صفحه 9--18خرداد88
معماری چیست؟
گردآوری: مجید مکاری
از بارزترین نشانه های تفاوت انسان و حیوان، عشق به نوجویی، تكامل و توسعه قدرت خویش بوده است. حیوان از غریزه اش مدد گرفت، لانه و سرپناه ساخت و طی هزاران سال به آن قانع بود و در آن تغییری نداد، اما انسان همواره در اندیشه قدرت و توانائی خویش بوده است. او ابتدا دریافت كه پوست بدنش قادر به حفظ او در برابر سرما و گرما نیست، پوست دومی چون لباس را كشف كرد تا ضعف پوست بدن را جبران كند. باز هم به آن قانع نشد و پوسته سومی ساخت تا او را از گزند سرما و گرما، آفتاب، درندگان و مزاحمان بیگانه در امان دارد. این پوسته سوم را خانه نامید.
دست او دارای قدرت كافی برای شكستن درختان، كندن خاك و كشتن حیوانات نبود و با خلق ابزار مناسب آن را توانا ساخت. همانگونه در طول هزاران سال، او را می بینیم كه بی وقفه در تلاش وسعت بخشیدن به قدرت و قلمرو خویش، اعماق زمین را شكافته، به ژرفای دریا فرو رفته و در بیكران آسمان در جستجوی منابع و پایگاه جدید است. ارتباط با دیگران، یكی از ابزارهای توسعه قدرت، برای رفع نیاز روحی او بوده كه به اشكال گوناگون جلوه گر شده و در این میان، ابتدایی ترین آن، ارتباط تصویری بوده است كه آثار آن بر سنگواره ها، یادآور نحوه ارتباط او در دوره غار نشینی است.
ارتباط تصویری امروزه ار جایگاه ارزشمندی برخوردار است و نقشه كشی یكی از مهمترین گونه های آن است كه در تمامی رشته های فنی مورد استفاده قرار می گیرد.
همانگونه كه می دانید ساختن یك مجموعه ساختمانی با اتكا به دهها هزار كلمه در توصیف آن، بدون اینكه تصویری از آن رسم كنیم ممكن نیست. به عبارت دیگر اگر قرار باشد ده نفر سازنده، همگی با اتكا به توصیفات موجود از طرف نویسنده، ساختمانی بسازند، نهایتاً ده ساختمان متفاوت حاصل خواهد شد، هر چند كه توصیفات مذكور دقیق و جزء به جزء باشد. اگر چه كلمات، نقش مهمی را در انتقال ایده ای طرح بازی می كند، اما نقشه، اصلی ترین وسیله برای ارتباط در كار معماری و ساختمان است بنابراین تصاویر در بسیاری از مواقع گویاتر از كلمات، منتقل كننده ایده های فنی است. به همین سبب در رشته های فنی برای انتقال ایده ها از نوعی تصاویر ساده شده خاص به نام نقشه استفاده می كنند كه نوعی زبان ترسیمی است.
این زبان همانند زبان مادری دارای قواعد و دستورات خاص خود است. این قواعد به طور قراردادی وضع شده است و در اغلب كشورها به صورت استاندارد در آمده است.در رشته معماری نیز از نقشه هایی استفاده می شود كه به آن نقشه های معماری-ساختمانی می گویند.
نقشه كشی، تركیبی است از ترسیمات تك تصویری سه بعدی و ترسیمات چند تصویری دو بعدی.
نقشه های ساختمانی در مقیاسها و اندازه های
متفاوت ترسیم می شوند كه بتوانند تمامی اطلاعات مورد نیاز برای ساخت آن اعم از اندازه، شكل و حتی نوع مصالح را به بیننده منتقل كنند.
معماری ایرانی را باید بطور صحیح از اعماق تاریخ این سرزمین کهن مورد بررسی قرار داد. در رابطه با معماری ایران، باید به خوانندگان یادآوری شود، تغییراتی که در رابطه با هنر پیشینیان ایران در معماری داده شده و نحوه ساختمان سازی آن دوران، در سخنی کوتاه می توان به: حکاکی بر روی سنگ، گچکاری، نقاشی، آجرکاری، آئینه کاری، کاشی کاری، موزائیک کاری و دیگر کارهای تزئینی اشاره کرد. البته ما باید استثناهایی هم برای ساختمان های چند شکلی که برای مواردی خاص استفاده می شد، قائل شویم. این گوناگونی برآمده از نیازهای خاص مردم در زمانهای متفاوت بوده است. هنرمندان ایرانی به دنیا ثابت کرده اند که توانایی های بالایی دارند و شامل احترام بسیار، بخاطر اثرهای تاریخی منحصر بفرد فراوانی که از خود بجای گذاشته، هستند. بنظر مشکل می رسد که بتوان معماری ایرانی را از زمانهای بسیار دور تا بحال طبقه بندی کرد، اما ترتیبات زیر می تواند چشم انداز وسیعی از این کارها در اختیار شما قرار دهد: کلبه های ماقبل تاریخ، شهرها و قصبه های اولیه، استحکامات و دژهای نظامی، معابد و آتشکده ها، مقبره ها و آرامگاه های بزرگ، مکانهای عظیم تاریخی، سدها و پلها، بازارها، حمام ها، جاده ها، مساجد عظیم، برجها و مناره ها، ساختمانهای مذهبی و محلهایی از دوران اسلامی، و همچنین بناها و یاد بودهای گسترده در کشور ایران. از دیگر چیزهای مهمی که برروی معماری ایرانی تاثیر گذار بوده است، شرایط مهم آب و هوائی در فلات ایران بوده است. بطور مثال سبک معماری در شمال کشور و کوهپایه های ایران با سبک معماری در جنوب و کویر ایران تفاوت دارد. اکنون به علت مواجه شدن با اطلاعات تمام نشدنی و حیرت آوری که امکان آن در هیچ کشور دیگری نیست، نگاهی داریم گذرا به معماری ایرانی. صحبت کردن در مورد معماری باستانی، بدون اینکه نمونه هایی از آن وجود داشته باشد تقریباً غیر ممکن است. یکی از قدیمی ترین بناهای کشف شده در فلات ایران مربوط می شود به بنای رنگ شده " زاغ تپه " در قزوین. تاریخ گذشته که مربوط می شود به قرن هفتم و اوایل قرن ششم قبل از میلاد، باید بسیار مورد رسیدگی قرار گیرد که در آن زمان قبل از تاریخ، چگونه و با چه وسایلی این بنا را آراسته کرده اند. از این بنا برای جمع شدن و اجتماعات استفاده می شده است. در این بنا از شومینه برای گرم کردن ساختمان در فصلهای سرد سال استفاده می شده است. همچنین محلی برای درست کردن کباب داشته است. همچنین این ساختمان دو محل برای نگهداری ابزارها و وسایل داشته، بعلاوه اتاقی کوچک که از آن به عنوان نشیمن استفاده
می کردند. دیوارها بوسیله نقاشی از بز کوهی تزئین شده است. به احتمال خیلی زیاد از این مکان برای انجام مراسم مذهبی خود استفاده می کردند. تپه سیالک در نزدیکی کاشان نیز یکی دیگر از این مکانهای تاریخی است، که به قرن ششم و پنجم قبل از میلاد بر می گردد. اولین بار که مردم به منطقه سیالک رفتند، نمی دانستند که چگونه باید خانه ساخت، و زیر کلبه هایی که با برگ درختان تهیه شده بود زندگی می کردند، اما بزودی آنها فرا گرفتند که چگونه با گل، خشت خام درست کرده و مورد مصرف در خانه سازی قرار دهند. در قرن چهارم قبل از میلاد مسیح مردم سیالک بصورتی جامع شروع کردند به بنا نهادن بناهای جدید، که بخوبی مشخص است. این بناها بصورتی یکجا و توده، و تماماً تهیه شده از آجر خام بود. این آجرهای اولیه که بصورتی بیضی شکل تهیه می شد، در آفتاب گذاشته شده و خشک می شدند و بعد از آن مورد استفاده قرار می گرفتند. معماری این دوره تمام بناها را با رنگ قرمز تزیین کرده و تمام درهای این بناها کوتاه و باریک بوده و قد درها بیشتر از 90 - 80 سانتی متر نبود. تپه حسن در نزدیکی دامغان، تپه ایلبلیس در 72 کیلومتری کرمان، و تپه حسنلو در آذربایجان غربی از بناهایی هستند که بوسیله حفاری های باستان شناسی از زیر خاک بیرون آورده شده اند. در حفاری های تپه حسنلو، سه بنای عظیم کشف شد که تمام آنها با نقشه ای یکسان درست شده بودند. این بناها به 1000 - 800 سال قبل از میلاد مسیح برمی گردند. تمام آنها دارای دروازه ورودی، حیاط سنگفرش شده، اتاقها و انبار بوده اند. در معماری تپه حسنلو، ساختمانها به نظر از چوب بنا شده اند؛ مربع و بصورت برج با پایه های چوبی که بدون برش بصورتی عمودی از آنها بعنوان پایه و ستون استفاده شده بود. یکی از اتاقها بصورتی سنگفرش شده با خشت خام کشف شد. نکته جالب توجه اینکه اتاقی دیگر را که بعنوان آشپزخانه از آن استفاده
می شده دارای جاهای مخصوص با شومینه دور آنها بود. یکی از معماریهای مهم ایران مربوط است به قرن 13 قبل از میلاد یعنی معبد چغازنبیل (1250 قبل از میلاد) که در کنار رودخانه کرخه در استان خوزستان در جنوب ایران قرار گرفته است. این معبد بوسیله "هونتاش هوبان" پادشاه ایلام بر روی خرابه های شهر باستانی "دور - آنتش"
ساخته شده بود. این معبد نشانگر اوج و شکوه معماری در آن دوره است. این بنا بصورت چهارگوش و به صورت یک ساختمان پنج طبقه است، که هر طبقه از طبقه قبلی کوچکتر است و نمائی بصورت مخروطی را نشان می دهد. معبد اصلی در آخرین طبقه ساخته شده بود. موادی که در ساختمان این معبد بکار رفته، بیشتر از آجرهای پخته لعاب دار همراه با ساروج بسیار قوی بوده است. گنبد غربی معبد چغازنبیل که بصورتی ماهرانه ساخته شده بود هنوز هم پس از گذشت سه هزار سال از تاریخ آن بصورتی عجیب و
حیرت آور در وضعیتی خوب بسر می برد. ساختن طاقهای هلالی شکل برروی راهروها و پلکان های داخل معبد نشانگر موفقیت فوق العاده و شگفت آور معماری در ایران باستان است. چیزی که باعث تعجب و شوک بسیار در معماری چغازنبیل است، ابتکار هنرمندان آن دوره در اختراع و ساختن یک ساختار جدید که آب آشامیدنی ساختمان را تهیه می کرده است. آب تصفیه شده بوسیله عبادتگران و پرستشگران و ساکنین آن منطقه مورد استفاده قرار می گرفت.
منبع: راسخون
پل دروازه طلایی - سانفرانسیسکو
پل گلدن گيت كه با هزينه 35 ميليون دلار ظرف مدت 4 سال در سانفرانسيسكو ساخته شد، شمال اين شهر را به جنوب آن متصل مي كند. اين پل در 28 مي سال 1937 به روي وسايل نقليه باز شد. اين پل متحرك 4200 فوت طول دارد و سال هاست كه مستحكم پابرجا مانده است. ارتفاع اين پل از سطح آب 220 فوت و وزن آن 887000 تن است. دو برجي كه در طول اين پل ساخته شده اند 746 فوت ارتفاع دارند.در سال 1997، حدود 41381000 وسيله نقليه از روي اين پل عبور كردند. 30 نفر در هنگام ساخت اين پل از روي آن سقوط كردند و به دليل وزش بادهاي شديد، كارگران در هنگام ساخت آن با مشكلات بسياري مواجه شدند.
ساكنين شهر سانفرانسيسكو اين پل را نماد شهر خود به حساب مي آورند. داستان ها و مسائل عجيب و جالبي در مورد اين پل وجود دارد. اين پل به رغم نام خود (گلدن گيت به معني دروازه طلايي) به رنگ طلايي نيست، ولي برخي معتقدند كه اين پل هر سال رنگ مي شود، در حالي كه اين امر حقيقت ندارد و تاكنون فقط دو بار رنگ شده است: يك بار در سال 1937 و بار ديگر در فاصله سال هاي 1995 -1965.
گفته مي شود كه پل گلدن گيت بزرگ ترين پل دنياست. البته اين امر در فاصله سال هاي 1937 تا 1964 صحت داشت ولي با ساخت پل ورازانو نروزبين بروكلين و جزيره استيتن در نيويورك، گلدن گيت ديگر در زمره طولاني ترين پل معلق دنيا به شمار نمي آمد. البته در حال حاضر با ساخت پل هايي در منطقه آسيا و اسكانديناوي (بخشي از شمال اروپا كه شامل دانمارك، نروژ، سوئد و فنلاند مي شود)، تعيين بزرگ ترين و طولاني ترين پل در دنيا مشكل مي شود. پل گلدن گيت براي ميليون ها نفر ساكنين از شهر بزرگ سانفرانسيسكو نقش كليدي را در برقراري ارتباط و اتصال نقاط مختلف دارد و در واقع به استثناي پل بروكلين هيچ پلي در آمريكا به اندازه اين پل از اهميت و محبوبيت برخوردار نيست.
در ماه آگوست سال 2002 طرحی با هزينه اي معادل 16 ميليارد دلار به مقاوم سازي اين پل در برابر زلزله اختصاص يافت.
پل گلدن گيت، ابتكار مهندس مشهور جوزف استراس بود كه پيش از اين طراحي 400 پل متحرك را برعهده داشت. ايرونيگ مارو، مهندس معمار و مهندس چارلز آلتون اليس و لئون مويسيف از طراحان پل در اجراي اين طرح بزرگ مشاركت داشتند. ساخت اين پل از 5 ژانويه سال 1933 شروع شد و در آوريل 1937 به پايان رسيد و در 27 مي همان سال براي تردد عابران پياده آزاد شد. اين پل تنها راه خروجي سانفرانسيسكو به سمت شمال است و از 6 مسير مخصوص تردد وسايل نقليه و دو مسير محل عبور عابران پياده در هر دو طرف تشكيل شده است در اول سپتامبر سال 2002 عوارض تردد از روي اين پل براي وسايل نقليه موتوري از 3 دلار به 5 دلار افزايش يافت. دوچرخه، موتور و عابر پياده از پرداخت عوارض معاف هستند. محدوديت سرعت حركت روي پل گلدن گيت در اول اكتبر سال 1983 از 90 كيلومتر در ساعت به 70 كيلومتر در ساعت كاهش يافت. رنگ اين پل نارنجي متمايل به قرمز است كه اين رنگ براي هماهنگي اين پل با محيط اطراف خود و جلوه بيشتر آن در مه و غبار (كه از شرايط آب و هوايي ويژه آن منطقه است) انتخاب شده است. اين پل از نظر زيبايي شناسي و معماري در نوع خود منحصر به فرد است. در ماه جون سال 2001 انجمن مهندسان عمران آمريكا چند بنا را با نام «بناهاي هزاره» معرفي كردند. اين بناها عبارت بودند از كانال پاناما، ساختمان ايمپايراستيت و پل گلدن گيت.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی