن پنج هنرمند ايراني از جمله «احمد وكيلي» ، «ناصر عزيزي»، «پونه جعفري»، «شاهپري بهزادي» و بنده آثار خود را ارايه كرديم. به گفته خسروي در اين سمپوزيوم هر هنرمند دو نقاشي ارايه كرد كه از 11 تا 31 مه ( 21 ارديبهشت تا 10 خرداد) در شهر «برينيول» فرانسه به نمايش درآمدند.
خسروي خود در اين سمپوزيوم دو اثر با موضوع «انعكاس» و با اشكال فيگوراتيو انساني كشيده است.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی