اضطراب اجتماعي، خروج از ميدان مغناطيسي جامعه
ناهيد محمدپور

اضطراب، فشار و فرسايش بدن هنگامي رخ مي دهد كه با محيط پيوسته در حال تغيير، سازگار شويم. چنين تغييراتي آثار هيجاني و جسماني بر ما مي گذارد و مي تواند احساسات مثبت يا منفي ايجاد كند.
 شايد در كوتاه مدت به نظر برسد تأثير جدي در فرد نداشته باشد، اما در دراز مدت آثار عميقي بر سلامت روان فرد مي گذارد و گاهي نيز اضطراب هاي كوچك خطرناكترند.
 عوامل مختلفي موجب اضطراب در افراد مي شود، مرگ عزيزان، طلاق و جدايي والدين، زنـداني شدن، ازدواج كردن، نداشتن امنيت شغـلي، اخراج از كار، تغيير شغـل، بازنشستگي، شنيدن دروغ و فريب خوردن هاي متوالي، ناكامي و شـكـست در امـور زندگي، كـشمـكـش، ناسـازگـاري و تعـارض با خـود يا ديگران، ناامني هاي اجتماعي، نــداشـتن درآمـد كافي، نداشتن دوست و فاميلي كه انسان به حمايت آنها اميـدوار باشد، معلوليت يا داشتن يك معـلول در خانـواده، بيماري شديد و غيرقابل درمان يا دشوار درمان، حوادث و اتفاقات تلخ فردي يا اجتماعي و بدهكاري، بخشي از اين عوامل هستند كه مي توانند اضطراب زا باشند.
ناصر قاسم زاد (روانشناس) در اين باره مي گويد: هيجانهاي مثبت و منفي كه در زندگي فردي يا اجتماعي شخص رخ مي دهند اگر از يك حد طبيعي بالاتر روند آثار جبران ناپذيري در بهداشت روان فرد و اطرافيان او مي گذارند. البته همه اينها بستگي به ميزان ظرفيت افراد دارد.
 وي معتقد است ما هنوز راههاي مقابله با اين مسئله مهم و آموزش هاي لازم را به خانواده ها به خصوص جوانان ياد نداده ايم. مخصوصاً مواقعي كه نوجوان يا جوان دچار يأس، سرخوردگي و ناكامي  مي شود بايد هيجانات خود را به گونه اي تخليه كند كه اگر از راه صحيح صورت نگيرد منجر به واكنش هاي شديد و در پاره اي موارد به وقايع اجتماعي تلخ تبديل مي شود.
ما در مواقعي كه افراد دچار خشم و يا اضطراب هستند آنها را به آرامش دعوت مي كنيم، در حالي كه بايد به گونه اي صحيح اين خشم يا ناكامي و اضطراب را در آنها تخليه كنيم.اضطراب، آثار منفي زيادي دارد از جمله بي اعتمادي، طرد، خشم و افسردگي كه اين احساسات به نوبه خود مشكلاتي مانند سردرد، ناراحتي يا
زخم معده، جوش و خارش پوست، بي خوابي، فشار خون بالا، بيماري قلبي و سكته مغزي را ايجاد مي كند.
مهار فشار هاي اجتماعي با مديريت صحيح
 اصغر مهاجر، جامعه شناس و استاد دانشگاه نيز در رابطه با اضطراب اجتماعي حرف هاي شنيدني دارد. وي با اشاره به وجدان جمعي و روان جمعي مي گويد: زماني كه هر پديده اي، وجدان و روان جمعي را تحريك كند التهاب، اضطراب، نااميدي و دلزدگي را به همراه خواهد داشت.
وي در ادامه مي گويد: روانشناسان و جامعه شناسان معتقدند بايد مراقب وجدان و روان جمعي بود تا آزرده نشود، زيرا با تحريك شدن آنها، مهار آن سخت مي شود و همه نهادها يا نظام هاي اجتماعي را تحت تاثير خود قرار مي دهد و كاركرد اجتماع تبديل به بد كاركردي مي شود. گاهي افراد احساس مي كنند حقشان ضايع شده است و اضطراب و التهاب به آنها وارد مي شود و در نتيجه دچار پرخاشگري و واكنش هاي تند يا بي اعتمادي مي شوند. اين بي اعتمادي ها يا پرخاشگري ها به سه شكل نمايان مي شوند.
 يكي به شكل خروج از دايره ارزش ها، قانون و هنجار جامعه كه به بي اعتمادي گرم، مثل تخريب و فحاشي كشيده مي شود؛ يا دچار انزوا مي شوند كه به بي اعتمادي سرد منجر مي شود و شكل سوم خروج از ميدان مغناطيسي است، يعني سعي مي كنند از جامعه دور شوند كه همه آنها خسارت هاي جبران ناپذيري به بستر جامعه وارد مي كند، مانند خروج سرمايه هاي اقتصادي و رواني كه تنها راه مقابله با اين مشكل مديريت صحيح بحران ها يا تلاطم هاي اجتماعي است.
 ما در سال هاي اخير شاهد رشد غيرقابل باور و اعجاب انگيـز قيمت زمين و مسكن در شهـرهاي بـزرگ به خصـوص كلانشهرها نيز بوده ايم كه اين عامل در كنار عوامل ديگر موجب سخت تر شدن زندگي مردم و افزايش فشارهاي رواني در جامعه شده است و اين خود نوعي عامل تنش زا براي خانواده هاست. همچنين ترافيك و آلودگي هوا نيز از ديگر عوامل اضطراب زا است به طوري كه ترافيك، پولدار و فقير نمي شناسد و تأثيرش روي همه مردم اسـت.
حال بد نيست كمي هم راجع به نشانه هاي ذهني اضطراب بدانيم. اين نشانه ها شامل مشكلات حافظه، مشكل در تصميم گيري، ناتواني در تمركز فكر، منفي نگري، تكرار بعضي كارها و حرف ها، قضاوت ضعيف و نديدن واقعيت هاست.
همچنين نشانه هاي عـاطفي اضطراب شامل حساسيت زياد نسبت به بـرخي مسايل، بي قـراري و اضطـراب، افسـردگي، عصبانيت و پرخاشگري است و از نشانه هاي جسـمي اضطراب مي توان از سـردرد، مشكلات گـوارشي، درد عضـلاني، اختـلال در خواب، خستگي، درد قفسه سينه، فشار خون بالا، كاهش يا افزايش وزن، آسم يا تنگي نفس و مشكلات پوستي نام برد.
اما نشانه هاي رفتـاري اضطراب شامل مواردي از جمله پـرخـوري يا كم خـوري، خـواب زياد يا كم، كناره گيـري از جمع، نپذيـرفتن مسئـوليت، مصرف زياد سيگار، الكل و يا بـرخي داروها، ساييدن دندان، انجام كارهاي عجيب ماننـد خريدن يك كالاي گران و غيرضروري و بدخلقي است.
توصيه هايي براي مقابله با اضطراب
به خدا توكل كنيد و بدانيد ياد او فرصتي براي كسب آرامش دروني است. خواب خوب و كافي داشته باشيد. به طور مرتب ورزش كنيد. همواره خودتان را يك برنده ببينيد. نه گفتن به ديگران را تمرين كنيد، لازم نيست به تمام درخواست هاي ديگران پاسخ مثبت بدهيم. ياد بگيريد كه در زندگي، بازي، تفريح و سرگرمي داشته باشيد. از نشست و برخاست با انسان هاي منفي، نااميد و بدبين دوري كنيد.
سعي كنيد نگرش خود را عوض كنيد. نيازهايتان را از قبل پيش بيني كنيد. مشكلات و مسائل خود را در درون خود نگه نداريد. ارتباطات خود با اطرافيان را توسعه دهيد. نگاهتان را نسبت به مشكلات تغيير دهيد و به آنها به چشم يك فرصت براي پيشرفت بنگريد. از بي نظمي بپرهيزيد. ياد بگيريد كه گذشت داشته باشيد و ديگران و عقايد آنها را تحمل كنيد. از رقابت ها و چشم و هم چشمي هاي بيجا و غير ضروري پرهيز كنيد.
منبع: همشهری

افسردگي واگيردار است!
مترجم: سپيده حسينعلي عراقي
همسر، دوست و يا فرزندتان دچار افسردگي مي شود و شما سعي مي كنيد او را از اين حالت بيرون آوريد تا اينكه يك روز مي بينيد كه خودتان هم دچار افسردگي و بدبيني شده ايد.
آيا افسردگي مانند سرماخوردگي و زكام واگيردار است؟
افسردگي، يك بيماري روحي نهفته است. بدان معنا كه افرادي كه دچار آن مي شوند، هميشه ظاهر و قيافه غمگيني ندارند اما در اطراف خود، تنشي ايجاد مي كنند كه موجب خشم، اضطراب، بغض، كينه و يا ترس مي شود. از آنجايي كه فرد افسرده احساس خوبي ندارد خواستار كمك است. اما درحالي كه سعي داريد به او كمك كنيد، گاه خودتان قرباني مي شويد.
زماني كه يكي از نزديكانتان افسرده مي شوند، مي خواهيد از او حمايت كنيد. ابتدا نگران وضعيتش هستيد و يا حتي مي ترسيد كه مبادا دست به خودكشي بزند. خود را مسئول خلق و خوي او مي دانيد و از اينكه موفق نمي شويد او را از بدبيني و افكار منفي بيرون آوريد، احساس ناكامي و سرخوردگي مي كنيد. با اين همه، چون با فرد افسرده در ارتباط هستيد تفكرتان شبيه به او مي شود و خلق و خوي او را به خود مي گيريد و چه بسا بر خلاف ميلتان خشمگين و برانگيخته شده و نسبت به او پرخاشگر شويد.
زماني كه افسردگي، جاي خود را عوض مي كند
بالاخره زماني فرا مي رسد كه فردي كه اول از همه افسرده بوده به نظر مي رسد حالش خوب شده، در حالي كه فردي كه از او حمايت مي كرده «بيمار» مي شود، زيرا فرد افسرده در قبال فردي كه حمايتش مي كند خود را از زير بار مسئوليت رها كرده است. به عبارتي، فرد بيمار اضطراب و نگرانيش را به طرف مقابلش انتقال مي دهد بدون آنكه از او مراقبتي كند. درست از لحظه اي كه فرد مقابل دردها و ناراحتي هاي او را مي پذيرد، بيمار به طور موقتي از دردها خلاص مي شود.
فرد افسرده با «مصرف انرژي» طرف مقابلش، او را از لحاظ روحي و رواني تخريب مي كند. بنابراين همسر، دوست و يا نزديكان فرد افسرده كه دلسوز او هستند، قرباني مي شوند. اين نزديكان فرد افسرده هستند كه بيمار مي شوند چراكه همواره بين احساس گناه، خشم و ترس كه از علائم افسردگي هستند، در نوسان به سر مي برند. اين افراد در حالي كه در پي درمان اضطراب و نگراني كه متعلق به خودشان نيست، هستند احساساتشان نامتعادل شده و به يك افسرده تمام عيار تبديل مي شوند!
چگونه خود را از اين سرايت ايمن نگه داريم؟
مصون ماندن از آلودگي كار آساني نيست. ياد بگيريد بدون آنكه با فرد افسرده قاطي شويد، به حرف هايش گوش دهيد. در اين زمينه گفته روان درمانگرها را به كار گيريد؛ يعني در حالي كه به آنان گوش مي دهيد بعضي از حرف هايشان را نشنيده بگيريد. بر احساس گناهي كه لحظه اي نزديكان فرد افسرده را رها نمي كند، غلبه كنيد. شما مسئول ناخوشي او نيستيد. افراد افسرده موجب خشم اطرافيانشان مي شوند، زيرا با رفتاري كه از خود نشان مي دهند باعث مي شوند كه اطرافيان به اشتباه دچار سوء تعبير شوند. ياد بگيريد علائمي را كه حاكي از شروع برخورد هستند را تشخيص دهيد. از جروبحث هاي بيهوده خودداري كنيد! اينكه بخواهيد ثابت كنيد حق با شماست و خودتان را تبرئه كنيد هيچ فايده اي ندارد. با اين عمل ناخواسته بازيچه دست او شده و خودتان را شكنجه مي دهيد. فرد افسرده سبب مي شود كه به خودتان شك كنيد، آيا فردي هستيد فاقد گوشي شنوا، عاطفه، عطوفت و قابليت درك كردن؟ براي آنكه شما هم در افسردگي غرق نشويد، قابليت هايتان را ارزيابي كنيد. مطمئناً كار ساده اي نيست چراكه دلتان مي خواهد مورد حمايت فرد ديگري قرار گيريد؛ به خصوص آنكه آن فرد همسر و يا والدينتان باشد. در حالي كه دقيقاً همان فردي  كه از او توقع حمايت داريد، موجب رنجش و آزارتان مي شود! شايد كه به كمك يك روان درمانگر نياز داشته باشيد. چنانچه موفق شويد در برابر اين ناملايمات مقاوم باشيد، فرد افسرده تأثيري روي شما نخواهد گذاشت. او ياد خواهد گرفت مسئول خودش باشد و دردها و ناراحتي هايش را مهار كند و به اين ترتيب قادر خواهد بود به جاي اينكه از شما يك قرباني بسازد در پي آن باشد كه از خودش مواظبت كند.
منبع: همشهری