اگر نامزد انتخابات
ریاست جمهوری بودم
بخش دوم (بقیه از شماره قبل)
از آموزش و پرورش که بگذریم و مسائل مهم دیگر آن را که در این کوتاه نوشتار نمیگنجد رها کنیم مسأله قابل تأمل دیگر اقتصاد است و بازار!
در گذشتههای نه چندان دور بازار عمدتاً در اختیار افراد متدینی بود که بعضاً در حوزه نزد روحانیان مکاسب میخواندند!
در فقه اسلامی مکاسب بابی است که نحوه معاملات شرعی و ظرایف آن را بیان میکند!
متأسفانه هماکنون وضعیت بازار و داد و ستدها به کلی با گذشته تفاوت پیدا کرده است و افراد یکدستی با اهداف صرفاً شرعی در بازار نیستند!
بسیاری از کسانی که از آنجا مانده و از اینجا رانده شدهاند به بازار روی آوردهاند و متدینین در اقلیت قرار گرفتهاند!
حتی بعضی از غرفههای بازار در اختیار مهاجرین افغانی و عرب است!
با یک تلفن نرخها به صورت لحظهای تغییر میکنند و بیشتر سیر صعودی دارند!
بیماری اقتصاد ما نخست به ارزش رو به افول پول ملی برمیگردد که ناشی از دو مسأله مهم است!
یکم تورم و دوم نابرابری ارزش ریال با ارزهای خارجی و شناور بودن نرخ آن!
وقتی بخش عمدهای از ذخایر ارزی در ابتدای انقلاب به انحاء مختلف از جمله فرار سرمایهداران داخلی و خارجی از مملکت خارج شد و نیز برای مقابله با جمهوری اسلامی بعضی از فراریان غیرمسلمان هم سرمایههای کلان خود را به آمریکا و اسرائیل بردند و هزینههای جنگ نیز باری سنگین بر دوش دولت گذاشت به مرور ذخائر ارزی کاهش پیدا کرد و به علت تحریمها و عدم رقابت تولیدات داخلی با نمونههای خارجی کارخانجات یکی پس از دیگری تعطیل یا نیمه فعال شدند، بازار کار صنعتی از رونق افتاد و همه نگاهها به نتایج جنگ و حفظ مرزهای مملکت معطوف شد!
لذا از یک طرف به تعداد بیکاران افزوده شد و از سویی دیگر تهیه قطعات کارخانجات و مواد اولیه با مشکلات عدیده مواجه گشت!
پس از پذیرش قطعنامه 598 و پایان یافتن جنگ مسأله توسعه اقتصادی و سیاسی در برنامه کار دولت گنجانده شد که آن هم تحتالشعاع انرژی هستهای و تحریم های سختتری قرار گرفت!
هماکنون دولت میباید زمینهای برای حضور بخش خصوصی و سرمایهگذاری سرمایهداران داخلی و خارجی به گونهای فراهم کند که در کشور ضمن ایجاد اشتغال، تولیدات داخلی در رقابت با تولیدات وارداتی خریدار داشته باشند!
وقتی بازار کفش ایران هم در اختیار چینیها، تایلندیها و کشورهای شرق آسیا قرار میگیرد، طبیعی است که صنعت چرم ما آسیبپذیر شود و از رونق بیفتد. در دیگر موارد هم با چنین مشکلاتی مواجه شدهایم.
صنعت دوخت و دوز، قند و شکر، تولید وسایل پلاستیکی، صنایع سنگ و کاشی، صنایع و ابزارهای ساختمانی، در بخش کشاورزی تولید بذر و انواع سموم و همچنین در بخشهای خدماتی چینیها و کشورهای آمریکای جنوبی به نحوی وارد شدهاند که فرصت کار را از مردم ما گرفتهاند!
اگر در آمریکا و اروپا تولیدات چینیها بازار گرمی دارند، به علت آن است که نرخ کارگر در آنجا گران است و ضمناً صنایع سنگین و تکنولوژی جدید عده زیادی را در کشورهای آمریکایی و اروپایی مشغول به کار کرده است و در آنجا نرخ بیکاری پایین است. اما در کشور ما چنین نیست. بسیاری از کارگران و کارمندانی که از کار اصلی و حرفهای خود بازماندهاند به کارهای کاذب و دون شأن خود وارد شدهاند.
واسطهگری در خرید و فروش زمین، خانه، اتومبیل، ارز، سکه، کوپن و وسایل دست دوم از جمله کارهای کاذبند که عده زیادی را دلمشغول داشتهاند، این افراد نیز در افزایش نرخها و دامن زدن به تورم نقش دارند!
حال اگر من یا امثال من با این دیدگاه رئیس جمهور میشدند، اولین اقدام اساسیشان میباید تثبیت پول ملی، جذب سرمایهگذاری خارجی، فضاسازی برای رونق اقتصادی، سبک کردن بار سنگین دولت از پرداخت حقوقهای نجومی و خارج کردن عده بسیاری جیرهخوار تحت پوشش دولت باشد!
برای تحقق چنین اهدافی دولت باید درآمدهای نفتی را در بخش صنعت، خدمات و کشاورزی به گونهای هزینه کند که با فعال کردن بخش خصوصی به مرور تعهدات مالی خود را نسبت به کارمندان به سوی بخش خصوصی سوق دهد!
وقتی دولت طلبکار مردم باشد و همه دستها برای گرفتن به سوی دولت دراز شود، بازار کار رونق نمیگیرد و وابستگیها اعتماد به نفس کاری را از مردم میگیرد!
یک رئیس جمهور خوب کسی است که مملکت را به وسیله درآمدهای مالیاتی بچرخاند و نه پول نفت!
و مردم زمانی یک رئیس جمهور یا نمایندگان شایستهای را انتخاب میکنند که برای آن هزینههای مالی یعنی مالیات پرداخت کرده باشند!
چرخش دمکراسی «مردم سالاری» حتی از نوع دینی آن از این طریق به سلامت میگذرد و دولت میتواند نقش نظارتی خود را فعال کند و مردم را برای نظارت بیشتر به کمک بطلبد!
وقتی دولت در تحریم اقتصادی نباشد منابع خود را به هر کسی و یا به ثمن بخس نمیفروشد و با دولتهای ضعیف همپیمان نخواهد بود!
و به تبع آن از تکنولوژی قویتر، سرمایه معتبرتر و روابط سریعتری برای داد و ستدهای خارجی بهره خواهد برد!
درست است که تحریمها به نوعی موجب شده ما در بسیاری از بخشها به خودکفایی برسیم، اما این خودکفایی کافی و کامل نیست. مثل آن است که با نان و پنیر خود را سیر کنیم و از چلوکباب بپرهیزیم!
میتوان نان و پنیر را با خودکفایی بدون تحریم به چلوکباب تبدیل کرد!
حال این اندیشه قوی است که هر چیز بهایی دارد و میباید قبول خسارتها به بهای آن بیارزد!
ما میتوانیم هم انرژی هستهای صلحآمیز داشته باشیم و هم با جهان غرب و دنیای سرمایهداری رابطه اقتصادی و داد و ستد!
باز گذاشتن دست عدهای محدود از اعوان و انصار مسئولین در تجارت آزاد و بلوکه شدن نقدینگیها در نزد آنها، دست دولت را در نظارت بر قیمتها میبندد و دولتهایی هر چند کوچک در دل دولت و یا در حاشیه آن فعال میشوند. از این رو نمیتوان با مفاسد اقتصادی مقابله کرد زیرا فساد از انحصارطلبی و قدرت مالی محدود شده در جمعی که یکدیگر را پشتیبانی میکنند سر میزند و دولت فقیر قادر به مقابله با آنها نیست!
ما هماکنون به نوعی در اقتصاد هم مواجه با فئودالیه اقتصادی هستیم! یعنی بعضیها در جایگاه خود خان و خانزاده شدهاند با این تفاوت که تعهداتی نسبت به ایل خود ندارند...!
بقیه در شماره آینده
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی