صفحه 9--22 شهریور88
کشف محوطه هاي باستاني از 5400 سال قبل تا دوره اسلامي در رامهرمز
پس از 40 سال با از سرگيري مطالعات بررسي و شناسايي در دشت رامهرمز و همچنين سواحل شرقي رود اعلا، باستان شناسان موفق به کشف محوطه هاي باستاني از 5400 سال قبل تا دوره اسلامي شدند. شخم عميق زمين، سدسازي، احداث كانال ها، راه سازي، توسعه شهرنشيني و ديگر فعاليتهاي کشاورزي و آباداني، اين محوطه ها را تهديد مي کند.
هيئتي متشکل از باستان شناسان جوان براي نخستين بار پس از بررسي و شناسايي ساحل شرقي رود اعلا در رامهرمز موفق به کشف تعداد زيادي محوطه باستاني از 5400 سال قبل تا دوره اسلامي شدند.
«لقمان احمد زاده شوهاني»، سرپرست هيئت بررسي و شناسايي رامهرمز با اعلام اين خبر گفت:« بررسي هاي انجام گرفته در ساحل شرقي رود اعلا منجر به کشف محوطه هاي باستاني شد که پيش از اين ناشناخته مانده بود.»
وي در ادامه گفت:«محوطه هاي شناسايي شده به دوره هاي باستاني از قبيل شوشان ميانه
متأخر(4800- 5400 پ.م)، شوشان جديد1(4500- 4800 پ.م)، شوشان جديد2(4000- 4500پ.م)، آغاز ايلامي (2600- 3000پ.م)، ايلامي ميانه(1000- 1500پ.م)،
ايلامي جديد(500- 1000 پ.م)، هخامنشي
(331 - 550 پ.م)، پارتي(224م. - 250پ.م)، ساساني
(652 - 224م.) و اسلامي مربوط مي شود.»
به گفته وي نخستين فصل بررسي دشت رامهرمز
از اين روي مهم بود که پس از گذشت 40 سال فعاليت جدي باستان شناسي در رامهرمز آغاز شده است. گرچه براي انجام بررسي هاي باستان شناسي اقدامي ديرهنگام بوده است.
احمدزاده درباره اين بررسي و شناسايي گفت:
« هدف اصلي ما در اين فصل، بررسي ساحل شرقي رود اعلا بود. زيرا اين بخش تاکنون بررسي نشده بود و اطلاعات استقراري و زيست محيطي آن در تفسير سازمان استقراري دشت رامهرمز بسيار مهم است. به همين دليل ما بيشترين زمان خود را به بررسي اين بخش اختصاص داديم.»
وي افزود:« يکي ديگر از بخشهاي رامهرمز که تاکنون بررسي نشده ارتفاعات بخش شرقي دشت رامهرمز است. بيشتر اين منطقه ناشناخته به طور سنتي بخشي از قلمرو و چراگاه زمستاني کوچ نشين بَهمئي به شمار مي آيند.»
بررسي اين منطقه به منزله پي بردن به پراکندگي مکان هاي باستاني در مناطق دور افتاده کوهپايه اي شرق دشت رامهرمز بود.
احمدزاده گفت: «چون کوچ نشينان هنوز از اين منطقه استفاده مي کنند، درصدد پي بردن به ماهيت محوطه هاي باستاني و ارتباط مکاني آنها با يکديگر و منابع طبيعي بوديم. همچنين در اين بخش مايل بوديم به پراکندگي جغرافيايي سفال آغاز عيلامي پي ببريم. به همين دليل، محدوده هاي مشخصي در امتداد رود فصلي سور[شور]، بررسي و چندين مکان باستاني شناسايي شد. بدون شک ماهيت اين مکان هاي باستاني شباهت روشني با شماري از استقرارهاي عشايري کوچ نشين امروزي اين منطقه دارد.
وي در ادامه گفت: «با بررسي اين منطقه براي نخستين بار مجموعه شواهد باستان شناختي
متقاعد کننده درباره وجود جنبه هاي مختلفي از جوامع کوچ نشين با اسکان موقت در دوران هاي آغاز ايلامي(2600- 3000 پ.م) و هخامنشي(330-550 پ.م) در ارتفاعات بخش شرقي دشت رامهرمز به دست آمد. به اين ترتيب مشاهدات ما فرضيه هاي موجود در ارتباط با توسعه کوچ نشيني در طي اين زمانها را تقويت کرد. افزون بر اين در اين محدوده بقاياي گورستان کوچکي را کشف کرديم که احتمالاً مرتبط با عشاير کوچ نشين باستاني است.»
سرپرست هيئت بررسي و شناسايي همچنين درباره ادامه اين مطالعات گفت: «يکي ديگر از بخشهاي رامهرمز که بيشترين زمان بررسي را به آن اختصاص داديم بخش غربي دشت رامهرمز بود. بررسي غرب دشت رامهرمز لزوماً به دنبال کشف مکانهاي باستاني نبود، زيرا اين امر توسط دونالد مک کاون(1948)، اليزابت کارتر و هنري رايت(1968) و عباس عليزاده(2006) در گذشته صورت گرفته بود. در واقع قصد ما آن بود که در فرصت کوتاه باقيمانده علاوه بر ثبت موقعيت جغرافيايي محوطه هاي شناسايي شده توسط رايت و کارتر با استفاده از GPS، آنها را مورد بازبيني قرار دهيم.»
به گفته وي از 42 محوطه اي که توسط رايت و کارتر فهرست و تاريخگذاري شده اند، به استثناي 3 محوطه کوچک که ظاهراً با گسترش شهر امروزي رامهرمز تخريب شده اند، تنها 8 محوطه بازبيني نشده است.
بخش ديگر اين بررسي، شناخت پس کرانه زيست محيطي و فرهنگي رود شور بود. اين بررسي تنها منجر به کشف دو مکان باستاني از دوره شوشان ميانه متأخر(4800- 5400 پ.م) و شوشان جديد1 (4500- 4800 پ.م) شد.
از مهمترين برآمدهاي اين بررسي را مي توان شواهد باستان شناختي قوي مبني بر گروههاي کوچ نشيني باستاني در دشت رامهرمز دانست.
تهيه نقشه باستان شناختي دشت رامهرمز، تأسيس بانک اطلاعاتي و ساختار اطلاعات جغرافيايي و پردازش اطلاعات، ايجاد بانک سفال و به منظور معرفي و تحليل داده هاي باستان شناختي حاصل بررسي از مهمترين اهداف و اولويت هاي گروه باستان شناسي دشت رامهرمز است.
احمدزاده درباره وضعيت حفاظتي آثار و محوطه هايي که شناسايي و کشف شده اند،
گفت: «تخريب مكان هاي باستاني اين دشت در دهه اخير، افزايش يافته است. شخم عميق زمين، برنامه مهار آب ازجمله سد سازي، احداث كانالها، راه سازي، توسعه شهرنشيني و ديگر فعاليتهاي کشاورزي و آباداني منجر به ويران شدن هميشگي آثار و مدارك باستاني در اين دشت خواهد شد. در بسياري از مناطق، ميزان و شدت بحران حتي به مرحله اي خارج از تصور رسيده است.
به اين موارد مي توان هجوم غارتگران و عتيقه جويان به آثار باستاني با استفاره از وسايل جديد فلزيابي را اضافه نمود كه با توجه به كشف گنجينه جوبجي و گسترش تب گنج يابي در بين اهالي و هجوم قاچاقچيان اشياي عتيقه به تپه ها و محوطه هاي مهم اين دشت وضعيت ناگواري را بوجود آورده كه موجب نگراني هاي فراواني شده است.»
احمدزاده درباره تداوم اين مطالعات گفت: «درحقيقت ما فصل نخست بررسي يعني زمستان 1387 را مقدمه اي براي به دست آوردن تصوير به نسبت قابل قبولي از تحولات اين منطقه بينابيني فارس و خوزستان در نظر گرفتيم، فصلي که تجربه حاصل از آن چگونگي کار در آينده را نشان مي دهد. در حال حاضر در صدد آماده سازي طرح پژوهشي و ارائه آن به پژوهشکده باستان شناسي براي آغاز فصل دوم بررسي دشت رامهرمز هستيم.»
بررسي ها و کاوش هاي باستان شناسي در دشت رامهرمز نشان داده که قديميترين استقرار آن تنها در يک محوطه به نام اِسوِده و در مرحله شوشان عتيق پا گرفته است.
به دليل شناخته شدن محوطه هاي همزمان با اين محوطه در دشت شوشان و کوهپايه هاي
فارس و موقعيت بينابيني اين محوطه، کاوش لايه نگاري در اين محوطه مي تواند تأثيرات متقابل فرهنگي بويژه سفالگري اواخر دوره شوشان عتيق اوايل دوره شوشان قديم را آشکار کند.
با توجه به روند تخريب هاي صورت گرفته و کاوش هاي غير مجاز در اين محوطه، در صورت انجام نشدن کاوش، شواهد باستان شناختي مربوط به اين دوره ها از دسترس باستان شناسان به دور
خواهد ماند.
احمدزاده در پايان گفت: «کاوش چنين محوطه هايي به منظور مطالعه دوران هاي گذار از شوشان ميانه به شوشان جديد 1و 2 اهميت دارد. از آنجايي که باستان شناسي روز به روز به مشکل هاي انسان و تعامل آن با محيط زيست و بازسازي جوامع انساني از اين ديدگاه گرايش پيدا مي کند، با کاوش هاي گسترده و مستمر در برخي از محوطه هاي پيش از تاريخ رامهرمز
مي توان تعامل انسان با محيط زيست را مورد مطالعه قرار داد.
اين ديدگاهي است که در آن مواد پيش پا افتاده مانند استخوان، گرده گل، دانه هاي گياهي، ميزان رطوبت هوا، ظرفيت هاي زيست محيطي و غيره براي هيئت هاي باستان شناسي نقش عمده در بازسازي جوامع باستاني ايفا مي کند.»
كشف راهروها و اتاق هاي مخفي زير اهرام ثلاثه مصر
پس از سال ها كاوش، مجموعه اي از راهروها و اتاق هاي مخفي زير اهرام ثلاثه مصر كشف شدند كه مي توانند راه را براي كشف رازهاي اهرام هموار كنند. زاهي هواس- دبير كل ارشد هيئت آثار باستاني مصر - از كشف مجموعه اي از راهروها و اتاق هاي مخفي زير اهرام ثلاثه مصر خبر داد و اظهار اميدواري كرد كه اين كشف بتواند راه را براي كشف رازهاي اهرام ثلاثه مصر، مجسمه ابوالهول و اثري معروف به مقبره خدا كه در ديوارنگاره هاي تمدن مصر باستان بارها از آنها نام برده شده است، همواره كند. كاوش براي كشف اتاق ها و راهروهاي مخفي زير اهرام ثلاثه مصر از سال 2002 ميلادي در قالب يك پروژه مشترك توسط باستان شناساني از مصر و گروهي از باستان شناسان موزه بريتانيا آغاز شده است و تا به حال آثار تاريخي زيادي كشف شده اند. البته نخستين پروژه كاوش براي كشف رازهاي اهرام ثلاثه در سال 1815 ميلادي توسط باستان شناسان كشور انگليس انجام شده است. يكي از باستان شناسان اين پروژه در گفتگو با خبرگزاري دولتي مصر، راهروهاي كشف شده را عريض و مملو از هزاران خفاش توصيف كرد كه در ابتداي ورود به آنها، نفس كشيدن بسيار دشوار مي شود. طبق متون تاريخي و ديوارنگاره هاي اهرام ثلاثه مصر، مقبره اي با عنوان مقبره خدا كه از آن به عنوان محل زندگي ارواح ياد مي شود، زير اهرام ثلاثه قرار دارد و از آن براي انجام مراسم تدفين استفاده مي شده است. اهرام ثلاثه مصر و مجسمه ابوالهول، از آثار تاريخي شاخص جهان هستند كه با چندهزار سال قدمت از جمله آثار ثبت شده مصر در فهرست ميراث جهاني يونسكو می باشند. تاكنون هيچ تصويري از اين كشف تاريخي در اختيار رسانه ها قرار نگرفته است.
کشف تخته سنگى با نقش ردپاى دايناسور در کرمان
به گزارش ايسنا، مهندس مسعود ناظم زاده سرپرست مديريت زمين شناسى و اکتشافات معدنى جنوب شرق کشور (کرمان) از کشف تخته سنگى با نقش ردپاى دايناسور در کرمان خبر داد و گفت: اين تخته سنگ که قدمت آن بيش از 190 ميليون سال تخمين زده مى شود، به طور اتفاقى در منزل يکى از اهالى روستاى دشتخاک واقع در زرند کشف شد. وى با بيان اين که اين سومين رد پاى دايناسور کشف شده در استان کرمان است، خاطرنشان کرد: اين تخته سنگ داراى ابعاد 50 در 80 سانتى متر و ضخامت 5 سانتى متر است و شامل 14 تا 15 نقش پاى بچه دايناسور است. سرپرست مديريت زمين شناسى و اکتشافات معدنى جنوب شرق کشور درباره چگونگى کشف اين تخته سنگ، يادآور شد: اين تخته سنگ بيش از 30 سال به عنوان ديواره حوضچه منزل يکى از اهالى دشتخاک استفاده مى شد که دهيار سابق منطقه از نزديکان صاحب خانه به طور غيرمنتظره متوجه نقوش غيرعادى در آن شد که پس از اطلاع به يکى از دوستان زمين شناس خود، تخته سنگ مورد نظر به مديريت زمين شناسى و اکتشافات معدنى جنوب شرق کشور منتقل شد.
کشف کره سه هزار ساله در ايرلند جنوبي
خمره کره اي سه هزار ساله به دست گارگران يک معدن زغال سنگ در منطقه اي لجن زار در شمال ايرلند کشف شد.
اين خمره چوبي که مملو از کره بوده و نزديک به 77 پوند وزن داشته و درپوشي محکم روي آن را پوشانده بود، نزديک به سه فوت طول داشته و به گفته باستان شناسان به عصر آهن تعلق داشت.
باستان شناسان معتقدند، اين مقدار کره مطمئناً محصول يک جامعه کوچک بوده و يک فرد به تنهايي قادر به توليد آن نبوده است، زيرا براساس متون تاريخي استفاده از کره هاي حيواني بيشتر براي چرب کردن بدنه ظرف ها براي بهتر آماده کردن غذا بوده و اين مقدار کره براي يک نفر بسيار زياد بوده است.
اين خمره که 3000 سال از قدمت آن مي گذرد، هم اکنون براي آنجام آزمايشات دقيق تر در آزمايشگاه موزه باستان شناسي ايرلند جنوبي قرار دارد.
به گفته باستان شناسان، محل کشف اين خمره، يکي از مناطق شناخته شده باستاني است که پيشتر آثاري همچون سرنيزه، ظروف سفالي و بقايايي از جسد انساني نيز در آن کشف شده بود.
پاكستاني ها، بناهاي تاريخي را براي خانه سازي تخريب مي كنند!
بناهاي تاريخي دره اي در پاكستان در آستانه نابودي كاملند.
دره تاكسيلا (Taxila) علاوه بر دره اي تاريخي، بخشي از هويت پاكستان است؛ ولي در سال هاي اخير به دليل بي توجهي نسبت به آثار آن، بخش اعظم آثار تاريخي اين دره در آستانه نابودي كامل قرار گرفته است.
آثار دره تاكسيلا از ارزشمند ترين آثار تاريخي پاكستان و قاره آسيا هستند و قدمت برخي از آنها حتی به 2600 سال مي رسد.
در سال هاي گذشته، كاوش هاي زيادي در محوطه هاي تاريخي اين دره انجام شده اند كه حاصل آن ها، كشف هزاران اثر تاريخي بوده و آخرين فصل كاوش در سال 1989 ميلادي انجام شده است؛ اما از دو دهه پيش، هر اقدام حفاظتي در اين منطقه متوقف شده است. تمام بناهاي تاريخي دره تاكسيلا از قطعات بزرگ سنگ ساخته شده اند و اين امر سبب شده است كه مردم محلي از اين قطعات در خانه هاي خود استفاده كنند.
يكي از بناهاي تاريخي شاخص دره تاكسيلا، كاروانسرايي تاريخي است كه در قرن 16 ميلادي توسط يكي از امپراتوران مغول هندوستان ساخته شده و اكنون بخش اعظم ساختمان آن توسط مردم محلي تخريب و به عنوان مصالح ساختماني از آن استفاده شده است.
پيش بيني مي شود، در سال هاي آينده، آثار تاريخي دره تاكسيلا كه بخش قابل توجهي از آنها يادگارهايي از پيروان آيين بودا در هزاران سال پيش هستند، از بين رفته باشند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی