صفحه 16--27شهریور87
صبح و شب در کار تعلیم و تعلّم به سر بردن، نزد خدا از جهاد بهتر است.
حضرت محمد (ص)
غار كان گوهر بوانات به آثار ملی پیوست
به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس، غار کان گوهر به عنوان بزرگترین و مهمترین معدن تاریخی
سنگ آهن در فارس و از آثار تاریخی مهم شهرستان بوانات فارس و مربوط به ادوار پیش از تاریخ و دوره تاریخی
(احتمالاً ساسانی) که به دلیل داشتن کانیهای قوی و با ارزش معدنی چون آهن و منگنز به نام کان گوهر شهرت یافته است به فهرست آثار ملی ایران پیوست. غار کان گوهر در مسیر جاده آسفالته بوانات به سیرجان، یک کیلومتر بعد از روستای منج سمت راست جاده و در کوه سفید (توتک) که قسمتی از کوه زاگرس میباشد، واقع شده است.
از مهمترین جاذبههای طبیعی شهرستان بوانات میتوان به تفرجگاه محمد حنفیه و چشمه پیرکدوئیه اشاره نمود.
همچنین وجود آثار مهم تاریخی همچون مسجد جامع سوریان، پل سوریان، کاروانسرای بردشیراز و چهارطاقی ساسانی و بسیاری آثار دیگر مربوط به ادوار مختلف پیش از تاریخ تا قرون متأخر اسلامی نشان دهنده بستر مناسب طبیعی و فرهنگی منطقه میباشد.
نام 75 شاعر ایرانی در «دایره المعارف شاعران عرب» دیده میشود
ایسکانیوز: مراسم رونمایی «دایره المعارف شاعران عرب در سده های نوزده و بیست میلادى» در کویت، درحالی برگزار میشود که نام 75 نفر از شاعران ایرانى در این دایره المعارف دیده میشود.
سمیر ارشدى عضو اتحادیه نویسندگان و ادباى عرب در گفتوگو با میراث مکتوب گفت: این مجموعه دربرگیرنده زندگینامه و منتخبى از اشعار هشت هزار شاعر برجسته عرب زبان است که بیش از 75 نفر از آنان ایرانى هستند.
وى همچنین افزود: دهها محقق و پژوهشگر از کشورهاى مختلف اسلامى با تلاش خستگىناپذیر یازده ساله، موفق به تدوین این دایره المعارف شدند.
به گفته این عضو اتحادیه نویسندگان و ادباى عرب، دایره المعارف شعراى عرب طى یک گردهمایى با شرکت اندیشمندانى از ایران و دیگر کشورهاى اسلامى، پنجم آبان ماه سال جارى در کویت رونمایى میشود. سمیر ارشدی به نشست «اشعار و سروده هاى عربى در قرن بیستم» و همایشى با عنوان «جهان معاصر؛ برخورد فرهنگ ها و منافع» اشاره کرد که در حاشیه معرفى و رونمایی این دایره المعارف از سوى مؤسسه آفرینش هاى ادبى بابطین برپا خواهد شد.
افشاگری سردبیر سی.بی.اس درباره سانسور در آمریکا
مهر: باب شیفر سردبیر اخبار شبکه سی.بی.اس در کتاب جدید خود که در جشنواره ملی کتاب آمریکا رونمایی می شود از روال پنهان در سیاستگذاری برنامه های خبری، اعمال نفوذها و سانسورهای تاریخی در پخش اخبار خاص پرده برمی دارد. به نقل از واشینگتن پست، جشنواره ملی کتاب آمریکا از روز 27 سپتامبر سال جاری (6 مهرماه) کار خود را آغاز می کند. این جشنواره که هرسال به همت کتابخانه کنگره ملی آمریکا برگزار می شود، محمل وقوع اتفاقات بسیاری است و در کنار عرضه کتابهای مختلف و رونمایی های بسیار اغلب شخصیتهای سیاسی و نویسندگان سعی می کنند با حضور درآن فرصت دیده شدن و استفاده از اعتبار این واقعه فرهنگی را بدست آورند. در جشنواره امسال بیش از 70 نویسنده سرشناس ادبیات جهان شرکت دارند و اتفاق مهم در روزهای اول این جشنواره به طور حتم رونمایی از کتاب جدید باب شیفر سردبیر اخبار شبکه سی.بی.اس با نام "آمریکای باب شیفر" است که گمان می رود مناقشه برانگیزترین کتاب سیاسی سال باشد. شیفر در این کتاب از روال پنهان در سیاستگذاری برنامه های خبری، اعمال نفوذها و سانسورهای تاریخی در پخش اخبار خاص پرده برمی دارد و به نوشته منتقدینی که کتاب را خوانده اند، نگاه طنزآمیز نویسنده کتاب به هیچ وجه نخواهد توانست از عمق حیرت خواننده نسبت به وقایع هولناک پنهان در رسانه های خبری کم کند. فروش این کتاب به صورت محدود از یک هفته پیش آغاز شده و قرار است باب شیفر با حضور خود در این جشنواره ضمن روخوانی بخشهایی از کتاب رسما انتشار آن را در کشور اعلام کند.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس خبر داد:
برگزاری پنجمین جشنواره بینالمللی هنرهای تجسمی در شیراز
صفدر دوام
به گفته مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس جشنواره ملی و بینالمللی هنرهای تجسمی امام رضا (ع) در آبان ماه امسال همزمان با سراسر کشور در شیراز برگزار میشود. منصور طبیعی دیروز در جمع خبرنگاران رسانههای گروهی اظهار داشت: استان فارس به عنوان یکی از استانهای پربار در امر فرهنگ و هنر در سال جاری پنجمین جشنواره ملی و بینالمللی هنرهای تجسمی با رویکردهای جدید را برگزار خواهد کرد.
وی با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری بر این که شیراز سومین شهر مذهبی کشور محسوب میشود، یادآور شد: ثبت یک روز به نام حضرت احمدبن موسی (شاهچراغ (ع)) در تقویم برگزاری این جشنواره بزرگ و بینالمللی در دستور کار قرار گرفته است.
وی همچنین از برگزاری روز بزرگداشت حضرت شاهچراغ (ع) به عنوان روز بزرگداشت امین ولایت در 15 آبان ماه امسال خبر داد و گفت: برنامههای پژوهشی پیرامون زندگی و شخصیت ایشان از سوی دانشگاه شیراز از جمله برنامههای جانبی این روز میباشد. مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس ادامه داد: دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این جشنواره با ما همکاری خواهد داشت که این امر نیز در جهت متمایز ساختن این جشنواره نسبت به سالهای گذشته تأثیرگذار خواهد بود. طبیعی از تمدید مهلت ارسال آثار به دبیرخانه جشنواره خبر داد و گفت: مهلت ارسال آثار هنرهای تجسمی تا دهم مهرماه تمدید گردیده است. وی اضافه کرد: تاکنون بالغ بر 200 اثر هنری در این حوزه به دبیرخانه جشنواره ارسال شده است که این آثار شامل رشتههای نقاشی، پوستر، حجمسازی، گرایشهای نوین خوشنویسی، نگارگری، تذهیب گل و مرغ میباشد. گفتنی است جشنواره ملی و بینالمللی امام رضا (ع) در رشته هنرهای تجسمی از دهم تا هجدهم آبان ماه در شیراز برگزار خواهد شد.
عنایت سمیعی:
دانشكدههای ادبیات ایران دربست در اختیار فرمالیستهای مقلد است
ایسنا: نشست ادبی فصل تابستان دانشگاه حافظ با حضور عنایت سمیعی، شاپور جوركش، رضا پرهیزگار، محمد كشاورز و برخی دیگر از نویسندگان و شاعران و هنرمندان معاصر فارس و نیز دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی و ادبیات انگلیسی برگزار گردید.
سخنران اصلی این نشست شاعر و منتقد ادبی معاصر عنایت سمیعی بود كه پیرامون رابطۀ تخیل و ادبیات سخن گفت. وی با اشاره به عنوان سخنرانی خود با نام « «رابطة تخیل و ادبیات» گفت: این عنوان از آنجا به خاطرم خطور كرد كه در این اواخر رمانی خواندم به نام «رؤیای بابل» از ریچارد براتیگان، نویسنده نوین آمریكایی كه با استفاده از ژانر پلیسی، گریزی علمی ـ تخیلی به بابل زده بود، ولی بابلی كه به چند نشانة معروف نزد همگان، یعنی، بخت النّصر ، باغ معلق و رود فرات، تقلیل یافته بود. خیالپردازی علمی وی هم، چیزی در همین حد بود. یادم آمد كه اومبرتو اكو، فیلسوف نشانه شناس ایتالیایی نیز با استفاده از ژانر كارآگاهی، رمانی نوشته بود با عنوان «نام گل سرخ». رمان اكو دایره المعارفی از قرون وسطا بود كه طی آن نویسنده، جنگ و صلح پاپها و كشیشان را با امپراطوریها، تمایلات همجنس خواهانة كشیشها، چپاول و ثروتاندوزی آنها و غارت اموال مردم را در قالب رمانی جذاب و خواندنی سامان داده بود.
سمیعی افزود: با قیاس دو رمان، به این نتیجه رسیدم كه فقر تخیل در رمان براتیگان ناشی از كم دانشی است، از این رو با بضاعت اندك نمیتوان ادبیاتی برتر آفرید. در گذشته نیز قیاس دیگری در ذهنم شكل گرفته بود. وقتی شعر «در آستانة» شاملو را خواندم، دیدم كه ذهن او به متافیزیك جاودانگی تعلق دارد و «خاطرات جادوان جاویدان در ادوار زمان داوری خواهد شد». یادم آمد كه ناظم حكمت در شعر «تشییع جنازه» فقط با لباسهای آویزان بر بند رخت خداحافظی میكند. به باور وی،ادبیات به كمك تخیل از امر واقع فاصله میگیرد یا بهتر است بگویم امر واقع را به چالش میطلبد و در صور خیال اعم از مجاز، تشبیه، استعاره، كنایه، اسطوره، نشانه و نماد ظاهر میشود تا از طریق آنها منطق زبان را در هم شكند و قالببندی زندگی را دگرگون كند یا وجوه اشتراك و افتراق هنر و زندگی را نشان دهد. وی معتقد است: سرچشمة تخیل در وهلة نخست خود ادبیات است. زندگی و تجربة زیستة مؤلف، منابع دیگر تخیلند كه باید در چارچوب قواعد پیشین، ساماندهی شده، از آنها عبور كنند. منابع تخیل گوناگونند؛ از طبیعت تا هنرهای مختلف و علوم، به ویژه علوم انسانی. فلوبر برای نوشتن رمان «مادام بوآری» مواد و مصالح بسیاری را كاوید تا آنچه به ادبیت رمان وی كمك كند، برگیرد و به هیأت ادبی درآورد. به بیان دیگر رمان «مادام بوآری» در چالش با گفتمانهای عصری، اعم از گفتمانهای هنری و گفتمانهای غیرهنری است. بنابراین، ادبیات یا تخیل خلاق هم از هنرها و شاخههای مختلف علوم سود میبرد و هم بر آنها تأثیر مینهد. حافظ وقتی میگوید:
زلف آشفته و خوی كرده و خندان لب و مست/ پیرهن چاك و غزلخوان و صراحی در دست
بیگمان تحت تأثیر نقاشی است. بیت او نیز پرترهای است كه با كلمات كشیده شده است. بده ـ بستان شعر و نقاشی در دورههای مختلف تاریخی كاملاً مشهود است، اما این دو هنر با دو زبان متفاوت حرف میزنند؛ یكی با كلمه، دیگری با رنگ، از این رو قابل تقلیل به یكدیگر نیستند، یعنی نمیتوان تابلویی را به چند كلمه تقلیل داد یا مضمونی را از شعر برگرفت و به تابلو بخشید. این شاعر و منتقد معاصر در ادامه گفت: تخیل یا تاریخی و خلاق است یعنی از زندگی نیرو و نشأت میگیرد یا فرمالیستی. تخیل فرمالیستی هم دو نوع است؛ سنگواره و خلاق. تخیل یدالله رؤیایی، فرمالیستی است. در شعر او به خصوص از دورههای حجم به بعد، جلوة تاریخ و حیات بیش از پیش كمرنگ میشود و تكنیك، پررنگ، ولی فرم شعر او پویاست، چرا كه در چالش دیالكتیكی با دیگر فرمهای شعر معاصر است. اما مقلدان ادبی كه منحصراً به ساختارهای كلاسیك چسبیدهاند، فرمالیستهای فریز شدهاند كه به گمان خود با تقلید از ادبیات كلاسیك به جاودانگی میپیوندند. وی در توضیح منظور خود گفت: به بیان دیگر آنها حیات ادبیات كلاسیك را منهای وجه تاریخی آن در نظر میگیرند، از این رو حركت ادبیات را متوقف میكنند. در حالی كه هنر و ادبیات پابهپای زندگی در حركت است و تخیل خلاق همواره رو به آینده دارد. متأسفانه دانشکدههای ادبیات ایران دربست در اختیار فرمالیستهای مقلد است. یكی از استادان بسیار معروف دورة گذشته غزلی سروده بود كه بیتی از آن در خاطرم مانده است:
دیدمت دوش كه آلوچة تر میچیدی/ بعد از این سجده به آلوچة تر خواهم كرد
بدیهی است نگاه چنین استادی به ادبیات چیزی بیش از آموزش وزن، قافیه، بدیع و به نثر در آوردن شعر یا به اصطلاح معنی كردن آن نیست كه البته میتوان مواد آموزشی وی را در جزوهای ساده به دست آورد و نوار ضبط صوت او را خاموش كرد.
تخیل خلاق از دل تاریخ و زندگی سر بر میكشد و در شگردها و فرمهای گذشته خون تازه میدواند. سعدی در غزلی میگوید: ز كعبه روی نشاید به ناامیدی تافت/ كمینه آن كه بمیریم در بیابانش
حافظ به اقتفای غزل سعدی میرود و در مناظره با بیت فوق میگوید:
جمال كعبه مگر عذر رهروان خواهد/ كه جان تشنه لبان سوخت در بیابانش
در این مناظره، نگاه حافظ تاریخی است و همدلانه به انسان مینگرد، تا آن جا كه [جمال] كعبه را عذرخواه او میخواهد یا به انسان اهمیت میدهد. خاقانی به رغم پیوند با متافیزیك جاودانگی در قصیدة معروف «ایوان مداین»، عظمتهای شاهانه را زوالپذیر میداند و نگاهی تاریخی به جهان دارد. سمیعی با بیان اینکه: منابع تخیل در ادبیات متنوع و متعددند،گفت: ادبیات افزون بر تأثیرپذیری از هنرهای دیگر، به اسطوره، تاریخ، فلسفه و سایر علوم، عندالاقتضاء نظر دارد ولی برای آن همواره ادبیت ادبیات ارجح است نه فلسفیدن، نه اسطورهگرایی و نه تاریخ نویسی.
وی گفت: فروغ در شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، تحت تأثیر فلسفة زمان از دیدگاه اگزیستانسیالیستی است. به طوری كه اگر بر این منظومه از منظر زمان نگاه نكنیم، چیز زیادی از شعر دستگیرمان نمیشود. این منتقد ادبی با بیان اینکه ،مقولة زمان از حیث فلسفی بسیار پیچیده و متناقض است،اظهار داشت:اوگوستین میگوید: «تا وقتی از من نپرسیدهاند، میدانم كه زمان چیست اما به محض اینكه بخواهم تعریفی از آن به دست دهم، سر درگم میشوم». با این حال اوگوستین به زمان از منظر روانشناختی مینگرد. زمان از چشم ارسطو، حركت است و در چارچوب تقویم و تاریخ میگنجد. برگسون معتقد است كه زمان رودخانهای است كه از پشت سر میآید، اما هایدگر میگوید كه منشأ زمان، آینده است.
وی ادامه داد:فروغ در شعر «ایمان بیاوریم...» به مقولة زمان از چند منظر نگاه میكند؛
1. زمان ابدی یا كیهانی كه طی آن حیات انسانی به اعمال حیوانی تقلیل مییابد. وقتی میگوید: «در كوچه باد میآید / در كوچه باد میآید / و من به جفتگیری گلها میاندیشم / به غنچههایم با ساقهای لاغر كم خون / و این زمان خستة ملول / و مردی از كنار درختان خیس میگذرد / مردی كه رشتههای آبی رگهایش / مانند مارهای مرده از دو سوی گلوگاهش بالا خزیدهاند / و در شقیقههای منقلبش آن هجای خونین را / تكرار میكنند ـ سلام ـ سلام / و من به جفتگیری گلها میاندیشم» به زمان ابدی یا كیهانی ـ حیوانی نظر دارد. جفتگیری گلها، امری طبیعی است و مردی كه در مجاورت آنها به سر میبرد، نشانههای حیات حیوانی را با مارهای مردهای كه از دو سوی گلوگاهش بالا خزیدهاند، باز میآورد.
2. زمان تجلی. در این زمان شاعر به كشف و شهود میرسد، نه كشف و شهود عرفانی بلكه مادی و زمینی. او با اشاره به زمان ادبی، لحظة هوشیاری خود را چنین وصف میكند: «تمام لحظههای سعادت میدانستند / كه دستهای تو ویران خواهد شد / و من نگاه نكردم / تا آن زمان كه پنجرة ساعت گشوده شد و آن قناری غمگین چهار بار نواخت / چهار بار نواخت»
پس، ساعت چهار، ساعت اشراق است كه شاعر در پرتو آن زندگی شخصی و حیات اجتماعی را مرور میكند و در پی حقیقت میگردد: «شاید حقیقت آن دو دست جوان بود آن دو دست جوان / كه زیر بارش یكریز برف مدفون شد». به این ترتیب زمان تجلی، شاعر را به سوی آینده سوق میدهد.
3. زمان آینده. شاعر در پرتو زمان تجلی توهمات متافیزیكی خود را رها میكند و به زمین برمیگردد. میگوید: «ایمان بیاوریم / ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد / ایمان بیاوریم به ویرانههای باغهای تخیل به داس های واژگون شدة بیكار / و دانههای زندانی / نگاه كن كه چه برفی میبارد»... بدیهی است دانههای زندانی به رغم برف سنگینی كه میبارد، روزی از دل خاك سربر خواهد كشید ولی زایش آینده نه دچار قوانین توالد
تناسل طبیعت، بلكه انسانی خواهد بود، چرا كه این انسان است كه در هیأت دو دست جوان شكوفا خواهد شد، «شاید حقیقت آن دو دست جوان بود، آن دو دست جوان / كه زیر بارش یكریز برف مدفون شد / و سال دیگر / وقتی بهار با آسمان پشت پنجره همخوابه میشود / و در تنش فوران میكنند / فوارههای سبز ساقههای سبكبار / شكوفه خواهد داد، ای یگانهترین یار ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد».
سمیعی معتقد است: تخیل خلاق، دانش و تجربة زیست شده را به آفاق آینده میبرد و در فرمی كه فرمالیسم را در خود مستحیل كرده، باز میآورد. به بیان دیگر، تخیل خلاق قصد قدرت نمایی ندارد بلكه قدرت خود را پنهان میسازد تا حقیقتی را آشكار كند. قصاید قاآنی، شاعر دربار قاجار سرشار از جلوه فروشیهای ادبی است ولی به بیتی از خاقانی نمیارزد.
وی افزود: تخیل خلاق، نه انبان اطلاعات و معلومات است نه كیسة خالی بیدانشی. به كلام دیگر، نه از بیمایگی چیزی آفریده میشود، نه از بسیاردانی. بلكه تخیل خلاق تاریخ، تجربة زیست شده و دانش اكتسابی را زیر و رو میكند تا زبانی تازه بیافریند.ابزار تخیل نیز زبان است و زبان چنان كه ویتگنشتاین در پژوهشهای فلسفی میگوید: «نه در جهت بازنمایی واقعیت، بلكه سازندة واقعیت است». پل كله نقاش انتزاعگر نیز میگوید: «هنر، مریی را بازنمایی نمیكند بلكه آن را میسازد».
این شاعر ادامه داد:زبان در ذات خود متكثر است. كلمات، همواره زنجیرهای از مترادف ها را به دنبال میكشند یا تداعی میكنند. مترادف ها زبانی در حكم استعارههای درون زبانند، یعنی هم معنای كلمه را به دست میدهند، پس به آن شبیهاند و هم چیز دیگری میگویند. از طرف دیگر، زایش زبانی در خلق استفاده است. همین دوگانگیها یا بهتر است بگوییم چندگانگیهای زبانی است كه به زبان خصلتی متكثر میبخشد و باعث میشود كه از امری واحد دریافت های متعدد بیرون آید. نادرپور میگوید: «چه روزگار غریبی» فروغ میگوید: «چه روزگار تلخ و سیاهی» براهنی میگوید: «چه روزگار غنچههای تیرگی» شاملو میگوید: «روزگار غریبی است نازنین» به این ترتیب رنگآمیزی شاعران در برابر روزگار با كلمات متفاوت رقم میخورد. میخواهم بگویم كه تكثر به مثابه امری بالقوه در ذات زبان وجود دارد كه شاعر به یاری تخیل خلاق آن را بالفعل میكند. وی گفت: غنای شعر و ادبیات به چالشی برمیگردد كه شاعر و نویسنده با زبان در فرایندی تاریخی برقرار میكنند. در این میان هر چه پهنا و ژرفای چالش بیشتر باشد، متن، غنیتر است. این منتقد ادبی در پایان گفت: زاییدة ادبیات در وهلة نخست خود ادبیات است یا به قولی از شعر است كه شعر به وجود میآید. از سوی دیگر، ادبیات با گفتمانهای گوناگون در پیوند است. یعنی از علوم مختلف به ویژه علوم انسانی سود میبرد ولی آنها را به هیأت ادبی درمیآورد. ضلع سوم تخیل، ناظر بر احوال مؤلف و تحولات جامعه است. حتی شاعر یا نویسندة در به روی خود بسته نیز اگر به سنگواره تبدیل نشده باشد تحت تأثیر اجتماعی است كه در آن میزید. سهراب سپهری شاعری است كه حال و كار جهان را به اهل جهان سپرده و خود به عرفان پناه برده است با این همه او از زبان و فرمهایی در شعر خود استفاده میكند كه آبشخوران شعر، ادبیات و گفتمانهای معاصر است. در این نشست همچنین شاپور جوركش نیز ضمن برشمردن ویژگیهای ادبیات كلاسیك و ادبیات معاصر ایران بر ضرورت تقویت نقد خلاق و آگاهانه تأكید كرد.
ما ماندهايم و يك روز بيمتولي...
«روز شعر و ادب فارسي» در تقويم خاك ميخورد!
ایسنا: حالا ما ماندهايم و روز «شعر و ادب فارسي»، كه فقط بر صفحهي تقويم رسمي كشورمان نقش بست و همين!
در حاليكه پنج سال از انتخاب روز بيستوهفتم شهريورماه و درگذشت سيدمحمدحسين بهجت تبريزي (شهريار) به نام «روز شعر و ادب فارسي» ميگذرد، هيچ نشاني از گراميداشت اين روز ديده نميشود.
اين روز كه از ابتداي انتخاب خود در سال 81، بدون هيچگونه نظرسنجي از جامعهي ادبي كشور و با پيشنهاد يك نمايندهي مجلس، اين نام را بهخود ديد، و نوع انتخاب و زمان آن همزمان با سالروز درگذشت استاد شهريار، با مخالفتهاي زيادي مواجه شد، اين روزها با بيتفاوتي مسئولان فرهنگي هم مواجه است؛ هرچند كه پيشتر هم بوده است.
طبيعتا براي پاسداشت روزي با اين عنوان پرطمطراق، «روز شعر و ادب فارسي»، بايد حداقل برنامهها و نشستها و همايشهايي درنظر گرفته ميشد؛ اما وقتي خبري نشد، در پيگيري از بخشهاي مختلف هم به نتيجهاي نرسيديم. در تماس با معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و طرح اين پرسش كه آيا برنامههاي خاصي براي اين روز دارند؟ گفته شد، هيچ برنامهاي ندارند و موضوع به معاونت هنري اين وزارتخانه ارجاع شد.
اما مجيد فروغي - مسئول روابط عمومي معاونت هنري - كه تئاتر، موسيقي و هنرهاي تجسمي زيرمجموعهي آن هستند، اظهار كرد: زماني كه شوراي شعر جزو دفتر موسيقي زير نظر معاونت هنري بود، اين معاونت برنامههاي شعر را هم برعهده ميگرفت؛ اما بعد از جدايي شعر از دفتر موسيقي، اين معاونت تنها شعرهايي را كه ارزش موسيقيايي داشته باشند، مد نظر قرار ميدهد و كل شعر زير نظر معاونت فرهنگي است.
چند روز پيش هم از سوي محمدحسين احمدي - مديركل دفتر امور موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي - عنوان شد، متولي جشنوارهي شعر فجر هم ديگر معاونت فرهنگي خواهد بود. با اين حال شعر فقط بخشي از نام «روز شعر و ادب فارسي» است و در تماس با روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي پيگيري موضوع و پرسيدن از برنامهها، معاونت امور فرهنگي، متولي اين روز معرفي شد. در مرور برنامههاي سالهاي قبل براي اين روز هم به بيانيهي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال گذشته رسيديم، به مناسبت روز شعر و ادب فارسي و بزرگداشت شهريار در 27 شهريورماه، كه در وصف شعر استاد شهريار بود و با اين جمله به پايان ميرسيد: «اينك شهريار يگانه شاعري است كه در زمان حيات خود مشهور عالم شده است. نامگذاري روز وفات او به روز شعر و ادب فارسي برازندهي اوست. يادش گرامي باد!»
حالا ما ماندهايم و يك روز كه گويي نامگذاري شد، تا فقط در تقويم خاك بخورد و مورد بيتوجهي قرار گيرد...
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی