صفحه 2--25 فروردین 78
سلامت در امنیت
به بهانه هفته سلامت
سلامت هم مانند دیگر مقوله و موضوعات تقویمی، روزی دارد و هفتهای و بدین مناسبت مسئولین امر تلاشهایی در جهت آگاهسازی خلقالله به خرج دادهاند که جای تشکر دارد و بیشک تأثیرات خود را بر روند بهسازی تن و روان خواهد گذاشت. اما در این میان سخنان ناگفتهای هم هست که در این کوتاه نوشتار به آنها اشاره خواهیم کرد!
و اما بعد!
بیشک تن و روان و به تعبیری دیگر جسم و جان همانگونه که به هنگام نطفهبندی و خلقت به منظور ادامه حمایت شرایطی را میطلبند، پس از خارج شدن از تاریکیهای رحم و چشم گشودن به روی آفتاب زر و پای نهادن بر روی خاک پاک، نیز شرایطی را طلبد تا بتواند به حیات خود ادامه داده، رشد را به کمال رساند!
نخستین مقولهای که سلامت جان و تن را تضمین میکند، امنیت است!
امنیت به معنای عام، یعنی آرامشی که لازمه تلاش برای تحقق سلامت است!
اگر آب و غذا و اکسیژن لازم که برای ادامه حمایت از ضروریاتند فراهم باشد و مسکن و بهداشت و پوشاک هم به تبع آنها معین، اما شرایط به گونهای باشد که روان آدمی در ناامنی و اضطراب قرار گیرد و مدام دلشوره و استرس چاشنی هر حرکتی باشد نه فقط سلامت روان به خطر میافتد، بلکه به دنبال آن سلامت تن هم دچار خدشه شده بیماری و خستگی را در پی دارد!
امنیت صرفاً با اقتصاد سالم به دست نمیآید، بلکه اقتصاد سالم، ثبات شغلی، تثبیت ارزش پول، کنترل گرانی و تورم و اشتغال مناسب با توان و علاقه هر فرد از شروط لازم امنیت هستند اما کافی نیستند!
بسیاری از وقایع ناگوار، اعم از درگیری و دعواهایی که منجر به جرح، قتل و یا ارتکاب جرمی خواسته و ناخواسته میشوند، ریشه در هیجانات، ناتوانیها، فقر، جهل و شرایطی دارند که انگیزه چنین حرکاتی را قوت میبخشند!
پس سلامت مقولهای است که بدون امنیت خاطر تحقق نمییابد!
نکته مهم دیگر این که اگر همه شرایط اقتصادی که نام برده شد فراهم باشند، اما امید به آینده ضعیف جلوه کند و یا آنکه محتمل نباشد، فشار روانی و استرسها ادامه مییابند!
امید به آینده در سایه دانایی و دینباوری، اندیشههای دنیاطلبانه را تعدیل کرده عاقبتنگری و عافیتیابی را قوت میبخشند!
به تجربه ثابت شده، یکی از شرایط سلامت تن و روان که منجر به طول عمر شده است معنویت و پرهیز از خواستههای زیاد و اعمالی است که روح آدمی را فطرتاً آزرده و او را در درون سرزنش
میکند!...
آرامش وجدان، خاطر امن و خواب خوشی را نوید میدهند و ناآرامی وجدان برعکس خاطر خوش و خواب شیرین را مانعند!
پس برای تأمین سلامت علاوه بر سالمسازی محیط زندگی، تغذیه مناسب، پیشگیری از بیماریهای رایج، اجتناب از مصرف دخانیات، استفاده از هوای پاک، داشتن مسکن مناسب، آگاهیهای لازم در مصرف داروها، ورزش و تربیت بدن، داشتن کار مناسب توأم با علاقه، پسانداز و درآمد کافی...! ابعاد دیگری هم هست که میباید در تأمین سلامت تن و روان به آن توجه کرد!
یکی از آنها مسأله فرهنگ و فرهنگسازی است که به ارشاد و هدایت خلقالله مربوط میشود!
فرهنگ جوهره نشاط و دلدادگی و زمینهساز عشق به زندگی است که از دل آن هنر زاده میشود. هنری که میدان ربایش زیباییهاست و آدمی را به آرامش و هیجان مثبت فرا میخواند و او را به کاری سالم توأم با عشق و انگیزه تشویق میکند!
به واقع فرهنگ پشتوانه و زمینهساز اندیشههای سیاسی است، سیاست را به روش مملکتداری تعبیر و تعریف کردهاند هر چند در لغت به معنای تنبیه و آگاه ساختن است!
هر انسانی برای گذران زندگی و ادامه حیات میباید سیاست و روشی را که توأم با تدبیر است در پیش گیرد. به هر نسبت که آدمی مسئولیتی بزرگتر در قبال دیگران دارد، میباید سلامت سیاست خود را تضمین کند و از اشتباه و ندانمکاری پرهیز نماید!
در جامعه بانشاط، شاد، امیدوار و باانگیزه که تحولآفرین و تنوعطلب است سیاستهای خرد و کلان به گونهای رقم میخورند که امنیت خاطر را فراهم میآورند و آینده را برای فرد و اجتماع مطلوب و مقبول جلوه میدهند.
در چنین شرایطی، مشارکت عمومی افزایش یافته و مردم با انگیزهها و اطلاعات بیشتری در امور فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و تأثیرگذاری اجتماعی وارد میشوند!
پس سلامت جامعه به سیاست هم مربوط میشود!
وقتی کشوری در شرایط جنگی قرار میگیرد، حالت بدنی را دارد که برای مقابله با میکربها، به تلاش و خونرسانی شدیدتری نیاز دارد، لذا درجه حرارت بدن بالا رفته، تن و روان همه تلاش خود را برای حفظ حیات به کار میگیرد. در شرایط جنگی هم، درجه حرارت روان آدمی و اضطراب و استرسها افزون میشوند و نتیجتاً سلامت آدمی به خطر میافتد!
عبادت، آدمی را از تعلقات و قیود دست و پاگیر رها کرده و روان وی را از زندان زیادهخواهیها آزاد میکند. برای ستایشگر واقعی قناعت، گنج است و زیادهخواهی رنج!
عبادت اگر از روی ریا و صرفاً برای رفع مسئولیت بندگی نباشد، بلکه با ذوق و شوق و عشق آدمی را به زیارت خدا ببرد، سلامت تن و روانش را تضمین میکند که بالطبع این سلامت به ابزاری هم نیاز دارد که همان حداقل امکانات و هزینه برای تأمین نیازمندیهای روزانه
است!
سعدی در این باب میگوید:
«شب چو عقد نماز میبندم
چه خورد بامداد فرزندم»
امام محمد باقر (ع) نیز فرموده است: «من لا معاش له لا معاد له» [کسی که معاش ندارد باوری به معاد هم ندارد] و به معنای دیگر «کسی که برایش معاشی نیست، معادی هم ندارد».
برگردیم سر اصل مطلب! و آن مقوله سلامت است!
سلامت سری در اقتصاد سالم، سیاست مدبرانه، تدبیر و برنامهریزی برای شهر و منزل و سری دیگر در باورمندی و بندگی دارد.
اخلاق نیکو و رفتار شایسته، نشانه سلامت جامعه است، تهاجم و برخوردهای خشن، اعمال زور و قلدری و عدم تحمل دیگران که نافی نظم و آرامشند، نشانهای از بیماری اجتماعی است!
مردم و مسئولین امر میباید سلامت جامعه را در ابعاد مختلف مطمح نظر داشته باشند!
امید که چنین باشد و بیشک در ابعادی چند که چنین است! حلقههای مفقوده را بازیابی و ترمیم کنیم! همین!
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی