تابلوهای تبلیغاتی و تبلیغات فرهنگی!
وقتی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، همه تابلوهای تبلیغاتی از سطح شهرها و حتی فرودگاه­ها برچیده شدند، تا چند سالی هم از هیچ تابلو تبلیغاتی خبری نبود زیرا دست­اندرکاران بر این باور بودند که مردم تحت تأثیر تبلیغات به مصرف بیشتر ترغیب می­شوند و رانندگان نیز حواسشان پرت می­شود و از تمرکز دور می­مانند و مضافاً اینکه بعضی از شعارها و نوشته­ها نوعی دروغ و فریب دادن است!
اما دیری نپایید که اجاره­کنندگان تابلوهای تبلیغاتی در باغ سبز به شهرداری­ها نشان دادند و آنها نیز که از پول بدشان نمی­آید، حریم شهر و جاده­ها و مراکز عمومی را به روی متولیان تبلیغات شهری گشودند به نحوی که تابلوهای نصب شده در چهارراه­ها تا 4 برابر حجم قبلی افزایش پیدا کردند...!
و نیز با توجه به رشد صنعت چاپ و افزایش طول و عرض پارچه­های چاپی که از طریق چاپگرهای بنری و به سرعت در دسترس قرار می­گیرند، بیم آن می­رود که تابلوهای استوار در چهارراه­ها به گونه­ای عریض و طویل شوند که رانندگان قادر به تشخیص چهارراه از سه راه نشوند!
تعداد تابلوهای بنیاد فارس­شناسی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در برابر تعداد و حجم تابلوهای تبلیغات بازرگانی آنقدر کم و ناچیزند که قابل مقایسه نیستند.
در این صورت اتفاقی نامیمون رخ داده است و آن اینکه فضایی برای نفس کشیدن فرهنگ و ارشاد در سطح شهرها نیست و همه چیز رنگ و لعاب تبلیغات تجاری و بازرگانی به خود گرفته است!
اگر سال جاری سال اصلاح الگوی مصرف است!، مردم با کدام فضای فرهنگی به سمت و سوی قناعت و پرهیز از مصرف­زدگی سوق داده می­شوند؟ در شرایطی که علی­رغم نیت و خواست متولیان فرهنگی، مردم روز به روز بیشتر به سوی خرید کالاها به ویژه کالاهای لوکس و غیرضروری تشویق می­شوند!
متأسفانه وسایل ارتباط جمعی و حمل و نقل عمومی هم زیر فشار شعارها و تبلیغات کالاها، فرصتی برای اندیشه فرهنگی باقی نگذاشته­اند!
چنین تبلیغات مستمر و هماهنگی فقیر و غنی را در رقابتی نفس­گیر و جانفرسا به سوی مصرف­زدگی و حرص بیشتر داشتن برده آثار سوء آن بعضاً ناهنجاری­هایی است که جامعه با آن مواجه است!
حتی در کشورهای اروپایی و شهرهای صنعتی دنیا هم متولیان تبلیغات بازرگانی اجازه ندارند تا به این حد سطح شهر و فضای
رفت و آمد را با تابلوهای رنگین به گرو بگیرند!
آنچه در سطح شهر آرامش ایجاد می­کند و عابرین را خشنود و دلشاد می­سازد زیبایی­های طبیعی و تسهیلات رفت و آمد است!
متأسفانه کلانشهرهای ما زیر بار ترافیک اتومبیل­ها، تابلوهای تبلیغاتی، هوای آلوده و غیربهداشتی، آلودگی­های صوتی - تصویری و خیابان­گردی جوانان بی­هدف روز به روز مردم را بیشتر آزار می­دهند و طبیعی است که به عصبیت­ها، درگیری­های خیابانی، نارضایتی­ها و دعواها و تصادفات بیش از پیش دامن می­زنند و به مثابه آتشی می­مانند که وقتی شعله­ور شدند آب سرد خاموش کننده­ای بر آنان جاری نمی­شود!
در این شرایط دادگاه­ها از یک سو و از دیگر سو بیمارستان­ها و زندان­ها نیز با ترافیک مواجه شده برای آدم­ها یا پرونده قضایی تشکیل می­شود و یا پرونده پزشکی. یعنی در واقع هم تن و هم روان در این آشفته بازار آسیب­پذیر می­شوند!
و اما بعد...!
فرهنگ که به معنای رفتار برتر و والاتر است به نسبت رشد جمعیت و گسترش شهرها نیاز به سرمایه­گذاری بیشتر و توجهات عالی­تری دارد!
فرهنگ نهادینه شده گاه مانند پلیسی رفتار می­کند که مردمان را در چهارراه­های چه کنم به راه مطلوب هدایت کرده جامعه را قانونمند و نظم را در تمامی زوایای شهر و روستا حاکم می­کند!
سؤال این است! آیا فضای تبلیغات فرهنگی و مذهبی شهرها به گونه­ای است که بتواند اندیشه و اراده عابرین را به سمت و سوی صواب ببرد؟
اگر هیچ چیز نوشته نشده باشد گاه بهتر است تا آدمی را به خود آورد که به کجا می­رود؟ چرا می­رود؟ برای چه می­رود و به دنبال چه هدفی است؟
فرهنگ و تبلیغات فرهنگی ابعاد مختلفی دارد که می­باید با یکدیگر هماهنگ و همسو باشند!
با نهایت تأسف بسیار دیده می­شود، همین اندک فعالیت­های فرهنگی هم در جهت یکدیگر و هماهنگ نیستند!

فروش CDهای فریب­دهنده و مشغول­کننده در چهارراه­ها تأثیرگذاری­شان گاه بیشتر از مساجدی است که برای جوانان برنامه روزآمد و جذاب ندارند!
ارتباطات تربیتی و فکری دانش­آموزان با یکدیگر و داد و ستدهای درون مدرسه­ای گاه تأثیرات بسیار بیشتری از آثار فرهنگی مربیان و معلمان دارند!
همه تبلیغات تجاری به مردم می­گویند این کالا را بخرید، بعضاً جایزه هم می­دهند، اما به ندرت شاهد تبلیغاتی هستیم که به مردم بگویند این کالا را نخرید یا این کار را نکنید، زیرا صرفه اقتصادی ندارد!
پزشکان مدام در مضرات نوشابه­های گازدار که با مواد شیمیایی ساخته می­شوند هشدار می­دهند، اما روز به روز تابلوهای تبلیغاتی سطح شهر تعداد بیشتری در انواع مختلف را تبلیغ می­کنند و مردم را برای خرید آنها مخاطب قرار می­دهند!
پس در واقع رقابت­های تجاری بر فضاهای فرهنگی هم چیره شده­اند و در این آشفته بازار مردم بیشتر تحت تأثیر تبلیغات تجاری و خوراکی قرار می­گیرند تا هدایت­های فرهنگی. مگر آنکه اتفاقی دیگر بیفتد و قبل از آنکه بیش از این تأخیر شود فضای شهری برای فعالیت­های فرهنگی آماده شود و هر چیز در جای خودش قرار بگیرد.
ان­شاءالله