صفحه 6--16 تیر 88
آسوده باشيد
تا قدرتمند شويد
نورمن وينسنت پيل
مترجم: اسماعيل حسيني
«هرشب مردم ايالات متحده آمريکا براي اينکه راحت بخوابند به بيش از شش ميليون قرص خواب نياز دارند.»
اين جمله وحشتناک را چندين سال قبل از زبان صاحب يک کارخانه داروسازي در گردهمايي صاحبان اين صنعت شنيدم. اگرچه جمله او براي من باورکردني نبود، اما کساني که از اوضاع اطلاع دارند مي گويند که اين عدد خيلي کمتر از ميزان واقعي است.
در واقع از منبع موثق ديگري هم شنيده ام که مردم آمريکا روزانه حدود دوازده ميليون قرص خواب آور مصرف مي کنند. اين مقدار قرص خواب آور کافي است تا از هر دوازده نفرآمريکايي يک نفر را به خواب ببرد. آمار نشان مي دهد که ميزان استفاده از قرص هاي خواب آور در سال هاي اخير هزار درصد افزايش پيدا کرده است، اما به تازگي جمله اي بسيار وحشتناک تر از جمله هاي قبل شنيده ام. بنا به گفته معاون رئيس يک کارخانه بزرگ داروسازي، سالانه تقريباً هفت بيليون قرص در آمريکا مصرف مي شود و با اين حساب ميزان مصرف شبانه قرص هاي خواب آور نوزده ميليون قرص مي شود.
اين وضعيت بسيارتأسف انگيز است. خواب فرايندي طبيعي و نيروبخش است. هرکس پس از يک روز کار بايد بتواند خواب آرامي داشته باشد، اما ظاهراً مردم هنر خوابيدن را فراموش کرده اند. من فرصت خوبي براي بررسي اين موضوع دارم و به شما مي گويم که مردم به قدري عصبي شده اند که ديگر غيرممکن است با موعظه کردن بتوان آنها را خواب کرد. اين وضعيت بسيارنگران کننده است.
يک مقام رسمي در شهر واشنگتن که عاشق اعداد و ارقام، به خصوص اعداد نجومي و حيرت انگيزاست به من گفت که سال گذشته جمعاً هفت و نيم بيليون مورد سردرد در ايالات متحده وجود داشته است. به اين ترتيب تقريباً هر نفر در سال پنجاه مرتبه سردرد گرفته است. آيا شما سهميه امسالتان را دريافت کرده ايد؟ اين مقام رسمي به من نگفت که اين ارقام را از کجا به دست آورده، اما مدت کوتاهي پس از گفتگويي که با او داشتم گزارشي را خواندم که مي گفت صنعت داروسازي درسال گذشته هفده ميليون پوند قرص آسپرين فروخته است. به قول نويسنده اي شايد اين دوره را بتوانيم به درستي عصر آسپرين بناميم. منبع موثقي اظهار مي دارد که از هر دو تخت بيمارستاني يکي را بيماري اشغال کرده که به دليل ابتلا به ميکروب يا بيماري جسمي يا تصادف رانندگي بستري نشده است؛ بلکه به اين خاطر بستري شده که نمي تواند به احساساتش نظم بدهد.
در درمانگاهي پانصد بيمار به طوردقيق مورد معاينه قرار گرفتند و مشخص شد که 386 نفر يا 77 درصد از آنها به دليل مشکلات روان تني(بيماري جسمي که تا حد زيادي به دليل حالات روحي ناسالم به وجود مي آيد) بيمار شده بودند. درمانگاه ديگري در مورد تعداد زيادي از موارد زخم معده تحقيقي انجام داد و نتيجه تحقيق اين شد که تقريباً نيمي از بيماران، نه به دليل مشکلات جسمي بلکه به خاطر نگراني بيش از اندازه،نفرت بيش از اندازه، احساس گناه بيش از اندازه يا فشارعصبي به اين بيماري دچار شده بودند.
پزشکي در يک درمانگاه ديگرمشاهده کرد که به رغم پيشرفت هاي خارق العاده علمي، پزشکان مي توانند با استفاده از علم تنها کمتر از نيمي از بيماراني را که به آنها مراجعه مي کنند درمان کنند. او اظهار مي دارد که در بسياري از موارد، بيماران افکار بيمار ذهنشان را به جسمشان برمي گردانند. درميان اين افکار بيمارگونه، نگراني و فشارعصبي از بقيه برجسته تر هستند.
وقتي کسي به درمانگاه ما مراجعه مي کند اولين مشاوري که با او ملاقات مي کند يک روانشناس است که با روشي دقيق و توأم با مهرباني مشکل مراجعه کننده را بررسي مي کند و به او مي گويد چرا اينگونه رفتار مي کند و وضعيتش چنين است. دانستن اين نکته بسيار اهميت دارد. مثلاً چرا شما تمام عمرتان از عقده حقارت رنج برده ايد يا چرا هميشه دچار ترس هستيد يا چرا کينه در دل شما جا دارد و آن را پرورش مي دهيد؟ چرا هميشه کمرو و کم حرف بوده ايد؟ چرا کارهاي احمقانه مي کنيد يا حرف هاي نا به جا مي زنيد؟اين پديده به خودي خود اتفاق نمي افتد. دليلي براي اينکه چرا چنين کارهايي مي کنيد وجود دارد و مهمترين روز زندگي شما روزي است که عاقبت دليل کارهايتان را کشف مي کنيد. شناخت خود،آغاز اصلاح خود است.
مشکلي که معمولاً با آن مواجه مي شويم، مشکل فشار عصبي است. اين مشکل را تا حد زيادي مي توان بيماري فراگير مردم دانست. بانک سلطنتي کانادا مدتي پيش ماهنامه خبري خود را با عنوان "بياييد سرعت خود را کم کنيم"به طور کامل به اين موضوع اختصاص داد. در قسمتي از اين نشريه آمده است: «اين خبرنامه قصد ندارد به عنوان مشاور سلامت جسمي و رواني خوانندگان عمل کند اما قصد دارد مشکلي را که مايه عذاب تمام افراد بزرگسال در کانادا است از بين ببرد.»
خبرنامه اين بانک مي گويد: «ما قربانيان فشار عصبي فزاينده هستيم؛ با سختی مي توانيم استراحت کنيم. ساختار عصبي حساس شده ما دائماً زیر فشار است.»
وقتي يک مؤسسه برجسته بانکي توجه مشتريان را به اين واقعيت جلب مي کند که آنها نمي توانند از زندگي چيزي را که واقعاً مي خواهند به دست بياورند چون قرباني فشارعصبي هستند، معلوم مي شود که واقعاً زمان آن فرا رسيده که فکري به حال اين مشکل کنيم.
در شهر سنت پترزبورگ فلوريدا دستگاهي را در خيابان ديدم که روي آن نوشته شده بود: «فشار خون شما چقدر است؟» مي توانستيد سکه اي به درون دستگاه بيندازيد و ازفشارخون خود با خبرشويد. وقتي مي توانيد با انداختن يک سکه به درون دستگاه از ميزان فشارخون خود باخبرشويد معلوم مي شود که بسياري از افراد به مشکل فشار خون گرفتار هستند.
يکي از آسانترين روشها براي پايين آوردن فشار عصبي تمرين روش آسان گرفتن کارهاست. تمام کارهايتان را آرامتر، بدون شتاب زدگي و بدون فشار انجام بدهيد. دوست خوب من برانچ ريکي، مرد مشهور دنياي بيسبال، يک بار به من گفت او هرگز از بازيکني که بيش از حد به خودش و ديگران فشار بياورد استفاده نمي کند. براي اينکه بازيکني در ليگ بزرگ بيسبال موفق شود بايد در تمام حرکات و ذهن او جرياني از قدرت طبيعي وجود داشته باشد. مؤثرترين شيوه براي ضربه زدن به توپ شيوه بدون زور زدن است. در اين شيوه تمام عضلات قابليت انعطاف دارند و در يک قدرت هماهنگ با هم عمل مي کنند. اگر سعي کنيد توپ را محکم بزنيد يا پاره مي شود و يا اينکه اصلاً نمي توانيد به آن ضربه بزنيد. اين موضوع درمورد گلف،بيسبال و هر ورزش ديگري صدق مي کند.
اکنون ده قانون به شما ارائه مي دهم که بتوانيد راحت کار کنيد. اين روش آزموده شده را به کار گيريد تا کار سخت برايتان آسان شود. اين قوانين به شما کمک مي کنند که استراحت کنيد و قدرتي داشته باشيد که راحت عمل مي کند.
1 - خيال نکنيد که اطلس هستيد و دنيا را روي دوشتان گذاشته ايد. خودتان را زیر فشار نگذاريد. بيش از حد خودتان را جدي نگيريد.
2 - تصميم بگيريد که کارتان را دوست داشته باشيد. در اين صورت کار کردن لذتبخش مي شود و ديگرجان کندن نيست. شايد به اين ترتيب نيازي نباشد مرتب شغلتان را عوض کنيد. خودتان را عوض کنيد تا شغلتان هم عوض شود.
3 - براي کار برنامه ريزي کرده و مطابق اين برنامه ريزي کار کنيد. نداشتن ساختار و برنامه براي کار کردن باعث مي شود فکرکنيد کار روي سرشما خراب شده است.
4 - سعي نکنيد همه کارها را يک دفعه انجام بدهيد. شبانه روز
بيست و چهار ساعت است. به اين نصيحت عاقلانه توجه کنيد: «اين کار را من انجام مي دهم.»
5 - نگرش خود را اصلاح کنيد. به ياد داشته باشيد که سختي و راحتي کار بسته به طرز فکر شماست. اگر فکر کنيد سخت است،سخت مي شود و اگر فکر کنيد راحت است آن کار راحت خواهد شد.
6 - در کارتان کارآمد بشويد. «دانش قدرت است». هميشه انجام دادن کار به شکل درست راحت تر است.
7 - تمرين کنيد که راحت کارکنيد. به خودتان فشار نياوريد. کار را راحت قبول کنيد.
8 - خودتان را عادت بدهيد کاري را که امروز مي توانيد انجام بدهيد به فردا نیندازید. جمع شدن کارهاي ناتمام کارشما را سخت تر مي کند. مطابق برنامه کار کنيد.
9 - درباره کارتان دعا کنيد. به راحتي با دعا کردن به کارايي مي رسيد.
10 - «شريک ناپيداي»خود را در کار سهيم کنيد. باري را که خداوند مي تواند از دوشتان بردارد قابل تصور نيست. او خيلي بيشتر از شما درباره کارتان مي داند. کمک او کار شما را راحت خواهد کرد.
منبع: راسخون
شادخوانی
چو پای فقر و بدبختی میانه
نخواند کس نوای عاشقانه
کسی عاشق شود، با شوق خواند
که دارد پول و پارتی در زمانه
* * *
سالخورده
پیرزنی بود حدود 109 ساله، صد و نه سال به سلامتی عمر کرده بود و هنوز هم قبراق و سالم مشغول عمر کردن بود.
بنده خدایی پرسید: این پیرزن یعنی چی خورده که 109 سال عمر کرده؟
گفتم: سال! ماشاءالله 109 تا سال خورده، نوش جانش!
* * *
بازنشسته
نق نقو- آباده
مویزم من سرم طاس و تنم لش
دو زانو و دو ساقم می رود غش
توانی نیست در اندام و جانم
سرم خالی چو مغز استخوانم
ز کار افتاده ام سی ساله خدمت
منم فارغ ز کار و مال و ثروت
به شغل دیگری دارم رضایت
نکردی کس از این مخلص حمایت
گرفتار عیال و روزگارم
چو سر در گم کلافی بی قرارم
منم مسئول مشکل های بسیار
که هر یک می زند بر جان من خار
قاراشمیش است وضع اقتصادی
و این عمر گران باشد زیادی
مزید جمله سختی ها گرانی
دمار آرد برون از زندگانی
فغان از قبض آب و برق و گازم
خداوندا بگو آخر چه سازم؟!
کمک کن یارب آخر «نق نقو» را
تو مشکن با بدهکاری سبو را
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی