صفحه 2--24 فروردین 89
باغ های قصردشت رها شده در تردید!
استاندار بخواند!
هنوز این شعر معروف منصور اوجی را به یاد دارم که قبل از انقلاب سروده بود:
«کجاست بام بلندی
و نردبان بلندی
که بر شود و بماند بلند بر سر دنیا
و بر شوی و بمانی بر آن و نعره بر آری
هوای باغ نکردیم
و
دور باغ گذشت!...»
براستی که ما هوای باغ نکردیم، زیرا در چرخه زندگی ماشینی فرصت دمی و بازدمی در هوای صبحگاهی باغ نداشتهایم و از کوچه، پسکوچه باغهای قدیمی قصردشت ما را نصیبی از عطر دلآویز نسترنهای آویزان از سر چینهها نبوده است و اگر یاد و خاطرهای از آن مانده در ذهن و زبان نسل رو به انقراضی است که به مرور در دل خاک آرام میگیرند، شاید روزی، روزگاری آرامستانها به باغی مصفا تبدیل شوند و درختانی چند از خاک آنان سر برآورند!
و اما بعد!
براستی از زمانی که درخت در باور مردم و مسئولان از قداست افتاد، دیگر دست پینهبسته پیرمردی برای غرس درختی در خاک فرو نرفت، درختکاری، بخشنامهای شد و روز تولد خاص یافت. «روز درختکاری»
در این روز بیشتر درختان در تل و تپههای بیآب غرس شدند تا شاید باران رحمت الهی بر تن نیمهخشک آنان ببارد و یا چاهی حفر شود و آبی به قطراتی چند از بالا به پایین سرازیر شود که آن هم مستلزم هزینههای بسیار و مراقبتهای ویژه است!
به هر تقدیر، آب در کوزه و ما تشنهلبان، میگردیم!
کجاست بام بلندی
و نردبان بلندی
که بر آن شویم
و نعره بر آریم
که ای مسئولان شهر، باغات قصردشت بدین شیوه نظارتی بر جای نمیمانند!
شیرازی که در چهار سویش باغهای زیبا به عشق باغداران سبزی و طراوت خود را به رخ این و آن میکشیدند، هماکنون با چند مشکل عمده مواجهند که تا به اینک هیچ سرانگشت تدبیری گرهگشای آنان نبوده و دریچهای از طراوت و نسیم باز نشده است!
نخست مسئله آب است. زمانی که باغهای شیراز کمربند فضای سبز را به دور شهر و در میانه کشیده بودند از آب کافی برخوردار و با عشق مراقبت میشدند!
هماکنون ده نوبت آب آنان به دو نوبت کاهش پیدا کرده که اگر این روند ادامه یابد، فقط باید چشم بر باران داشته باشند و به صورت دیم درآیند که با این خشکسالیها بعید به نظر میرسد، این خواسته عملی شود!
دوم، هزینههای نگهداری و مراقبت است!
زمانی بود که شغل عدهای فقط باغداری بود، در همان باغ متولد شده و در همانجا عمر پاک را به پایان میبردند!
اما هماینک چنین نیست، باغها در سه فصل رها و در یک فصل نیمنگاهی به آنان است. زیرا برای مالک یا باغبان و باغداران مقرون به صرفه نیست، برای باغی هزینه کنند که بیشتر درختان آن بیمیوه و سایهدار و بعضاً خشک و از پای افتادهاند. درآمدی هم از بابت درآمدگان به باغ در ایام گرما نصیبشان نمیشود، زیرا دیگر آن فرصت و دل و دماغ نیست تا شیرازیان کاسه کوزه خود را به دوش کشیده راهی باغ شوند!
به یاد میآورم که در فصل تابستانهای پنجاه سال پیش بیش از 150 الی دویست خانواده یکزمان زیر درختان باغ سرهنگی و دیگر باغها و در کنار جویبارها روزهای جمعه صفایی داشتند و وفایی.
اما امروز اگر هوایی باشد، هوای پارک است و گردشی به شبانه، کوتاه زیر چراغها و روی صندلیها و کم و بیش درختانی که چندان نسیمی از روی آنها وزیدن نمیکند، زیرا در حصار آپارتمانها و ساختمانهای بلندند و خود نیازمند باد صبا!
چه باید کرد؟
هماکنون از 8 هزار هکتار باغهای شیراز فقط یک هزار هکتار باقیمانده، آن هم پراکنده و نیمجان با مالکان در تردید!
شهر در تهاجمی گستاخانه از مرز باغها گذشته، آنها را ویران کرده و به محاصره خود درآورده است!
باغهای قصردشت مرز پایانی باغهای مرکزی شیراز بودهاند که فقط آثاری چند از درختان کهن که در تیررس تهاجم نبودهاند در آنها باقی مانده که بیشترشان شبانه تنههای کهن را مظلوموار به ارههای برقی سپرده و تهماندههای آنان با خاک پوشانده شدهاند، تا مبادا زمانی تصور شود اینجا باغ بوده است!
درخت خشکاندن به طرفهالعینی به هر روش مقدور است، مانند خراب کردن اقتصاد که یک شبه انجام میشود. اما سالها باید تا نهالی به درختی کهن تبدیل شود، بل قرنها!
اگر بناست مابقی درختان بمانند راهی جز این نیست که شهرداری، همه را خریداری کند و به جای آن زمین معوض بدهد و یا آنکه ضربالاجل همراه با تعهدی قانونی از باغداران بگیرد که در حفظ آن بکوشند!
راه دیگری هم از طرف بعضی اعضای شورای شهر شیراز پیشنهاد شده که با نظر چندی از آنها سازگاری ندارد و آن این که حداقل 250 متر مجوز ساخت برای هر باغی صادر شود تا باغداران در آن سکنی گزینند و به مراقبت دلمشغول شوند!
اگر هر یک از دو طریق مد نظر باشد، حرکت نخست تأمین آب است و تعیین تکلیف نظارت و مراقبت!
جناب استاندار! شما که در فرصتی کوتاه هزاران گره را برای گشایش در دست دارید! بجاست اگر تیم کارشناسی از افراد واقعبین و بیطرف که منفعتی در این موضوع ندارند تعیین کنید و نظر آنان را بخواهید!
شاید از پس این همه سال حرف و حدیث و گفتگو و اقدامات بیحاصل نتیجهای حاصل شود که درختان باقیمانده از دستبرد تهاجم در امان بمانند!
امید که چنین شود!
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی