اخلاق حرفه ای و حرفه اخلاقی
                                            
 کارن روحانی*

وکالت دادگستری حرفه ای است که حیثیت،  شرافت، مال و جان مردم با آن پیوند خورده و به همین دلیل همواره در طول تاریخ نه تنها در نظام های داخلی بلکه در نظام های بین المللی از جایگاه و توجه ویژه ای برخوردار بوده است. وکیل در جوامع متمدن مظهر دفاع از حق و ایستادگی در برابر نابرابری و بی عدالتی است و به همین لحاظ
 ویژگی های فردی و شخصی وکیل دادگستری در زندگی شغلی و حرفه ای او بسیار مؤثر می باشد و عامه مردم رفتار و سلوک او را با دقت و تأمل بیشتری نگریسته و شخصیت او را به داوری می نشینند. بنابراین رفتار حرفه ای وکلا از دو بعد قابل بررسی است: نخست از منظر و دیدگاه اخلاقی و اجتماعی که در این خصوص جنبه های رفتاری و برخوردهای اجتماعی وکیل مورد نظر و توجه قرار می گیرد و دوم از دیدگاه و بعد حقوقی که تأکید بر رعایت مقررات و موازینی است که وکیل دادگستری به تبع اشتغال در حرفه وکالت، مکلف به رعایت آن می باشد.
هر چند اهمیت جنبه قانونی و حقوقی موضوع که همانا رعایت نظام ها
و تکالیف قانونی است بر هیچ کس پوشیده نبوده و بخش وسیعی از نگرانیها و فشارهای روحی وکیل دادگستری ناشی از ابعاد انتظامی آن می باشد، لکن جنبه اخلاقی و اجتماعی نیز دارای اهمیت قابل توجهی است و می توان به جرأت گفت که وکالت از جمله حِرَفی است که به لحاظ اهمیت، رفتار حرفه ای وکیل همسنگ و هم تراز سایر جنبه های آن، نظیر احاطه بر قوانین و پایبندی به موازین قانونی می باشد.
خدمت وکالت در تمام ادوار تاریخ و پیش همه ملت ها از نقطه نظر اجتماعی در ردیف نجیب ترین، شریف ترین و پراهمیت ترین خدمات به شمار آمده است. در این مجال باید به این نکته اشاره کرد که وکالت در زمره مشاغل خدماتی محسوب و امروزه در عرصه بین المللی ارائه خدمات حقوقی در زیر مجموعه خدمات حرفه ای و شغلی تقسیم بندی 12 گانه موافقتنامه عمومی تجارت خدمات که یکی از سه موافقتنامه اصلی تشکیل دهنده سازمان جهانی تجارت است به شمار می آید.
به هر حال وکیل دادگستری برای استقرار عدالت با دستگاه قضایی همکاری می کند و همانند یار و یاور در دادسراها و دادگاهها وظیفه خطیر خود را انجام می دهد. وکیل تمام نیروی فعاله، معلومات و دانش حقوقی و نبوغ و هنر خود را در اختیار کسانی قرار می دهد که شرف، خانواده، دارائی و زندگی آنان در مخاطره قرار گرفته است. وکیل برای این اشخاص چراغ راهنماست. به این ترتیب شغل وکالت در زمره سخت ترین
 مشاغل طبقه بندی شده و در آمارهای جهانی شغل وکالت از
 پر اضطراب ترین حِرَف محسوب می گردد. این شغل می تواند رضایت ها
 و شادی های بزرگ و یا رنجها و تلخی های وحشت انگیز فراهم آورد. تجسم سنگینی کار وکالت و نمایش رنجهای شکننده و فرساینده این خدمت پرمسئولیت نه چنانست که در یک یا دو مقال بگنجد.
امروزه یکی از معیارهای مهم برگزاری دادرسی عادلانه، حضور وکیل در دادرسی های مدنی و پیگردهای کیفری است. ماده 1-14 میثاق حقوقی مدنی و سیاسی که در دسامبر سال 1966 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و دولت ایران به موجب قانون مورخ هفتم خرداد 1354 خورشیدی الحاق خود را به آن اعلام کرد حق برخورداری هر یک از افراد بشر را از یک دادرسی عادلانه پیش بینی
 کرده است.
بند (د) این ماده حق برخورداری از خدمات وکیل دادگستری را نیز از جمله حقوق بشری دانسته و مقرر کرده است:
«هر فرد می تواند در محاکمه حاضر بشود و شخصاً یا به وسیله وکیل منتخب خود، از خود دفاع کند و در صورتی که وکیل نداشته باشد، حق داشتن یک وکیل به او اطلاع داده شود و در مواردی که مصالح دادگستری اقتضا نماید از طرف دادگاه رأساً برای او وکیلی تعیین بشود که در صورت عجز از پرداخت حق الوکاله هزینه ای نخواهد داشت».
با گذشت زمان و گسترش قوانین مدنی و کیفری و پیچیده تر شدن آئین دادرسی، نیاز به داشتن وکیل افزایش یافته و حق برخورداری از خدمات وکلای دادگستری مورد حمایت های قانونی دقیق تری در سراسر جهان قرار گرفته است. در نظام حقوقی ایران نیز وکالت دادگستری از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و مقررات مختلفی در این رابطه به تصویب رسیده است.
وکلا به حکم خدمت رسمی و وجدان حرفه ای خود پاسداران سنگر داد، مدافعان ستمدیدگان، حامیان قانون و مدافعان حق و عدالتند و به همین علت است که استادان دانشکده های حقوق همواره بر اهمیت آشنایی و اشراف دانشجویان بر دانش روز حقوقی تأکید نموده و با در نظر داشتن این اهمیت نسبت به دانشجویان حساسیت علمی بیشتری به خرج می دهند. البته باید به این نکته نه چندان خوشایند اشاره نمود که در سالهای اخیر از سویی به دلیل جذابیتی که همواره رشته حقوق برای متقاضیان ورود به دانشگاه داشته و از سوی دیگر میل دانشگاه ها بر جذب دانشجوی بیشتر، مواجه با پذیرش دانشجو در دانشکده های حقوق مختلف کشور با سطوح مختلف علمی می باشیم که بر اعتبار این رشته مهم خدشه وارد آورده و لازم است متولیان آموزش عالی با در نظر گرفتن اهمیت علمی رشته حقوق در جذب دانشجو در این رشته، نظارت کمی و کیفی بیشتری را مبذول دارند و نمی توان علاقه متقاضیان را مستمسکی بر جذب بی رویه دانشجو قلمداد نمود، زیرا می توان در مقام مقایسه این مثال را آورد که رشته پزشکی نیز از همین اقبال برخوردار می باشد و متقاضیان بسیاری در رشته علوم تجربی هستند که خواهان تحصیل در این رشته می باشند، اما اهمیت این شغل که با جان مردم سروکار دارد موجب گردیده که سیاست های نظارتی دقیق تری بر آن حاکم باشد، لکن در خصوص رشته حقوق که نه تنها با جان بلکه با مال، حیثیت و شرافت مردم آمیخته شده است چنین نظارتی کمتر مشاهده می گردد و از طرفی این دقت و حساسیت می بایستی در هنگام جذب وکلای دادگستری دو چندان گردد تا کسانی در این حرفه قرار گیرند که صلاحیت ها و شایستگی های لازم را برای اشتغال در حرفه وکالت داشته باشند. وکیل بایستی عاشق و شیفته وکالت باشد تا بتواند بر شداید، سختی ها و تنش های روحی و روانی این شغل فائق آید، در غیر اینصورت در عرض کوتاه مدتی آثار پیری زودرس در او ظاهر گشته و از میدان خارج می گردد.
وکالت یکی از خاص ترین وسایل کسب پرهیزکاری، دقت،
بی طرفی، میل به آشتی، عشق به حقیقت و عدالت، احساس به ضعفا و ستمدیده هاست. نخستین قاعده در این راه استقلال است. وکیل و قاضی مشترکاً در جستجوی یک حقیقت از دست رفته تلاش می کنند. پس وکیل باید روح آزاد داشته باشد. این قاعده وکیل را از وضع مزد بگیری و یا حتی قبول شغل رسمی منع می کند. استقلال ثمره آزادی است و آزادی هم مسئولیت آور؛ وقار و احترام وکیل نتیجه استقلال اوست. وکیل در اجرای عدالت که یک شاهکار انسانی است شرکت می کند
و بدین جهت هم باید به خود احترام بگذارد و هم مورد احترام قرار گیرد. علاوه بر جنبه شکلی و رسمی استقلال که از قانون نشئت کرده جنبه ماهوی آن ایمان و اعتقاد راسخ وکلا به حق و حفظ اصول و مبانی در جهت خدمت به مردم سرچشمه گرفته است و نیروی لایزال عرفانی عشق به عدالت آن را تضمین و تقویت می نماید.
در همین مجال ذکر این نکته جالب است که از لحاظ تاریخی، نخستین بار که جامعه وکالت و شاغلین به دفاع در محاکم نظر قوه مجریه و وزارت عدلیه را به خود جلب نمود به سال 1288 شمسی برمی گردد.
 وزارت عدلیه در 23 آبان ماه 1288 برای اینکه نظم و سامان در کار وکالت برقرار گردد اولین دستورالعمل را به شرح زیر صادر کرد:
«برای تحصیل آسایش ارباب دعاوی حقوقی و تسهیل کار آنان قانون راجع به وکلای عدلیه بدواً و سایر قوانین لازم عدلیه هم متدرجاً طبع خواهد شد و چون در زمان گذشته وکالت مشروط به شرایط قانونی و مقرون به نکات علمی نبوده شاید در انظار مردم بیقدر به نظر می آمد ولی حالا که مقررات و شرایط علمی به میان آمده یقین است هر وکیلی پس از امتحان، رسمیت و عنوان وکالت را دارا باشد البته شئونات لازمه و افتخارات مخصوصه را هم دارا خواهد بود» این دستورالعمل مبین توجه ویژه ای است که از بادی امر بر این حرفه معطوف شده بود.
یکی از موضوعاتی که وکیل دادگستری را از سایرین متمایز
می سازد اِشراف و تجهیز او به آداب سخنوری است. در واقع وکلا در هنگام محاکمه می کوشند تا به قوه بلاغت در نفس قضات تصرف کنند و اگر به دلیل و برهان نشد به تحریک عواطف آنها را با خود موافق سازند و با توجه به اینکه قانون که مدار امر محاکمه است در اصول و کلیات امور تعیین تکلیف می کند و بر فروع و جزئیات احاطه ندارد موجب می گردد که در امر دفاع، وکلا میدان سخنوری پیدا می نمایند
 و تطبیق قضایا بر احکام کلی و تفسیر قوانین و تشخیص اینکه هر قضیه مصداق کدام مفهوم است امری نظری گردیده و چون امر نظری شد قوه اقناع و تأثیر در نفوس باز مورد پیدا می کند اگر چه قاضی اهل فن باشد.
هرگاه مطلب غامض و مهم اما حقیقت مشکوک و مورد تردید، هر جا قانون مجمل است و ربطش با قضیه درست معلوم نیست، وقتی که دلایل و براهین بر هر دو طرف منطبق می توانند شد یا احتمالات بسیار و متخالف است، موردی که دعوی صحیح اما صاحب دعوی منفور یا مظنون است یا به عکس یعنی امر بدی واقع شده اما مرتکب شخص محبوب و گرامی است یا حرف مدعی درست اما عملیاتش ناپسند است و یا زمانی که صورت با معنی سازگار نیست یا روح قانون با لفظ آن موافقت ندارد، این قسم موارد به سخنوری میدان می دهد و اینجاست که زبردستی و هنرمندی نمایان می شود.
شرط نخست در این راه داشتن تحصیلات کامل در علم حقوق و علوم مربوطه آن از فلسفه، ادبیات، منطق، اخلاق، شرعیات، تاریخ، علم اقتصاد، علم اجتماع، روان شناسی و غیره می باشد. باید دانست که تحصیل در دانشگاه کافی نیست و بعد از فارغ التحصیلی مدتها باید در قوانین و احکام محاکم مطالعه به عمل آورد و در خود محاکم رفت و آمد نمود و تجربه آموخت و در کارهای دنیا بصیرت پیدا کرد و ذوق و استعداد خاص داشت و آداب سخنوری را هم بالاختصاص فرا گرفت و استعداد را مشوق و ورزش داد تا از قوه به فعل در آید.
وکیل باید به اهمیت شغل خود آگاه باشد و به یاد داشته باشد که هر کس به این عمل می پردازد تنها نظرش به کسب معاش نباید باشد بلکه مسئولیت جان و مال مردم را به عهده می گیرد و از آن بالاتر اینکه مقدس ترین
 امور یعنی حق و عدالت را گوی و میدان خویش می سازد و عملیات او در جریان عدالت میان مردم مدخلیت تام دارد چنانچه می توان
 گفت لااقل یک نیمه از حسن جریان امور محاکم عدلیه به حسن و عمل وکلاست.
وکیل باید سخنش معقول، منطقی، قانونی، اخلاقی، حکیمانه، عدالت خواهانه و وجدانی باشد. یعنی به ظاهر قانون تنها نباید نظر کند. روح قانون، انصاف و مروت را هم باید داشته باشد. اتکای اصلی او باید به دلایل و مدارک صحیح و حرف حسابی باشد و در هر صورت به مقتضای حال سخن بگوید. زخم زبان نداشته باشد. جلوه گری در سخنوری را منظور نظر خود نسازد و بداند که اگر سخن درست و به قاعده و به موقع گفته شود طبعاً جلوه خواهد کرد.
تحریک عواطف و شورانگیزی در حد معقول و مقتضی البته گهگاه لازم می شود. شورانگیزی اگر به موقع و از روی حقیقت و با مهارت همراه شود بسیار مؤثر و پسندیده است که جلب رقت و دلسوزی درباره مظلوم و رغبت و محبت نسبت به شخص نیک و کردار خوب و احساس نفرت و بیزاری از قباحت، زشتی، خشم و غضب برای شقاوت و بدکاری در هر حال پسندیده است و گذشته از اینکه به پیشرفت عدالت و حق یاری می کند سخنوری را دست آویز تعلیم اخلاقی عامه و تصرف در طبیعت مردم می سازد. یکی از خصوصیات وکیل، حاضر جوابی است که اگر مدعی در اثنای کلام و هنگام محاکمه سخنی غیرمترقب گفت در جواب نماند.
نکته دیگری که برای وکیل دادگستری از اهمیت خاصی برخوردار است، اعتمادسازی است و این امر برای وکیل نه تنها یک هنر بلکه سرمایه ای است که به سختی، در طول زمان، با ممارست، پشتکار و صداقت حاصل می گردد و هر چه درباره تلاش برای کسب اعتماد بگوییم باز یک از هزار نگفتیم، اما هر چقدر به دست آوردن این سرمایه صعوبت دارد از دست دادن آن آسان و سهل است و خوشا به حال وکلایی که قادر به حفظ این حسن اعتماد بوده اند و هستند.
به هر حال برای اعتماد سازی نیز می توان شرایطی را برشمرد. دقیقاً در خصوص جنبه های مختلف از اعمال حقوقی، وکلا برای آنچه که می خواهند تحقق ببخشند دارای دیدگاه های متفاوت هستند. بنابراین با این هدف مشخص، وظیفه وکیل تلاش برای نفوذ و متقاعد نمودن و هدایت دیگران به حمایت مختارانه از دیدگاه وکیل است. برای ایجاد این اعتماد شرایطی لازم است:
1 - صداقت و اخلاص: صداقت از مهمترین شرایط ایجاد اعتماد است و در حقیقت نه تنها صداقت بلکه صداقت شفاف و از روی اخلاص.
2 - قابلیت اتکا و اعتماد: این شرط را می توان به عنوان تعهد بر پیگیری و همراهی تا خاتمه بیان نمود. وکیل می بایستی بر آن چیزی که تعهد نموده پایند باشد و هیچگاه موکل خود را در بین راه رها ننماید زیرا اوست که نقطه اتکای موکل به حساب می آید.
3 - شایستگی و اهلیت: سومین شرط در کسب اعتماد پایدار، اهلیت و خبرگی است. معنای آن این است که مردم به کسی اعتماد می کنند که کاری را که خارج از حوزه دانش و علم آنان می باشد، انجام می دهند.
 بنابراین لازم است وکیل دادگستری بر کلیه قوانین و مقررات احاطه داشته باشد.
4 - رفتار احترام آمیز با دیگران: که خود دارای ابعاد و جنبه های متفاوتی است. رفتار و سلوک، گفتگو با سطوح مختلف مردم و دغدغه داشتن نسبت به دیگران و سایرین را همانند خود پنداشتن.
5 - شنونده خوبی بودن: یعنی دو برابر آنچه که می گوییم بشنویم.
     6 - تأیید و تصدیق نمودن دیگران: معمولاً وکلایی قابل اعتمادند که نظرات و تفاسیر سایر همکاران را بپذیرند و این امر ارتباط مستقیمی با فروتنی شخص وکیل دارد.
7 - معقول و حرفه ای: عمل متعارف و معقول اعتماد ایجاد می نماید.
     8 - تمایل به پذیرش ضعف: گرچه همه وکلا میل به آن دارند که در تمامی پرونده هایی که به وکالت مداخله می نمایند پیروز گردند اما به هر حال همه قضایا منتج به پیروزی نمی شوند و همه مطالب بازگو شده نیز به حق نیست.
9 - مسئولیت پذیری: وکلای دادگستری معمولاً هنگامی که دشواری در کار خود حس می کنند و یا مرتکب اشتباهی می شوند سعی در توجیه و دفاع از آن دارند. وکلای ثابت قدم معتقدند که زمانی که ما اشتباه را بپذیریم و در برابر آن مسئولیت داشته باشیم به ایجاد اعتماد در موکلین کمک کرده ایم.
البته در همین جا باید به ذکر این نکته اشاره شود که در کنار این موضوعات، فرهنگ سازی در میان مردم و درک جایگاه وکیل دادگستری و آشنا نمودن آنان با موقعیت وکیل کار بسیار مهمی است چون شاید این تصور غلط در ذهن شکل بگیرد که رعایت اصول فوق در جامعه ای که ظرفیت اینگونه رفتار را ندارند آثار منفی به بار خواهد آورد، در حالی که این بستگی مطلق به شخص وکیل و رفتار او و از طرفی بستر فرهنگی جامعه دارد که وکیل در پردازش آن نقش برجسته ای را ایفا می نماید.
پایان سخن:
آنچه که بیان شد مطالب بدیعی نبوده و مخلوق ذهن نگارنده نیست بلکه بازگویی اندیشه ها و تفکراتی است که حقوق دانان و وکلای دادگستری در طول تاریخ آن را با تلاش و مجاهدتها تبیین نموده و سعی در حراست و صیانت  از این اخلاقیات و خودباوری وکیل داشته اند.
 وکالت نیاز به باور دارد و هنگامی که این مرحله و باور حاصل گردد وکیل جایگاه، شأن و اهمیت حرفه ای که پیشه خود ساخته را بیشتر درک نموده و آنگاه به همکاران و هم رشته های خود در سایر مناصب با احترام و وقار افزون تری نگریسته و هنگام دفاع و تنظیم لوایح جانب اخلاقیات را آنگونه که جامعه از او انتظار دارد، مراعات خواهد نمود. بازگویی این مطالب هر چند عملی تکراری است اما ضروری است تا فراموش نشود که وکیل چه رسالت مهمی را بر دوش دارد.
* عضو هیئت علمی دانشگاه قائم شهر و وکیل پایه یک دادگستری
    منبع: خبرنامه کانون وکلای دادگستری مازندران - شماره دهم