صفحه 2--7شهریور88
تابلوهای تبلیغاتی و تبلیغات فرهنگی!
وقتی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، همه تابلوهای تبلیغاتی از سطح شهرها و حتی فرودگاهها برچیده شدند، تا چند سالی هم از هیچ تابلو تبلیغاتی خبری نبود زیرا دستاندرکاران بر این باور بودند که مردم تحت تأثیر تبلیغات به مصرف بیشتر ترغیب میشوند و رانندگان نیز حواسشان پرت میشود و از تمرکز دور میمانند و مضافاً اینکه بعضی از شعارها و نوشتهها نوعی دروغ و فریب دادن است!
اما دیری نپایید که اجارهکنندگان تابلوهای تبلیغاتی در باغ سبز به شهرداریها نشان دادند و آنها نیز که از پول بدشان نمیآید، حریم شهر و جادهها و مراکز عمومی را به روی متولیان تبلیغات شهری گشودند به نحوی که تابلوهای نصب شده در چهارراهها تا 4 برابر حجم قبلی افزایش پیدا کردند...!
و نیز با توجه به رشد صنعت چاپ و افزایش طول و عرض پارچههای چاپی که از طریق چاپگرهای بنری و به سرعت در دسترس قرار میگیرند، بیم آن میرود که تابلوهای استوار در چهارراهها به گونهای عریض و طویل شوند که رانندگان قادر به تشخیص چهارراه از سه راه نشوند!
تعداد تابلوهای بنیاد فارسشناسی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در برابر تعداد و حجم تابلوهای تبلیغات بازرگانی آنقدر کم و ناچیزند که قابل مقایسه نیستند.
در این صورت اتفاقی نامیمون رخ داده است و آن اینکه فضایی برای نفس کشیدن فرهنگ و ارشاد در سطح شهرها نیست و همه چیز رنگ و لعاب تبلیغات تجاری و بازرگانی به خود گرفته است!
اگر سال جاری سال اصلاح الگوی مصرف است!، مردم با کدام فضای فرهنگی به سمت و سوی قناعت و پرهیز از مصرفزدگی سوق داده میشوند؟ در شرایطی که علیرغم نیت و خواست متولیان فرهنگی، مردم روز به روز بیشتر به سوی خرید کالاها به ویژه کالاهای لوکس و غیرضروری تشویق میشوند!
متأسفانه وسایل ارتباط جمعی و حمل و نقل عمومی هم زیر فشار شعارها و تبلیغات کالاها، فرصتی برای اندیشه فرهنگی باقی نگذاشتهاند!
چنین تبلیغات مستمر و هماهنگی فقیر و غنی را در رقابتی نفسگیر و جانفرسا به سوی مصرفزدگی و حرص بیشتر داشتن برده آثار سوء آن بعضاً ناهنجاریهایی است که جامعه با آن مواجه است!
حتی در کشورهای اروپایی و شهرهای صنعتی دنیا هم متولیان تبلیغات بازرگانی اجازه ندارند تا به این حد سطح شهر و فضای
رفت و آمد را با تابلوهای رنگین به گرو بگیرند!
آنچه در سطح شهر آرامش ایجاد میکند و عابرین را خشنود و دلشاد میسازد زیباییهای طبیعی و تسهیلات رفت و آمد است!
متأسفانه کلانشهرهای ما زیر بار ترافیک اتومبیلها، تابلوهای تبلیغاتی، هوای آلوده و غیربهداشتی، آلودگیهای صوتی - تصویری و خیابانگردی جوانان بیهدف روز به روز مردم را بیشتر آزار میدهند و طبیعی است که به عصبیتها، درگیریهای خیابانی، نارضایتیها و دعواها و تصادفات بیش از پیش دامن میزنند و به مثابه آتشی میمانند که وقتی شعلهور شدند آب سرد خاموش کنندهای بر آنان جاری نمیشود!
در این شرایط دادگاهها از یک سو و از دیگر سو بیمارستانها و زندانها نیز با ترافیک مواجه شده برای آدمها یا پرونده قضایی تشکیل میشود و یا پرونده پزشکی. یعنی در واقع هم تن و هم روان در این آشفته بازار آسیبپذیر میشوند!
و اما بعد...!
فرهنگ که به معنای رفتار برتر و والاتر است به نسبت رشد جمعیت و گسترش شهرها نیاز به سرمایهگذاری بیشتر و توجهات عالیتری دارد!
فرهنگ نهادینه شده گاه مانند پلیسی رفتار میکند که مردمان را در چهارراههای چه کنم به راه مطلوب هدایت کرده جامعه را قانونمند و نظم را در تمامی زوایای شهر و روستا حاکم میکند!
سؤال این است! آیا فضای تبلیغات فرهنگی و مذهبی شهرها به گونهای است که بتواند اندیشه و اراده عابرین را به سمت و سوی صواب ببرد؟
اگر هیچ چیز نوشته نشده باشد گاه بهتر است تا آدمی را به خود آورد که به کجا میرود؟ چرا میرود؟ برای چه میرود و به دنبال چه هدفی است؟
فرهنگ و تبلیغات فرهنگی ابعاد مختلفی دارد که میباید با یکدیگر هماهنگ و همسو باشند!
با نهایت تأسف بسیار دیده میشود، همین اندک فعالیتهای فرهنگی هم در جهت یکدیگر و هماهنگ نیستند!
فروش CDهای فریبدهنده و مشغولکننده در چهارراهها تأثیرگذاریشان گاه بیشتر از مساجدی است که برای جوانان برنامه روزآمد و جذاب ندارند!
ارتباطات تربیتی و فکری دانشآموزان با یکدیگر و داد و ستدهای درون مدرسهای گاه تأثیرات بسیار بیشتری از آثار فرهنگی مربیان و معلمان دارند!
همه تبلیغات تجاری به مردم میگویند این کالا را بخرید، بعضاً جایزه هم میدهند، اما به ندرت شاهد تبلیغاتی هستیم که به مردم بگویند این کالا را نخرید یا این کار را نکنید، زیرا صرفه اقتصادی ندارد!
پزشکان مدام در مضرات نوشابههای گازدار که با مواد شیمیایی ساخته میشوند هشدار میدهند، اما روز به روز تابلوهای تبلیغاتی سطح شهر تعداد بیشتری در انواع مختلف را تبلیغ میکنند و مردم را برای خرید آنها مخاطب قرار میدهند!
پس در واقع رقابتهای تجاری بر فضاهای فرهنگی هم چیره شدهاند و در این آشفته بازار مردم بیشتر تحت تأثیر تبلیغات تجاری و خوراکی قرار میگیرند تا هدایتهای فرهنگی. مگر آنکه اتفاقی دیگر بیفتد و قبل از آنکه بیش از این تأخیر شود فضای شهری برای فعالیتهای فرهنگی آماده شود و هر چیز در جای خودش قرار بگیرد.
انشاءالله
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی