صفحه 7--10 اذر 88
اشتغال زنان از منظر اسلام و غرب
پدیده «اشتغال» از ابتداى زندگى اجتماعى بشر مورد توجه بوده است. اشتغال زنان همراه با مردان در مزارع و در خانه، اَمرى عادى تلقى مى شد؛ هر چند تفكیك نقش ها و وظایف، جزء اصلى اشتغال محسوب مى گردید. یكى از مهمترین معیارهایى كه جهان غرب براى تعیین جایگاه زن در اجتماع پذیرفته، میزان مشاركت زنان در زندگى اقتصادى و اشتغال آنان است. از سوى دیگر، یكى از مهمترین نقش هاى زن، نقشى است كه در خانواده ایفا مى كند.
تردیدى نیست كه خانواده یكى از اركان جامعه و محور اساسى رشد و اعتلاى انسان به شمار مى رود. این نقش از منظر جهان غرب و غرب باوران بسیار كم رنگ و بى اهمیت بوده و در برخى موارد یكى از مشكلات فراروى زنان، قلمداد شده است.
یكى از نویسندگان ایرانى با پیروى از دیدگاه غرب در خصوص اشتغال زنان مى نویسد: «یكى از مشكلاتى كه زنان در همه جوامع با آن درگیر هستند، مسئولیت پرورش فرزندان و اداره امور خانه مى باشد.
امروزه در جوامع غربى آن چنان به اشتغال زن در خارج توجه مى شود كه این امر به عنوان اولین و مهمترین نقش زن مطرح شده است و نقش مادرى و همسرى و ادامه سنت هاى فرهنگى به عنوان نقش دوم و فرعى مدنظر قرار مى گیرد. شاخص ها و معرف هاى تعیین كننده جایگاه زن در جامعه اسلامى با جهان بینى
توحیدى و نگرش به انسان با آن چه در غرب مى گذرد، اصولاً متفاوت است.
در فرهنگ اسلامى با وجود آزادى انتخاب شغل و كار براى زنان مسلمان و حق مالكیت و فعالیت اقتصادى براى آنها، آنچه به نقش و پایگاه زن در جامعه اسلامى معنا و هویت مى بخشد، فعالیت هاى مادى و اقتصادى به معناى غربى آن نیست، بلكه فعالیت اقتصادى زنان در جامعه اسلامى با حفظ هویت دینى و گوهر عفت و تقواست. اما حفاظت از کیان خانواده ارجح است.
در مطالب «اشتغال زنان از منظر اسلام و غرب»، اشتغال زنان در پنج محور اساسى بررسى مى شود.
اما در این مطلب ما به اولین محور که نگرش تاریخی به این موضوع است، می پردازیم.
نگرش تاریخى به اشتغال زنان
1 - رُم باستان:. زن در رُم باستان از همه حقوق محروم بود و داراى هیچ گونه جایگاه و اختیارى نبود. دختران و زنان مانند شىء مملوك معامله مى شدند و از حقوق اقتصادى نیز هیچ بهره اى نداشتند. نكته قابل توجه در خانواده هاى رومى این است كه قرابت و خویشاوندى رسمى و حقوقى فقط در خصوص مرد معنا پیدا مى كند و بین زن با مرد و زن با زن خویشاوندى وجود ندارد. مرد هر وقت صلاح مى دانست، مى توانست زن یا دختر را بفروشد، قرض و كرایه دهد یا بكشد. از این رو وقتى زن از حداقل حقوق انسانى محروم باشد و به عنوان شى ء با او رفتار شود، قطعاً از حقوق و امتیازات اقتصادى بهره مند نخواهد شد.
2 - یونان باستان: زن در یونان باستان نه تنها مخلوقى حقیر شمرده
مى شد، بلكه حداقل به عنوان انسان با زن رفتار نمى شد. زن همانند شى ء در اختیار مرد بود و مرد هرگونه رفتارى را با او انجام مى داد و زن در این دوره از هیچ حقوقى برخوردار نبود، در نتیجه از فعالیت اقتصادى و اشتغال نیز محروم بود. تنها موردى كه براى فعالیت اقتصادى و اشتغال زنان در تاریخ یونان باستان ذكر شده، مربوط به حضور زنان براى فعالیت اقتصادى و اشتغال در بازار بوده است. این اشتغال همراه با مردان بوده و فقط در منطقه «كریت» مشاهده شده است.
3 - ایران باستان: در ایران در عصر هخامنشیان و اشكانیان، همانند روم و یونان، مرد در استفاده از اموال زن كاملاً مختار بوده؛ چون زن از هیچ حقوقى برخوردار نبوده است. به طور كلى زن داراى حداقل حقوق انسانى نبود تا بتواند فعالیت اقتصادى و اشتغال به كارى داشته باشد. وجود طبقات ممتاز در ایران موجب شد زنان از حیث اختیارات و مزایاى اجتماعى به دو دسته تقسیم شوند:
1. زنان اشراف و بزرگان؛ 2. زنان طبقه پایین تر. اما واقعیت این است كه زنان اشراف در مقابل مردان طبقه خود، همان مقام و موقع را داشتند كه زنان طبقه پست تر نسبت به مردان خود دارا بودند. هر دو دسته از زنان از حقوق اقتصادى و اشتغال بهره اى
نداشتند و فقط زنان طبقه اشراف از زندگى بهترى نسبت به زنان طبقه پایین تر برخوردار بودند. اما در عصر ساسانى كه افراد جامعه به طبقات مختلفى تقسیم مى شدند،
در داخل هر یك از طبقات، زنان متناسب با فرهنگ و وضعیت اشتغال طبقه خود مشاغلى را برعهده داشتند؛ مثلاً پوراندخت و آذرمیدخت كه از زنان خاندان سلطنتى بودند، حكومت كردند. زنان سایر طبقات نیز بسته به طبقه خود به كار ریسندگى، كشت و زرع یا صنعت آن روز اشتغال داشتند. از ویژگى هاى
این دوران، مالك شدن دستمزد و درآمد توسط زنان بود كه
مى توانست خود آن را بردارد یا به شوهرش بدهد.
4 - عربستان قبل از اسلام: وضع زنان و دختران در عربستان جاهلیت بسیار رقت بار بوده است؛ دختران در نظر پدران، و زنان در نظر شوهران موجودى ضعیف و بى قیمت و قابل تملك و معامله بوده اند.
اختیارات مرد نامحدود بود و مادر در محدوده خانه زندگى مى كرد ولى حق هیچ گونه مداخله اى در امر زندگى نداشت. یكى از بدترین سنت هاى جاهلى درعربستان قبل از اسلام، زنده به گور كردن دختران بوده است.
5 - عصر ظهور اسلام:
با ظهور اسلام كرامت انسانى زن احیا شد و زن در كنار مرد به عنوان نیمى از پیكره حیات بشرى مطرح گردید. اسلام دختركشى را ممنوع كرد و به جامعه آموخت كه به دختران احترام بگذارند.
زن هاى صدر اسلام در امور اجتماعى، سیاسى و فرهنگى و كارهاى دیگر مشاركت داشتند. قرآن كریم كسب و تلاش اقتصادى زنان و مردان را تأیید كرده و مالكیت آنان را بر آن مترتب ساخته است. براى مردان از آن چه كسب كرده اند بهره اى
است و براى زنان [نیز] از آن چه كسب كرده اند بهره اى است(نساء آیه 32). اشتغال زنان در عصر پیامبر(ص) به شكلى گسترده به چشم مى خورد و در تمامى شغل هاى رایج آن زمان، زنان حضور داشتند. زنى به نام زینب پزشك قبیله بنى داوود بود و مریضان را مداوا مى كرد. زنانى بسیار به امر شبانى و دامدارى اشتغال داشتند مانند سلامه و ام هانى.
6 - اروپا در قرون وسطى: زن در اروپاى قرون وسطى از هیچ گونه حقوقى برخوردار نبود و در این دوران اگر چه زنان به كار كشاورزى مى پرداختند اما نه به عنوان مالك، بلكه به عنوان افرادى مملوك براى دیگران كار مى كردند. در سال 586 میلادى كنفرانسى در فرانسه براى بررسى این موضوع منعقد شد كه آیا زن بشر است یا نه و در نهایت به این نتیجه رسیدند كه زن بشرى است كه فقط براى خدمت به مردان خلق شده است.
در قرون وسطى، جوامع اروپایى براى زنان حق اشتغال قائل نبودند و در ابعاد دیگر نیز زنان از حقوق اجتماعى و مالى محروم بودند. اروپا در قرون وسطى یكى از سیاه ترین و زشت ترین دوران حیات بشرى را پشت سر گذاشت.
7 - عصر انقلاب صنعتى تا امروز: آغاز «انقلاب صنعتى» در اروپا سال 1760 میلادى بود و انگلستان نخستین جامعه اى بود كه خصلت صنعتى به خود گرفت و به مركزى براى نوآورى هاى فنى و اقتصادى و پیشرفت فناوری تبدیل شد.
شكل گیرى جوامع صنعتى و ایجاد بازار كار جدید، موجب اشتغال زنان در بخش صنعت شد و از طرف دیگر باعث كاهش نقش خانواده شد. در جامعه هاى صنعتى، بسیارى از عملكردهاى سنتى خانواده از بین رفته یا به شدت دگرگون شده است. اشتغال زنان در این دوره به منظور تكریم و بالا بردن منزلت زن نبوده و فقط جوامع صنعتى درصدد برطرف كردن نیاز خود به نیروى كار ارزان بودند. بر اساس آمار، تقریباً در تمام جامعه هاى صنعتى درآمد زنان به میزان قابل ملاحظه اى كم تر از درآمد مردان است.
زنان بختياري و طبابت
فاطمه معزي
سفرنامه از خراسان تا بختياري نوشته سياح فرانسوي هانري رنه دالماني، به مسئله زنان بختياري، طبابت و شيوه هاي درماني آنان پرداخته كه این خود نشان مي دهد زنان با تكيه بر طبيعت و تجربه، جايگاهي ويژه در ايل خود داشته اند.
يكي از خصايص نيك زنان بختياري توجه به امور بهداشتي و طبابت است و عده اي از آنها در اين فن مهارت زيادي دارند و آنها را معمولاً حكيم مي نامند. شغل طبابت در ميان زنان قبايل معمولاً موروثي است.
هرگاه پدر يا مادري دواي تازه اي پيدا كند طريق استعمال آن را به دختر بزرگتر خود
مي آموزد و به پسران ياد نمي دهد زيرا كه آنها را براي چنين عملي لايق نمي پندارد. زنان در عمل زخم بندي و شستشوي جراحات و بيرون آوردن گلوله تفنگ از بدن مهارتي دارند. حق الزحمه اي كه در صورت بهبودي مريض به حكيم داده مي شود مبلغ قابل ملاحظه اي است. اگر جراحتي كه از اسلحه آتشي توليد شده خوب معالجه شود اشخاص فقير 15 تا 20تومان و اغنيا سه برابر اين مبلغ را به زن حكيم مي پردازند.
اين زنان ادويه لازم را خودشان تهيه مي كنند و با حوصله خستگي ناپذيري به پرستاري و معالجه مريض مي پردازند و در صورتي كه از معالجه مأيوس شوند و مريض در شرف مرگ باشد بيني او را با خميري كه از گياهان معطر درست كرده اند
پر مي كنند. اين زنان حكيم علاوه بر استعمال ادويه گاهي هم با تلقين مريض را معالجه مي كنند. مثلاً دعايي در روي جراحت قرار مي دهند و به مريض تلقين مي كنند كه با اين عمل حتما معالجه خواهد شد و خلاصه آنكه تمام انواع و اقسام اعمال جادوگري را به كار مي برند و در بعضی مواقع مي شود
كه اين تلقينات در روح بيمار تأثیر كرده معالجه مي شود.
منبع: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی