صفحه 2--28 تیر 88
نام احمد، نام جمله انبیاست
برانگیختگی انسانهای والا و ارجمند پیش از آنکه پیامدها و دستاوردهای بیرونی و اجتماعی داشته باشد، خود آنها را دگرگون میکند. زیرا انسانهای پالایش نیافته و دربند خویش، توانایی هدایت دیگران را ندارند.
در قرآن کریم میخوانیم: «خداوند بهتر میداند که رسالت خود را در چه محلی قرار دهد» از این رو باید بعثت و برانگیختگی پیامبران را فرایندی حساب شده دانست که انسانی مستعد و برخوردار از قابلیتهای بالای روحی را در مسیری دشوار قرار میدهد مسیری که تنها با قدرت عشق و معرفت میتوان آن را پیمود.
ایستادگی در برابر سنتهای غلط، خرافات، ناهنجاریهای هنجارنما، تحریفها و کژتابیها و نفی باطلی که بر اریکه قدرت تکیه زده است به اندازهای توانفرسا، شکننده، آزار دهنده و دشوار است که اگر با ایمان و یقین و اصرار و تکرار و از خودگذشتگی پشتیبانی نشود، حاصلی جز شکست ندارد.
بعثت و برانگیختگی آخرین فرستاده الهی از این جهت یک رویداد بزرگ و تاریخی است که به جلوهگری انسانی سترگ که دعوت کننده به همه خوبیهاست میانجامد. بدون تردید لحظه برانگیخته شدن محمد (ص) نقطه عطفی در تاریخ بشریت است و فرازی باشکوه که به دنبال آن فطرتهای بیدار شده به حرکت درمیآیند تا به تلاشی فراگیر برای برپایی جامعهای پیراسته از زشتیها و ناهنجاریها دست بزنند.
محمد (ص) منادی وحدت بود و نیامده بود تا پرچمی در برابر پرچم سایر پیامبران برافرازد و آموزههای الهی آنان را نفی کند، بلکه آمده بود تا بر سخنان و تعلیمات پیامبران پیشین مهر تأیید زند و پیرایههای ناهمگون را که به مرور زمان با زر و زور و تزویر به دین تحمیل شده بود بزداید.
از نگاه قرآن ابراهیم (ع) هم مسلمان است و عیسی و موسی هم صالح و دعوت کننده به خیر و نیکی هستند و میان پیامبران هم هیچ تفرقهای وجود ندارد.
هیچ دینی نیست که در آن دروغ، قتل، تجاوز به حقوق دیگران، توهین و سخن ناروا و پلیدی و زشتی، ستوده شده باشد به طوری که اگر پیروان راستین پیامبران در مکانی جمع شوند، احساس غریبی نسبت به یکدیگر نخواهند داشت. در قرآن کریم نیز اهل کتاب و مسلمانان به مسابقه در نیکیها دعوت شدهاند نه جنگ و درگیری که با روح دین سازگاری ندارد.
جوهره تمامی ادیان آسمانی دعوت به نیکی، زیبایی، پاکی، همزیستی مسالمتآمیز، عدالت، حقگویی، حقطلبی و درستکاری است و آنچه موجب گردیده که از پی پیغمبری پیامبری دیگر مبعوث شود، تحریفها و انحرافهایی است که پیروان ادیان و متولیان دین ایجاد کردهاند و هر کدام راهی را در پیش گرفته و پیروان دین را تکهتکه کرده و فرقههای گوناگون ایجاد کردهاند و برای اینکه به تفاوتها و اختلافات دامن بزنند بدعتهایی در اجرای آیینها و تفسیر و تحلیلها به وجود آوردهاند و حاصل چنین کارهایی تحتالشعاع قرار دادن اصول و پایههای اساسی دین بوده است.
هماکنون در میان پیروان ادیان مختلف، فرقههایی وجود دارند که تنها منفعت وجود چنین فرقههایی عاید کسانی میشود که از رهگذر اختلافات عقیدتی نان میخورند.
شخصی به نزد پیامبر میآید و میگوید یا محمد (ص) مرا به راه رستگاری هدایت کن. پیامبر در پاسخ به او میفرمایند: دروغ نگو. آن شخص که ابتدا به عمق این سخن ارزشمند واقف نشده بود بار دیگر سؤال خود را تکرار کرد و باز هم همین پاسخ را شنید. سپس هنگامی که در این سخن و آثار و پیامدهای آن تأمل کرد دریافت که راستی سرچشمه همه خوبیهاست و یک انسان راستگو هرگز نمیتواند دزد، خیانتکار، خائن به امانت، متجاوز به حقوق دیگران، قاتل، مفسد و پلید باشد.
از آنجایی که راه دین و راه فطرت بر یکدیگر منطبق هستند نیازی نیست که دین را مجموعهای از احکام پیچیده و غیرقابل فهم معرفی کنیم.
شخصی به نزد یکی از معصومین میرود و از ایشان میخواهد که دین را برای او در یک جمله بیان کند. معصوم میفرماید: آنچه را که بر خود نمیپسندی بر دیگران مپسند.
به قول حافظ:
«مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست»
حضرت محمد (ص) تلاش فراوانی کرد که به مردم بفهماند که شهروند مدینه فاضله بودن امکانپذیر است و میفرمودند من مانند شما میخورم، میپوشم، میخوابم، زندگی میکنم و با این سخنان میخواست به مردم بگوید که درستکار بودن مستلزم این نیست که شما در آسمانها زندگی کنید و راه رهبانیت در پیش گیرید.
پیامبر هرگز به دنبال آن نبود که امتیازات غیرواقعی برای خود قایل شود کما اینکه زمانی که مرگ فرزندش با پدیده خورشیدگرفتگی همزمان شده بود و اذهان مردم هم آماده شده بود که بین این دو واقعه رابطهای برقرار کنند تا اینکه وانمود شود که خورشید در سوگ فرزند پیامبر گرفته است، پیامبر با شتاب مردم را در مسجد جمع کرد و گفت: خورشیدگرفتگی هیچ ارتباطی با مرگ فرزند من ندارد.
نشست و برخاست پیامبر با مردم و سلوک ایشان با آنها به گونهای بود که شائبه هرگونه امتیازطلبی را برطرف میکرد.
پیامبر برای مطیع کردن مردمی که پیرامونش را گرفته بودند به پول، زور و نیرنگ نیازی نداشت زیرا قبل از هر چیز با محبت قلبها را تسخیر کرده بود.
و ما درود میفرستیم بر محمد (ص) آنچنان که بر عیسی و موسی و ابراهیم و نوح و همه صالحان و درستکاران تاریخ بشریت و چون بر محمد درود میفرستیم گویی بر همه خوبان جهان درود میفرستیم زیرا
نام احمد نام جمله انبیاست
چون که صد آمد نود هم پیش ماست
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی