13 آبان، آمریکاستیزی و ایران­هراسی!
«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه، علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد. لذا در تاریخ 13 آبان 1343 از ایران تبعید گردید.»
متن بالا اطلاعیه کوتاه ساواک «سازمان اطلاعات و امنیت» رژیم شاه بود که از رادیو تلویزیون و در روزنامه­ها انتشار یافت.
علت تبعید امام خمینی اعتراض به سیاست­های حکومت پهلوی دوم در رابطه با امتیازاتی بود که به آمریکا و کشورهای غربی داده شد از جمله حق قضاوت کنسولی یا «کاپیتولاسیون».
امام خمینی (ره) 9 روز قبل از تبعید در مراسمی که به مناسبت میلاد حضرت زهرا (س) در منزلشان در قم برگزار شد طی سخنرانی مفصلی جنایات و مفاسد ناشی از کاپیتولاسیون را تشریح کرده به شاه و دولت هشدار داده بودند. بر این اساس در سپیده دم 13 آبان سال 1343 توسط ساواک شاه به ریاست سرهنگ مولوی دستگیر و بازداشت و در صبح روز بعد به وسیله یک هواپیمای نظامی از فرودگاه مهرآباد به ترکیه تبعید شدند!
امام راحل (ره) جمعاً 11 ماه در ترکیه به سر بردند که در طول این مدت دوران سختی را گذراندند به نحوی که حتی از پوشیدن لباس روحانیت منع شدند و در طول این 11 ماه سه بار محل سکونت ایشان تغییر کرد و تحت مراقبت شدید نیروهای امنیتی ایران و پلیسی ترکیه بودند.
ابتدا در هتل بولوار پالاس آنکارا و سپس در محلی واقع در خیابان آتاتورک و پس از آن به شهر بورسا واقع در 46 کیلومتری آنکارا انتقال داده شدند!
امام خمینی (ره) در 13 مهر 1344 به عراق تبعید و به مدت 13 سال تحت نظارت توأمان نیروهای حفاظتی عراقی و ساواک ایران بودند!
پس از 13 سال تبعید در عراق به علت شعله­ور شدن انقلاب ایران و اختناق و سانسوری که در عراق حاکم بود به قصد عزیمت به کویت از عراق وارد مرز کویت شدند، اما با فشار دولت ایران کویت از پذیرفتن ایشان امتناع کرد و نتیجتاً در مهرماه 1357 راهی فرانسه شدند.
امام طی 4 ماه اقامت در «نوفل لوشاتو» [حومه پاریس] انقلاب اسلامی را به نحوی هدایت کردند که به پیروزی رسید و در تاریخ 12 بهمن ماه 1357 در میان شادی و استقبال میلیون­ها نفر که در فرودگاه و خیابان­های محل عبور جمع شده بودند به تهران وارد شدند!
ورود امام به ایران زمینه پیروزی قطعی انقلاب اسلامی را فراهم کرد.
در واقع آمریکاستیزی در ایران توسط امام راحل از همان سال­های 42 و 43 شروع شد و علت آن هم امتیازاتی بود که آمریکا توانسته بود از شاه ایران به علت پشتیبانی و حمایت از کودتای 28 مرداد 32 بر علیه حکومت مردمی مرحوم مصدق بگیرد.
این امتیازات علاوه بر کاپیتولاسیون «حق قضاوت کنسولی» نفوذ بی­بدیل و لجام­گسیخته در ارتش، صدور و خرید نفت، حمایت شاه از اسراییل، تقاضای آمریکا از شاه برای ژاندارمی منطقه و نفوذ فرهنگ مبتذل غربی برای دلمشغولی و تهی کردن جوانان از حق ملیت­خواهی و ایران­دوستی بود تا آنجا که نظامیان و نیروهای امنیتی ایران برای آموزش نظامی، آموزش و شکنجه و دستگیری مخالفین به اسراییل و آمریکا اعزام شدند!
به واقع ریشه مخالفت امام با حضور آمریکا در ایران به روحیه استکباری و ظالمانه آمریکا در طول مدت نفوذش در ایران در دیگر کشورهای اسلامی برمی­گردد.
اعتراض دانش­آموزان در سالگرد تبعید امام که در 13 آبان 1357 و در روزهای اوج­گیری انقلاب اسلامی نسبت به عملکرد آمریکا و شاه و ایادی­اش به خاک و خون کشیده شد نیز به نوعی استکبارستیزی مردم ایران را به نمایش گذاشت!
در این تظاهرات که در محوطه دانشگاه تهران برگزار گردید، تعدادی از معترضین هدف تیراندازی مأموران حکومتی شاه قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.
با نمایش مستقیم تیراندازی سربازان به روی دانش­آموزان در دانشگاه تهران که از شبکه سراسری پخش می­شد، وزیر علوم بلافاصله استعفا داد و روز بعد کابینه شریف امامی هم سقوط کرد. لذا آن روز،  روز دانش­آموز نامیده شد!
در سالگرد این رویداد مهم تاریخی که در سیزده آبان ماه 1358 مقابل سفارت آمریکا برگزار شد جمعی از دانشجویان پیرو خط امام به سفارت حمله برده همه اعضای آن را که 49 نفر بودند دستگیر کرده، اسناد سفارت را که بعضاً توسط آمریکایی­ها رشته رشته شده بودند جمع­آوری و به افشاگری پرداختند!
با این رویداد مهم که به انقلاب دوم موسوم شد اعضای سفارت آمریکا به مدت 444 روز در ایران بازداشت بودند تا آن که با ورود رئیس جمهور جدید آمریکا «ریگان» به کاخ سفید این افراد آزاد شدند!
علت حمله به سفارت آمریکا در آن شرایط حساس را می­توان به شرح زیر خلاصه کرد!
الف: فضاسازی آمریکایی­های مستقر در سفارت برای تخریب ذهنیت انقلابی مردم ایران با ضعیف جلوه دادن سیاست مسئولین امر.
ب: ارتباط مستمر با ستون پنجم و عوامل نفوذی به منظور دخالت دادن آنها در سیاست­گذاری­های انقلابیون و تحت تأثیر قرار دادن رهبر انقلاب که به گونه­ای با آمریکا کنار بیاید و به نحوی امتیاز بدهد!
ج: جاسوسی نظام نوپای انقلاب اسلامی و انتقال اخبار و اطلاعات محرمانه به آمریکا از طریق رابطین «جاسوس­های داخلی» برای بر هم زدن و مستأصل ساختن دولتمردان انقلابی ایران!
د: حمایت و همکاری با گروهک­های طالب قدرت که هر چند ظاهراً وفاداری خود را نسبت به انقلاب اسلامی اعلام می­کردند، اما عملاً برای تهاجم و کسب کرسی­های مجلس و ریاست جمهوری در تلاش بودند!
ه: تحریک همسایه غربی به منظور حمله به ایران و زمینه­سازی برای نفاق و جدایی بین مردم!
و: تشویق سرمایه­داران به خروج سرمایه و ارز از ایران و فراری دادن آنها به کشورهای غربی از جمله آمریکا!
ز: حمایت از سلطنت­طلبان و ساواکی­ها به نحوی که چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مقابل دفتر نخست­وزیری جمع شده و اعتراضات خود را به علت معوق شدن حقوقشان علناً اعلام می­کردند!
ح: تخریب و تضعیف عملکرد انقلابیون در رسانه­های جمعی و مطبوعات آمریکا به گونه­ای که از انقلاب ایران تصویر زشت و بدی به مردم دنیا نشان می­دادند!
و نهایتاً حمایت از شاه فراری به گونه­ای که تحت فشار افکار عمومی مردم جهان و تظاهرات میلیونی مردم کارتر نتوانست علی­رغم میل باطنی­اش شاه را در آمریکا نگه دارد و در واقع به گونه­ای در سیاست حمایت از شاه آچمز شد!
از آن تاریخ تاکنون که سی سال از ماجرا می­گذرد، همه تلاش دولتمردان آمریکا، ایران­هراسی بوده است. با روش ایران­هراسی تاکنون میلیاردها دلار سرمایه­های کشورهای منطقه خلیج فارس را به بهانه مختلف از حسابشان خارج کرده­اند.
قراردادهای حمایتی دو جانبه به گونه­ای که آمریکا بر تمامی این کشورها سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی پیدا کرده است و از این راه میلیاردها دلار به جیب زده و اخیراً قراردادهای میلیاردی نیروگاه­های هسته­ای که احداث آنها به هیچ وجه قابل توجیه اقتصادی برای کشورهای کم­جمعیت عربی نیست به این گونه چپاول­ها دامن زده است!
این ایران­هراسی تا جایی پیش رفته است که با کشور امارات توافق حمایتی نظامی در قبال حمله نظامی صورت گرفته یعنی چیزی شبیه به عضویت در ناتو!
با این وضعیت آمریکا چگونه می­خواهد با تغییر رویه سیاسی و ندامت از رفتار گذشته دست دوستی به ایران بدهد و پرچم آمریکا را در سفارتخانه خود بار دیگر برافرازد؟
فجایعی که در فلسطین، افغانستان و عراق توسط آمریکا در حال اجراست هیچ انسان منصف و صلح­طلبی را متقاعد نمی­کند که هدف آمریکا از این همه کشتار، تجاوز و مداخله و اشغال، ایجاد حکومت­های مردمی و دمکراسی است زیرا آن قسم حضرت عباس با این دم خروس آشکار همخوانی ندارد!