صفحه 6--16 اردیبهشت 89
روشهای جلوگیری از آزار جسمی کودکان
مریم عطاران
وقتی خداوند کودکی را به یک خانواده عطا می کند، او را در کوچک ترین نیازهای طبیعی خود نیازمند و وابسته به والدین خود گردانده و لذا گریه، زبان گفتاری او و پنجره ارتباطی وی با دنیای اطراف و والدین است. او در هنگام سرما، گرما، گرسنگی، تشنگی و... گریه می کند و از این طریق وضعیت خود را به اطرافیان اعلام می دارد. گریه ای که چندان خوشایند نیست و حتی امکان دارد اطرافیان را عصبی کند اما مسلماً والدین دلسوز و پر حوصله نه تنها از این مساله آزرده نمی شوند بلکه با مهر و محبت و با کمال علاقه به این نیازهای کودک خود پاسخ می دهند.
اگر کودک در محیطی آرام و در خانواده ای سالم متولد شده باشد، تمام این علایم رفتاری طبیعی انگاشته شده و والدین عاشقانه به نیازهای فرزند خود پاسخ می دهند اما گاه مشاهده می شود که کودکان ضعیف و ناتوان، در خانواده خود به علت بروز همین رفتارهای طبیعی مورد ضرب و جرح و آزارهای جسمی قرار بگیرند. حتماً هر از چند گاهی در صفحات حوادث و روزنامه ها خبرهای دردناکی از این دسته مطالعه نموده اید و این سؤال در ذهن شما نقش بسته که براستی چگونه یک مادر یا پدر می توانسته چنین آسیبهای جدی به فرزند خود
وارد آورد؟ در ادامه این یادداشت توضیحاتی در مورد آزار جسمی کودکان ارایه می گردد و همچنین سعی خواهد شد برای مقابله با این دسته از مشکلات راهکارهای مناسبی به والدین ارایه شود.برای همه ما انسانها، هیجان بخش مهمی از زندگی مان را به خود اختصاص داده است. گاه ممکن است ما انسانها به محرکهای محیطی خود به صورت کاملاً هیجانی پاسخ داده و از عقل و منطق خود فاصله بگیریم. هر چند که احساسات و هیجانات چاشنی زندگی ما انسانها هستند اما در بسیاری از مواقع، بی توجهی به منطق و شناخت، موجبات پشیمانی را به بار آورده، سبب می شود صدمات و خسارات گاه جبران ناپذیری به خود یا اطرافیانمان بزنیم. در این میان به نظر
می رسد که کودکان بیش از هر کس دیگر در معرض این دسته تهدیدات قرار دارند چرا که توان و قدرت دفاع از خود را نداشته و ضعیف هستند بنابراین بیشتر می توانند در معرض آسیبهای جسمی ناشی از خشونت بزرگسالان به خصوص والدین خود قراربگیرند.به همین علت در بسیاری از کشورهای دنیا، نهادهای آموزشی، گروههای حمایتی و نمایندگی های
حمایت از کودکان تاسیس شده است تا از کودکان در برابر آزار جسمی و جنسی حمایتهای لازم صورت گیرد و به والدین هشدار داده شود که چگونه این موقعیتها را شناخته و بتوانند در برابر شرایط پر تنش و عصبی کننده واکنش مناسب نشان دهند.
- گاه تنشهای زندگی وضعیت ذهنی و جسمی انسانها را چنان تحت تأثیر قرار می دهد و تحریک می کند که افراد مهار خود را از دست داده و ممکن است به هر کسی از اطرافیان خود آسیب وارد کنند. در موقعیتهای بی قراری و حالات هیجانی، بزرگسالان احساس خشم کرده و این احساس خشم منجر به رفتارهای پرخاشگرانه می گردد. در چنین شرایطی به نظر می رسد که افراد نیازمند یک کمک و همراه هستند به خصوص اگر صاحب فرزند باشند چرا که خشم و عصبانیت والد ممکن است پیش از همه متوجه فرزندان خانواده شود. شناخت این حالات هیجانی منفی و راه اندازهای خشم و عصبانیت
می تواند به شما کمک کند تا مانع از ارتکاب یک اشتباه بزرگ یعنی آزار جسمی به فرزندتان شوید. زیرا یک والد عصبی و خسته، امکان دارد در حین عصبانیت هر واکنش نادرست و منفی را از خود بروز دهد.
- خارج شدن از محیط پر تنش، ورزشهای آرام مانند پیاده روی و.. در بهبود شرایط روحی و ذهنی شما نقش بسزایی دارد.
- اگر شما نیازمند زمانی برای آرام شدن هستید، حتماً با مسئول خود صحبت کرده و از مرخصی استفاده کنید و اوقاتی را در کمال آرامش در کنار خانواده خود بگذرانید. از همسر، اعضای خانواده، دوستان و... برای نگهداری از فرزندان کمک بگیرید. مثلا ممکن است فرزندان شما نیازمند گردش و تفریح باشند و شما نتوانید این کار را انجام دهید اما شاید اطرافیان شما بتوانند این وقت را برای فرزندان شما اختصاص دهند.
- بیاموزید که چگونه از بروز خطرات مهلک، جلوگیری کنید. مطالعه کنید تا بیاموزید که چگونه می توانید شرایط منفی را تبدیل به شرایط مثبت کنید. زمانهایی را صرف بازی کردن با بچه ها و یا خواندن کتاب برای آنها کنید. به فرزند خود بیاموزید که شما همیشه نمی توانید شاد و خندان باشید و ممکن است در زمانهایی دچار خشم گردید. به فرزند خود توضیح دهید در شرایطی که بزرگسالان خسته و عصبی هستند، چگونه باید رفتار کند.
- از طرف دیگر همیشه این مسئله را در ذهن داشته باشید که فرزندان شما کودک هستند و یک کودک همیشه نمی تواند عصبانیت شما را درک کند. بچه ها گریه می کنند، سر و صدا به راه می اندازند و یا بسیاری از کارهای دیگر را انجام می دهند که شما را واقعاً عصبی می کند، اما شما به عنوان یک والد مهربان باید بدانید که بچه ها خواهان عشق و محبت و حمایت از شما هستند. اگر آنها احساس خوبی نداشته باشند، آن قدر گریه و بی قراری می کنند تا احساساتشان بهتر شود. بنابراین فراموش نکنید که دربذل عواطف و احساسات به آنها کوتاهی نکنید.
- کودکان حافظه قوی دارند و آنچه را شما انجام می دهید به خوبی در ذهن خود نگهداشته و به کار
می برند. روشهایی که شما در زندگی برای حل مسأله به کار می گیرید و یا واکنشهایی که در هنگام عصبانیت به کار می برید، همگی در ذهن آنها نقش بسته و مورد استفاده قرار می گیرند. بنابراین سعی کنید در رفتار و عملکرد خود روشهای درست مهار احساسات و هیجانات را به کودک خود بیاموزید.
- زمانهایی را صرف شناخت دنیای کودکان کنید. بخشی از اوقات فراغت خود را صرف ارتباط با کودکتان کنید، به برنامه های مدرسه اش رسیدگی کنید و یا در مورد نیازهای دنیای کودکان مطالعه کنید. تصور نکنید اگر مادر یا پدر یک یا دو فرزند هستید همه چیز می دانید و به دنیای کودکان اشراف کامل دارید.شاید لازم باشد برای اینکه یک والد خوب باشید از متخصصین کمک بگیرید، مطالعه نمایید و یا با افراد مجرب و قابل اعتماد مشورت نمایید.
منبع: تبیان
پسماند شهری
دستمال کاغذی از پسماند!
به خداوندی خودش، حضرت حق ما را درست آفریده و بیخودی به ما فکر نداده. همین جوری نیست که گفته تو اشرف مخلوقاتی. اما... به شرط اینکه از فکرمان استفاده کنیم. البته بازو و گردن کلفت کردن هم خوب است. هر چیز به جای خویش نیکوست. ببینید این ژاپنی های چشم بادامی چه می کنند، دستگاهی را ابداع کرده اند که زباله های کاغذی اداره ها را به رول های دستمال کاغذی تبدیل می کند. بله، همین چشم بادامی های ریزه میزه کاغذهای اضافی را داخل این دستگاه
می ریزند، کمی آب به آن می افزایند، خمیری بدست می آید، سپس این خمیر توسط دستگاه پهن شده و خشک می شود و بعد تبدیل به دستمال کاغذی می شود. به همین راحتی، مثل درست کردن خمیر نانوایی و پختن نان می ماند. باور کنید ما چیزی از آنها کم نداریم غیر از یک جفت چشم بادامی تنگ. تازه ما که چشمهایمان خیلی هم بازتر است، ببینید چه چیزهای در اطراف ما وجود دارد که فکر می کنیم بی ارزش هستند و باید دور ریخته شوند و یا در زیر خاک مدفون شوند،
این تازه یک چشمه اش است. پسماند انواع مختلف دارد. فقط کاغذ نیست، شیشه، پلاستیک، فلز، مقوا، پارچه و نخ های اضافی خیاط خانه ها
و بسیار ضایعات دیگر که اگر درست برنامه ریزی
شود و طراحی شود و برای هر کدام دستگاهی جهت بازیافت آنها ابداع شود انگار پولمان را بجای اینکه دور ریخته باشیم از توی این جیب در آورده ایم و گذاشته ایم توی جیب آنوری خودمان. یکی بنشیند و حساب کند، دستگاههای اداری کشور ما در روز چند تن کاغذ به اصطلاح باطله تولید می کنند، و از طریق بازیافت آنها چند تن دستمال کاغذی می توان بدست آورد. آن وقت می گوییم چرا جنگل های ما در حال از بین رفتن هستند؟! فکرش را بکنید اگر ما هم چنین برنامه هایی را در کشور عزیز خودمان، با این همه مغز متفکر که داریم و این همه مدیر مدبر که داریم چه می شد! آن وقت ژاپنی ها بیایند جلوی ما ایرانی ها لنگ بیندازند و تعظیم کنند و ...!
اما ... این کار میسر نمی شود مگر به همت همه ما. یک قدم ما شهروندان برداریم تا مسئولین دو قدم بردارند. یک دست صدا ندارد، تا ما شهروندان نخواهیم با مسئولان همکاری کنیم همین آش است و همین کاسه. نباید همه اش بگوییم «این وظیفه دولت است، این کار مسئولان است، به ما ربطی ندارد!» نه ...
همکاری جان من همکاری. خیلی هم سخت نیست، اصلاً سخت نیست. کافی است زباله های
کاغذی خود را قاطی زباله های مواد غذایی نکنیم. آنها را جداگانه در یک کیسه دیگر بگذاریم. حالا ممکن است بگویید این مسئولان بازیافت دیر به دیر به در خانه ها می آیند. وقتی هم می آیند به اندازه کافی کیسه برای پسماند نمی دهند. ممکن است شما درست بفرمایید مطمئن باشید این موضوع به گوش مسئولین خواهد رسید و برای بهبودی کیفیت بازیافت تلاش خواهند کرد. آنها هم مشکلاتی دارند، اما خوشبختانه این حرکت قشنگ شروع شده است. شاعر هم گفته است:
شما تولید کن، بازیافتش با من! اگر کیسه های
مخصوص زباله ندارید، کیسه هایی که از طریق خرید نیازهای روزانه وارد خانه شما می شود که هست،
می توانید کاغذهای اضافی را در این کیسه ها بگذارید و روزی که نوای دل انگیز بازیافت را می شنوید کیسه ها
را بگذارید دم در و یا تحویل آنها بدهید.
سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز
از مطالب مربوط به آموزش شهروندی ازتاریخ 15/12/88 لغایت 30/2/89 سؤالاتی طرح و در همین روزنامه درج می گردد.
ضمناً به سه نفر از نفرات برتر شرکت کننده در مسابقه جوایزی اهدا خواهد شد.
فاطمه پنجعلی - استهبان
1 -پرسیدم: یکی از مهمترین عامل کاهش افسردگی چیست؟!
گفت: زندگی همراه با عشق و محبت!
2 -کاش می توانستم خودم مشاور خودم باشم، قبل از آنکه به مشاوره نیاز داشته باشم!
3 -چون به من لطف و محبت دارید، به دنبال فرصتی برای جبران هستم!
4 -برای تحقق آرزوها در امتداد جاده به مسیر خود چشم دوختهام نه به راه دیگران!
5 -میخواهم وسعت مهرورزی را باور کنم... شاید با لبخندی عاشقانه و یا با نگاهی مهربانانه!!
6 -میخواهم خودم را باور کنم، پس سعی خواهم نمود خودم را از خودم رها سازم!
7 -همانقدر که بارها از خودم سؤال نمودهام، دیگران چه کاری برای من انجام دادهاند؟ کاش یکبار هم از خودم سؤال میکردم چه کاری برای دیگران انجام داده ام؟!
8 -چون تو را دوست دارم از تو حمایت میکنم!
9 -فرصتها مثل باد از دست میروند، کاش میتوانستم خوبیهای تو را جبران کنم، قبل از آنکه دیگر فرصتی باقی نماند!
10 -کاش میتوانستم آرزوهای گذشته را در گذشته جای دهم و به فکر حال و آینده باشم!
از تراوشات ذهنی غمین
-بعضی اشتغالزایی و برخی اشتغالزدایی میکنند! اولی با راه اندازی واحدی تولیدی و دومی با بستن آن!
-روباه و شغال گرسنه بانگ خروس را یک فراخوان، قلمداد کردند!
-بوی پا، سنگریزهای که وارد کفش رهگذر شده بود را از کار خود پشیمان کرد!
-به باور گربه، پرندهای دوست داشتنی است که در دسترس باشد نه پرندهای که زیبا است و آواز دلکش دارد و دست به او نمیرسد!
-قلب با ضربان منظم خود، آهنگ زندگی جریان دارد را در گوش صاحبش زمزمه میکند!
-چون آلزایمر گرفته بود فراموش کرد نفس بکشد!
-رابطه «خودبین» و آینه ناگسستنی است!
-شکست خورده زمینگیر را میتوان با تزریق امید، سرپا کرد و به حرکت درآورد!
-کسی که اخلاق سگی دارد، میتواند دستیار مناسبی برای چوپان گله باشد!
* * *
چند شعرک از حسین عبدالوند- اصفهان
اگر چه خوب بود اما چه بد شد
سریع از من گذشتن را بلد شد
نشستم در کنار ریل، تنها
نگارم آمد و با مترو رد شد
* * *
نگو مترو برامون بهترینه
نگو دنیای ما امروز اینه
نرو زیرزمین مترو سواری
که جای مردهها زیر زمینه
* * *
ندارم طاقت مترو برارُم
مونه با خود نبر امشو برارُم
بهم گفتی که جا خالی زیاده
تموم واگناش سی تو برارُم
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی