صفحه 9--11مرداد88
کشف لايه هاي ساساني در سيراف
کاوش هاي باستان شناسي در بندر تاريخي سيراف که با هدف شناسايي حدود شکل گيري اين بندر تاريخي از ابتدا تا قرن سوم و چهارم انجام گرفت منجر به کشف سفال ها و لايه هاي ساساني در اين محوطه باستاني شد.
«محمد اسماعيلي»، سرپرست کاوش هاي باستان شناسي سيراف در اين باره گفت: «در حدود 50 متري مسجد جامع سيراف و در ضلع شمالي آن يک ديواره لايه نگاري باز کرديم که علاوه بر کشف سوابق فرهنگي صدر اسلام در اين منطقه، به لايه هاي ساساني نيز رسيديم.»
هيئت باستان شناسي کاوش هاي خود را در سيراف با چند هدف مشخص ازجمله تکميل مطالعات فصل گذشته و همچنين شناسايي حدود شکل گيري اين بندر تاريخي از ابتدا تا قرن سوم و چهارم آغاز کرد که پس از دو ماه به پايان رسيد.
اسماعيلي درباره يافته هاي باستان شناسي در اين کاوش ها گفت:«در ميان يافته هاي فراوان سفالي بدست آمده از کاوش هاي اين فصل
مي توان به کشف سفال هاي اژدري يا «آنفورا» اشاره کرد كه جزء سفال هاي شاخص تجارت دريايي بوده و پيش از اين نيز در لايه هاي
ساساني و کاوش هاي باستان شناسي زير آب نمونه آن ديده شده بود.»اين نوع سفال به صورت مدور ساخته شده است که از يک سمت سري قيفي شکل دارد و ته آن تخت است. هيئت باستان شناسي تاکنون موفق به مرمت بخشي از اين سفال ها شده است که به طور کامل قابل مشاهده هستند. نمونه چنين سفال هايي پيش از اين نيز در بوشهر و طي کاوش هاي باستان شناسي
بدست آمده بود. اسماعيلي در ادامه گفت: «به همراه سفال هاي اژدري سفال لعاب دار ساساني نيز بدست آمده است. همچنين سفال هاي
منقوش ساساني نيز کشف شد که اکنون مطالعه روي آنها آغاز شده است.» در ميان سفال هاي اژدري بدست آمده در سيراف يک نمونه از سفال امضاء سازنده آن را نيز در خود دارد که بيشتر شبيه به يک خط نوشته است. همچنين در سفال هاي
بدست آمده از صدر اسلام نمونه اي از سفال با خط کوفي اوليه و مربوط به اوايل دوره اسلامي ديده مي شود که هنوز خوانده نشده و قرار است به زودي در اختيار پژوهشگران قرار گيرد.
اسماعيلي درباره بخش هاي ديگر اين فصل کاوش گفت: «با فاصله حدود يک کيلومتر از مسجد جامع سيراف و در طرف غرب اين مسجد ترانشه ديگري باز کرديم که موفق به کشف 5 کف گچي شديم. کف هاي اوليه به قرن سوم و چهارم و کف هاي پايين تر با سفال هاي ثامره متعلق به کف هاي دوره صدر اسلام بوده است.»به گفته وي در اين بخش سفال هاي بدون لعاب و همچنين تک رنگ بدست آمد و حتي در لايه هاي بالايي اين ترانشه نيز سلادون هاي
چيني بدست آمده است.
اسماعيلي با بيان اين مطلب که در اين فصل علاوه بر کاوش در بندر تاريخي سيراف سعي شد تا قلعه اي که در شمال اين شهر قرار گرفته است هم کاوش شود، گفت:«در شمال سيراف و در ارتفاعات آن قلعه کهنه واقعه شده است که سال قبل يافته هاي ارزشمندي از اين بخش بدست آمد. شواهد بدست آمده نشان مي دهد که اين قلعه احتمالاً ساساني بوده و بايد همان قلعه سوريانچ معروفي باشد که در مکتوبات ورود مسلمانان به اين شهر تاريخي نيز از آن ياد شده است.»يکي ديگر از برنامه هاي پژوهشي هيئت باستان شناسي، کشف چاه هاي بيشتر آب در منطقه سيراف بود. اسماعيلي در اين باره گفت: «پيش از اين و در تعيين حريم سيراف، 90 چاه آب شناسايي شده بود که در اين فصل تعداد آن به 150 حلقه چاه رسيد.»
اسماعيلي در پايان يادآور شد که بندر سيراف يکي از نمونه هاي منحصربفرد معماري در زمان شکوفايي خود بوده و حتي در آن ساختمان هاي چند طبقه نيز ساخته شده است، اما امروز اين بندر به علت توسعه شهري و بندري درحال تخريب و ويراني است که بايد جلوي آن گرفته شود.
شناسايي 30محوطه هخامنشي در يک سوي دره پلوار
فصل دوم بررسي دره رودخانه پلوار، مسير ارتباطي بين تخت جمشيد و پاسارگاد و ادامه بررسي هاي منطقه ناحيه مرودشت به وسيله ويليام سام نر در دهه 1960 انجام شد.
سرپرست هيأت ايراني عمليات بررسي و شناسايي دره رودخانه پلوار ضمن بيان اين مطلب افزود: درتمام بررسي هاي سام نر فقط تعداد 27 محوطه و اثر دوره هخامنشي شناسايي شد که در مقايسه با آثار دوره هاي پيش و پس از هخامنشي بسيار اندک بود بنابراين ابهام هاي
زيادي در مورد چگونگي سکونت در دوره هخامنشي دشت مرودشت باقي ماند. علي اسدي در ادامه خاطرنشان کرد: ويليام سام نر در بررسي استقرارهاي هخامنشي به اين نکته ظريف اشاره کرده که ممکن است استقرارهاي اين دوره در دامنه کوه ها واقع شده باشد اگرچه اين موضوع به وسيله گروه او چندان مورد توجه قرار نگرفته بود. وي با اشاره به علت انتخاب مسير دره رودخانه پلوار، مسير ارتباطي بين تخت جمشيد و پاسارگاد و احتمالي که سام نر بيان کرده بود، اظهار داشت:به نظر مي رسد اين دره تنها راه ارتباطي تخت جمشيد به پاسارگاد بوده بنابراين طبيعي است اگر محوطه هاي هخامنشي در پاي کوه قرار داشته باشند بايد تعدادي از آنها در اين مسير شناسايي مي شد.سرپرست هيأت ايراني عمليات بررسي و شناسايي دره رودخانه پلوار اضافه کرد:براساس نتايج بدست آمده در بررسي ياد شده حداقل 30 محوطه هخامنشي تنها دريک سوي سمت دره شناسايي شد که به تنهايي از تمام محوطه هاي يافت شده به وسيله سام نر بيشتر بودند.
وي ويژگي مهم اين محوطه ها را وجود
ديواره هاي سنگي با استفاده از دو رديف ساخته شده ازسنگ بزرگ در دو طرف ديوار و سنگ هاي کوچکتر دربخش هسته ديوار اعلام کرد و بيان داشت:البته در سمت ديگر دره تعداد هشت محوطه و نيز در تمامي اين محوطه ها قطعات ظروف بزرگ و خمره سفالين مربوط به دوره هخامنشي يافت شد. اسدي با بيان اينکه وجود ديواره هاي سنگي با روش مورد اشاره و نيز کشف قطعات خمره از اهميت بسياري برخورداراست، تصريح کرد: شناسايي اين آثار بيانگر وجود استقرارهاي دائم در اين محوطه است بنابراين وجود استقرار فصلي و کوچ نشين دراين محدوده امري محال و دور از ذهن به نظر مي رسد.
به گفته اين کارشناس ارشد باستان شناسي؛ براساس کاوش هاي انجام شده در برخي محوطه هاي تنگه بلاغي ازجمله محوطه 64 بر روي ديوارهاي سنگي، آثار خشتي شناسايي شد که خود دليل ديگري بر سکونت و استقرارهاي دائمي است.
کشف 106 محوطه پيش از تاريخ در بافت
درحال حاضر عمليات بررسي و شناسائي حوزه ارزويه واقع در شهرستان بافت استان کرمان پايان يافته است.
سرپرست هيأت بررسي و شناسائي حوزه ارزويه با بيان اين مطلب افزود:عمليات بررسي و شناسائي حوزه ارزويه با شناسائي 182 اثر به کار خود پايان داد.
نادرعليدادي سليماني درادامه خاطرنشان کرد:اين هيأت با بررسي پيمايشي سراسر دشت هاي ارزويه، صوغان و مناطق کوهستاني مشرف به دشت هاي ياد شده را بررسي کرد.
وي اضافه کرد:در اين عمليات تعداد 106 تپه و محوطه مربوط به دوره هاي پيش از تاريخ و دوره تاريخي، تعداد 26 گورستان دوره تاريخي، تعداد 45 بنا شامل قلعه، چهار طاقي، برج، آسياي آبي و غيره و نيز چهار محوطه معدن کاري و فلزکاري کهن و يک غار شناسائي شد.
عليدادي سليماني با بيان اينکه قديمي ترين اين آثار مربوط به تپه هاي با ارزش مربوط به دوره نوسنگي و همزمان با قديمي ترين استقرارهاي تپه يحيي است، تصريح کرد:همچنين وجود گونه هايي از سفال هاي نوع باکون در اين بررسي بيانگر حوزه نفوذ سفال باکون است.
وي ادامه داد:همچنين وجود چهار طاقي هاي اواخر دوره تاريخي و نقشه هاي شناسائي شده از چهارطاقي از ديگر نکات درخور توجه اين بررسي است.
عليدادي سليماني در پايان به شناسائي يک غار و محوطه هاي معدن کاري و فلزکاري کهن بسيار حائز اهميت اشاره کرد.
ثبت 28 محوطه در فهرست اوليه عجايب هفت گانه طبيعي جهان
پس از نظرسنجي درباره عجايب هفت گانه تاريخي، نظرسنجي ديگري براي انتخاب عجايب هفت گانه طبيعي جهان درحال انجام است.
به گزارش ايسنا به نقل از آسوشيتدپرس، با اضافه شدن سه محوطه طبيعي ديگر از جمله محوطه گرند كانيون در آمريكا به فهرست نامزدهاي نهايي انتخاب عجايب هفت گانه طبيعي جهان، تعداد محوطه هاي طبيعي اين فهرست به 28 محوطه رسيد. از ديگر محوطه هاي طبيعي شاخص اين فهرست مي توان به جنگل هاي باراني آمازون، درياي مرده، كوه كليمانجارو در آفريقا و جنگل سياه در آلمان اشاره كرد.
از مدت ها پيش، نظرسنجي جهاني براي تعيين عجايب هفت گانه طبيعي جهان از طريق وب سايت مؤسسه سوييسي برگزاركننده اين نظرسنجي و تماس تلفني آغاز شده است. پيش بيني مي شود با پايان زمان نظرسنجي در سال 2011 ميلادي، حدود يك ميليارد نفر در آن شركت كرده باشند.
در سال 2007 ميلادي نيز 100ميليون نفر در سراسر جهان در نظرسنجي اينترنتي انتخاب عجايب هفت گانه تاريخي از نگاه انسان هاي دنياي نوین شركت كردند كه حاصل آن، قرار گرفتن آثار تاريخي شهر پترا در اردن، تاج محل در هندوستان، ديوار چين در چين، كلزيوم رم در ايتاليا، شهر ماچوپيچو در پرو، هرم شهر چيچن ايتاز در مكزيك و مجسمه حضرت مسيح (ع) در برزيل در اين فهرست بود.
مرمت قديمي ترين تابلوي کاشي معرق شهري
مرجان حاجی رحیمی
تابلوي کاشي معرق سر در تماشاخانه سنگلج که از آن به عنوان قديمي ترين نقاشي ديواري شهري ياد مي کنند، مرمت مي شود.
سيدعليرضا ميرترابي، سرپرست مرمت و بهسازي تابلوي سر در تماشاخانه سنگلج با بيان اين مطلب گفت:«تماشاخانه سنگلج را مي توان اولين تماشاخانه ملي ايران عنوان کرد که به شيوه نوین و با استانداردهاي جهاني در سال 1344 ساخته شد.»
وي ادامه داد:«متاسفانه عظمت ساختمان هاي مرتفعي که در اطراف اين تماشاخانه ساخته شده باعث تحقير و ناديده گرفته شدن تماشاخانه سنگلج شده است.»
ميرترابي گفت:«بازي با علائم گرافيکي به ما اين فرصت را داد تا توجه مردم را به تماشاخانه سنگلج جلب کنيم. يکي از آنها هماهنگي با معاونت حمل و نقل ترافيک شهرداري براي خط کشي خيابان از جلوي در ورودي اين تماشاخانه است.» وي همچنين به مرمت تابلوي کاشي معرق سردر تماشاخانه سنگلج اشاره کرد و توضيح داد:«بعضي از قسمت هاي
تابلو ترک خورده بود و امکان بندکشي آن وجود نداشت به همين دليل براي مرمت آن از پليمرهاي دو و سه جزئي استفاده كرديم و با رنگ دانه هاي همرنگ کاشي ها را رنگ کرديم تا از انبساط و انقباض هوا بر اثر سردي و گرمي در امان بماند.»
تماشاخانه سنگلج سال گذشته در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيد. اجراي نمايش هاي ايراني و فعاليت گروه هنر ملي و ديگر گروه هاي تئاتري در دهه هاي گذشته در مجموعه تئاتر سنگلج باعث شد از اين تماشاخانه به عنوان خاستگاه تئاتر ملي در اعصار گذشته ياد شود.
تابلوي کاشي معرق سردر تماشاخانه سنگلج به ابعاد 3 در 14 متر مربع و به صورت افقي همزمان با اتمام کارهاي ساختماني اين تماشاخانه در اوايل دهه 40 شمسي توسط هنرمندي به نام «سيما کوبان» طراحي و گروه کاشي سازي هنرهاي زيبا مستقر در وزارت فرهنگ و هنر وقت ساخته و در سال 1343 يعني يکسال قبل از آغاز فعاليت اين تماشاخانه روي نماي ساختمان نصب شد.
موضوع اين تابلو متناسب با کارکرد و فعاليت تماشاخانه طراحي شده است که هنرمندان را در حال اجراي نمايش و موسيقي نشان مي دهد. ژست نواختن سازهاي مختلف و اصيل ايراني چون چنگ، تار، عود و نقاره با طراحي محيطي مشکي رنگ در پس زمينه از رنگ هاي فيروزه اي و آبي که با چند شکل ساده که در طول اثر تکرار شده است، حالت آرامي از اجراي موسيقي را القا مي کند و حضور زنان و مردان با لباس دوره هاي قديم ايراني و بدون ساز در کنار اين نوازندگان از يک سو و وجود چند شکل دايره اي زرد رنگ چون نمادي از نور موضعي تئاتر در نگاه کلي مفهوم اجراي نمايش و موسيقي در صحنه را به تماشاگر انتقال
مي دهد.اين تابلوي کاشي کاري بدون حجم و بعد در سبک مينياتور ايراني طراحي و ساخته شده است.
بسياري از کارشناسان هنري معتقد هستند که اين تابلوي کاشي کاري شده نخستين تابلوي معاصر در قالب يک نقاشي بزرگ ديواري است و از اين رو مي توان آن را آغازگر جرياني جديد در نقاشي ديواري ايران به شمار آورد.
منبع: میراث فرهنگی
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی