ایرانیان باستان و خانۀ خدا
دکتر حسنعلی پیشاهنگ
مسعودی در مروج­الذهب (جلد یکم، ص 283 و 284) خبری را نقل کرده که خلاصه آن چنین است:
ایرانیان در گذشته به زیارت خانۀ خدا در مکه می­رفتند و به دور آن طواف می­کردند. چون هنگامی که ساسان، نیای اردشیر بابکان به آنجا می­رفته بر چاه اسماعیل نیز زمزمه می­کرده است و ایرانیان دیگر نیز چنین می­کرده­اند، به همین سبب آن چاه را زمزم نامیده­اند.
مسعودی شعری را هم که در زمانهای گذشته شاعری در این زمینه سروده است، نقل می­کند:
«زمزمت الفرس علی زمزم/ و ذاک فی سالفها الاقدام»
مسعودی سپس می­افزاید که: ایرانیان در گذشته اموال و جواهر هم به کعبه پیشکش می­داده­اند و ساسان ابن بابک، دو آهوی زرین و مقداری جواهر، چند شمشیر و طلای بسیار به کعبه هدیه کرده بود که آنها را در چاه زمزم دفن کرده بودند.
بد نیست که بدانید تا چند سال پیش تکه سنگ­های خرد شده از آناهیتا (فرشته آب و پاکی ایرانیان) در کنار حوض زمزم قرار داشت که در بازسازی جدید محوطه خانه خدا از میان رفت. (بازشناسی هویت ایرانی اسلامی، ص 275)
در کتاب المعارف و المعاریف آمده است که: پارسیان بدین عقیده که روح هرمز (اهورامزدا) در کعبه حلول نموده، آن را تقدیس می­نمودند و به حج این خانه می­آمدند.
دکتر سید جعفر حمیدی در نوشتاری درباره رستم چنین می­گوید: حکایت رستم در عصر ساسانی در بین مردم عربستان موجود و رایج بوده و حتی در صدر اسلام این داستان و داستانهای دیگر ایرانی توسط شخصی به نام «نضربن حارث» در مکه روایت می­شد.
رضا مرادی غیاث آبادی در تارنمای پژوهش­های ایرانی چنین می­نویسد:
ایرانیانِ پیش از اسلام، علاوه بر اینکه هر ساله به طواف کعبه می­رفته­اند (مسعودی)، هدایا و پوشش هایی
را نیز برای کعبه می­فرستاده­اند و بازسازی و مرمت آن را به عهده می­گرفته­اند. به ویژه که شمار فراوانی از ایرانیان، ساکن شبه جزیره بوده­اند و به قول محمدبن احمد مقدسی در «احسن التقاسیم» شمار بازرگانان، صنعتکاران و کشتی سازان ایرانی در کرانه­های دریای سرخ به اندازه­ای فراوان بوده که زبان غالب در آنجا، زبان فارسی بوده است.
ارزقی در «اخبار مکه» از گروه هیربدانی یاد می­کند که مقیم شهر مکه بوده اند. یکی از آنان به نام «مهر» در آنجا خواندن و نوشتن آموزش می­داده و کوچه­ای در مکه به نام کوچه «مهر» نامیده شده است. (ارزقی، ص 495 و 536)
جلیل اخوان زنجانی در «رصد و تاریخ گذاری در ایران» (ص 178) این گمان را پیش کشیده است که واژه «تازی» دلالت بر اعراب نمی­کند و منظور از تازیان یا تاجیان/ تاجیکان، ایرانیان ساکن
شبه جزیره بوده است.
درباره ساخت کعبه به دست ایرانیان، روایت­های جالبی از ابوالفرج اصفهانی در «الاغانی» در دست است: او آورده است که ابن مسجع (موسیقیدان بزرگ ایرانی که در شبه جزیره به بردگی گرفته شده بود و کسی بود که نغمه­های موسیقی ایرانی را بر نغمه ها و الحان عربی توافق و تطبیق داد) آوازی را به عربی در نزد خواجه خود خواند. خواجه پرسید که این آواز را از که آموختی؟ و ابن مسجع گفته بود که از «ایرانیانی که مشغول ساختن کعبه هستند». (سامی، ص 494)

منابع:
1 -مسعودی، ابی الحسن علی ابن حسین، مروج­الذهب، به تصحیح شارل پلا، جلد یکم، ص 283 و 284.
2 - دکتر ملایری، تاریخ و فرهنگ ایران، ص 174.
3 - آیت اله فقیه، سیدمحمد، سلسله درس­های اخلاق و عرفان، رئیس گروه معارف دانشگاه آزاد شعبه فارس و نماینده دور دوم مجلس خبرگان.
4 - دکتر شریعتی، علی، بازشناسی هویت ایرانی اسلامی، انتشارات الهام.
5 - ابن رسته اصفهانی، الاعلاق النفسیه، ترجمه دکتر حسین قره چانلو، چاپ دوم، انتشارات امیرکبیر، 1380.
6 - ارزقی، ابوالولید، محمدبن عبدالله بن احمد، اخبار مکه، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، 1368.
7 - زنجانی، جلیل اخوان، رصد و تاریخ گذاری در ایران، انتشارات بهمن برنا، 1384.
8 - سامی، علی، نقش ایران در تمدن اسلامی، انتشارات نوید شیراز، 1365.
9 - المقدسی، شمس الدین محمدبن احمد، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، حواشی محمدامین الضناوی، دارالکتب العلمیه، بیروت، 2003.
10 - حسینی دستی، سید مصطفی، المعارف والمعاریف، جلد هشتم، ص 523.

عصر ضد اطلاعات

گفته مي شود ما در عصر اطلاعات زندگي مي كنيم. اگر اين ادعا درست باشد بايد پرسيد مردم درباره چه چيزهايي اطلاعات كسب مي كنند؟ كارشناساني كه ادعا مي كنند ما امروزه در عصر اطلاعات زندگي مي كنيم و جوانان از اين اطلاع رساني سود
می برند، آيا توجه كرده اند كه جوانان در دنياي فناوري هاي الكترونيكي بيش از گذشته وقت خود را هدر مي دهند؟ آنها در دنيايي كه با رايانه، اينترنت، تلفن همراه، صدها كانال ماهواره اي و فناوري هاي
بيشمار الكترونيكي ديگر احاطه شده است، رشد مي يابند. جنگ عراق و خبرهاي مربوط به آن را در نظر بگيريد. مخاطبان اگر به وب سايت هاي موثق و بي طرف مراجعه كنند مي توانند اخبار و اطلاعات درستي در اين باره كسب كنند. از سوي ديگر اگر اطلاع رساني دولت بوش و سرويس هاي خبري ديگر را درباره سلاح هاي كشتار جمعي عراق در نظر بگيريم، چنين امكاني فراهم نخواهد بود. (البته هر چند ماه يكبار، شايعه انتقال اين سلاح ها به خاك سوريه مطرح
مي شود؛ اما درباره صحت اين شايعه هنوز اطلاعي در دست نيست.)
   تمام كساني كه اين روزها به عراق مي روند عقيده دارند كه مردم آمريكا درباره شرايط موجود در عراق اطلاع درستي ندارند. رهبران دموكرات ها
هم اكنون در حال اشاعه بُعد ديگري از ضد اطلاعات هستند: آنها در حالي كه دولت بوش را متهم مي كنند كه درباره سلاح هاي
 كشتار جمعي عراق به ملت آمريكا دروغ گفته است، اظهار مي دارند كه اطلاع رساني به مردم درباره اطلاعات غلطي كه به خود دموكرات ها
(و همه مردم) داده شده بود، به خوبي صورت نگرفته است. جنگ عراق يك جنگ اطلاعاتي است و اين مساله كاملاً صحت دارد. قطعاً بدون وجود شبكه ها و فناوري هاي الكترونيكي و ديجيتالي نتايج جنگ مزبور با شرايط كنوني تفاوت اساسي پيدا مي كرد، اما بیشتر مردم از اين امر اطلاع ندارند. در ارتباط با جوانان مي توان گفت عصر اطلاع رساني براي آنها (كه بيش از ديگران از وقايع فرهنگي تأثیر مي گيرند) مفيد بوده و بدون وجود فناوري هاي اطلاع رساني، آنها كمتر از زمان حال اطلاعات كسب مي كردند. از سوي ديگر مي توان گفت عصر اطلاع رساني
در پيشرفت آموزش جوانان تأثیري نداشته و علاوه بر آن تبعات منفي نيز بر جاي گذاشته است. براي رسيدن به نتيجه اي قطعي در اين زمينه، بايد حقايق را با دقت مورد بررسي قرار دهيم. نمي توان دنياي الكترونيك را به طور كلي حذف كرد، اما اين بدان معنا نيست كه ما دنیای مجازی الكترونيكی را به همان شكل كنوني اش بپذيريم، آن را تمجيد كنيم و هيچ اعتراضي به آن نداشته باشيم. در حال حاضر پيرامون اين مساله انتقاد كمي صورت مي گيرد. شايد شما نيز
مي پنداشتيد چنين انتقادهايي به سرعت گسترش پيدا كنند، در حالي كه مي بينيم اين اتفاق نيفتاده است. بررسي اين مسئله كه آيا فناوري هاي
الكترونيكي وضعيت بشر كنوني را بهتر كرده اند يا باعث وخيم تر شدن اوضاع شده اند، كاملاً منطقی و بجا مي نمايد. البته ممكن است اين فناوري ها در برخي موارد باعث افزايش آگاهي بعضي افراد شوند. اما بايد پرسيد تبعات كلي آنها چيست؟ ساليان سال است كه مساله عملكرد تخصصي شبكه هاي اطلاع رساني مطرح شده است. با توجه به هزينه كم راه اندازي و فعاليت كانال هاي تلويزيوني، امروزه آنها دامنه فعاليت خود را به موضوعات خاصي محدود كرده و به اين ترتيب سود كلاني نصيب خود مي كنند. اين مساله به خوبي در كانال هاي ماهواره اي مشهود است.
صدها كانال در اختيار بينندگان قرار دارد كه هر يك در يك حوزه مشخص فعاليت مي كنند. وب سايت ها و وبلاگ هاي اينترنتي نيز از همين روش پيروي مي كنند و گردانندگان اين قبيل شبكه هاي اينترنتي عقيده دارند كه رمز موفقيت آنها فعاليت در يك حوزه تخصصي است. البته بايد گفت كه دوران رونق شبكه هاي تلويزيوني فقط سه دهه به طول انجاميد (دهه هاي 50، 60و70). قبل از رشد تصاعدي شبكه هاي
 تلويزيوني، شبكه هاي راديويي و مجلات، روزنامه ها و كتاب هاي مختلف وجود داشتند. در عصر اطلاعات دستيابي به موضوعات مورد علاقه مان كار آساني است. مي توان به راحتي تمام 24 ساعت شبانه روز را به تماشاي آموزش باغباني و يا اخبار و... اختصاص داد.
دسترسي به سايت هاي اينترنتي پيرامون موضوعاتي از اين قبيل نيز بسيار آسان است. بعضي از مردم هر روز بيشتر از روز گذشته درباره مطالب مورد علاقه خود اطلاعات كسب مي كنند و به اين ترتيب دانش خود را افزايش مي دهند. برخي ديگر نيز هر روز به خواندن، شنيدن و تماشاي مطالب تكراري مشغولند، بدون آنكه مطلب جديدي بياموزند. اين قبیل مطالب چیزی به دانسته هاي ما نمی افزايند. با توجه به مطالب مفيدي كه مي توان به جاي مرور مطالب تكراري ياد گرفت، بايد گفت كه چنين مطالبي به جاي ارتقاء دانش ما، آگاهي و سواد ما را تنزل مي دهند.البته بايد يادآور شد دنياي مجازي الكترونيكي نوپا و نوظهور است و حتماً در آينده دستخوش تغيير و تحول خواهد شد. در اين زمينه دو نوع پيشرفت غيرقابل اجتناب در حال وقوع است:
1) فقط يك حوزه تخصصي وجود دارد كه مخاطب زيادي را جذب مي كند و برخلاف حوزه هاي ديگر نه تنها ديدگاه افراد را محدود
نمي كند، بلكه آن را گسترش مي بخشد و اين حوزه نثر زيبا و روان است. ما در آينده شاهد وبلاگ هايي خواهيم بود كه همانند روزنامه نيويوركر در دهه هاي 30 و 40 ميلادي درباره هر مطلب و موضوعي، قطعات كوتاه نوشتاري ارائه خواهند داد.
 اين وبلاگ ها هر روز قطعات جديدي پيرامون مطالب و موضوعات متنوع دراختيار مردم خواهند گذاشت كه با سبكي بسيار فصيح و روشن به نگارش درآمده و با زيبايي ويرايش شده اند و مردم فقط به خاطر لذتي كه خواندن آنها به همراه دارد، اين مطالب را خواهند خواند. به اين ترتيب فعالان عصر اطلاعات كه قادر به ارايه نثري زيبا نيستند، در بهت و حيرت فرورفته و شكست خواهند خورد.
2) موتورهاي جستجو در حال پيشرفت هستند، اما فقط نيمي از مشكل را حل مي كنند. آنها فقط زماني مي توانند به شما كمك كنند كه بدانيد در جستجوي چه هستید. اما مردم علاوه بر جستجو به وب گردي
 نيز علاقمند هستند. به زودي سايت هايي به وجود خواهند آمد كه مردم با استفاده از آنها به راحتي به مطالب سايت هاي مختلف و متنوع ديگري دسترسي خواهند داشت.