یادداشتی درخور تأمل
هنر وسیله­ای است جوشیده از اندیشه و احساس آدمی که او را به زیور زیبایی­ها می­آراید تا از مسیر طبیعت و فطرت خود که همانا معرفت خداوند و شناخت طبیعت است غافل نماند!
روزنامه­نگاری نیز نه فقط حرفه­ای مقدس بل هنری راهگشاست که چشم بیننده دارد و گوش شنونده تا اندیشه­های خلاق و نوین را در راستای تقویت و پالایش فرهنگ عمومی به کار گیرد!
این هنر مقدس حریت و آزادی می­طلبد تا شجاعت بیان حقایق و واقعیت­ها را بیغرضانه و پاک شده ارزانی دولت و ملت نماید، پلی که تعاملات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را به داد و ستد می­برد و بازار نقد را به درستی و صداقت گرم می­کند تا جامعه به انحراف و فساد نرود و سیاست آن باشد که امنیت داخلی و خارجی را تضمین کند و عرصه را برای نخبگان جامعه و هنرمندان باذوق باز نماید...!
روزنامه حزب نیست و روزنامه­نگاری هم کار حزبی نیست. اگر چنین شود، مخاطبین از نیمه دوم واقعیت­ها مطلع نمی­شوند و انفعال خبری جامعه را به جایی می­برد که دشمن دوست جلوه کند و دوست دشمن!
استقلال هر روزنامه­ای در گرو اهداف آن است و شرایط سیاسی، اجتماعی و بعضاً اقتصادی که انگیزه­های آن را قوت می­بخشد، تغییر می­دهد و یا تضعیف می­کند!
خوشبختانه به دنبال پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی­مان، قانون اساسی مرزها را مشخص کرده و آزادی مطبوعات را رسمیت داده است. بر  این راستا ماده 6 قانون مطبوعات اشعار می­دارد: نشریات جز در موارد اخلال به مبانی و احکام اسلام و حقوق عمومی... آزادند!
آزادی مطبوعات بر مبنای ظهور اراده مشروع که هدیه خداوند به اشرف مخلوقات است هم شرط دارد و هم مرز!
توقعات بعضی از مسئولین که متأسفانه عرف شده است از مطبوعات که اراده مشروع آنان را در اطلاع­رسانی و نقد عملکردها محدود می­کند، خلاف نص صریح قانون و ناقض نظر قانون­گذار است!
چرا که مطبوعات از دیرباز رکن چهارم مشروطیت بوده و این اقتدار مغایرتی با اهداف انقلاب اسلامی که ندارد هیچ، بلکه در راستای اهدافی است که انقلاب اسلامی در اعمال روش­های خود آن را تعریف کرده است!
ماده 3 قانون مطبوعات، اشعار می­دارد: مطبوعات حق دارند، نظرات، انتقادات سازنده، پیشنهادات، توضیحات مردم و مسئولین را با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند!
بی­شک انتقاد سازنده، مشروط به دارا بودن منطق، استدلال و پرهیز از توهین، تحقیر و تخریب می­باشد!
ما زمانی شاهد کاهش جرایم و خالی شدن زندان­ها از مجرمین هستیم که مطبوعات چشم و گوش مردم و دولت باشند، نه آن که در برابر تخلفات آشکار بعضی از مدیران و مسئولین چشم بر هم گذارند و گوش خود را بگیرند!
در ماده 4 قانون مطبوعات آمده است: هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقاله­ای درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند.
متأسفانه در بعضی از موارد خاص شاهد چنین وضعیتی هستیم که مدیر یا مدیرانی قصد دارند روزنامه­ها و یا نشریاتی را در انحصار یا کنترل خود در آورند، به گونه­ای که حتی بخشی از هزینه­های چاپ را هم تقبل می­کنند!
اگر چنین امری تسری پیدا کند به مثابه رخنه در دیواره سدی است که با نادیده گرفتن آن، دیواره سد می­شکند و همه چیز را در مقابل خود نابود می­کند!
ناگفته پیداست که در نظام مقدس جمهوری اسلامی، حتی بیش از بعضی کشورهای پیشرفته، مجوز نشر صادر شده، اما نکته قابل تأمل این است که چند درصد مجوزگیرندگان قابلیت و توانایی انتشار نشریه دارند و از بد حادثه به پناه نیامده­اند!
در ماده 2 قانون مطبوعات آمده است: رسالتی که مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی بر عهده دارد عبارت است از:
الف: روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم در یک یا چند زمینه مورد اشاره در ماده!
که ماده یک از زمینه­های خبری، انتقادی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، کشاورزی، فرهنگی، دینی، علمی، فنی، نظامی، هنری، ورزشی و نظایر اینها نام برده است.
ب: پیشبرد اهدافی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بیان شده است.
ج: تلاش برای نفی مرزبندی­های کاذب و تفرقه­انگیز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر، مانند دسته­بندی مردم بر اساس نژاد، زبان، رسوم، سنن محلی و...
د: مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری «اسراف، تبذیر، لغو، تجمل­پرستی، اشاعه فحشاء و...) و ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضایل اخلاقی.
ه: حفظ و تحکیم سیاست نه شرقی نه غربی.
جای بسی شکر دارد که از ابتدای فعالیت دوره­های مختلف هیأت نظارت بر مطبوعات در فارس، تاکنون هیچ نشریه­ای مشمول تعطیلی نشده و اگر روزنامه­ای هم تعطیل شده از طریق ارجاع به دادگاه­های استان نبوده است.
آنچه در این میان مهم است، اینکه استان فارس به لحاظ کمی صاحب 5 روزنامه، حدود 12 هفته­نامه و تعدادی ماهنامه و فصلنامه است. علاوه بر این تعداد بیشماری ویژه­نامه­های محلی توسط جوانان علاقمند برای شهرستان­های استان، بخش­ها و حتی روستاها منتشر می­شود که نشان دهنده علاقه مردم این استان به کار مطبوعاتی و خبررسانی است.
توجه به این نکته مهم است که استان فارس دارای ویژگی­های منطقه­ای و بومی خاصی است که اعتلای فرهنگ روزنامه­خوانی در اقصی نقاط آن می­تواند در شفاف­سازی دینداری، فرهنگمداری، ارتقاء بینش سیاسی و اقتصادی، مبارزه با خرافات، پیشگیری از اسراف و حریت بخشیدن به جوانان در عرصه­های گوناگون تأثیرگذار باشد.
امیدواریم مدیریت ارشد استان و دیگر مدیران ادارات و سازمان­ها به این تأثیرگذاری­ها توجه ویژه مبذول داشته در تکریم و اعزاز روزنامه­نگاران و خبرنگاران زحمتکش و پرتلاش استان همت بیشتری به خرج داده، برای پیشگیری از مفاسد اجتماعی تحمل نقدهای منصفانه و با استدلال و منطقی را بفرمایند تا ما بتوانیم به وظیفه دینی و ملی خود بیش از پیش عمل کرده، کارنامه قابل قبولی به نسل­های بعد ارائه دهیم!
در خاتمه لازم می­دانم از تلاش­های پیگیرانه و هدایتگرانه مدیرکل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و معاونین محترم ایشان در راستای اعتلای فرهنگ روزنامه­خوانی تشکر و تقدیر نموده و صبوری ایشان را ارج گزارم.
از جناب آقای دکتر احمدزاده استاندار معزز و مطبوعاتی فارس هم تقاضا دارم برای سالم-سازی فضای مطبوعات و حمایت از روزنامه­هایی که بیشتر به امور فرهنگی و نیازهای جامعه توجه دارند و درآمدشان کفاف هزینه­هایشان را نمی­دهد همت به خرج داده آنان را از اندیشه نان و تلاش برای تداوم فعالیت به اندیشه تنویر افکار عمومی سوق دهند تا فرصت­های موجود صرف مهمات مردم و کشور شود که ان­شاءالله رضای خدا و خلق در آن است.
والسلام