صفحه 9--19 مهر88
ورود به جزيره ناشناخته
اگر از شما خواسته شود درباره خودتان چند جمله توضيح دهيد و يا درحالت کلي درباره خودتان صحبت کنيد ،شما چه مي گوييد ؟ آيا احساس نمي کنيد که درباره اخلاق وروحيات خود واقعاً چيز زيادي نمي دانيد؟ حال از شما مي خواهيم درباره دوستتان يا يکي ازاقوامتان صحبت کنيد ويا سؤال مي کنيم نظرشما درباره فلان آقا يا خانم چيست؟ دراکثر مواقع صحبت کرده و نظرمي دهيد وخيلي راحت درباره او نتيجه گيري مي کنيد، گويا او را بهتر از خودتان مي شناسيد.
اينکه ما خواسته يا ناخواسته دوست نداريم درباره خودمان فکرکنيم و يا درست فکر کنيم، دلايل زيادي دارد وآثار مختلفي بر روند زندگي، احساسات، عواطف و روابط ما مي گذارد. در بسياري موارد آزردگي ها و مشکلات عاطفي ما نتيجه انباشته شدن احساسات حل و فصل نشده اي است که مانع مي شوند، از زمان حال و زندگي روزمره برداشت و تجربه درستي داشته باشيم. اين احساسات گاه قدمتي ديرينه دارند و به دوران کودکي بر مي گردند وگاه ناشي از يک حادثه نزديک جروبحث با يک همکار يا همسايه است. احساسات ابراز نشده قضاوت را مخدوش و شما را بسيار حساس و عصباني مي کند. پس در برابر مسائل واکنش نامناسب نشان داده و مهارتان را از دست مي دهيد. اگر انسان بتواند محدوده تأثیر عوامل محيطي را بر رفتار و شخصيت خود مهار کند، کمک زيادي به سلامت رواني خود کرده است. براي رسيدن به عواطف مثبت وسازنده مهم است که نقطه ضعف هاي شخصيتي خود را بشناسيد و بدانيد که چگونه اين نقاط در ادراک و روابط شما اثر مي گذارد. هدف شما اين است که رشد کنيد و تا حد امکان به شکوفايي و شادکامي برسيد. وقتي شما مسائل عاطفي حل نشده اي داريد، لحظه حال را با مسائل مربوط به گذشته مخدوش مي کنيد. براي حل اين مشکل بايد معاني احساسات خود را درک کرده و بياموزيد که آنها را مستقيماً ابراز کنيد.
احساس خود را آزاد کنيد و به نحو احسن با آن کنار بياييد.
زندگي خوب و اثربخش شرايطي است که بتوانيد آزادانه آنچه را که مي خواهيد بگوييد وآنچه را مي خواهيد احساس کنيد و به جامعه بشري سود برسانيد. اطلاع از استعدادهاي خود براي رسيدن به زندگي شاد ضروري است. اگر مي خواهيد معناي زندگي را احساس کنيد بايد استعدادهاي خود را بروز دهيم، ياد بگيريم آزادانه خود را باورکنيم و احساساتمان را جهت بدهيم. شما اگر ناراحتي را در سينه نگه داريد، خشم ابراز نشده را در خود انباشته مي کنيد، وقتي رنجش به دل داريد، نمي توانيد نسبت به خود احساس خوبي داشته باشيد، خود را شايسته موفقيت
نمي دانيد و در نتيجه کارمثبتي انجام
نمي دهيد. مشکل اينجاست که ما هميشه احساسات منفي خود را آنقدر قورت
مي دهيم تا به لحظه انفجار برسيم، خيلي مواقع افراد ازترس اينکه روابطشان تيره شود، احساسات منفي خود را حل نشده نگه مي دارند، غافل ازاينکه احساسات منفي و ناخوشايند به مرور زمان افراد را به لحظه انفجار نزديک مي کند و روابط سالم و شاد رنگ مي بازد. بالارفتن ظرفيت پذيرش انتقاد، قدرت و مهارت بروز مناسب احساسات منفي کمک زيادي به افراد
مي کند. رنجش هاي کوچک وجمع شده سبب تحريف افکار و احساسات مي شود .
چطور مي شود اظهار نظري کوچک ناگهان به بلوايي منجرشود که آرام کردن آن مدتها طول مي کشد؟ بديهي است اين همه نيروي منفي متعلق به آن اظهارنظرکوچک يا آن مسئله ساده نيست، بلکه علت آن را بايد ازمطالب ذکر شده در بالا پيگيري کنيم. شما مجموعه آن چيزهايي هستيد که تاکنون براي شما اتفاق افتاده است .
حوادث خوش و ناخوش به اتفاق شما را ساخته اند. حالا شما مسئوليت داريد تا گذشته خود را سامان دهيد و مديريت کنيد و هرگز تحت تأثیر آن تجارب منفي باقي نمانيد. بايد استعدادهاي خود را بروز دهيم، ياد بگيريم آزادانه خود را باورکنيم و احساساتمان راجهت بدهيم. شما اگرناراحتي را در سينه نگه داريد، خشم ابراز نشده را در خود انباشته مي کنيد. اگر واقع بين تر باشيد، حتماً به اين نتيجه مي رسيد که معناي زندگي اين است که استعدادها و توانمندي هاي خود را بشناسيد و در مواقع لزوم با ديگران سهيم شويد و با مديريت عواطف و احساساتتان اززندگيتان آگاهانه لذت ببريد. بشر امروزي همواره سعي کرده است که رفتارخود را بيشتر به فکر و تعقل نسبت دهد و به عواطف و احساسات آن چنان که لازم است، توجهي نکرده است. انسان بدون عواطف و احساس، پوچي را تجربه مي کند و هدفي را دنبال نمي کند و از طرفي هيجانات نيز به شدت رفتار انسان ها را تحت تأثیر قرار مي دهد. بسياري از ما درباره هيجانات خود آگاهي و شناخت لازم را نداريم و در برخي موارد اسيرآنها مي شويم، بديهي است شادکامي و خودشکوفايي زماني محقق مي شود که بين هوش به معناي تعقل وتفکر (IQ) وهوش هيجاني يا عاطفي تناسب و توازن برقرار شود. شناخت عواطف و هيجانات و در کل شناخت خود فقط به معني آشنايي با نقاط ضعف وکاستي هاي خود نيست. بهتر است که همزمان نقاط قوت و مواضع قدرت فردي را بشناسيم تا از اين طريق بتوانيم تغييرات سازنده تري در زندگي خود و ديگران ايجاد کنيم و چون تغييرات حاصل برگرفته از نيروهاي مثبت درون است، انگيزه فرد را براي پيشرفت وخود شکوفايي افزايش مي دهد.
وقتي که وارد جزيره ناشناخته وجود خود مي شويد، چيزهاي شگفت انگيزي را مشاهده خواهيد کرد. باورکردن خود و ايمان داشتن به توانايي ها وقدرتمندي خودتان شرط اوليه موفقيت است.
احترام در نزدیکترین ارتباط
یكی از مسائلی كه با رعایت آن می توان كانون گرم خانواده را حفظ كرد احترام گذاشتن است. وقتی احترام گذاشتن یكی از اركان زندگی باشد خیلی از اتفاق ها نمی افتد مثلاً وقتی احترام هست دیگر توهین وجود ندارد، وقتی احترام هست دلخوری كمتری پیش می آید و زن و شوهر به هم نزدیك تر و علاقمندتر می شوند و... گاهی زن و شوهر ها فكر می كنند كه قرار نیست همدیگر را دوباره ببینند و گاهی در میان جر و بحث های زناشویی به هم بی احترامی می كنند و نمی دانند كه این كار تنها باعث دوری و كمرنگ شدن علاقه همسرانشان به آنها می شود.
نكته جالب این است كه احترام یا در همه ابعاد وجود دارد یا در هیچ ابعادی نیست. مثلاً فردی كه نمی تواند به خود احترام بگذارد نمی تواند به شما نیز احترام بگذارد یا فردی كه به خانواده خود بی احترامی می كند به خانواده شما نیز بی احترامی خواهد كرد. حال برای این كه بتوانیم ابعاد احترام گذاشتن را بشناسیم به توضیح هركدام از آنها می پردازیم.
احترام به خود
احترام گذاشتن به طور كلی به معنی حفظ حریم است و وقتی صحبت از احترام به خود است یعنی فرد حریم خود را نگه می دارد. همان طور كه گفتیم تا كسی نتواند به خود احترام بگذارد دیگران را نیز نمی تواند محترم شمارد. برای این كه بتوانید احترام به خود را بخوبی درك كنید بعضی از مظاهر احترام به خود را می شماریم:
1 - ظاهری متناسب دارد: كسی كه به خود احترام می گذارد
فردی در ظاهر مرتب و تمیز است و به سلامت خود اهمیت می دهد. مثلاً سیگار نمی كشد، پرخوری نمی كند، ورزش می كند، مراقب سلامتی خود است و...
2 - در كلام با دقت است: كسی كه به خود احترام می گذارد هر حرفی را نمی زند و به قولی بددهن نیست. دروغگو نیست و خلاصه در كل حرف بیجا نمی زند و زیاد شوخی نمی كند تا به دیگران اجازه بی احترامی به خود را ندهد.
3 - به روح و روان خود اهمیت می دهد: غیر از جسمش از روحش هم مراقبت می كند. با آموختن و هنر و با پرداختن به معنویات روانش را تغذیه می كند تا فردی تك بعدی نباشد.
4 - فردی رو به پیشرفت است: هر وقت او را ببینید چیز جدیدی برای گفتن یا كار جدیدی برای انجام دادن دارد. در حال آموختن است و روز به روز به اطلاعاتش اضافه می كند و اهل كتاب است و در حال پیشرفت همه جانبه است نه تنها در یك بعد.
5 - فردی مفید برای خود است: می تواند بخوبی به خودش در بحران ها كمك كند و خود را از بحران ها نجات دهد و كمتر پیش می آید به كمك دیگران احتیاج پیدا كند و به خود متكی است.
6 - انسان های خوبی دور و برش هستند: دوستان خوبی را برای مراوده انتخاب می كند و با انسان هایی معاشرت دارد كه از آنها یاد بگیرد نه انسان هایی كه تنها باعث گمراه شدنش می شوند. احترام به خود مصداق های دیگری هم دارد.
كسی كه به خود احترام می گذارد تمام انتظارات خودش را از خویش برآورده می كند و نزد دیگران نیز محترم است و با روشی كه در رفتار، كردار و گفتار پیش می گیرد به كسی اجازه نمی دهد كه به او
بی احترامی كند.
احترام به همسر
احترام به همسر یعنی این كه همسرمان برای ما شخصی مهم است كه حفظ حریم او اهمیت دارد. هیچ كس از این كه به او بی احترامی شود لذت نمی برد و از شخصی كه بی احترامی می كند استقبال نمی كند. وقتی شما به همسر خود بی احترامی می كنید او را از خود دور می كنید و به او نیز این اجازه را می دهید تا به شما بی احترامی كند و حریم های بین شما برداشته شود طوری كه باب بی احترامی باز شده و با كوچك ترین
جرقه ای همدیگر را به باد بی احترامی خواهید گرفت. زمینه های احترام به همسر عبارتند از:
1 - احترام به حریم شخصی: به حریم شخصی همسرتان احترام بگذارید. این حریم شامل بخش خصوصی زندگی همسرتان می شود
كه فقط مربوط به خودش است. مثل لحظاتی كه می خواهد تنها باشد یا یادداشت های شخصی كه برمی دارد یا به علایق خاص خودش می پردازد. یادتان باشد هیچ گاه حریم شخصی همسرتان را مسخره نكنید مثلا ممكن است او یك نقاشی كشیده باشد كه شما منظورش را متوجه نشده باشید حق ندارید كه او را مسخره كنید و به او با این كار بی احترامی كنید در واقع در این حریم خصوصی، شما باید نقش یك دوست را برای همسرتان ایفا كنید نه یك همسر ایرادگیر.
2 - احترام در گفتار: بی احترامی در كلام به معنی بددهنی و استفاده از كلمات زشت و نسبت دادن آنها به همسرتان است حال چه در مشاجره چه در شوخی. یادتان باشد زیاده روی در شوخی های نابجا به بی احترامی می انجامد. در عصبانیت هم سعی كنید زیاد حرف نزنید و تا آرامش تان را به دست نیاوردید وارد بحث با همسرتان نشوید.
احترام گذاشتن كلامی به همسر به معنی محترمانه و صمیمانه سخن گفتن با همسر است، بر خلاف این كه بعضی ها تصور می كنند كه رفتار و كلام محترمانه مانع صمیمیت است باید گفت كه صمیمیت واقعی زیر پرده ای از احترام بوجود می آید. كلام زیبا و دلنشین و محترمانه و محبت آمیز همیشه به دل می نشیند حتی در زمان مشاجره و بگو مگو. محبت و تشكر خود را نسبت به همسرتان به زبان بیاورید تا احترام كلامی را تمام و كمال به جا آورده باشید.
3 - احترام در رفتار: احترام گذاشتن در رفتار به همسر به معنی این است كه حساسیت های رفتاری همسرتان را بشناسید و تا جایی كه می توانید طبق آن رفتار كنید مثلاً اگر همسرتان روی نوعی پوشش حساس است آن را نپوشید. به حقوق همسرتان احترام بگذارید و اجازه دهید در چارچوب زندگی مشتركتان زمانی هم برای خودش باشد تا یك تجدید قوا برای زندگیتان كند، مانع پیشرفت همسرتان در هیچ زمینه ای
نشوید، به او در اموری كه از دستتان برمی آیدكمك كنید، همیشه ظاهری مرتب و تمیز داشته باشید، مسئولیت پذیر باشید و نشان دهید كه زندگی مشتركتان برایتان مهم و ارزشمند است و از او بابت تمام زحماتش همیشه ابراز تشكر كنید.
4 - رعایت احترام در جمع: شما همیشه و در همه حال باید به همسرتان احترام بگذارید. احترام گذاشتن در جمع نیز یكی از این حالت هاست كه خیلی مهم است. اگر از همسرتان جلوی جمع ایراد گرفتید، اگر سر او داد زدید، اگر به او كم محلی كردید و رازها و خاطراتش را بدون اجازه او بازگو کردید بدانید كه به همسرتان
بی احترامی كردید، اما اگر با او خوشرفتار و مهربان بودید حواستان به او بود و از او به اندازه در جمع تعریف كردید و ایراداتش را پوشاندید آن وقت به او احترام گذاشته اید. یادتان باشد محبت زیاد از حد در جمع باعث می شود كه جمع از شما زده شده و محبت شما را ریا و تظاهر فرض كنند. احترام گذاشتن با محبت كردن متفاوت است و هر كدام جای خود را دارد. پس یادتان باشد در جمع به اندازه به همسرتان محبت كنید.
پاسخ به شبهات پیرامون ولایت فقیه
تهیه و تنظیم: محمدرضا هاجری
13 - جریان قرائتهای مختلف از ولایت فقیه به چه منظوری تبلیغ می شود؟
طراح قرائتهای مختلف محسن کدیور می باشد، چون نظرات امام راحل (ره) که معتقد به ولایت انتصابی بوده و مبنای قانون اساسی قرار گرفته را قبول نداشته و نظر انتخابی بودن ولایت آیت ا... منتظری را قبول داشته، به اسم قرائتهای مختلف از ولایت فقیه به صحنه آمد تا از اعتبار، صلاحیت و اقتدار قرائت امام راحل (ره) از ولایت فقیه که مبنای قانون اساسی و تشکیل حکومت اسلامی است بکاهد. ممکن است در طول تاریخ فقهای بزرگوار هر کدام قرائتی از ولایت فقیه داشته باشند که در جای خود قابل احترام است، اما مردم ایران اسلامی، تنها یک قرائت از ولایت فقیه را پذیرفتند آنهم قرائت امام خمینی (ره)
بوده و بس، این قرائت را مبنای قانون اساسی و تشکیل حکومت اسلامی قرار داده و به آن پایبند می باشند، مخدوش معرفی کردن این قرائت نه وجاهت شرعی دارد و نه قانونی.
14 - آیا ولی فقیه باید مرجع تقلید هم باشد؟
با توجه به شرایطی که برای ولی فقیه در نظر گرفته شده، هر ولی فقیهی می تواند مرجع تقلید هم باشد منتها هر مرجع تقلیدی نمی تواند ولی فقیه باشد. در قانون اساسی قبل از بازنگری، ولی فقیه می بایست از میان مراجع گزینش شود که پس از بازنگری به فرمان امام خمینی (ره) این محدودیت برداشته شده است. در این رابطه امام خمینی رضوان ا... تعالی خطاب به مرحوم حضرت آیت ا... مشکینی رئیس مجلس خبرگان رهبری وقت می فرمایند: «من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست، مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت می کند.» (صحیفه نور ج 21 ص 129)
ولی فقیه مورد تأیید خبرگان رهبری سراسر کشور،
می تواند مرجع تقلید هم باشد منتها در قانون اساسی مرجعیت شرط ولایت فقیه نمی باشد. پس از رحلت امام راحل و فقید (ره)
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مقام معظم رهبری را بعنوان مرجع مسلم معرفی کردند، منتها خلوص نیت و صفای باطن مقام معظم رهبری عامل شده تا کنون رساله فارسی خود را در داخل کشور به چاپ نرساند و تنها برای مسلمانان خارج از کشور رساله چاپ نماید. سلوک معنوی مقام معظم رهبری بگونه ای است که تا کنون حتی یک گام برای ترویج مرجعیت خود برندارد حتی به دوستان و نزدیکان خود سفارش نموده که حق ندارید، نسبت به تبلیغ و ترویج مرجعیت و توزیع رساله عملیه گام بردارید. از آنجائیکه جمع زیادی از مقلدین امام خمینی رضوان ا... تعالی علیه می خواستند بر تقلید خود از امام راحل (ره) باقی بمانند و نیاز به اذن بقاء از مرجع حی داشتند، مقام معظم رهبری فتوای اذن بقاء بر تقلید از امام راحل (ره) را صادر نمودند تا یکبار دیگر عشق و ارادت خود را به روح خمینی کبیر (ره) به نمایش بگذارند. به رغم پرهیز از مرجعیت در داخل کشور، میلیونها نفر از مردم ایران بر اساس وظیفه و تکلیف شرعی خود، به ایشان رجوع نموده، از طرق مختلف بر مبنای فتوای ایشان عمل می کنند. در فقه شیعه، رضایت مرجع شرط تقلید نبوده، هر کس بر اساس تکلیف، رهبری را اعلم و جامع می داند می تواند از ایشان تقلید و بر مبنای فتوای ایشان عمل نماید.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی