صفحه 2--16 اردیبهشت 89
گذرگاه ناگزیر
به بهانه درگذشت زندهیاد محمد بهمنبیگی
گذشت زمان را خاصیتی است که سره را از ناسره بازمینمایاند و فرصتی ایجاد میکند تا عملکرد شخصیتها نه بر مبنای رویدادهای مقطعی و گذرا و گمانهزنیهای ناشی از آن بلکه بر اساس تأثیر درازمدت خود را نشان دهد.
بیتردید تمامی بزرگانی که در عرصههای دانش و فرهنگ و سایر مقولهها آوازهای یافتهاند و بزرگی خویش را تثبیت کردهاند عبوری ناگزیر از دهلیز زمان داشتهاند. زیرا انگیزه بسیاری از رفتارها و اقدامات و آثار بزرگان از پشتوانهای برخوردار است که ریشه در دوراندیشی دارد و چه بسا در کوتاهمدت عمق و ژرفای خود را نشان ندهد.
فرصتآفرینی و بهرهگیری از «هر آنچه هست» برای رسیدن به «آنچه باید باشد»، ویژگی مردان بزرگ است و درست به همین دلیل است که شخصیتهایی از این دست در مواجهه با داوریهای مبتنی بر کوتاهبینی نسبت به مقصدی که دنبال میکنند، از پایداری در مواضع و استواری گامهای خود نمیکاهند. زیرا افق پیش روی خود را روشن میبینند و به نتایج نهایی کار خود میاندیشند و یقین دارند که برآیند داوری مردم در درازمدت به نتایج نهایی تلاشهایشان بستگی دارد. به تعبیر دیگر مردم در داوری نسبت به یک موضوع در درازمدت به خطا نمیروند و تفاوت محتوای آثار تاریخی که در بازههای زمانی گوناگون نگاشته شده است نیز به این واقعیت انکارناپذیر بازمیگردد.
بزرگداشت زندهیاد محمد بهمنبیگی و تقدیر از تلاشهای هدفمندش در شرایطی صورت میگیرد که نهالهای کاشته شده با دست توانای او از مرحله شکوفایی گذشته، به بار نشسته و بسیاری را بر سر خوانی که او گسترده نشانیده است.
و هیچ پاداشی برای زندهیاد محمد بهمنبیگی در زمان فقدانش بالاتر از این نیست که آنهایی که او را به درستی شناختهاند، دوستش میدارند و به نیکی از او یاد میکنند.
گذرگاه زمان دهلیزی است که همه از آن عبوری ناگزیر دارند. خصوصاً کسانی که به کارهای بزرگ دست میزنند. به گفته رودکی:
«هم به چنبر گذار خواهد بود
این رسن را اگر چه هست دراز»
هر چیزی که آدمی به آن دلخوش باشد، زمانی سُکرآور و زمانی خمارانگیز است. از دانش و هنر و پول و قدرت و خوردنیها و نوشیدنیها و انجامدادنیها گرفته تا برسد به دلمشغولیهای کودکانه و ماجراهای جوانی، چنانکه افتد و دانی و از آنجایی که مجموعه کنشها و واکنشهایی که هر کسی در زمانه مستی و خماری در بود و نبود مطلوب و محبوب از خود بروز میدهد به شکلگیری منش او در ذهن تاریخ و افکار عمومی میانجامد، ما برای داوری پیرامون شخصیت انسانها نیازمند گذشت زمان و حتی تغییر شرایط هستیم. همانگونه که در قرآن کریم نیز آمده است که ما شما را در شرایط گوناگون میآزماییم.
زندگی سرشار از فرج بعد از شدت است، آنچنان که نمونههایی از آن در کتابی به همین نام آمده است.
آدمهای استوار و مؤمن به اهداف خویش هراسی از عبور از دهلیز تاریخ ندارند. در چنین گذرگاهی تاریخ از ذرهالمثقالها هم نمیگذرد و افکار عمومی نیز به فراخور قدرت حافظه خویش گاه به موازنه دست میزنند، گاه به مقایسه، اما آنچه در این میان حائز اهمیت است جمع جبری رفتار اشخاص است. میل به جاودانگی، پس از مرگ هم انسان را رها نمیکند. چرا برخی افراد در سالهای پایانی عمر خویش به ساخت و سازهای عامالمنفعه دست میزنند، زیرا میخواهند پس از مرگ نیز همچنان در سایه آثار خدمات خویش در قلب مردم زندگی کنند و به نتایج اخروی برسند!
آنچه در این میان حائز اهمیت است این که چه کسی جنگ بقا را میبرد و ماندگار میشود. شاعران و نویسندگان و دانشمندان بیشماری در گذشته با بزرگانی که اکنون نام و آوازهای درخور آثار خویش دارند معاصر بودهاند اما اکنون نام و نشانی از آنها نمانده است. حتی برخی نام و نشان خود را مدیون معاصر بودن با یک انسان بزرگ اعم از عالم، شاعر یا مورّخ هستند. علت این بینام و نشانی عبور از دهلیز تاریخ است که سره را از ناسره جدا میکند. و دیگر علت آن تغییر شرایط است. و نیز ویژگیهای منحصر به فرد آنها و از همه مهمتر باید علت آن را در تأثیری که بر آیندگان داشتهاند جستجو کرد.
شاید یکی از تعابیر عاقبت به خیری همین باشد که ما در گذر از دهلیز تاریخ که بیملاحظه به داوری مینشیند آنچنان باشیم که مینماییم.
از این رو در هنگامه سیل و هجوم خیزابهها نمیتوان از آنچه در ته رودخانه است خبر داد بلکه باید فرصت داد تا جریان آب آرام و رسوبات تهنشین شود، رودخانه شفاف گردد و مافیالضمیر خود را بنمایاند و همه چیز آشکار شود. و چه دعایی بالاتر از این که از خداوند بخواهیم که گذشت زمان از رنگ و بوی ما نکاهد بلکه بدان بیفزاید و آنچنان بمانیم که مینماییم.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی