بهانه دیگه بسه

شما چقدر به نگهداری از گل ها و گیاهان علاقه دارید؟ اصلا در خانه یا آپارتمانتان از گل و گیاه نگهداری می کنید؟ این روزها خیلی ها نداشتن حیاط و بالکن و کوچک بودن فضای آپارتمان را بهانه می کنند و
می گویند نگهداری از گل ها و گیاهان در فضای کوچک آپارتمان های امروزی کار آسانی نیست و به دردسرش نمی ارزد اما اگر بدانید نگهداری از گل و گیاهان آپارتمانی چقدر فایده دارد، برای اینکه پای گل و گیاه را به خانه تان باز کنید، هیچ بهانه ای نمی آورید. در این مطلب شما را با آثار مطلوب گیاهان آشنا می کنیم. گیاهان دی اکسیدکربن را به اکسیژن تبدیل می کنند.
هوا را تصفیه می کنند و قادرند آلاینده های مضر را از بین ببرند. با وجود گیاهان هوا تمیزتر شده و رطوبت هوا به طور طبیعی حفظ می شود.
 گیاهان از نظر روانی هم فوایدی دارند. وجود گل و گیاه موجب شادی و کاهش اضطراب و افزایش کارایی می شود. وجود رنگ سبز گیاه در یک اتاق زیبایی و انرژی بیشتری در فضا ایجاد می کند. بررسی ها نشان داده است علائمی مانند سردرد، اضطراب، خواب آلودگی و سرماخوردگی در صورت وجود گل و گیاه در خانه کاهش پیدا می کند.
گیاهان هوای خانه را تمیز می کنند
هوای تمیز در سلامت افراد خانه تأثیر زیادی دارد. وجود گیاه در خانه موجب تصفیه هوا
می شود. گیاهانی مانند پیچک، فیکوس، شیپوری، زنبق، سرخس، گل داوودی و نخل مرداب در از بین بردن آلاینده های شیمیایی موجود در هوای خانه مانند رنگ، محلول های شوینده و دود سیگار مؤثرترند. بررسی ها نشان داده است که گل و گیاهان آپارتمانی می توانند کیفیت هوا را بهتر کنند. در واقع گیاهان آپارتمانی قادرند 87 درصد سموم هوا را طی 24 ساعت از بین ببرند.
گیاهان شادی می آورند
وجود گل ها و گیاهان موجب شادی و آرامش و کاهش اضطراب در افراد می شود. برونو کورتیس، متخصص قلب دانشگاه شیکاگو می گوید: «گیاهان موجب می شوند افراد احساس آرامش بیشتری کنند و مثبت اندیش تر شوند.» بررسی ها نشان داده است بیماران بستری در بیمارستان که تختشان روبه روی پنجره ای با نمای باغ است، خیلی سریع تر از بیمارانی که تختشان رو به دیوار هستند بهبود پیدا می کنند.
گیاهان موجب افزایش کارایی می شوند
بررسی ها نشان داده است در محیط های کاری که از گیاه استفاده شده سلامت جسم و روان کارکنان ارتقا پیدا کرده است. طبق مطالعه ای
که نتایج آن در مجله هنر و توان بخشی آمریکا به چاپ رسیده است خلاقیت و کارایی کارمندان شرکت ها و موسساتی که در دفاتر کاریشان گیاه قرار می دهند، بیشتر است.
گیاهان خستگی و سرماخوردگی را از بین می برند
طبق نتایج تحقیقات پژوهشگران دانشکده کشاورزی دانشگاه نورتو، گل ها و گیاهان آپارتمانی می توانند با افزایش رطوبت و کاهش گرد و غبار مشکلاتی مانند خستگی، سرفه، گلودرد و سایر علایم و مشکلات مرتبط با سرماخوردگی را تا 30 درصد
کاهش دهند. فرمالدئید در محصولات چوبی، دود سیگار، گاز طبیعی و نفت وجود دارد. تماس با آن موجب تحریک بینی، چشم و گلو می شود. بنزن در جوهر، روغن و برخی انواع رنگ وجود دارد و تماس طولانی مدت با آن موجب سردرد، خواب آلودگی و در برخی افراد کاهش اشتها می شود. رنگ و جلادهنده ها
هم منبع اصلی تریکلرواتیلن در خانه هستند. این مواد در تمیزکننده ها، عطرها و مبلمان و وسایل خانه هم وجود دارند. با استفاده از گل و گیاهان آپارتمانی می توان علایم ناشی از تماس با این آلاینده های شیمیایی را که شبیه علایم سرماخوردگی هستند کاهش داد. قرار دادن یک یا دو گیاه می توان هوای یک اتاق را تازه نگه داشت و برای مساحت 9 مترمربع حداقل یک گیاه آپارتمانی لازم است اما هنگام نگهداری از گل و گیاهان آپارتمانی لازم است نکات ایمنی و بهداشتی هم مورد توجه قرار گیرد. مثلا برخی گیاهان سمی هستند. قرار دادن گلدان ها جایی دور از دسترس کودکان و عدم استفاده از سنگ ها و وسایل تزئینی جذاب در خاک گلدان ها از دیگر مواردی است که برای پیشگیری از حوادثی مانند خفگی و مسمومیت در کودکان باید به آنها توجه داشت.

مهار احساسات بعد از خبری بد

اخبار بد مرگ یکی از عزیزان، بیماری، اخراج شدن از کار و ... مثل شوک می مانند، وحشت می کنید و همه زندگیتان ناگهان تغییر می کند.
جای تعجب نیست که در تحقیقی مشخص شده است که تقریباً همه خانم هایی که ابتلا به سرطان به آنها گزارش شده است، دچار پریشانی و اضطراب می شوند. اما جدی تر اینکه، این وضعیت در نیمی از آنها آنقدر پیشرفت می کند که منجر به اختلالات روانی شدید مثل افسردگی می شود.
کاملاً بدیهی است که شنیدن خبر بد چندان آسان نیست. اما واقعیت این است که باید با آن کنار بیایید، شما فرزندانی دارید که باید از آنها حمایت کنید و زندگی که باید آنرا ادامه دهید. اما چطور؟
بااینکه به نظر غیرممکن می رسد اما راه هایی هست که می توانید بااستفاده از آنها به خودتان برای کنار آمدن با این اخبار بد و شروع یک زندگی جدید، کمک کنید.
کمک بگیرید
بعد از شنیدن یک خبر بد، ساده ترین راه این است که فکر کنید تنها و بی کس هستید و یا آنقدر خودتان را غرق در فکر کردن به جزئیات آن مسئله می کنید که دیگر نمی توانید از زندگی لذت ببرید. باید سعی کنید با افراد خوش بین و مثبتی که در اطرافتان دارید صحبت کنید و از آنها کمک بگیرید. و حتماً انجام کارهایی که سابقاً از آنها لذت می بردید را ادامه دهید.
اطلاعات بگیرید
در شرایطی که اخبار بد، خبر ابتلای شما به یک بیماری باشد، یا مواردی مثل این، تا می توانید در آن زمینه اطلاعات جمع کنید. در اینترنت برای گرفتن اطلاعات درمورد آن بیماری جستجو کنید، کمی تحقیق کتابخانه ای انجام دهید و حرف های بیماران مبتلا به آن بیماری را بشنوید. وقتی حس کنید که کاری انجام می دهید اضطراب و ترستان تاحدودی تسکین می یابد.
درمورد احساساتتان قضاوت نکنید
با اینکه ممکن است از دهان دوستان و آشنایان بشنوید که باید سرتان را بالا بگیرید و قوی باشید، اما لزومی ندارد درمورد احساسی که دارید حس بدی داشته باشید. ترسیدن و ناراحت بودن کاملاً طبیعی است و هیچ اشکالی ندارد. وقتی کم کم سعی می کنید که با آن خبر بد و تأثیری که در زندگیتان دارد کنار بیایید، به خودتان اجازه بدهید که هر احساسی را آزادانه و بدون قضاوت و انتقاد تجربه کنید.
به خودتان فرصت دهید
در زمان های سخت، نباید از خودتان انتظار داشته باشید که نظم و روال عادی زندگی را داشته باشید یا با همان سرعت قبل در زندگیتان پیش روید. درصورت نیاز از دیگران کمک بگیرید، تعهداتی که انجامش در آن زمان به نظرتان دشوار است را لغو کنید و از خودتان مراقبت کنید. خوب غذا بخورید، خوب بخوابید و ورزش کنید و بالاتر از همه اینها به خودتان سخت نگیرید.
احساسات منفی را بیرون بریزید و کم کم شرایط را بپذیرید
 مهم نیست که شوک احساسی که به شما وارد شده، چیست، مراحلی هست که بعد از هر شوک احساسی باید طی کنید. شاید اول آن اتفاق را نپذیرید یا سعی کنید نادیده اش بگیرید و دوست داشته باشید که به زندگی که قبلاً داشتید برگردید. در مرحله بعد ممکن است از آن وضعیت عصبانی شوید و مدام بپرسید که "چرا من؟" و همه چیز را زیر سوال ببرید و آخر سر هم به طریقی افسرده و مغموم شوید.
بااینکه همه این مراحل کاملاً نرمال و طبیعی هستند اما شما را از پذیرفتن واقعیت دور می کنند. قبول واقعیت از نظر احساسی خیلی دشوار است اما باید به خودتان اجازه دهید که کم کم به آن سمت بروید. وقتی آن اتفاق را پذیرفتید آنوقت می توانید به آن با آرامش بیشتری نگاه کنید، نه با ترس و عصبانیت و ناراحتی.

ترافیک شهری
اینقدر بوق بزن تا ...!

* آقا داماد! مبارک باشه، میدوینم امشب شب مهتابه! دلاتون در التهابه، شامتون نون و کبابه، میدونیم کله قندی رو که بالای سرهر دوتاتون سابیدن، داره تو دل هر دوتاتون تبدیل به آب قند میشه، ما هم این شبو گذروندیم قربون اوقد بلندت بشیم.
 با اون کت و شلوار شیک و قشنگت. انشاا... پای هم روزا و شبای پر برکت و خوشی داشته باشین آقا داماد، عروس خانم. خوب کاری کردین پیوند مبارک با هم بستین. الان فرشته ها
هم دارن واسه شما شادی و هلهله می کنن. خدا هم از کار شما راضیه. اما ... عزیزان الان ساعت 2 نصف شبه! دیگه برین خونه تون. این قدر توی خیابونا بوق بوق نکنین. مردم خوابیدن. دارن استراحت می کنن. همه که مثل شما عروسی ندارن! برید تو خونه تون هر چقدر
می خواهید شادی کنید! به شرطی که مزاحم همسایه ها نشید. یه خورده ملاحظه مردم را هم بکنید... بوق زدن اون هم تو ساعت 2 نصف شب؟!
* بچه : بابا جون، این علامت یعنی چی؟
پدر : کدوم علامت باباجون؟
بچه : این تابلو که روش عکس یه شیپور کشیده و یک خط هم روش کشیدن؟
پدر : آهان ... اونو میگی ... این یعنی بوق زدن ممنوع است.
بچه : چرا بوق زدن ممنوعه بابا؟
پدر : خب اگه دقت کنی، اینجا جلوی بیمارستانه.
       بچه : مگه جلوی بیمارستان نباید بوق زد؟!
پدر : بله، جلوی بیمارستانها نباید بوق زد. بخاطر رعایت حال بیمارا!
بچه : پس چرا شما بوق زدی بابا؟!
سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز
از مطالب مربوط به آموزش شهروندی ازتاریخ 10/10/88 لغایت 10/12/88 سؤالاتی طرح  و در همین روزنامه درج می گردد. ضمناً به سه نفر از نفرات برتر شرکت کننده در مسابقه جوایزی اهدا خواهد شد.


به زودی می شوی یک دانه مالک
به زودی می شوی یک دانه مالک
به دستت می رسد هی پول و هی چک
چرا؟ چون در زمان خوشه بندی
شدی ای نازنینم خوشه یک
* * *

فلک جان چرا دقت نمی کنی؟
فلک هم شهر و هم ده آفریدی
هم اینکه «سیب» و هم «به» آفریدی
غنی را اشتباهاً خوشه یک
گدا را خوشه سه آفریدی

* * *
کاریکلماتور
پرویز شاپور
-اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم قفسی به بزرگی آسمان می سازم.
-کرم ابریشم مزه محبوس شدن را چشیده است.
-معشوقه جفا پیشه هوای چشمانم را بارانی اعلام نمود.
-به اندازه ای تیرانداز قابلی بود که همیشه هدف به تیرش اصابت می کرد.
-برای اینکه نسلم منقرض نشود، مقابل آینه می ایستم.
-وقتی ماهی روی خشکی می افتد قلبم از حرکت باز می ایستد.
-وقتی لحظه مرگم فرا رسید ساعتم منفجر می شود.
-به اندازه ای تند صحبت می کنم که همیشه زبانم از واژه ها عقب می ماند.
-در قفس، پرنده محبوس را هوایی می کند.
-واژه ها، سروکله شکسته به دهانم بازگشتند.
-افرادی که فکرشان سیاه است، مویشان زودتر سفید می شود.