سلامت در امنیت
به بهانه هفته سلامت

سلامت هم مانند دیگر مقوله و موضوعات تقویمی، روزی دارد و هفته­ای و بدین مناسبت مسئولین امر تلاش­هایی در جهت آگاه­سازی خلق­الله به خرج داده­اند که جای تشکر دارد و بی­شک تأثیرات خود را بر روند بهسازی تن و روان خواهد گذاشت. اما در این میان سخنان ناگفته­ای هم هست که در این کوتاه نوشتار به آنها اشاره خواهیم کرد!
و اما بعد!
بی­شک تن و روان و به تعبیری دیگر جسم و جان همانگونه که به هنگام نطفه­بندی و خلقت به منظور ادامه حمایت شرایطی را می­طلبند، پس از خارج شدن از تاریکی­های رحم و چشم گشودن به روی آفتاب زر و پای نهادن بر روی خاک پاک، نیز شرایطی را طلبد تا بتواند به حیات خود ادامه داده، رشد را به کمال رساند!
نخستین مقوله­ای که سلامت جان و تن را تضمین می­کند، امنیت است!
امنیت به معنای عام، یعنی آرامشی که لازمه تلاش برای تحقق سلامت است!
اگر آب و غذا و اکسیژن لازم که برای ادامه حمایت از ضروریاتند فراهم باشد و مسکن و بهداشت و پوشاک هم به تبع آنها معین، اما شرایط به گونه­ای باشد که روان آدمی در ناامنی و اضطراب قرار گیرد و مدام دلشوره و استرس چاشنی هر حرکتی باشد نه فقط سلامت روان به خطر می­افتد، بلکه به دنبال آن سلامت تن هم دچار خدشه شده بیماری و خستگی را در پی دارد!
امنیت صرفاً با اقتصاد سالم به دست نمی­آید، بلکه اقتصاد سالم، ثبات شغلی، تثبیت ارزش پول، کنترل گرانی و تورم و اشتغال مناسب با توان و علاقه هر فرد از شروط لازم امنیت هستند اما کافی نیستند!
بسیاری از وقایع ناگوار، اعم از درگیری و دعواهایی که منجر به جرح، قتل و یا ارتکاب جرمی خواسته و ناخواسته می­شوند، ریشه در هیجانات، ناتوانی­ها، فقر، جهل و شرایطی دارند که انگیزه چنین حرکاتی را قوت می­بخشند!
پس سلامت مقوله­ای است که بدون امنیت خاطر تحقق نمی­یابد!
نکته مهم دیگر این که اگر همه شرایط اقتصادی که نام برده شد فراهم باشند، اما امید به آینده ضعیف جلوه کند و یا آنکه محتمل نباشد، فشار روانی و استرس­ها ادامه می­یابند!
امید به آینده در سایه دانایی و دین­باوری، اندیشه­های دنیاطلبانه را تعدیل کرده عاقبت­نگری و عافیت­یابی را قوت می­بخشند!
به تجربه ثابت شده، یکی از شرایط سلامت تن و روان که منجر به طول عمر شده است معنویت و پرهیز از خواسته­های زیاد و اعمالی است که روح آدمی را فطرتاً آزرده و او را در درون سرزنش
می­کند!...
آرامش وجدان، خاطر امن و خواب خوشی را نوید می­دهند و ناآرامی وجدان برعکس خاطر خوش و خواب شیرین را مانعند!
پس برای تأمین سلامت علاوه بر سالم­سازی محیط زندگی، تغذیه مناسب، پیشگیری از بیماری­های رایج، اجتناب از مصرف دخانیات، استفاده از هوای پاک، داشتن مسکن مناسب، آگاهی­های لازم در مصرف داروها، ورزش و تربیت بدن، داشتن کار مناسب توأم با علاقه، پس­انداز و درآمد کافی...! ابعاد دیگری هم هست که می­باید در تأمین سلامت تن و روان به آن توجه کرد!
یکی از آنها مسأله فرهنگ و فرهنگ­سازی است که به ارشاد و هدایت خلق­الله مربوط می­شود!
فرهنگ جوهره نشاط و دلدادگی و زمینه­ساز عشق به زندگی است که از دل آن هنر زاده می­شود. هنری که میدان ربایش زیبایی­هاست و آدمی را به آرامش و هیجان مثبت فرا می­خواند و او را به کاری سالم توأم با عشق و انگیزه تشویق می­کند!
به واقع فرهنگ پشتوانه و زمینه­ساز اندیشه­های سیاسی است، سیاست را به روش مملکتداری تعبیر و تعریف کرده­اند هر چند در لغت به معنای تنبیه و آگاه ساختن است!
هر انسانی برای گذران زندگی و ادامه حیات می­باید سیاست و روشی را که توأم با تدبیر است در پیش گیرد. به هر نسبت که آدمی مسئولیتی بزرگتر در قبال دیگران دارد، می­باید سلامت سیاست خود را تضمین کند و از اشتباه و ندانم­کاری پرهیز نماید!
در جامعه بانشاط، شاد، امیدوار و باانگیزه که تحول­آفرین و تنوع­طلب است سیاست­های خرد و کلان به گونه­ای رقم می­خورند که امنیت خاطر را فراهم می­آورند و آینده را برای فرد و اجتماع مطلوب و مقبول جلوه می­دهند.
در چنین شرایطی، مشارکت عمومی افزایش یافته و مردم با انگیزه­ها و اطلاعات بیشتری در امور فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و تأثیرگذاری اجتماعی وارد می­شوند!
پس سلامت جامعه به سیاست هم مربوط می­شود!
وقتی کشوری در شرایط جنگی قرار می­گیرد، حالت بدنی را دارد که برای مقابله با میکرب­ها، به تلاش و خون­رسانی شدیدتری نیاز دارد، لذا درجه حرارت بدن بالا رفته، تن و روان همه تلاش خود را برای حفظ حیات به کار می­گیرد. در شرایط جنگی هم، درجه حرارت روان آدمی و اضطراب و استرس­ها افزون می­شوند و نتیجتاً سلامت آدمی به خطر می­افتد!
عبادت، آدمی را از تعلقات و قیود دست و پاگیر رها کرده و روان وی را از زندان زیاده­خواهی­ها آزاد می­کند. برای ستایشگر واقعی قناعت، گنج است و زیاده­خواهی رنج!
عبادت اگر از روی ریا و صرفاً برای رفع مسئولیت بندگی نباشد، بلکه با ذوق و شوق و عشق آدمی را به زیارت خدا ببرد، سلامت تن و روانش را تضمین می­کند که بالطبع این سلامت به ابزاری هم نیاز دارد که همان حداقل امکانات و هزینه برای تأمین نیازمندی­های روزانه
است!
سعدی در این باب می­گوید:
«شب چو عقد نماز می­بندم
چه خورد بامداد فرزندم»
امام محمد باقر (ع) نیز فرموده است: «من لا معاش له لا معاد له» [کسی که معاش ندارد باوری به معاد هم ندارد] و به معنای دیگر «کسی که برایش معاشی نیست، معادی هم ندارد».
برگردیم سر اصل مطلب! و آن مقوله سلامت است!
سلامت سری در اقتصاد سالم، سیاست مدبرانه، تدبیر و برنامه­ریزی برای شهر و منزل و سری دیگر در باورمندی و بندگی دارد.
اخلاق نیکو و رفتار شایسته، نشانه سلامت جامعه است، تهاجم و برخوردهای خشن، اعمال زور و قلدری و عدم تحمل دیگران که نافی نظم و آرامشند، نشانه­ای از بیماری اجتماعی است!
مردم و مسئولین امر می­باید سلامت جامعه را در ابعاد مختلف مطمح نظر داشته باشند!
امید که چنین باشد و بی­شک در ابعادی چند که چنین است! حلقه­های مفقوده را بازیابی و ترمیم کنیم! همین!