صفحه 6--17خرداد88
کارآفريني
ملکي
کارآفريني فرآيندي است که فرد کارآفرين با ايده هاي نو و خلاق و شناسايي فرصت هاي جديد و بسيج منابع، مبادرت به ايجاد کسب و کار و شرکتهاي نو نموده که توأم با پذيرش ريسک و مخاطره است و منجر به معرفي محصول و يا خدمت جديدي به جامعه مي گردد.
ويژگيهاي فردي است که با عزمي راسخ، با وجود منابع بسيار در رساندن يک محصول به بازار فرآيند نوآوري را با موفقيت هدايت مي کند.
فرآيند کارآفريني:
اين فرآيند داراي سه مرحله به شرح زير مي باشد:
- مقدماتي:شخص ابتدا تصميم مي گيرد و سپس فرصتي را تشخيص مي دهد و ايده اي براي استفاده از آن فرصت در ذهن جرقه مي زند و بعد آن ايده را برروي کاغذ آورده و آن را نظم مي دهد و به شکل يک طرح شغلي در مي آورد.
-تأسيس:دراين مرحله شخص شروع به تدارک و سازماندهي منابع براي شرکت تازه پا، مي کند و منابع اساسي را مطابق با طرح شغلي يا مقدماتي ترکيب مي کند تا بتواند کسب و کار خود را شروع کند.
- توسعه:شخص در اين مرحله کانالهايي را براي ارتباط با بازار کشف مي کند و محصول خود را وارد بازار مي کند و بعد آنچه در دستور کار بنگاه براي توسعه بنگاه قرار دارد عبارتست از، تأمين سرمايه در گردش، تأمين مواد اوليه، ايجاد شبکه اي در بازار و مديريت منابع انساني، عمليات و امور اداري.
کارآفرين کيست؟
کارآفريني يک هنر موروثي نيست؛ يک انديشه قابل پرورش و کوشش اصولي است که محور آن نوآوري و ابتکار است. به نظر«پيتردراکر»کارآفريني، کاربرد اصولي مباني و روشهاي مديريت است، استاندارد سازي محصول و بکارگيري ابزارها و فرآيندهاي طراحي و بنانهادن کار بر پايه آموزش و تحليل کار است.
کارآفرين صفات و ويژگي هاي خاص خود را دارد که به شرح هر يک از اين صفات مي پردازيم:
1 - کارآفرينان اعتدال درميدان خطر را ترجيح مي دهند: فعاليتهاي با ريسک معتدل آنهايي هستند که مهارت کوشش و شخصي، نقش اصلي را ايفا مي کنند. ممکن است شرايط مساعد هم در آن نقش داشته باشد، اما تأثير آن به وسيله مهارت و کوشش شخصي به حداقل رسيده تا نتيجه کار جزمسئوليت هاي خود شخص باشد.کارآفرينان از خطر استقبال مي کنند، در صورتي که خطر محاسبه شده باشد.به عبارت ديگر آنها مسئوليت فعاليتهايي را که در آنها هيچ موفقيتي وجود نداشته باشد و يا يک خودکشي مالي را به عهده نمي گيرند.
2 - اعتماد به نفس: کارآفرينان به دليل اعتماد به نفس خود، شهرت دارند.
آنها بر اين باورند که مي توانند انتظاراتي که از آنها می رود را برآورده کنند. به عبارت ديگر آنها امکان موفقیت خود را بيش از آن چيزي که هست در نظر مي گيرند.
3 - استقلال طلبي:کارآفرين ترجيح مي دهد که خودش تصميم بگيرد و در جريان آن تمام کوشش، دانش، مهارت و سرمايه خود را نيز به کار مي گيرند. اگر شکست بخورد، مي تواند فقط خود را مقصربداند و اگر موفق شود فقط صلاحيت کارآفريني خود را تأييد کرده است.
4 - هدف گرا: آنها هميشه به فکر اهداف طولاني مدت خود بوده وکارهايي که امروزه انجام مي دهند درراستاي اهداف آينده شان است.آنها هميشه چيزي را مورد هدف قرارداده و اهداف آنها معمولاً عادي نيستند.به همين دليل ديگران آنها را بلند پرواز مي نامند.
5 - مبارزه جو: کارآفرينان هميشه به دنبال مبارزه بوده و احساس اکتساب را دوست دارند. بنابراين، استاندارهاي بالايي را براي خود در نظر مي گيرند. آنها محصولات با کيفيت بالا، توليد و براساس مرغوبيت و بازده، به رقابت می گذارند.آنها ازمواجه شدن با رقابت، ترسي ندارند و درحقيقت از رقابت لذت مي برند.
6 - نوآور: کارآفرينان همواره در مقابله با موقعيت ها، از راه ها و روش هاي جديد استفاده مي کنند.آنها از توانايي خود در خلاقيت لذت مي برند.از تصورات و ابتکارات شخصي خود براي يافتن راه هاي جديد و کنار هم گذاشتن چيزها استفاده مي کنند. آنها پراز پرسش هستند.کارآفرينان خستگي را زياد احساس نمي کنند، دربرابر مشکلات به دنبال راه حل گشته و سريعاً براي حل آنها اقدام مي کنند.آنها مي دانند با کار مؤثر به اهداف خود خواهند رسيد.
تأثيرات کارآفريني:
تأثيرات اقتصادي کارآفريني به شرح زير است:
1 - رشد اقتصادي: ويژگي بارز اقتصادي امروز، تغييرات سريع است. بنابراین کشورهايي مي توانند در چنين اقتصادي موفق باشند که قابليت تطبيقي با اين تغييرات را داشته باشند.کشورهايي که در آنها ميزان فعاليتهاي کارآفرينانه بالاتراست، قادرند تا در اقتصاد موقعيت بهتري کسب کنند. تحقيقات انجام شده نشان داده است که رشد اقتصادي با فعاليت هاي کارآفرينانه ارتباط مستقيم دارد.
2 - اشتغال زائي:درحدود نيمي از کارکنان کشورهاي توسعه يافته در کسب و کارهاي کوچک مشغول فعاليت هستند.از سال 1980 تاکنون کسب و کارهاي کوچک در اقتصاد آمريکا بيش از 24 ميليون شغل ايجاد کرده اند.اين در حالي است که تعداد کارکنان شرکت هاي بزرگ در اين کشورهاي کاسته شده است.درايالات متحده آمريکا، 81/5% از مشاغل جديد از طريق شرکتهاي تازه تأسيس به وجود آمده و 5% از کشورهاي تازه تأسيس 77% از مشاغل جديد را ايجاد کرده اند.
3 - ايجاد و رشد فناوري: بيش از 67% از نوآوري هاي فناروي و حدود 95%از نوآوري هاي منجر به تحولات بنيادي را کسب و کارهاي کارآفرينانه پديد آورده اند.کارآفرينان از طريق ايجاد فناوري، ارائه محصولات و خدمات جديد، قدرت انتخاب مصرف کنندگان را افزايش داده و با افزايش بهره وري، سرگرمي هاي نو، بهبود بهداشت و سلامتي، تسهيل ارتباطات و... موجب افزايش کيفيت زندگي مي شوند.
4 - ايجاد صنايع نو: بسياري از صنايع جديد از پيامدهاي کارآفريني مي باشند؛نظيرکامپيوترهاي شخصي، بيوتکنولوژي، تلويزيون هاي کابلي، نرم افزارهاي شامل محصولات جديد نفتي،ارتباطات بي سيم، خدمات پستي و صوتي تلفن هاي همراه، فروشگاه هاي اينترنتي،رسانه هاي ديجيتالي و...
5 - ايجاد تحرکات اقتصادي و اجتماعي: از پيامدهاي کارآفريني به بهبود وضعيت اقتصادي فقرا و وارد شدن زنان به عرصه هاي کسب و کار افزايش مالکيت آنها درکسب و کارها اشاره کرد.کارآفريني از طريق افزايش ثروت جامعه منجربه ايجاد سهم بيشتري از درآمدها براي افراد جامعه مي شود.
نقش رهبري در گسترش خلاقيت و نوآوري:
درک و شناخت هرچه بيشتر مردم، کارآفرينان را قادر خواهد ساخت تا از نقش مدير و اداره کننده سازمان به جايگاه رهبري ارتقاء پيدا نمايند. در هر کسب و کاري رهبران به مثابه قلب سازمان به حساب مي آيند. رهبري يعني تهيج، بسيج و هدايت گروه در جهت و راستاي يک هدف عالي و مشترک.
رهبران با حيات،هدايت و ايجاد انگيزه و علاقه مندي در افراد گروه آنها را در جهت حرکت به سمت جلو تشويق و ترغيب مي کنند.مديران مغز يک سازمان به شمار مي روند، طراحي ساختارها وروش ها، وضع قوانين و دستورالعمل ها و تعيين اهداف در زمره اصلي ترين وظايف آنها شمرده مي شود.مديران با کسب و کار، و رهبران با مردم به عنوان عامل اصلي در به اجرا درآمدن کسب و کار ارتباط برقرار مي کنند.
از آنجا که اداره صحيح و خردمندانه هر کسب و کاري مستلزم توجه و بکارگيري ترکيبي از هر دو ويژگي است،بنابراين کارآفرينان موفق همواره سعي مي کنند ويژگيهاي لازم در اين دو زمينه را تقويت نمايند.مهارتهاي رهبري؛کارآفرينان را قادر مي سازد تا با تعيين مسير و حمايت هاي معنوي و انساني خود انگيزه نوآوري و پيشرفت را در ميان افراد سازمان شکوفا نموده و با بهره گيري ازمهارتهاي مديريتي زمينه هاي لازم به منظور رشد کمي را در سازمان پديد آورند.
دربسياري از مواقع اهميت کارکرد رهبري در کارآفرينان که نتايج کيفي اما نامرئي به دنبال دارد از نقش مديريتي آنها به مراتب بيشتر خواهد بود. تعيين مسير مقوله اي متفاوت نسبت به تعيين هدف شمرده مي شود. هدفها معمولاً عيني و قابل اندازه گيري هستند، حال آنکه مسير شعاع عمل وسيعتري را دربرگرفته و به افق هاي دوردست توجه و گرايش دارد.
رهبران مسيرآينده سازمان را با ترسيم دورنما و مأموريت سازمان را با تنظيم بيانيه رسالت تعيين و تعريف مي نمايند.
افراد معمولاً درپيچ و تاب مسائل روزمره زندگي و در جريان انجام وظايف شغلي خود دچارروزمره گي شده و با پرداختن به جزئيات تصاوير،از تماشاي کلي در زندگي فردي و شغلي خود غافل مي شوند.بنابراين، يکي از وظايف رهبران آن است که چهره افراد را همواره به سوي تماشاي تصوير اصلي سازمان برگردانيده و ازپيمودن مسير ازسوي آنان اطمينان حاصل نمايند.
منابع:
کارآفريني، مهدي جهانيان
آموزه هاي کسب و کار، خليل جعفرپيشه
برگرفته از راسخون
گفتمان تن به تن
قسمت دوم
خب حضرتعالی میخواین سد بسازین، حالا کو بارون؟
عرض کنم هر ابری که این طرفها گذرش گرفت ما می گیریم بارورش می کنیم فقط مشکل اینه که این ابرهای نااهل وقتی حامله میشن میرن یـه جـای دیگه می زاین.
خب برای این که از وقوع چنین اتفاقی پیشگیری کرده باشین چه تدبیری اندیشیدین؟
فکر آنجایش را هم کرده ام؛ سزارینشون می کنیم.
عالیه جناب غمین! برای جوانان چه برنامه خاصی تدارک خواهید دید؟
در ارتباط با جوانان عرض کنم ما باید کاری بکنیم که جوانان هـر چـه زودتر پیر بشن، پیری زود رَس که اومد سراغشون دیگه لازم نیس براشون فکری بکنیم.
در ارتباط با مسائل عمرانی شما چه طرحی دارید؟
عرض کنم به خدمت شما تصمیم دارم به زادگاهم «رونیز»حسابی برسم که همشهریام مرتب بگن ای خدا بابای غمین را بیامرزه!
بله برای اینکه مردم از روحیه بالا و شادابی برخوردار باشند شما به عنـوان رئیس جمهور در این راستا چه روندی را در پیش خواهید گرفت؟
سؤال به جایی مطرح کردین. می دونین مردم برای حضور یـکپارچه در پای صندوقهای رأی و نیز به منظور استقبال پر شور و بی نظیر از ما، از اهمیـت ویژه ای برخوردارند بنابراین این مردم باید از روحیه ای مطلوب و پر نشاط بهره مند باشن و من برای رفاه حال این مردم و برای ایجاد و حفظ سر زندگی و شادابی در اونها سعی می کـنـم هـر از گاهی خودم با خانواده و گاهی با وزرا به سفرهای خارج از کشور برویم.
فکر می کنید چند درصد آراء را به خود اختصاص خواهید داد؟
خیلی، هزار درصد! یعنی مردم اگه بخوان از فلاکت و بدبختی رهایـی یـابند یکپارچه باید به من رأی بدن.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی