صفحه 2--14 اردیبهشت 89
یادداشتی درخور تأمل
هنر وسیلهای است جوشیده از اندیشه و احساس آدمی که او را به زیور زیباییها میآراید تا از مسیر طبیعت و فطرت خود که همانا معرفت خداوند و شناخت طبیعت است غافل نماند!
روزنامهنگاری نیز نه فقط حرفهای مقدس بل هنری راهگشاست که چشم بیننده دارد و گوش شنونده تا اندیشههای خلاق و نوین را در راستای تقویت و پالایش فرهنگ عمومی به کار گیرد!
این هنر مقدس حریت و آزادی میطلبد تا شجاعت بیان حقایق و واقعیتها را بیغرضانه و پاک شده ارزانی دولت و ملت نماید، پلی که تعاملات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را به داد و ستد میبرد و بازار نقد را به درستی و صداقت گرم میکند تا جامعه به انحراف و فساد نرود و سیاست آن باشد که امنیت داخلی و خارجی را تضمین کند و عرصه را برای نخبگان جامعه و هنرمندان باذوق باز نماید...!
روزنامه حزب نیست و روزنامهنگاری هم کار حزبی نیست. اگر چنین شود، مخاطبین از نیمه دوم واقعیتها مطلع نمیشوند و انفعال خبری جامعه را به جایی میبرد که دشمن دوست جلوه کند و دوست دشمن!
استقلال هر روزنامهای در گرو اهداف آن است و شرایط سیاسی، اجتماعی و بعضاً اقتصادی که انگیزههای آن را قوت میبخشد، تغییر میدهد و یا تضعیف میکند!
خوشبختانه به دنبال پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامیمان، قانون اساسی مرزها را مشخص کرده و آزادی مطبوعات را رسمیت داده است. بر این راستا ماده 6 قانون مطبوعات اشعار میدارد: نشریات جز در موارد اخلال به مبانی و احکام اسلام و حقوق عمومی... آزادند!
آزادی مطبوعات بر مبنای ظهور اراده مشروع که هدیه خداوند به اشرف مخلوقات است هم شرط دارد و هم مرز!
توقعات بعضی از مسئولین که متأسفانه عرف شده است از مطبوعات که اراده مشروع آنان را در اطلاعرسانی و نقد عملکردها محدود میکند، خلاف نص صریح قانون و ناقض نظر قانونگذار است!
چرا که مطبوعات از دیرباز رکن چهارم مشروطیت بوده و این اقتدار مغایرتی با اهداف انقلاب اسلامی که ندارد هیچ، بلکه در راستای اهدافی است که انقلاب اسلامی در اعمال روشهای خود آن را تعریف کرده است!
ماده 3 قانون مطبوعات، اشعار میدارد: مطبوعات حق دارند، نظرات، انتقادات سازنده، پیشنهادات، توضیحات مردم و مسئولین را با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند!
بیشک انتقاد سازنده، مشروط به دارا بودن منطق، استدلال و پرهیز از توهین، تحقیر و تخریب میباشد!
ما زمانی شاهد کاهش جرایم و خالی شدن زندانها از مجرمین هستیم که مطبوعات چشم و گوش مردم و دولت باشند، نه آن که در برابر تخلفات آشکار بعضی از مدیران و مسئولین چشم بر هم گذارند و گوش خود را بگیرند!
در ماده 4 قانون مطبوعات آمده است: هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقالهای درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند.
متأسفانه در بعضی از موارد خاص شاهد چنین وضعیتی هستیم که مدیر یا مدیرانی قصد دارند روزنامهها و یا نشریاتی را در انحصار یا کنترل خود در آورند، به گونهای که حتی بخشی از هزینههای چاپ را هم تقبل میکنند!
اگر چنین امری تسری پیدا کند به مثابه رخنه در دیواره سدی است که با نادیده گرفتن آن، دیواره سد میشکند و همه چیز را در مقابل خود نابود میکند!
ناگفته پیداست که در نظام مقدس جمهوری اسلامی، حتی بیش از بعضی کشورهای پیشرفته، مجوز نشر صادر شده، اما نکته قابل تأمل این است که چند درصد مجوزگیرندگان قابلیت و توانایی انتشار نشریه دارند و از بد حادثه به پناه نیامدهاند!
در ماده 2 قانون مطبوعات آمده است: رسالتی که مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی بر عهده دارد عبارت است از:
الف: روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم در یک یا چند زمینه مورد اشاره در ماده!
که ماده یک از زمینههای خبری، انتقادی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، کشاورزی، فرهنگی، دینی، علمی، فنی، نظامی، هنری، ورزشی و نظایر اینها نام برده است.
ب: پیشبرد اهدافی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بیان شده است.
ج: تلاش برای نفی مرزبندیهای کاذب و تفرقهانگیز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر، مانند دستهبندی مردم بر اساس نژاد، زبان، رسوم، سنن محلی و...
د: مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری «اسراف، تبذیر، لغو، تجملپرستی، اشاعه فحشاء و...) و ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضایل اخلاقی.
ه: حفظ و تحکیم سیاست نه شرقی نه غربی.
جای بسی شکر دارد که از ابتدای فعالیت دورههای مختلف هیأت نظارت بر مطبوعات در فارس، تاکنون هیچ نشریهای مشمول تعطیلی نشده و اگر روزنامهای هم تعطیل شده از طریق ارجاع به دادگاههای استان نبوده است.
آنچه در این میان مهم است، اینکه استان فارس به لحاظ کمی صاحب 5 روزنامه، حدود 12 هفتهنامه و تعدادی ماهنامه و فصلنامه است. علاوه بر این تعداد بیشماری ویژهنامههای محلی توسط جوانان علاقمند برای شهرستانهای استان، بخشها و حتی روستاها منتشر میشود که نشان دهنده علاقه مردم این استان به کار مطبوعاتی و خبررسانی است.
توجه به این نکته مهم است که استان فارس دارای ویژگیهای منطقهای و بومی خاصی است که اعتلای فرهنگ روزنامهخوانی در اقصی نقاط آن میتواند در شفافسازی دینداری، فرهنگمداری، ارتقاء بینش سیاسی و اقتصادی، مبارزه با خرافات، پیشگیری از اسراف و حریت بخشیدن به جوانان در عرصههای گوناگون تأثیرگذار باشد.
امیدواریم مدیریت ارشد استان و دیگر مدیران ادارات و سازمانها به این تأثیرگذاریها توجه ویژه مبذول داشته در تکریم و اعزاز روزنامهنگاران و خبرنگاران زحمتکش و پرتلاش استان همت بیشتری به خرج داده، برای پیشگیری از مفاسد اجتماعی تحمل نقدهای منصفانه و با استدلال و منطقی را بفرمایند تا ما بتوانیم به وظیفه دینی و ملی خود بیش از پیش عمل کرده، کارنامه قابل قبولی به نسلهای بعد ارائه دهیم!
در خاتمه لازم میدانم از تلاشهای پیگیرانه و هدایتگرانه مدیرکل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و معاونین محترم ایشان در راستای اعتلای فرهنگ روزنامهخوانی تشکر و تقدیر نموده و صبوری ایشان را ارج گزارم.
از جناب آقای دکتر احمدزاده استاندار معزز و مطبوعاتی فارس هم تقاضا دارم برای سالم-سازی فضای مطبوعات و حمایت از روزنامههایی که بیشتر به امور فرهنگی و نیازهای جامعه توجه دارند و درآمدشان کفاف هزینههایشان را نمیدهد همت به خرج داده آنان را از اندیشه نان و تلاش برای تداوم فعالیت به اندیشه تنویر افکار عمومی سوق دهند تا فرصتهای موجود صرف مهمات مردم و کشور شود که انشاءالله رضای خدا و خلق در آن است.
والسلام
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی