صفحه 8--8 شهریور88
رسالۀ خودی و بیخودی
محمدمهدی حائری
میان ماهِ من تا ماهِ گردون
تفاوت از زمین تا آسمان است
پس از چند ماه زندگی در دیار خودباوران دیار غرب بر آن شدم تا چند کلمه ای در تفاوت این خودباوری با خودباوری خودی بنویسم:
اینان خودیت خود را در فراموشی خدا بازیافت نموده و بر آن بالیده اند، غافل از آن که در این سیر تنها مراتبی از حیوانیت خود را یافته و انسانیت خویش را به دست فراموشی سپرده اند، چرا که وجهۀ انسانی انسان در تعامل با وجهه الله معنا می یابد و با فراموشی خدا خود به خود به دیار فراموشان خواهد رفت. «وَلا تَکوُنوُا کَالذینَ نَسُو الله فَأنساهُم اَنفُسَهُم» خودباوری اینان ریشه در غفلت و خودمحوری داشته تا آنجا که خود را به جای خدا نشانده و در باطن خویش خودپرست شده اند و ارضای خود را غایت القصوای خود برگزیده اند اگر چشم باز کنی و بتوانی ببینی هر روز هزاران جلوه از مجسمه سنگی خودیت خود را بر سر هر کوی و برزن به تماشا خواهی نشست. گاهی می پنداری اینان چندان هم غریبه نیستند، بلکه تجلی نفس رها شده و خود عنان گسیخته خود تو هستند.
در این جا به راحتی خواهی شنید که کسی می گوید: من مذهبی نیستم! و یا خدا را قبول ندارم! با کمال افتخار. اگر چه باید گفت تصویر و تفسیر غلط از خدا و دین خدا نیز شاید در ایجاد این وضع چندان بی تأثیر نبوده است، ولی فعلاً وضع چنین است، البته فقط در مورد بعضی. اگر تو هم به این خودباوری برسی، خیلی راحت این جا خودی می شوی، اما بیخودی بیخودی، و شاید به همین دلیل است که این جا باید با نوشیدن جام مستی، ابتدا از خود بیخود شوی و سپس به این جماعت الکی خوش بپیوندی والا غریبی و غیرخودی. جالب این که خیلی ها در آن طرف آب چون به این حال و مقام رسیده اند دیگر در آنجا احساس خودی بودن ندارند و با به حراج گذاشتن همه چیز خود راهی دیار خود فراموشان می شوند تا به جمع دوستان خودی بپیوندند و خود را در میان آنان دوباره پیدا کنند.
اعتماد به نفس این جا خیلی رایج است، اما از نوع اماره آن. بندگی هم مدتهاست که اینجا مد شده است، اما بندگی هر چیزی غیر از خدا.
اینجا کسانی را می بینی که روز و شب با اخلاص تمام در راه لاغری، جوانی، زیبایی و سلامتی و... از جان و مال خود می گذرند!
اینجا شیرزنانی هستند که شاید چندین سال است که یک شکم سیر شکلات و سرخ کردنی نخورده اند تا ترکیب اندامشان بهم نخورد و اگر هم گاهی از دستشان در رفته است بلافاصله با توبه حقیقی آن را جبران نموده اند.
جوانان رشیدی که برای اثبات خویش با ارادۀ پولادین در یک نوبت شاید تا بیش از 8 لیتر شراب هم مصرف می کنند تا دیگر برای کسی جای شک و شبهه باقی نماند.
اکنون جا دارد تا چند کلمه ای هم در مورد خودباوران شهر خودمان بنویسم: آنان خودیت خود را با دست خویش زنده به گور کرده اند و آن گور را نیز بی نام و نشان رها کرده اند تا مبادا در مقابل خدای عظیم از خود یاد و نامی برده باشند. به قول سعدی:
پری، آدمیزاد و دیو و ملک* همه هر چه هستند از آن کمترند* که با هستی اش
نام هستی برند
خودباوری آنان ریشه در خداباوری آنان دارد و رمز اعتدال و عدالت آنان نیز در توازن این دو کفه است. آنان از خدا به خود رسیده اند، یعنی اینکه نفس خود را ابتدا در مقابل ندای «الست بربکم» ذبح نموده و سپس در پاسخ به ندای «قالوا بلی»
طوق بندگی را بر گردن نهاده و سر از عبودیت هر چه غیر اوست پیچیده و پای از غل و زنجیر تعلق رها نموده، سبکبال، چشم بر آسمان و گوش بر فرمان منتظر لحظۀ وصال و لقاء و فنای خویشند.
اعتماد به نفس آنان از توکلشان به خدا سرچشمه می گیرد و اراده و همتشان مجرای اراده الله است.
هر کس در مقابل خدا بیخود است برای آنان خودی است زیرا که آنان خدا محور شده اند و از بنده و غلام نیز جز این انتظاری نیست. هر کس محبوب مولاست خود به خود عبد مولا هم طرفدار اوست.
در قاموس آنان خود را گم کردن مساوی است با گم کردن خدا چرا که اگر مولا معلوم نباشد، عبد بودن هم بی معناست و اگر عبد نبودی، خود را گم کرده ای
چه بدانی و چه ندانی؟!
آنان با خدای خود خودی شده اند و بنابراین هر کس ولو نزدیک ترین افراد اگر در تعارض با خدایشان قرار گرفت، برای آنان غیرخودی است.
- هر چه برای غیر خدا انجام می شود نزد آنان کار بیخودی است چرا که ما عندکم ینفد و ما عندالله باق.
- در نظر آنان در عالم هیچ چیزی خود به خودی و بیخودی صورت نمی گیرد چون از حکمت و حول و قوۀ الهی سرچشمه می گیرد.
آنان همه و همه چیز را به خودی خود هیچ کاره می دانند چرا که معتقدند کل شیء هالک الا وجهه.
میوه ممنوعه را نچشید
سپیده دانایی
«اگر بتوانی تا زمانی كه او پی كاری می رود و برمی گردد صبر كنی، دو تا شیرینی جایزه می گیری. اما اگر نتوانی تا آن موقع صبر كنی، فقط یك شیرینی به تو می دهم و آن را همین الان به تو می دهم.»
مطلب بالا دستورالعملی است كه شش دهه پیش، شخصی به نام «والتر میشل» برای انجام دادن آزمایشی در دانشگاه استنفورد روی كودكان چهارساله اجرا كرد. به این اما و اگرهای میشل در جملات آزمونش توجه كنید.
كودكان و وسوسه شیرینی
تعدادی از كودكان در این آزمایش، چشمان خود را
می گرفتند تا مجبور نباشند به شیرینی وسوسه انگیز نگاه كنند یا سر خود را بین دست هایشان می گرفتند، با خود صحبت می كردند، آواز می خواندند، با دست ها و پاهایشان بازی
می كردند و حتی برخی سعی می كردند بخوابند تا شیرینی بیشتری نصیبشان شود. گروهی از كودكان بلافاصله پس از رفتن آزمونگر در برابر وسوسه خوردن شیرینی بدون در نظر گرفتن آن قیود، شیرینی را قاپیدند. والتر میشل پس از دوازده، سیزده سال دوباره به سراغ همان كودكان می رود. می گوید كسانی كه در چهار سالگی در مقابل وسوسه نفس مقاومت كرده بودند در نوجوانی، از نظر اجتماعی صالح تر بودند، كارآمد و دارای قدرت ابراز وجود بودند، بهتر می توانستند با
ناكامی های زندگی دست و پنجه نرم كنند و احتمال اینكه بر اثر فشار محیط غرولند كنند یا رشته كار از دستشان خارج شود بسیار كمتر بود.
وسوسه نفس چیست؟
در روان شناسی به آن «تكانه» می گویند و «تكانشوری» یعنی عدم توانایی مهار كشش ها و هوس ها. میل و خواسته گاه آنقدر قوت می گیرد كه این بار مولانا، لسان غیب می شود و می گوید: «ترك خشم و شهوت و حرص آوری - هست مردی و رگ پیغمبری.» مرد جوانی كه می خواهد یك شبه پولدار شود با این انگیزه دست به اشتباههای فاحشی می زند. پرونده های قضایی در بسیاری از جرایم، خشم و شهوت، سوء مصرف مواد و الكل، و كودكی كه نمی تواند در مدرسه تا زنگ تفریح صبر كند و خوراكی زنگ تفریحش را در كلاس درس می خورد همه و همه نشانی از عدم تقویت خویشتنداری دارند.
حال چطور می توان خویشتندار بود؟ چطور می توان خود را مهار كرد؟ در زمانه ای كه نگه داشتن ایمان برای مؤمن مانند نگه داشتن آتش در كف دست است و حفظ ایمان و بنیان خانواده و حرمت انسانی به قیمت رهایی یافتن از دلبركان مال و قدرت و خانه و زن و فرزند تمام می شود، چطور می توان روح و جان سالم به در برد؟ و چطور امكان دارد كه امروز آدمیزاده میوه ممنوعه را نچشد؟
تمرین خویشتنداری
هیچ تغییری به یكباره و بدون فراهم آمدن شرایط لازم و كافی رخ نمی دهد. كسی نه یك شبه هبوط می كند، نه عروج. به رفتار مادرانه سارا در حكایت زیر توجه كنید. سارا، دختری كه به نظر بیشتر از پنج سال ندارد، همراه مادرش در ایستگاه مترو منتظر رسیدن قطار است. جلوی چشمان سارا، دختر بچه ای هم سن و سال او، در حالی كه آدامس قرمزی در دهانش این طرف و آن طرف می گرداند، به همراه مادرش از ایستگاه خارج می شود. چیزی نگذشته كه سارا به مادرش می گوید: مامان آدامس داری؟ آدامس می خوام. مادر سارا می گوید الان كه ندارم. سارا از مادربزرگش كه همراه آنهاست، آدامس می خواهد. مادربزرگ سارا هم آدامس ندارد، سارا آدامس می خواهد. همین الان هم می خواهد. مادر یك دویست تومانی به او می دهد و می گوید: سارا، این پول رو نگه دار. الان آدامس ندارم. باید صبر كنیم تا قطار بیاد. وقتی رسیدیم، آدامس می خریم.
همان طور كه مشاهده می كنید، سارای پنج ساله آدامس هوس كرده. فوراً هم می خواهد داشته باشد. مادر وقت دارد و می تواند قبل از آمدن قطار برایش آدامس بخرد. می داند كه خواستن آدامس یك نیاز ضروری نیست و نداشتن آن ضربه ای به سارا نمی زند، اما به خوبی می داند كه فرزندش باید صبر كردن را یاد بگیرد و خویشتندار باشد و اكنون زمان مناسبی است تا این نیرو در وی تقویت شود. او سعی می كند با دادن پول خرید آدامس موقتاً بخشی از خواسته سارا را محقق سازد، ولی با تأخیر در برآوردن خواسته اش خویشتنداری را در وی تقویت می كند. بنابراین او هم صبر كرده و هم با تلاش خودش آدامس را به دست آورده است. رفتارهای به ظاهر ساده یك مادر می تواند مانع بسیاری از مشكلات در زندگی آینده كودكان باشد.
فواید روزه
روزه یكی از تمرین های به تأخیر انداختن و خویشتنداری است.
با آنكه تأكید فراوانی به روزه داری در دین اسلام شده، فواید آن تاكنون كمتر مورد تحقیق بوده است. البته تحقیقات در زمینه خودداری از خوردن و تأثیر آن بر سلامت جسمانی تا حدی بیشتر است. با این حال نمی توان گفت كه این همان روزه داری است، زیرا فرد روزه دار علاوه بر مهار خوردن و آشامیدن، سایر حواس و غرایز خود را نیز در محدوده زمانی خاصی به تأخیر می اندازد. در روزه داری اسلامی، علاوه بر سلامت جسمانی، سلامت روانی نیز مورد توجه است. یك بررسی در كشور اردن كه توسط داراكه (1992) انجام شده است، نشان می دهد در ماه رمضان، آمار خودكشی (كه می تواند از یك تكانه آنی ناشی شود) كاهش معناداری دارد كه درماه های دیگر نبوده و این كاهش در مردان بیشتر از زنان نشان داده شده است. در ایران در تحقیقات ابراهیمی و جهانی مقدم (1377)، تعداد مراجعات بیماران مصروع را به كلینیك در ماه رمضان با ماههای دیگر مقایسه کردند. آنها نیز كاهش 40 درصدی گزارش كردند. انصاری و جابری نیز در پژوهشی، مشاهده كردند كه در ماه رمضان، عزت نفس دانشجویان به طور معناداری بالاتر می رود.
همچنین، در تحقیقی میزان افرادی كه قبل از ماه رمضان مشكوك به اختلال روانی بوده اند در پایان ماه رمضان از 18درصد به 13 درصد رسیده است.
آنچه تحقیقات نشان می دهد نشان از آثار مثبت روزه حتی بر سلامت جسمانی مثل افزایش ساختار ایمنی، کاهش فشار خون و... است و در مجموع می توان پی برد که روزه نه تنها بر سلامت جسمانی بلکه در سلامت روان و روح افراد نیز برکات و آثار مفید فراوانی را می گذارد و تمرینی است برای خویشتنداری و تعالی روح.
منبع: تبیان
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی