قدرشناسی و سپاسگزاری
محمدباقر شمس 

در سیزدهم اسفند ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت که مصادف با هفدهم ربیع الاول 1431 هجری قمری، خجسته سالروز ولادت حضرت ختمی مرتبت (ص) و حضرت امام صادق (ع) بود،
-که بر همگان مبارک باد- در گردهمایی مخلصانه ای که به نام پدرم «محمد شمس» و به مناسبت یکصدمین سال تولد او در سالن فرهنگ و ارشاد اسلامی استهبان برگزار شد، با یکی از جلوه های ناب و زیبای انسانیت مواجه شدم، البته تا حدودی انتظارش را داشتم، ولی نه در این حد و به این وسعت و آبرومندی و گشاده دستی که با طیب خاطر از طرف بانیان نیکوکار و خوش ذوق و فکر و نیت مجریان صدیق و خدوم و آگاه به رموز کار برگزار شد و این مراسم برایم از چند جنبه جالب بود و در خور بالیدن به جامعه جوان و برومند استهبان.
اول از همه این که خدای را سپاس گفتم که در زمان حیاتم به چشم خود دیدم و شنیدم که به طور سزاواری حق پدرم از طرف همشهریان سپاسدار و قدردانم و به ویژه از جانب جوانان آگاه این خطه محروم و مظلوم ادا شد. کاری که هرگز از عهده کل خانواده شمس و این ناتوان که کاروان سالار ره نشناسشان هستم برنمی آمد. بنابراین با قطراتی از اشک شوق با خود زمزمه کردم:
بلند آن سر که او خواهد بلندش
نژند آن دل که او خواهد نژندش
دوم این که چون خودم که کوچکترین ریزه خور خوان پر نعمت و الوان ادبیات همیشه جاوید فارسی هستم و فکر می کنم گزینش این مقوله بهترین راه اشاعه فرهنگ و هنر و ظریف ترین و بی آزارترین طرق مبارزه با نارسایی ها و ناروایی ها و بی فرهنگی و جهل و خرافات، فساد و دزدی و دروغ و ریاکاری است و مشاهده کردم که علاقه و استقبال مردم و به ویژه جوانان از آن در خور توجه و تقدیر و موجب شادی است و از این که فهمیدم همفکران و همراهانم بسیارند، خوشحال شدم و باز هم حمد خدای را به جا آوردم و امیدوارم در آینده این مقوله هر چه بهتر و گسترده تر شود.
سوم این که ملاحظه کردم مردم فهیم ما قدر خدمتگزاران خود را به خوبی می دانند و به آنان ارج می نهند و احترام می گذارند که این هم موجب کمال تشکر از مردم و از خداوند است.
چهارم این که با کمال مسرت دریافتم که مسئولین و مقامات شهرمان همگی به معنی اخص کلمه مسئول، متعهد، خدمتگزار، دلسوز و حامی و همراه مردم و جوانان هستند. بنابراین وظیفه دار هستم به حکم «لم یشکر الناس لم یشکرالله» از قاطبه مردم آگاه و روشن بین و از یکایک مسئولین از عمق جان و بن دندان قدردانی کنم و مراتب سپاسم را به پیشگاهشان تقدیم دارم. به ویژه از مقامات شامخ زیر:
1 -حضرت مستطاب اجل امجد جناب آقای سید محمد حسینی امام جمعه دانشمند و ادیب استهبان که با حمایت همه جانبه از این مراسم و نیز نثر زیبا و شیوا و پر محتوای خود در روزنامه عصرمردم موجبات استقبال اهالی را فراهم فرمودند.
2 -جناب آقای مهندس سقایی نماینده عالی مقام پرتلاش و کاردان شهرستان های استهبان و نی ریز -که از دیرباز از مراحمش برخوردار بوده ام- و حمایت ایشان از این مراسم و پیام دلنوازشان که زاییده محبت بی شائبه بود که به وسیله نماینده متدین و پرمهر او جناب آقای حاج احمد گنجوری عمه زاده ام قرائت شد، مزید بر امتنان قلبی و قبلی این جانب از ایشان و نماینده عزیزشان گردید.
3 -جناب آقای احمدرضا نداف معاون محترم اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس که با حمایت همه جانبه خود از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استهبان و دست اندرکاران برگزاری همایش و شرکت متواضعانه خود در آن و ایراد سخنانی بسیار صمیمانه و اندیشمندانه به رونق و گرمی جلسه افزودند و موجبات سرافرازی خانواده شمس را فراهم نمودند.
4 -جناب آقای محمد جواد اسلامی فرماندار مردمی و خاکی و اهل ادب و قلم که با خدمات ارزنده ای که در معرفی و گرامی داشت شخصیت های دینی و روحانی و علمی دیارمان با نشر آثار آنان کرده اند آبرویی شایسته و سزاوار به فارس و به ویژه به شهرمان داده اند و حمایتی که از این همایش کردند و نیز شرکت ایشان در مراسم در خور بسی ستایش و قدردانی بود.
5 -جناب آقای احمد گلزار ریاست با فراست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استهبان که تمامی امکانات و مقدورات مادی و نیروی انسانی اداره خود را در اختیار دست اندرکاران این مراسم قرار دادند و با فرهنگ پروری و ادب دوستی خود همه را مجذوب و مفتون خود ساختند. و به ویژه با آن اقدام مدبرانه (و انشاءالله پایدار و ماندگار) خود که سالن اجتماعات اداره ارشاد را به نام «شمس استهباناتی» نامگذاری کردند از خود یادگاری فراموش نشدنی به جا گذاشتند و در حقیقت خود را در اذهان عمومی جاودانه نمودند.
6 -جناب آقای مجید فرهمندپور هنرمند عزیز و محبوب شهرمان ریاست با فرهنگ مؤسسه فرهنگی و هنری خانه هنرمندان استهبان که حمایت خود را با ذوق و سلیقه و ابتکار و دوندگی و زحمات شبانه روزی بسیار انجام داده و آن همه اسباب خیر و شور و نشاط و وجد را فراهم آورد.
7 -و اما عاشق صادق پاکباز جناب آقای محمدرضا آل ابراهیم و دبیر خردمند همایش خادم بی جیره و مواجب فرهنگ و ادب و تاریخ و اهل قلم و کتاب که استادان فرهیخته و فرزانه و سخن شناس و حقگزار آنقدر درباره او نوشته اند، خوانده اند و گفته اند و از او تجلیل و تقدیر به عمل آوردند که او را به گریه انداختند، لاجرم من دیگر در حق او هیچ چیز اضافه نمی کنم که هیچ جایی برای قلم فرسایی اینجانب نگذاشتند.
8 - و اما چه بگویم با این قلم سرشکسته و منفعل از معلمم جناب آقای حاج سید محمد مرشدی ریاست با فضیلت و استاد بامعرفت دانشگاه آزاد اسلامی استهبان. راستش دلم نمی خواست هیچ کلمه ای را جز کلمه مقدس «معلم» برای تعریف و توصیف و تمجید او به کار ببرم زیرا هیچ کلمه ای را بهتر و رساتر و آبرومندتر و شایسته تر از همین کلمه معلم نمی شناسم که برازنده شخصیت بی نظیر او باشد اما چه کنم که بنا به عادت و رسم زمان قلم لغزید و کلماتی نارسا در مرتبت او رقم زد. او از کودکی برادر ناصح و معلم من بود اما افسوس که متعلمی بازیگوش و گریزپا داشت. راستی را چه شیرین کاشت با آن سخنان سنجیده و آموزنده ای که در واقع کلاسی بود با فضایی معنوی، عرفانی، روحانی، فرهنگی و ادبی و به قول فلسفیون «جامع و
کامل و مانع». و ای کاش همه به گوش جان شنیده و نیوشیده باشیم. بفرموده مولانا «هوش باید تا بداند هوش دار» «کثرالله امثالهم» که «بهر اَلفی اَلف
قدی بر آید»
9 -دیگر سخنوران و شاعران و هنرمندانی که با ایراد خطابه به اطلاعات مجلسیان افزودند و با قرائت اشعار «شمس» او را عریان تر به مستمعین نشان دادند.
مانند آقایان حسین خدیش، نویسنده اندیشمند و نکته سنج و اثرگذار که مطالب بکری در مورد تقدم شمس از هم عصرانش در امر فولکلور ایراد فرمودند و محمد ثالثی، فرهنگی فرهیخته و شاعر خوش قریحه با ذوق که اشعار خویش و شمس را با صلابت و روشنی و حالتی مجذوبانه قرائت کرد و ابراهیم افتخاری که بهترین و اثرگذارترین قسمت شعر خفه دونی شمس را با لهجه خاص و خالص استهبانی خواند و همه را جذب و جلب محتوای آن کرد و کریم پویان فر که ضمن اظهار علاقه و دلبستگی نسبت به شمس پیشنهاد ایجاد نماد آرامگاه شمس را داد که مورد پسند خیلی از حضار قرار گرفت.
10 -آقایان محمد و اسماعیل عسلی مدیران هوشیار و بیدار و فریادرس روزنامه پرمحتوا و پرتیراژ عصرمردم که با حضور مشعشعانه خود در مجلس و همکاری بسیار صمیمانه و ایثارگرانه خود یک شماره از روزنامه عصر استهبان را نیز به این امر اختصاص داده و به طور رایگان در اختیار شرکت کنندگان قرار دادند.
11 -آقایان ابوالقاسم و امین فقیری که با تشریف فرمایی خود اهمیت مجلس را دو چندان کردند و نیز با نقدها و برررسی هایی که قبلاً در مورد کارهای شمس رقم زده بودند، چهره شمس را بهتر و بیشتر به دوستدارانش شناسانده بودند.
12 -جناب آقای عبدالعلی مولا عارف زنده دل که با صدای رسا و گرمش و اشعار مناسب و زیبایی که انتخاب کرده بود مستمعان را به محفل مولودیه حضرت ختمی مرتبت (ص) و امام صادق (ع) برد.
13 -آقایان محمدمهدی مدرس و اسماعیل امینی که با قلم شیوای خود به اشعار شمس طراوت و حلاوت بخشیده بودند.
14 -جناب آقای خلیل اسماعیل بیگ، دوست دیرین شمس که با نقد شورانگیز خود حق دوستی را به خوبی به جا آورده بود.
15 -عزیزانی که مقالات و اشعارشان در روزنامه وزین عصرمردم صفحات ویژه «شمس» زیور طبع یافته بود مانند خانم ها ماندانا و پویا آل براهیم، زیبا جواهریان، فاطمه شیبانی، مژگان قاسمی و آقایان صفدر دوام، علی اکبر شجعان، سید مظفر معزی،
سید یوسف ضرغامی، سید مسیح ناظمی، غلامرضا مهدوی، سید محمدحسین صداقت کشفی، محمدرضا ریاحی، حسام ایزد پناه، محمدصادق خاتمی، سید مهدی مرشدی، جواد اردال و محمدعلی پیشاهنگ.
16 -کسانی که مقاله و شعرشان رسیده ولی فرصت طبع نیافته مانند جناب آقای حاج علی حکمت شاعر صاحب سبک و شیرین کار و زبان آور و محقق پرتوان و کوشا و آقایان احمدعلی باروتی، عقیل علیشاهی،  درویش کشاورزیان وخانم مبعث جوکار.
17 -هنرمندان چالاک دست و خوش صوتی که با اجرای چند آهنگ دلنشین با اشعاری دلکش حال و هوای مجلس را با شیرین کردن مذاق جان شنوندگان دگرگون کردند.
18 -مهم تر از همه دوستان مخلص و کارآمدی که بار اصلی کار به دوش پرتوان آنان سنگینی می کرد، لیکن با متانت این رنج را به جان خریدند و با شوق و ذوق تمام تعهدات خود را به خوبی به انجام رساندند. امثال سرکار خانم فاطمه  تودجی که تبلیغات را که حساس ترین و کارسازترین قسمت همایش بود به عهده داشتند و آقایان امیر پژمان، هنرمند خطاط که با فداکاری وقت ذی قیمتش را وقف خوشنویسی اشعار شمس کرده بود، عباس شکرالله پور، هنرمند چیره دست نقاش که پرتره گرانبهایی از شمس آماده کرده بود، سید حسن کشفی که عمده کارهای هنری را از قبیل تهیه کلیپ متقبل شده بود، مسعود جعفری که تزئینات سالن را با تلاشی پیگیر به انجام رسانده بود، سعید ابراهیمی متخصص و کارشناس رایانه که کار خود را به نحو احسن و اکمل انجام داد، سید کمال الدین تقوی که علاوه بر خوشنویسی کارت های دعوت و پوشه های زیبای محتوی کتاب و خودکار که به همه شرکت کنندگان اهدا شد امور مالی همایش را به عهده داشت، حسن خوش نیت که مسئول هماهنگی کل برنامه و تدارکات آن بود، پسر خاله های عزیزم که موجبات سرافرازی این هیچ کاره را فراهم آوردند، غلامحسین تقی پور هنرمند شاعر و نویسنده نقش آفرین کتاب «خودم را برای تو زیبا کرده ام» طراح و سازنده و اهدا کننده تندیس های زیبای چند نمایه و منظوره، اصغر تقی پور شاعر و هنرمند و مجری توانا و خوش بیان و آگاه به رموز کار و محمدرضا فرزانه کارگردان و سامان دهنده همه امور و اعضای فرهیخته انجمن داستان نویسی استهبان.
همه و همه خودجوش و عاشقانه سنگ تمام گذاشتند و ما را مدیون مراحم خود ساختند که از همه آنان صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری می شود و برای همگان آرزوی بهروزی و پیروزی در همه شئون به ویژه در راه خدمات علمی، فرهنگی و ادبی دارم. با آرزوی توان جبران محبت هایشان برای خودم. بدیهی است که این سرهم بندی جمله ها جهت خودداری از اطاله کلام است که مسئولان محترم روزنامه بی نظیر و رقیب عصرمردم بتوانند جایی برای درج این پرگویی اختصاص دهند والا هر کدام از این عزیزان سزاوار بیش از این آفرین ها و تمجیدها هستند.
19 -نهایتاً از حامیان این برنامه بسیار پربار: شرکت تندیسان، شرکت سیمان، شورای اسلامی شهر، شهرداری، شبکه بهداشت و درمان، پایانه مسافربری، مؤسسه بزرگ رنگارنگ و کانون آگهی و تبلیغات شمایل صمیمانه سپاسگزاری می کنم. امید است همواره در امور خیر موفق و
مؤید باشند.
20 -و تشکر پایانی ام از شرکت کنندگانی است که غرض از تشکیل این گردهمایی حضور پرمهر آنان بود که چنانچه شرکت نمی کردند اصولاً برپایی چنین همایشی بی معنا بود. در واقع شکوه و جلال و صفا و رونق و گرمی و عظمت مجلس از برکت وجود آنان بود. علاوه بر همشهریان ذی شعورم که با شور و شوق شرکت فرموده بودند حضور نام آورانی که از شیراز: جنابان آقایان ابوالقاسم و امین فقیری، حسین خدیش، دکتر صفی پور رئیس بنیاد فارس شناسی و رئیس کتابخانه ملی فارس ، پورابراهیم از انجمن حافظ دوستان، احمدرضا نداف معاون محترم اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، استاد بزرگوار و شریفم جناب آقای محمد طبیب زاده و فرزندان برومندشان مهندس حسین طبیب زاده و مهندس شاپور طبیب زاده، دوستان خردمند و با وفایم سرکار خانم مهندس پوراندخت جمشیدی (بنانی)، آقایان دکتر ایرج قهرمانی، مهندس پاکنوش فرهادپور، سرهنگ علی اصغر نعیمی، محمودرضا نعیمی، مهندس علی ناظمی، مهندس محمدرضا فاطمی، عبدالحسین فاطمی، عموزادگان فرزانه ام محمدحسین مولوی و احمدعلی مؤید، فرهنگیان فرهیخته عبدالوهاب اشرفی پور، جلیل صبوری،
سید احمد تقوی، سیدمحسن معزی، سیدعلی اکبر معزی،حسن کیانی و  پیر آزاده صاحب دل جناب سید محمد کشفی- که کانون محبتی است- کریم پویان فر، حسن صادقی شیفته و مجذوب شمس و از انجمن ادبی داراب آقایان ادبا و شعرا سید عبدالعلی پدرام، دکتر محسن امام، احمد خوانسالار و دوستان همیشه سبزم مهندس جواد خورسند استاد دانشگاه و مهندس لطف الله احمدلو خادم مردم در امور کشاورزی و باغداری و از فسا جناب آقای جواد جعفری شاعر فرهنگ ساز و از جهرم هیئت محترمی که در معیت آقای فرهنگ تشریف فرما شده بودند  کمال تشکر و سپاسگزاری را دارم.
واقعاً که هزاران آفرین و بارک الله به این همه غیرت و همت و حمیت.
و سخن آخر این که پدرم هر که و هر چه بود از همین مردم بود و خاک راه آنان.