صفحه 6--12 ابان 88
احساس ارزشمندی کنید
زندگی با مشکلات گوناگون و جلوه های رنگارنگش آنچنان ما را گرفتار کرده است که هر چه بیشتر تلاش می کنیم کمتر به هدف می رسیم. دائماً احساس می کنیم گمشده ای داریم. آن قدر در روزمرگی ها غرق شده ایم که از همه چیز و همه کس غافل مانده ایم. مدت ها است که فرهنگ «مراقبه» را به دست فراموشی سپرده ایم. نمی دانیم کیستیم، کجاییم و چه می خواهیم. بسیاری را می بینیم که به شدت افسرده اند و در زندگی کمتر احساس شادی می کنند. این ها کسانی هستند که به خود، دیگران و محیطی که در آن زندگی می کنند بی توجه اند.
باید پذیرفت که این دست کشیدن از خود، موجب بروز مسائل زیادی برای فرد و اطرافیانش می شود؛ در درجه اول احساس بی کفایتی و بی لیاقتی می کند. پدید آمدن این زمینه عاطفی سبب می شود که فرد جریان فکری خود را به کار نیندازد و هیچ گاه خود را برای فهم، درک و عمل آماده نبیند. چنین انسانی در شناخت توانایی ها و نقاط ضعف و قوت خود آگاهی ناقص تری دارد؛ بنابراین در تنظیم اعمال و رفتار خویش ناموفق تر است و از فعالیت های مثبت امتناع می ورزد و در نتیجه دچار یاس و افسردگی می شود.
برای جلوگیری از بروز چنین مسائلی باید یاد بگیریم از «خود»های خود خوب مراقبت کنیم و به آنها برسیم تا سالم تر، شادتر و خوشبخت تر باشیم. در نتیجه این مراقبت، بهتر کار خواهیم کرد و توانایی بیشتری از خود نشان خواهیم داد. فردی خواهیم شد با عزت نفس بالا که خود را خوب می شناسد، بر خصوصیات مثبت، توانایی ها، زیبایی ها و استعدادهای خاص خود آگاه است و به آن ارج می گذارد و از بودن آنها احساس خوشحالی و رضایت می کند و به طور واقع بینانه محدودیت ها، کاستی ها و ناتوانی های خود را می بیند و نه تنها از آنها شرمنده نیست، بلکه قسمتی از خود می داند.
رسیدن به احساس «خود ارزشمندی» بهترین و ساده ترین راه رسیدن به دیگر لذت های حقیقی است.
احساس «خود ارزشمندی» یا عزت نفس یکی از نیازهای مهم روحی و روانی انسان است که در همه به طور فطری وجود دارد و با جهت گیری صحیح موجب رشد و کمال او می شود. انسان با داشتن این احساس است که لذت و شادمانی زندگی را تجربه می کند و از توانایی هایی که به او عطا شده به صورت فعال استفاده می کند.
با پرداختن به خود است که یاد می گیریم از «خود» مراقبت کنیم؛ زیرا خود واقعی ما زیباست و ارزش مراقبت را دارد. آن قدر چیزهای زیبا در وجود هر یک از ما وجود دارد که نمی توان به راحتی از آنها گذشت. برای رسیدن به این زیبایی ها و پیداکردن «بهترین خود» می بایست خودبینی را کنار بگذاریم. به خودمان وقت بدهیم تا به آن چشمه مطمئنی که سرشار از آرامش، نیرو و توانایی است برسیم و این مصداق فرمایش امام علی(ع) است که: «خداشناس ترین شما، خودشناس ترین شماست».
چگونه مراقب خود باشیم؟
گام اول برای مراقبت از خود آن است که سعی کنیم با خویش مهربان تر باشیم؛ به بیانی دیگر، با خودمان آن چنان رفتار کنیم که انتظار داریم دیگران با ما رفتار کنند؛ یعنی به خودمان احترام بگذاریم و برای سلامتی و نشاط خود تلاش کنیم (مثلاً ورزش کنیم، به مسافرت برویم، به مسائل بهداشتی خود توجه داشته باشیم، گاه بهانه ای برای خندیدن و شاد بودن پیدا کنیم و...) و به این وسیله عزت نفس خود را افزایش دهیم. اگر ما خودمان به فکر خودمان نباشیم، دیگران هرگز نمی توانند برای خوشبختی ما کاری بکنند. در مقابل، ما نیز نمی توانیم قدمی برای دیگران برداریم؛ زیرا به فرمایش امام علی(ع) «کسی که به خودش بدی کند، نمی توان توقع خوبی از او داشت.» و بالعکس «کسی که با خودش مهربان باشد به دیگری ستم روا نمی دارد.»
ما زمانی می توانیم با دیگران ارتباطی خوب و زیبا داشته باشیم که «من» بتوانم با خودم چنین رابطه ای برقرار کنم و «تو» باخودت.
امام علی(ع) می فرمایند: «کسی که نتواند خودش را اصلاح کند هرگز نخواهد توانست دیگری را اصلاح نماید.»
شاید تصور شود که رسیدن به خود و مراقبت از خویش، رفتاری خود خواهانه است. حتی بسیاری از خانواده ها از همان ابتدا به فرزندان خود یاد می دهند که دیگران را به خود ترجیح بدهند. در حالی که این رفتار زمانی نتیجه مثبت می دهد که فرد لذت رسیدن به خود و مراقبت از خود را تجربه کرده باشد. این که ما اول به خودمان برسیم بعد به دیگران، روال عادی و طبیعی رشد است. آن چه زشت است، این است که ما «فقط» به خود بیندیشیم، چرا که «فقط» به خود اندیشیدن و به خود رسیدن مانند این است که هر روز غذایی را که دوست داریم، بخوریم و این خستگی آور است. برای این که زندگی خود را متعادل کنیم باید به دیگران هم اهمیت بدهیم و مردم را هم دوست داشته باشیم. در همینجاست که می توان مفهوم ایثار، بخشیدن، دوست داشتن ها و چیزهایی که برایمان بسیار با ارزش اند را فهمید.
قدم بعدی در مراقبت از خود این است که «انسان خودش برای خودش نگهبان بگمارد تا مراقب اعمال او باشد.» برای داشتن چنین نگهبانی کافی است به خود «توجه» داشته باشیم؛ زیرا بنا به فرمایش امام علی(ع) «نفس توجه به خود، انسان را به سوی اصلاح نفس» و به دست آوردن بهترین ها هدایت می کند. در درون هر یک از ما مرکزی وجود دارد که می داند چه چیز برای ما خوب و چه چیز بد است:
این مرکز زمانی فعال می شود که ما به آن «توجه» داشته باشیم. حال باید دید چگونه می توان این «توجه» را به وجود آورد؟
تجربه اولین احساس
رشد پنج حس اصلی کودک، از یک روند بسیار دقیق پیروی می کند؛ لامسه، چشایی، بویایی، شنوایی و در آخر بینایی. از همان بدو تولد، بعضی از حس های کودک، از بقیه حس های او، کاربردی تر هستند.
حس چشایی
از هفته یازدهم بارداری، این حس شروع به رشد می کند. نوزاد، روی زبانش همان اندام چشایی را که ما داریم، دارد. او از درون مایعی که داخل آن قرار گرفته، طعم هر چیزی را که شما می خورید، احساس می کند. در این زمان، نوزاد کاملاً تفاوت مز ه ها را می داند و شیرینی، شوری، ترشی و تلخی را احساس می كند. از این گذشته، او شیرینی را که بیشتر می تواند با مزه مایع، طعم خود را نشان دهد، بیشتر ترجیح می دهد. معمولاً او از هر چیزی که طعم ترشی و تلخی داشته باشد، متنفر است.
حس بویایی
از زمان تولد، به طور دقیق تر از زمانی که بند ناف بریده می شود، نوزاد شروع به نفس کشیدن می کند. او از قبل، به بوهای بد و خوب حساس است. اگر او را وادار به بوییدن عطر وانیل کنید، قیافه با نمک و راضی او را خواهید دید. این امتحان را با یک عدد تخم مرغ گندیده انجام دهید و اخم و نارضایتی او را ببینید.
بدون شک، بویی که نوزاد شما دوست دارد احساس کند، بوی شماست. او از شش روزگی قادر است بوی شما را که به او اطمینان و آرامش خاص می دهد، کاملاً تشخیص دهد.
وقتی می خواهید او را آرام كرده یا برای خوابیدن آماده اش کنید، به او روسری یا لباسی را که به تن داشته اید، بدهید.
حس بینایی
این حس، آخرین حسی است که در دوران بارداری شکل می گیرد. در زمان تولد، میدان دید نوزاد تا 30 سانتیمتر است. او از این فاصله بیشتر را به سختی می بیند. معمولاً تفاوت بین روشنایی و تاریکی و اندازه ها را متوجه می شود. تقریباً نزدیک سه ماهگی، کودک شما نزدیکانش را تشخیص می دهد؛ پدربزرگ و مادربزرگ، برادر و خواهر و البته او، پدر و مادرش را خیلی بهتر و سریع تر از هر کسی می شناسد. حتما به او وسیله های رنگی گوناگون را نشان دهید تا روز به روز بهتر و بهتر رنگ ها و شکل ها را تشخیص دهد.
حس شنوایی
او زمانیکه در شکم شما بوده، صدای ضربان قلب شما را می شنیده است. پس از تولد، نوزاد شیرخوار تفاوت بین صداهای زیر و بم و صداهای مختلف را کاملاً می فهمد. خیلی زود صدای شما و حتی صدای موسیقی را که شما در زمان بارداری گوش داده اید، تشخیص می دهد. او خیلی سریع نسبت به یک صدای ناهنجار مانند بوق، واکنش نشان می دهد. به محض اینکه یک صدای تازه می شنود، تکان می خورد و به همه چیزهایی که در اطرافش هستند، نگاه می کند. بعضی از صداها با یک ریتم مرتب و منظم به او آرامش می دهد و او را به خواب می برد.
نوزاد شما احتیاج دارد صداهای آشنای داخل خانه را که برای او علامت و نشانه است، بشنود. صدای آب به او اعلام می کند که وقت حمام رسیده است. صدای بشقاب ها برای او نشانه زمان غذا خوردن است. به همین راحتی صدای صحبت کردن شما، قدم زدنتان و همچنین صدای تلویزیون به او یادآوری می کند که تنها نیست.
حس لامسه
حس لامسه، اولین حسی است که در او رشد می کند. از دومین ماه بارداری، نوزاد اولین احساسش را تجربه می کند. زمانی که او در محیط مایع قرار گرفته، تماس ها و نوازش ها را کاملاً احساس می کند. در چهارمین ماه بارداری، انگشتهای کودک، حرکتها را حس می کنند و نوزاد نیاز دارد تا کم کم با مادرش ارتباط برقرار کند. به همین دلیل است که فشارها، نواز ش ها، ماساژها و تکانها، به او اطمینان می دهد و موجب لذت و شادابی او می شود.
ورزش و تندرستی
یوگا
یکی از ورزش های مناسب برای عموم به ویژه سالمندان، ورزش یوگا می باشد.
بررسی و تحقیقات نشان داده است که این ورزش برای افرادی که مشکلات خاص سلامتی دارند، مثل کسانی که از فشار خون بالا- فیبرومالژا و خمیدگی طرفی ستون مهره ها رنج می برد بسیار مفید است. فیبرومالژا وضعیتی است که ریشه در بافت های پیوندی بدن دارد و باعث التهاب و سوزش در تاندون ها و رباط های بدن می شود. افراد مبتلا به این مشکل، علاوه بر درد ناشی از آن دچار بی خوابی یا کم خوابی شده و این مسئله منجر به ایجاد خستگی شدید در آنها شده و رفته رفته منجر به بروز افسردگی و اضطراب در بسیاری از مبتلایان می شود و حرکت کردن برای این دسته از افراد بسیار مشکل می شود.
از آنجا که تمرینات یوگا، قدرت مغز عضلات را تقویت می کند میزان خستگی و درد عضلانی در مبتلایان این مشکل کاهش می یابد، با بالا رفتن استقامت و بنیه، وضعیت فیزیکی و ذهنی بیماران بهبود می یابد.
همچنین یوگا باعث تقویت خواب و قدرت تمرکز می شود. برای بسیاری از افراد، یوگا فشار خون و میزان اضطراب را پایین می آورد.
فشار خون بالا برای قلب و عروق بسیار مضر است. قلب باید خیلی سخت کار کند تا خون را پمپاژ کند و رگها در برابر آسیب ناشی از جریان خون قوی، مقاومت می کنند، بالا بودن فشار خون به مدت طولانی فرد را در معرض حمله قلبی، سکته و نارسایی کلیه قرار می دهند.
سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز- مدیریت امور اجتماعی
با تشکر از سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی
از مطالب مربوط به آموزش شهروندی ازتاریخ 10/8/88 لغایت 10/10/88 سوالاتی طرح و در همین روزنامه درج مي گردد. ضمناً به سه نفر از نفرات برتر شرکت کننده در مسابقه جوایزی اهدا خواهد شد.
گفتمان
گفت: بانک... به آینده می اندیشد.
گفتم: آینده؟! کدوم آینده؟ تعریف آینده چیه؟ معلومه این بانک، اهل اندیشه نیست!
* * *
گفت: هم از خودی ها و هم از غیر خودی ها ضربه می خوریم.
گفتم: ناگفته پیداست که اشتهاتون ماشاءالله حرف نداره!
* * *
گفت: مردی 30 کیلومتر بر روی خرده شیشه ها راه رفت.
گفتم: اشتباه نکنم خودش هم خرده شیشه داشته!
* * *
گفت، یعنی حلوا فروش گفت: باور کنید حلوای بی نظیری است، آنقدر کش می آید که نگو.
گفتم: من طعم و شیرینی اش برایم مهم است، کش تنبان که نمی خواهم که می فرمایید خیلی کش می آید!
* * *
گفت: 9 مهمان ناخوانده در کرمان کشته شدند.
گفتم: اخطار به مهمانانی که همین طور سرشان را می اندازند پایین و می آیند!
* * *
گفت: زن کانادایی هنگام دستبرد زدن به بانک دستگیر شد.
گفتم: بنده خدا فکر کرده دستبرد زدن به بانک هم مثل دستبرد زدن به جیب شوهر است!
* * *
گفت: 61 درصد فرودگاههای ایران استاندارد نیست.
گفتم: حالا این توپولوفهایی که از این فرودگاهها بلند میشن خیلی استاندارد هستند؟
* * *
گفت: برای جلوگیری از افسردگی، سالمندان را به سرای سالمندان نفرستید.
گفتم: راست میگه، بفرستیدشون مهدکودک، افسرده که نمیشن هیچ، خوش به حالشون هم میشه!
* * *
گفت: اقلیم التفاء کجاست؟
گفتم: همین پیاده روهای خودمان!
فاطمه پنجعلی - استهبان
1 - من حقیقت را در گلبرگ گل باغچه مان یافتم!
2 - بوی پدر را با بودن مادرم حس می کنم.
3 - من دنیا را با قلبم شناختم!
4 - دوست دارم از این غربت رهایی یابم، ولی چگونه؟!
5 - کاش می شد چراغ دلم را روشن کنم!
6 - کاش کوه بودم تا هیچ زمین لرزه ای نتواند مرا از جا تکان دهد!
7 - می خواهم خودم را شاد نشان دهم، ولی اشکهایم مانع است!
8 - اگر برای شروع هر کاری این را بپذیریم که دشواریهایی در مسیر راه است بیشتر تلاش
میکنیم!
9 - اگر بخواهیم می توانیم با روزگار کنار بیاییم!
10 - عدم پذیرش این که مسیری که می پیماییم با دشواری روبرو است ما را ناامید و ناموفق مینماید!
11 - هرگز برخلاف جهت جریان آب حرکت نکنیم، چون به هر حال خسته میشویم و معلوم نیست به ساحل برسیم!
12 - قدرت جذب موهبت الهی را از گردباد بیاموزیم که اگر درونش خالی نبود این قدر قدرت نداشت!
13 - سحرخیز باشیم، هیچ پرندهای نیست که بگوید امروز خستهام و دو سه ساعت بیشتر بخوابم!
14 - بخشیدن و عفو دیگران، پیش از هر چیز لطفی است در حق خودمان، همین بس که همیشه خوشحالیم!
15 - اساس همه خوبیها عشق است.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی