از خشونت تا اعتیاد

بازی های رایانه ای، از محبوب ترین و رایج ترین بازی های عصر حاضر هستند که گروه سنی مخاطبان آن بسیار متغیر است. عبور از موانع و رسیدن به مراحل بالاتر ،بازی کننده را هیجان زده می کند و شکست در آن او را مضطرب می سازد. میزان ضربان قلب و ترشح هورمون ها در حین بازی های رایانه ای افزایش می یابد و کسانی که به بازی نگاه می کنند و حتی در آن شرکت هم نمی کنند، فشارهای عصبی زیادی را متحمل می شوند. یک روانشناس معتقد است: اعتیاد به بازی های رایانه ای باعث اضطراب شدید و انزوای کودکان و نوجوانان می شود. مدیركل دفتر پیشگیری از آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی، اعتیاد به اینترنت و بازی های رایانه ای را از جمله آسیب های اجتماعی نوپدید اعلام كرد و گفت: چنین افرادی، هیچ گاه تصور نمی كنند كه به این قبیل امور اعتیاد پیدا كرده باشند و حتی خانواده ها، گرایش فرزندانشان به این سمت را نوعی سرگرم شدن آنها تلقی می كنند. به گفته وی، زمانی كه گرایش افراد به بازی های رایانه ای، عملكرد طبیعی زندگی آنها را تغییر دهد و باعث اختلال در فعالیت های اجتماعی افراد شود، می توان گفت آنها به نوعی به این بازی ها اعتیاد پیدا كرده اند.
دکتر علی میرزابیگی گفت: عوارض استفاده از بازی های رایانه ای مخرب است و این در حالی است که بررسی ها نشان می دهد عوارض آن تا سال ها ممکن است در افراد باقی بماند. وی؛ اضطراب، بی خوابی، هیجان زدگی و تیک های عصبی را از ابتدایی ترین عوارض استفاده بیش از حد بازی های رایانه ای عنوان کرد.
 در گذشته بازیها از طریق ارتباط کودکان با یکدیگر انجام می شد اما امروزه کودکان از زمان درک و فهم این بازیها بیشترین ساعات روز را صرف اینگونه بازیها می کنند در حالی که این ارتباط هیچگونه رابطه عاطفی و انسانی ایجاد نمی کند و در صورتی که بازی ها فکری نیز نباشند تأثیر گذاری نامطلوب بر روحیات کودک خواهند داشت. تأثیر بازی های رایانه ای بویژه در ایجاد خشونت در کودکان و نوجوانان است. تحقیقات اخیر دلالت دارد که بازیهای رایانه ای سبب صدمات مغزی طولانی مدت می شود. بازیهای رایانه ای فقط قسمت هایی از مغز را که به بینایی و حرکت اختصاص دارد تحریک می کند و به تکامل دیگر نواحی مغز کمک نمی کند. کودکانی که ساعتهای زیادی را به بازی اختصاص می دهند لب فرونتالشان تکامل پیدا نمی کند. لب فرونتال نقش به سزایی در تکامل حافظه، احساس و یادگیری دارد. افرادی که لب فرونتال آنها تکامل زیاد نکرده بیشتر مستعد اعمال خشونت آمیز هستند و کمتر توانایی مهار رفتارهایشان را دارند. در مقابل فعالیتهایی مانند محاسبات ریاضی فعالیت این قسمت از مغز را تحریک می کند. علت اعتیاد به اینترنت در بسیاری از این افراد، دستیابی به راهی برای سرکوبی اضطراب ها و تنش های زندگی است.  بازیهای رایانه ای پر تحرک باعث بروز بیماری های استخوانی و عصبی در ناحیه دستها و بازوها می شود. جالب است بدانید که یکی از دلایل شب ادراری در کودکان بازیهای ترسناک رایانه ای می باشد. معتادین به اینترنت ساعت های بسیار طولانی در طول روز را به استفاده از این وسیله ارتباطی می گذرانند به نحوی که عملکرد شغلی و اجتماعی آنها تحت تأثیر قرار می گیرد، کارشناسان این نوع استفاده غیر طبیعی از اینترنت را اصطلاحاً اعتیاد به اینترنت می نامند.
 احتمال اعتیاد به اینترنت در افراد گوشه گیر و افرادی که در ارتباطهای اجتماعی و بین فردی خود مشکل دارند بیش از سایرین است. علائم شناخته شده این اختلال شامل: استفاده از رایانه جهت خوشگذرانی، شادی یا تسکین اضطراب. احساس تحریک پذیری غیر قابل مهار و افسردگی زمانی که از رایانه استفاده نمی کنند. صرف زمان طولانی و هزینه زیاد، بی خیال شدن نسبت به کار، مدرسه و خانواده. در کل باید دانست که هرگونه عملی که افت کارکرد در امور روزانه و یا متوقف نمودن کارهای روزمره را به دنبال دارد باید به عنوان یک اختلال شناخته شود و با تدابیر رفتار درمانی نسبت به درمان آن اقدام شود. و در نظر داشته باشید که حذف شرایط استفاده از رایانه و اینترنت مسیر موفقی برای از بین بردن این اختلال نیست بلکه باید جایگزینی مناسب برای آن در نظر گرفت.

به مناسبت درگذشت
حسین احمدیه

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما
روز دوشنبه اول تیرماه 1388 برای انجام مراسم تدفین شادروان حسین احمدیه، قاضی شریف و بزرگوار دادگستری شیراز، بر حسب وقت موعود به دارالرحمه رفتم. با خانواده آن مرحوم و دوستان و آشنایان ایشان مراسم نماز بپا شد و تابوت محتوی جسد برای تدفین به پاره جدیدی که در زمان حاضر برای دفن اجساد آماده شده بود و عبارت از چندین ردیف مقبره های دو طبقه بود، منتقل گردید. خانواده و دوستان نیز به همراه تابوت به محل دفن آمدند.
ناگفته نماند که قبلاً جسد دیگری برای دفن آورده شده بود و کارگران مشغول کار برای دفن جسد بودند و خویشان متوفی نیز در محل حاضر و نمایندگان و مسئولین آرامگاه نیز در جریان کارهای آرامگاه بودند.
کار متوفای قبلی در شرف پایان بود و جسد در آرامگاه مورد نظر گذاشته شد و روی آن با بلوک های سیمانی بسته و خاکریزی شد.
نوبت به دفن جسد شادروان حسین احمدیه رسید و در همان ردیف که متوفی قبلی دفن شده بود، جسد ایشان نیز آماده دفن گردید.
در آنجا نکته ای توجهم را جلب کرد و آن اینکه بشر تا چه اندازه زبون و بیچاره است و در عین زبونی و بیچارگی، تا چه اندازه قسی القلب و خونخوار؟!
و آیا فکر نمی کند که روزی با پیچیده شدن در چند متر پارچه، به درون خاک می رود و به مصداق این گفته که تصور می کنم از شاعره گرانقدر ایران «پروین اعتصامی» باشد:
 هرکه باشی و به هرجا برسی؟!
آخرین منزل هستی این است
این یعنی نابود شدن و در خاک فرو رفتن و از خاطره ها به زودی فراموش شدن؟!
این است بود و نبود و زندگی، حال ما انسانها، در چه مراحلی سیر و سلوک می کنیم و هدف از بودن چیست؟!
و تاکنون هم کسی این معما را حل نکرده و تصور می کنم که معمایی حل نشدنی است و می توان به گفته حکیم بزرگ نیشابور، عمر خیام استناد کرد که:
از آمدنم نبود گردون را سود؟!
و از رفتن من جاه و جلالش نفزود
از هیچ کسی، نیز دوگوشم نشنود
که این آمدن و رفتنم از بهر چه بود
مشاهده شد که جسد، در پارچه سفیدی که از شدت سفیدی می درخشید جلب نظر می کرد و مرا به یاد ناپاکی های بشر، از جمله خود من انداخت و این موضوع را به خاطر آوردم، که آدمی زمانی که پا به این دنیا می گذارد تا چه اندازه پاک و مطهر است و در دوران زندگی تا چه اندازه آلوده و ناپاک و تباه می گردد، اما آنگاه که روی از جهان می پوشد و به بستر مرگ روی می آورد، او را پاک و پاکیزه «غسل» کرده و در پارچه پاک و سفیدی می پوشانند، او را به درون خاک می فرستند و به دست سرنوشت می سپارند.
اما باید گفت که پاره ای از افراد بشر، پاک به دنیا می آیند، پاک زیست می کنند و پاک و پاکیزه از این جهان خاکی رخت بر می بندند و شاید بتوان گفت که کسانی چون «حسین احمدیه» از این گونه افراد باشند.
بعضی را عقیده بر این است که پلیدتر و خونخوارتر از موجودات انسانی که ضمناً از عقل و درایت هم بی نصیب نیستند، در جهان وجود ندارد و گاه افراد بشر کارهایی انجام می دهند که از هیچ درنده ای ساخته نیست؟! آن هم بشری که خالق بشر، او را «احسن الخالقین» نامیده است.
اینک از حاشیه بیرون آمده و به اصل مطلب بپردازم. آنچه من به یاد دارم و در جریان آن بوده ام این است که مرحوم احمدیه سالهاست در فارس و شیراز ساکن بوده و در سمت قاضی دادگستری کارهای گوناگونی انجام می داده است. تا آنجا که من می دانم انسانی درستکار و سالم بوده و در انجام کارهای قضایی خود نهایت سعی و کوشش را می کرده که از مسیر درستی منحرف نشود، کاری که به او واگذار می شود به درستی انجام دهد و تحت تأثیر توصیه ها و سفارش های اربابان زور و زر قرار نگیرد، بی طرفی و عدالت را در کار خود رعایت کند و با توانایی و اقتدار کامل انجام وظیفه نماید.
و من تصور می کنم این صفات که درباره احمدیه عنوان شد و من خود ناظر و شاهد آن بودم، ناشی از برخورداری ایشان از آموزش و پرورشی درست و پرمایه بوده است.  اضافه بر آن لازم است که گفته شود چون ایشان اصالتاً از مردم یزد بودند و مردم یزد اصولاً مردمانی پرکار، بردبار و قانع هستند و همه جا در راه عمران و آبادی جایی که در آن زندگی می کنند کوشا می باشند و بردباری و قناعت مردم یزد در تمام ایران زبانزد است، احمدیه از این گونه مردمان بود.
جا دارد که دادگستری استان فارس که یکی از عالی ترین قضات خود را از دست داده، تجلیلی از این قاضی شرافتمند به عمل آورده و چنانچه برای دادگستری امکان پذیر است برای ایشان به پاس قدردانی از زحمات چندین ساله اش مجلس یادبودی برپا نماید.
در پایان، شادی روان برای آن درگذشته ارجمند و برای خانواده و بازماندگان ایشان آرامش و بردباری بسیار آرزو دارم.
الف- ش

خود محوری در خانواده، ممنوع
آنچه در محیط خانواده اصل است و باید سعی كرد كه همه افراد آن را رعایت كنند، اصل محبت و تقویت روابط عاطفی است. تقویت عواطف در خانواده موجب می شود مصالح خانواده بهتر تامین شود و طبعا هر چه با آن منافات داشته باشد نامطلوب بوده و  ارزش منفی خواهد داشت.
به موجب محبت وقتی كسی، دیگری را دوست دارد باید در صدد بر آید كه مصالح او تامین شود. عواطف متقابل باعث می شود همه سعی كنند تا همه پیشرفت كنند و مصلحتشان تامین شود. و در مقابل، چیزی كه مانع از این همدلی و همیاری می شود، خود خواهی و خود محوری است كه به اساس خانواده لطمه وارد می سازد.
عواملی كه موجب خود محوری در محیط خانواده است احتیاج به بررسی های روانشناختی دارد. و غالباً ناشی از عقده هایی است كه افراد قبل از تشكیل زندگی خانوادگی داشته اند، چه از طرف مرد و چه از طرف زن. تحقیرهایی كه هر یك از مرد و زن در دوران كودكی تحمل  كرده اند چه از ناحیه پدر و مادر و چه از ناحیه سایر افراد، در ضمیر ناخود آگاه آنها اثر گذاشته و منتظر فرصتی برای بروز و جبران آنها است. البته این انتظار یك انتظار آگاهانه نیست بلكه نا خود آگاه است و خود انسان نیز توجه ندارد كه چه عاملی وی را وادار به چنین رفتار نادرستی می كند.
دانشمندان با بررسی های دقیق به این نتیجه رسیده اند كه تحقیرهای دوران كودكی ناشی از محیط خانواده یا مدرسه یا اجتماع بزرگ، آثار منفی در ضمیر ناخود آگاه شخص می گذارد و بدنبال آن روح انسان برای جبران یا انتقام گیری منتظر فرصت می شود. مثلا بچه ای كه از سوی پدر و مادر دچار سختی و ناراحتی شده و عواطف و احساساتش جریحه دار گشته ناخود آگاه منتظراست پدر یا مادر بشود و خود همان نقش را بازی كند.
تجربه های روانشناسانه زیادی موید مطلب فوق است حتی خود افراد می توانند این تجربه را در محیط های خانوادگی دیگران و یا خودشان آزمایش كنند غالب افرادی كه تمایل دارند به دیگران زور بگویند كسانی هستند كه زمانی زور شنیده اند. و افرادی كه می خواهند دیگران را تحقیر كنند كسانی هستند كه خودشان روزی تحقیر شده اند. البته این تنها عامل نیست. عوامل تربیتی دیگری هم ممكن است چنین تاثیری را داشته باشد ولی به هر حال این یكی از عوامل مهم است و اگر زن و شوهر از افرادی باشند كه در دوران كودكی در محیط خانواده یا در اجتماع تحقیر شده یا ضربه خورده باشند بطور ناخود آگاه در صدد بر می آیند كه انتقام خود را از سایر افراد بگیرند و تحقیرهایی را كه تحمل  كرده اند بواسطه تحقیر كردن دیگران جبران كنند.