صفحه 9--11 مهر
اقتصاد بدون مصرف چگونه درمان می شود؟
رابرت ساموئلسون
پیش از اینکه از بهبود اوضاع اقتصادی در ایالات متحده آمریکا بسیار سرمست شویم، باید به یاد داشته باشیم که رکود و فروپاشی اقتصاد پدیده ای جهانی بود. بهبود هیچ شرایط اقتصادی نمی تواند موفقیت آمیز محسوب شود مگر اینکه شرایط اقتصادی کل جهان بهبود یافته باشد. حال این سوال مطرح است که آیا این موضوع رخ داده است؟
دنیا دیگر نمی تواند برای رشد اقتصادی به هزینه های مصرفکنندگان آمریکایی حساب باز کند؛ آمریکاییهایی که زیر بار سنگین بدهی چند تریلیون دلاری قرار دارند. بدون جایگزینی برای خریدهای شهروندان ایالات متحده، هر نوع احیای بهبودی جهانی شرایط اقتصاد ضعیف خواهد بود. چون ایالات متحده به رشد اقتصادی به وسیله صادرات نیاز دارد و دیگر کشورها باید به نحوی فروش از دست داده خود را به ایالات متحده جبران کنند.
به نظر می رسد کشورهای در حال توسعه جایگزین خوبی برای هزینه های آمریکاییها که پیشتر از آن به عنوان موتور اقتصادی جهان یاد می کردند، هستند.
این کشورها پیشتر تقریباً نیمی از محصولات و تولیدات اقتصادی جهان را به خود اختصاص می دادند به طوریکه صندوق بین المللی پول طی برآوردی اعلام کرد که چین 4/11 درصد،هند 8/4 درصد و برزیل 9/2 درصد، تقریباً یک پنجم آن را تشکیل می دهند.
تمامی این جوامع نیاز گسترده برای خانه سازی، مصرف کالاها و امور بهداشت عمومی دارند. این کشورها باید برای بازارهای داخلی خود بیشتر تولید و کمتر صادرات کنند.
هزینه های داخلی قوی تر نیز باعث افزایش درخواستها برای واردات در این کشورها خواهد شد. در نتیجه ایالت متحده بیشتر صادرات و کمتر کالا وارد خواهد کرد. در نهایت آنچه که اقتصاددانان عدم توازن در اقتصاد جهانی می خوانند، کاهش
می یابد، رشد اقتصادی جهان احیا خواهد شد و مشکلات حل و فصل می شود.
احتمالاً این تغییر و تحول در حال آغاز شدن است. دیگر کشورها در واکنش به مصرف کنندگان مات و مبهوت آمریکایی، باعث رونق اقتصادی خود شده اند. (بارزترین این کشورها چین است.)
چین در دومین چهار ماه سال با رشد چشمگیر 9/7 درصدی روبه رو بوده است.
براساس اعلام صندوق بین المللی پول هند نیز در سال جاری با رشد اقتصادی 4/5 درصد و در سال آینده با رشد 5/6 درصدی روبه رو خواهد شد.
چشم انداز رشد اقتصادی برزیل نیز خوب است. این کشور از پایگاه قوی صنعتی و همچنین از کارآفرینان و سرمایه گذاران پرانرژی و خلاق بهره مند است. بدهی دولت برزیل از 85 درصد تولید ناخالص ملی در سال 2002 به 65 درصد کاهش یافته است.اما با این حال جا برای شک وشبهه وجود دارد. اگر آمریکایی ها
در حال کمتر هزینه کردن و بیشتر پس انداز کردن هستند، بنابراین یک اقتصاد جهانی متعادل به مردمی در دیگر نقطه نیاز دارد که بیشتر هزینه و کمتر پس انداز کنند. عدم توازن عظیم در امور تجارت در اصل ناشی از میزان پس اندازها و صرفه جویی هاست، بویژه در آسیا که هزینه های داخلی را کاهش می دهد و باعث رشد به وسیله صادرات خواهد شد. در سال 2008 ، میزان صرفه جویی و پس انداز در چین 54 درصد، هنگ کنگ 35 و تایوان 28 درصد تولید ناخالص داخلی بود. میزان پس اندازها در آمریکا 12 درصد تولید ناخالص داخلی بود.
از دیدگاه نظری، این حجم عظیم از صرفه جویی و پس انداز میتواند توسط مقدار یکسان از هزینه های سرمایه گذاری جذب شود، اما برای اکثر کشورهای آسیایی (به جزهند) کمبود سرمایه گذاری وجود دارد. اما در چین به رغم رشد سریع اقتصادی، اشتغال زایی در این کشور ضعیف انجام می شود (سالانه از سال 2000، یک درصد).
همزمان با اینکه بازارهای آمریکا و اروپا ضعیف شده اند، صادرکنندگان چینی به بازارهای در حال ظهوری همچون برزیل و مصر رو آورده اند. صادرات چین می تواند به دیگر کشورهای در حال توسعه ضربه بزند. نیکلاس لاردی از موسسه پترسون نیز معتقد است که رهبران چین به وابستگی خطرناک این کشور به صادرات واقف هستند. آنها تلاش می کنند تا با کاهش صرفه جویی و پس اندازها، هزینه های داخلی را افزایش بدهند.
به گفته لاردی یکی از دلایل پس انداز و صرفه جویی بالا، متزلزل بودن شبکه امنیت اجتماعی در کشورها است. زمانیکه شرکتهای دولتی، بیمه های مستمری و خدمات درمانی به کارکنانشان می دهند و کارکنانشان به این بیمه ها وابسته هستند اگر این شرکتها تعطیل شوند، بیمه های افراد نیز قطع شده بنابراین کارگران مجبورند برای زمان بیماری وپیری پول بیشتری پس انداز کنند. این همان عدم تضمین شبکه امنیت اجتماعی است که چین در حال بهبود آن است. از سال 2005 هزینه ها در امور بیمه خدمات درمانی، مستمری و آموزش در چین دو برابر شده است.
آنچه مهم است ظرفیت سیاسی و یا حتی ظرفیت فرهنگی کشورها بویژه چین برای کنار گذاشتن رشد اقتصادی به وسیله صادرات است. اقتصاد جهانی در یک مقطع سرنوشت ساز قرار دارد. سالهاست، هزینه های زیاد آمریکاییها رونقی برای یکسری از کشورها به همراه داشته است. حال که این هزینه ها در آمریکا به شدت کاهش یافته است، لازم است دنیا اصول و سرمشق های جدیدی برای رشد اقتصادی در دستور کار خود قرار بدهد.
منبع: باشگاه اندیشه
راهی مستقیم به آرامش درون
همه ما کم و زیاد از افراد مختلف و به بهانه های گوناگون، صدمه های روحی دیده ایم؛ اعتمادها از بین رفته و قلبهایی شکسته شده است. این صدمات برای مدت کوتاه بسیار معمولی هستند اما همین دردها گاهی اوقات ماندنی می شوند و ما با یادآوری و آن صدمات این دردها را دوباره زنده کرده و با آنها دست و پنجه نرم می کنیم.
این مسئله نه تنها باعث ناراحتی ما شده بلکه می تواند روابط ما را بیش از پیش خدشه دار کرده و باعث برآشفتگی و بی میلی در رویارویی با مردم شود. ما گاها در دایره خشم و عصبانیت گرفتار می شویم و زیبایی های زندگی را از یاد می بریم. ما باید بخشیدن را بیاموزیم و آنرا در زندگی خود جاری سازیم. بعضی اوقات بخشیدن یک فرد چنان می تواند فضای ذهنی ما را باز کند که هیچ عمل دیگری به آن نمی رسد. مثلا ما چند سال پیش از یکی از دوستان خود صدمه ای روحی خورده ایم
که تا امروز آنرا در ذهن خود می پرورانیم. اما باید بدانیم که با بخشیدن آن فرد علاوه بر اینکه فضای ذهنی خود را باز کرده بلکه فردی دیگر را خوشحال نموده ایم.
چرا باید دیگران را بخشید ؟
بخشش می تواند مسیر زندگی افراد را عوض کند. البته نه بخششی که به معنای فراموش کردن و پاک کردن گذشته است، بلکه بخشیدن به معنای واقعی و از اعماق قلب و ته دل. البته باید دقت کنیم که ما نباید سعی در عوض کردن رفتار فرد مقابل داشته باشیم . چرا که مهار رفتار افراد دست ما نیست اما مهار خشم و عصبانیت خودمان در دست خودمان است. در اینجا دلایلی برای بخشیدن افراد ذکر می گردد:
1 - نبخشیدن افراد مانند حمل کردن توده ای از بار منفی است که همین امر موجب اختلالاتی در ذهن و متعاقب آن در جسم انسان می شود. چراکه هر تصوری در درون، انعکاسی به بیرون دارد.
2 - گذشته ای خوب و عاری از تقصیر و گناه دیگران باعث شادابی و سرحالی می شود و باعث می شود که با هر نگاه به گذشته، فقط خاطرات خوش و خوب جلوه کند و با بخشیدن خاطرات بد و منفی خودبخود پاک می شوند.
3 - بینش افراد نسبت به ما و شخصیت ما بهتر شده و ما را به عنوان فردی با گذشت و مورد اعتماد قبول می کنند همچنین با بخشیدن، فرد مورد نظر را برای همیشه مدیون خود کرده ایم. (البته اگر خطای وی به عمد بوده باشد)
4 - شاید این شرایط برای خود ما هم پیش آید و ما نیز روزی نیازمند بخشیده شدن از جانب دیگران شویم.
چگونه ببخشیم؟
بخشیدن آسان نیست اما ما می توانیم در عرض یک روز و یا حتی در چند ثانیه یک نفر را ببخشیم. ابتدا باید با خود عهد ببندیم که می خواهیم تغییر کنیم و می خواهیم فضای ذهنی خود را باز کنیم و نیز باید بدانیم که مزمن شدن این دردها باعث آسیب جدی به روح و روان انسان می شود.
یکی از راههای ساده برای بخشیدن افراد این است که خودمان را جای فرد گنهکار بگذاریم. ببینیم چرا او دست به چنین کاری زده است و از خود بپرسیم «کدام رفتار من باعث شده تا او چنین کند؟» و همیشه همه را خوب بدانیم. بدانیم که هیچ کس از ابتدا خطاکار نبوده و هیچ کس قصد آزار و اذیت دیگری را ندارد. راه دیگر برای بخشیدن افراد این است که بدانیم که گذشته دیگر برنمی گردد و اتفاقی که افتاده دوباره از نو طراحی نمی شود. پس چرا خود را ناراحت کرده و غده ای را در ذهن خود بوجود آوریم و با نبخشیدن افراد آن غده را روز بروز بزرگتر کنیم؟ با خود تصور کنیم که نبخشیدن ها مانند سنگهایی هستند که سر راه پیشرفت ما قرار دارند. ما با بخشیدن آرامش را برای خود به ارمغان آورده و در واقع لطفی به خودمان می کنیم. (این قضیه جدی است)
همچنین ما باید دلسوز همنوع خود باشیم. هر کسی در مواقع عصبانیت و یا حتی در حالت عادی و از روی بی فکری دست به اقداماتی می زند که شاید از نظر بسیاری از افراد درست نباشد و عامل ناراحتی آنان شود. پس این مسئله را دلیل بر بی فکری فرد در لحظه عصبانیت وی در نظر بگیریم.
دیدگاه
قسمت اول
پاسخ به شبهات پیرامون ولایت فقیه
تهیه و تنظیم: محمدرضا هاجری
ولایت فقیه برای مسلمین یک هدیه ای است که خدای تبارک و تعالی داده است.
«امام خمینی (ره)»
1 - القای مسئله دور مبنی بر اینکه ولی فقیه شورای نگهبان را انتخاب می کند و شورای نگهبان صلاحیت کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری را تأیید می کند و سپس مجلس خبرگان، رهبری را تعیین می کند، چگونه قابل دفاع می باشد؟
اول: رهبری فقط 6 نفر فقهای شورای نگهبان را طبق اصل 110 قانون اساسی منصوب می کند و 6 نفر حقوقدان شورای نگهبان طبق اصل 91 قانون اساسی بوسیله رئیس قوه قضائیه انتخاب و برای تأیید به مجلس شورای اسلامی معرفی می شوند.
دوم: طبق اصل 108 قانون اساسی، شورای نگهبان، تنها برای نخستین دوره خبرگان، شرایط را مشخص می کند و پس از آن هر گونه تغییر و تجدید نظر در قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خبرگان است. در حال حاضر شورای نگهبان از طرف رهبری هیچگونه وظیفه ای برای تأیید صلاحیت کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری ندارد.
سوم: خود مجلس خبرگان رهبری به منظور استفاده از تجربیات فقهای شورای نگهبان، طبق آیین نامه داخلی خود، تأیید صلاحیت کاندیداهای خبرگان رهبری را به فقهای شورای نگهبان تفویض نموده و می تواند آنرا پس گرفته و به هر مرجعی که صلاح می داند، واگذار نماید. پس مسئولیت تأیید صلاحیت کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری را رهبری به شورای نگهبان نداده که دور صورت گیرد بلکه خود مجلس خبرگان این مسئولیت را تفویض کرده که می تواند پس بگیرد. با توجه به موارد مستند فوق الذکر، شبهه دور از ریشه غلط و چنین موردی وجود خارجی ندارد.
2 - چرا صلاحیت اعضای مجلس خبرگان رهبری را مراجع به جای شورای نگهبان تأیید نمی کنند؟
تصمیم در این مورد در اختیار مجلس خبرگان رهبری است که باید آنرا طرح و سپس تصویب و اجرایی نمایند. طبق قانون اساسی تأیید صلاحیت اعضای مجلس خبرگان رهبری اصلاً بعهده شورای نگهبان گذاشته نشده و این اختیار را خود مجلس خبرگان به شورای نگهبان تفویض نموده است. مرحوم
آیت الله مشکینی ریاست وقت مجلس خبرگان رهبری، علت اینکه تأیید صلاحیت خبرگان را به شورای نگهبان واگذار کرده اند نه مراجع، بخاطر این بود که خود مراجع و فقهای بنام با مراجعه کاندیداها به آنها برای گرفتن تأیید اجتهاد، بعضاً در معذورات اخلاقی حتی فشار قرار می گرفتند و خود آنها از مجلس خبرگان درخواست کردند که تأیید صلاحیت اجتهاد کاندیداها را به نهاد دیگری بدهند که معذورات نداشته و زیر فشار قرار نگیرند. بنابراین پس از بررسی همه جانبه در مجلس خبرگان رهبری، باتفاق آرا تصمیم گرفتند، تأیید صلاحیت کاندیداهای خبرگان رهبری را به فقهای شورای نگهبان واگذار نمایند. در حال حاضر هم خود مجلس خبرگان رهبری می توانند، مرجع تأیید صلاحیت خبرگان را از شورای نگهبان گرفته، به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یا مراجع تفویض نمایند. در دوره اول خبرگان، رایزنی برای دریافت تأییدیه اجتهاد تبدیل به معضلی شده بود که هم برای مراجع ناراحت کننده بود و هم کسانی تأییدیه دریافت کرده بودند که مجتهد نبودند بنابراین تأییدیه از مراجع طبق آئین نامه داخلی مجلس خبرگان رهبری لغو و به شورای نگهبان تفویض شد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی