صفحه 6--9 ابان 88
زنگی که باید به صدا درآید
هفته "پیوند اولیا و مربیان" تمام شد، اما هنوز موانع جدی برسر راه پیوند اولیا و مربیان در مدارس وجود دارد.
برخی از خانواده ها تصور می کنند که تمام فرآیند تعلیم وتربیت برعهده آموزش و پرورش است، اما مدارس به دلیل اینکه کمتر از 8 ساعت دانش آموزان را در اختیار دارند هرگز نمی توانند مانند خانواده نقش مهمی در تعلیم و تربیت دانش آموزان ایفا کنند. فرآیند تعلیم و تربیت دانش آموزان زمانی کامل می شود که آموزش و پرورش درکنار خانواده به ایفای نقش بپردازد و برای دستیابی به این مقصود راهی جز تعامل تنگاتنگ و مؤثر بین آنها وجود ندارد. سال هاست در آموزش و پرورش از پیوند اولیا و مربیان سخن گفته می شود، اما نبود تفکر و برنامه ریزی منسجم، باعث شده همه اهداف این برنامه ها فقط در کاغذها باقی بماند. پیوند اولیا و مربیان از این نظر اهمیت پیدا می کند که هیچیک بدون دیگری نمی تواند تمام خواسته ها را محقق سازد و باید برای پیوند این دو کانون مهم اندیشه ای کرد. عدم انسجام فکری مسئولان مربوطه، بی ثباتی مدیریت، نداشتن برنامه های بلند مدت و اجرای طرح های غیرکارشناسی از جمله آفت هایی است که کارایی نهاد انجمن اولیا و مربیان را در مدرسه با اختلال روبرو کرده است.
پیوند انجمن اولیا و مربیان زمانی تحقق می یابد که خانواده ها به خوبی از وظایف و ضرورت های فعالیت این نهاد در مدرسه آگاه شوند و آنگاه می توان درباره مشارکت های مالی و معنوی با اولیا سخن گفت.
اجرای مقررات نوشته یا نانوشته بویژه در خصوص جذب مشارکت های مالی، بزرگترین آسیب را به انجمن اولیا و مربیان در مدرسه وارد می کند که حاصل آن ایجاد ذهنیت «انجمن مساوی با پول است» در میان خانواده هاست. اگرچه مسئولان انجمن اولیا و مربیان بارها، ایجاد این ذهنیت در مردم را خلاف جریان و عملکرد جاری انجمن می دانند اما واقعیت این است که این ذهنیت همچنان در میان بسیاری از مردم باقی است. براساس اساسنامه انجمن اولیاو مربیان، جمع آوری مشارکت های اولیا از جمله وظایف این انجمن در مدرسه است که باتوجه به نبود دستورالعمل مناسب در این زمینه، انجمن اولیا و مربیان هر مدرسه به سلیقه خود به جمع آوری این کمک ها می پردازد.
با اینکه وظایف انجمن در امور فرهنگی، آموزشی و تربیتی خیلی بیشتر از جذب این کمک ها توسط اعضای انجمن درمدرسه است، اما همه این وظایف مؤثر، تحت الشعاع مسایل مالی قرار گرفته و مردم انجمن را بنام جذب مشارکت مالی می شناسند. هفته پیوند اولیا و مربیان هر سال با برنامه های تکراری و خسته کننده 24 تا 30 مهرماه در مدارس سراسر کشور برگزار می شود، اما دراین برنامه ها بدون آنکه ناکامی های این انجمن آسیب شناسی شود، به پایان می رسد. انجمن اولیا و مربیان برای حضور مؤثر در مدارس باید به آسیب شناسی فعالیت های گذشته خود بپردازد تا جایگاه خود را بیش از پیش در نزد مردم ارتقا دهد.
"ابوالفضل خادمیان" قائم مقام وزیر آموزش و پرورش در سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان می گوید: این ذهنیت غلطی است که انجمن اولیا و مربیان را با پول می شناسند و این ذهنیت باید اصلاح شود. وی اهداف انجمن های اولیا و مربیان مدارس را ارائه کمک فکری، فرهنگی و اقتصادی به مدرسه و
آموزش و پرورش دانست.
رییس سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان همچنین گفت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آموزش و پرورش با جدیت به کمک خانواده ها آمده و بخش اعظمی از بار تربیتی فرزندان آنها را بر عهده گرفته است.
وی گفت: انجمن های اولیا و مربیان مدارس زمینه ساز مشارکت مردم در آموزش و پرورش بوده و اولیا باید از طریق انجمن ها با مدارس همکاری کنند و مربیان و کادر مدرسه نیز باید مطالبات اولیا را از طریق این انجمن ها پاسخگو باشند.
وی افزود: مهمترین وظیفه انجمن اولیا و مربیان همسوسازی شیوه های تربیتی خانواده ها و آموزش و پرورش است و اساساً این انجمن باید به گونه ای فعالیت کند که شیوه های تربیتی این دو نهاد تأثیر گذار همسو و هم راستا شود؛ چرا که در غیر این صورت، وجود تضاد بین شیوه های تربیتی خانواده ها و مدرسه تأثیرات نامطلوبی بر شخصیت دانش آموز بر جای خواهد گذاشت. وی گفت: نهاد انجمن اولیا و مربیان در مدارس یک نهاد رسمی است که هر گونه فعالیت و برنامه ریزی برای آن نیز جدی و رسمی بوده و فقط یک نهاد نمادین و صوری نیست.
دیدگاه و فرهنگ متفاوت دو کشور
دو کشور که از نظر موقعیت جغرافیایی با هم فاصله دارند، دور از انتظار نیست اگر که به لحاظ فرهنگی هم، با یکدیگر تفاوت داشته باشند. بنابراین پذیرفتنی است که هر کدام از آنها برای حل یک مسئله، راه حل خاص خود را ارائه دهند.
به عنوان نمونه، دولت مالزی برای پیشگیری از پدیده نامیمون طلاق اعلام کرده: زوجهای جوان مجانی به ماه عسل مجدد میروند. نظر این دولت آن است که زوجها با قرار گرفتن در فضای پیوندی و مصفای ماه عسل مجدد، کدورتها و تو سروکله هم زدنها را کنار نهاده، عشق و علاقۀ از دست رفته را دیگربار به زندگی زناشویی سرد شده که در شرف متلاشی شدن است، تزریق کنند و مانند روزهای آغازین زندگی مشترک، در عین مسالمت، اوقات خوشی را با هم بگذرانند. در دکان بحث و مشاجره را تخته کرده، به جای ناسزاگویی، جملات عشقولانه تحویل یکدیگر بدهند، بلکه دوباره کانون خانوادگیشان، داغ اگر نمیشود، حداقل ولرم بشود.
خب این راهکار دولت مالزی به منظور کاهش نرخ طلاق زوجهای جوان است.
اما در برخی کشورهای دیگر که از حیث بعد مسافت دور از مالزی و در جای دیگری از کره زمین واقع شده اند، برای حل مشکلات موجود، راهکارهای منحصر به فرد خود را پیش میگیرند. مثلاً برای کاهش نرخ طلاق زن و شوهران جوان به گونه دیگری اقدام میکنند. در این کشورها شرط اصلی برای ازدواج آن است که جوان خواستگار باید شغل داشته باشد. شغلی که شخص بتواند با درآمد حاصله از آن زندگی خود و خانوادهاش را اداره کند و اگر به میزان لازم اشتغالزایی نشود و جوان برای زن گرفتن کار و درآمد کافی نداشته باشد، از ازدواج خبری نخواهد بود، ازدواج که صورت نگرفت و آمار آن پایین آمد، نرخ طلاق هم خود به خود کاهش مییابد بنابراین ایجاد اشتغال نکردن دست اندرکاران، در واقع به منظور کاهش نرخ طلاق زوجهای جوان است. جویندگان کار در این گونه کشورها یک وقت فکر دیگری نکنند، این روش علاج واقعه قبل از وقوع است و به لحاظ اقتصادی به صرفهتر از ماه عسل مجانی میباشد!
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی