گذرگاه ناگزیر
به بهانه درگذشت زنده­یاد محمد بهمن­بیگی

گذشت زمان را خاصیتی است که سره را از ناسره بازمی­نمایاند و فرصتی ایجاد می­کند تا عملکرد شخصیت­ها نه بر مبنای رویدادهای مقطعی و گذرا و گمانه­زنی­های ناشی از آن بلکه بر اساس تأثیر درازمدت خود را نشان دهد.
بی­تردید تمامی بزرگانی که در عرصه­های دانش و فرهنگ و سایر مقوله­ها آوازه­ای یافته­اند و بزرگی خویش را تثبیت کرده­اند عبوری ناگزیر از دهلیز زمان داشته­اند. زیرا انگیزه بسیاری از رفتارها و اقدامات و آثار بزرگان از پشتوانه­ای برخوردار است که ریشه در دور­اندیشی دارد و چه بسا در کوتاه­مدت عمق و ژرفای خود را نشان ندهد.
فرصت­آفرینی و بهره­گیری از «هر آنچه هست» برای رسیدن به «آنچه باید باشد»، ویژگی مردان بزرگ است و درست به همین دلیل است که شخصیت­هایی از این دست در مواجهه با داوری­های مبتنی بر کوتاه­بینی نسبت به مقصدی که دنبال می­کنند، از پایداری در مواضع و استواری گام­های خود نمی­کاهند. زیرا افق پیش روی خود را روشن می­بینند و به نتایج نهایی کار خود می­اندیشند و یقین دارند که برآیند داوری مردم در درازمدت به نتایج نهایی تلاش­هایشان بستگی دارد. به تعبیر دیگر مردم در داوری نسبت به یک موضوع در درازمدت به خطا نمی­روند و تفاوت محتوای آثار تاریخی که در بازه­های زمانی گوناگون نگاشته شده است نیز به این واقعیت انکارناپذیر بازمی­گردد.
بزرگداشت زنده­یاد محمد بهمن­بیگی و تقدیر از تلاش­های هدفمندش در شرایطی صورت می­گیرد که نهال­های کاشته شده با دست توانای او از مرحله شکوفایی گذشته، به بار نشسته و بسیاری را بر سر خوانی که او گسترده نشانیده است.
و هیچ پاداشی برای زنده­یاد محمد بهمن­بیگی در زمان فقدانش بالاتر از این نیست که آنهایی که او را به درستی شناخته­اند، دوستش می­دارند و به نیکی از او یاد می­کنند.
گذرگاه زمان دهلیزی است که همه از آن عبوری ناگزیر دارند. خصوصاً کسانی که به کارهای بزرگ دست می­زنند. به گفته رودکی:
«هم به چنبر گذار خواهد بود
این رسن را اگر چه هست دراز»
هر چیزی که آدمی به آن دلخوش باشد، زمانی سُکرآور و زمانی خمارانگیز است. از دانش و هنر و پول و قدرت و خوردنی­ها و نوشیدنی­ها و انجام­دادنی­ها گرفته تا برسد به دلمشغولی­های کودکانه و ماجراهای جوانی، چنانکه افتد و دانی و از آنجایی که مجموعه کنش­ها و واکنش­هایی که هر کسی در زمانه مستی و خماری در بود و نبود مطلوب و محبوب از خود بروز می­دهد به شکل­گیری منش او در ذهن تاریخ و افکار عمومی می­انجامد، ما برای داوری پیرامون شخصیت انسان­ها نیازمند گذشت زمان و حتی تغییر شرایط هستیم. همانگونه که در قرآن کریم نیز آمده است که ما شما را در شرایط گوناگون می­آزماییم.
زندگی سرشار از فرج بعد از شدت است، آنچنان که نمونه­هایی از آن در کتابی به همین نام آمده است.
آدم­های استوار و مؤمن به اهداف خویش هراسی از عبور از دهلیز تاریخ ندارند. در چنین گذرگاهی تاریخ از ذره­المثقال­ها هم نمی­گذرد و افکار عمومی نیز به فراخور قدرت حافظه خویش گاه به موازنه دست می­زنند، گاه به مقایسه، اما آنچه در این میان حائز اهمیت است جمع جبری رفتار اشخاص است. میل به جاودانگی، پس از  مرگ هم انسان را رها نمی­کند. چرا برخی افراد در سال­های پایانی عمر خویش به ساخت و سازهای عام­المنفعه دست می­زنند، زیرا می­خواهند پس از مرگ نیز همچنان در سایه آثار خدمات خویش در قلب مردم زندگی کنند و به نتایج اخروی برسند!
آنچه در این میان حائز اهمیت است این که چه کسی جنگ بقا را می­برد و ماندگار می­شود. شاعران و نویسندگان و دانشمندان بیشماری در گذشته با بزرگانی که اکنون نام و آوازه­ای درخور آثار خویش دارند معاصر بوده­اند اما اکنون نام و نشانی از آنها نمانده است. حتی برخی نام و نشان خود را مدیون معاصر بودن با یک انسان بزرگ اعم از عالم، شاعر یا مورّخ هستند. علت این بی­نام و نشانی عبور از دهلیز تاریخ است که سره را از ناسره جدا می­کند. و دیگر علت آن تغییر شرایط است. و نیز ویژگی­های منحصر به فرد آنها و از همه مهمتر باید علت آن را در تأثیری که بر آیندگان داشته­اند جستجو کرد.
شاید یکی از تعابیر عاقبت به خیری همین باشد که ما در گذر از دهلیز تاریخ که بی­ملاحظه به داوری می­نشیند آنچنان باشیم که می­نماییم.
از این رو در هنگامه سیل و هجوم خیزابه­ها نمی­توان از آنچه در ته رودخانه است خبر داد بلکه باید فرصت داد تا جریان آب آرام و رسوبات ته­نشین شود، رودخانه شفاف گردد و مافی­الضمیر خود را بنمایاند و همه چیز آشکار شود. و چه دعایی بالاتر از این که از خداوند بخواهیم که گذشت زمان از رنگ و بوی ما نکاهد بلکه بدان بیفزاید و آنچنان بمانیم که می­نماییم.