فقدان سیستم سرمایه­گذاری در فارس
و عوارض آن

وقتی در ایران انقلاب شد به حسب ماهیت اسلامی آن روحانیون زمام امور کشور را در دست گرفتند، چون سرعت وقایع و رویدادها مجال ارائه روشی سیستماتیک را در آغاز پذیرا نبود، گاه اتفاق می­افتاد که معرفی­نامه­ها، ابلاغ­ها و توصیه­ها روی تکه کاغذی با امضای اعتباری و یا مهر اشخاص معروف و ذی­نفوذ کارساز شده امر و نهی به انجام می­رسید.
من­باب مثال وقتی در سال 1359 به مدیریت دبیرستانی در شیراز منصوب شدم، نامه­رسان اداره تکه­کاغذ دست­نویسی را با خود به مدرسه آورده بود بدین شرح:
باسمه تعالی
برادر گرامی جناب آقای عسلی
تکلیف شرعی است، لطفاً نه نگویید...
از این تاریخ به سمت مدیریت دبیرستان ملاصدرا منصوب می­شوید...»
این دستخط و خاطره را که به قلم اولین مدیرکل آموزش و پرورش فارس بعد از پیروزی انقلاب بود هیچگاه از یاد نمی­برم!
از این نمونه دستخط­ها، احکام، توصیه­ها و ابلاغ­ها الی ماشاءالله صادر شده و اتفاقاً کارهای فوری و اضطراری هم به حسب نیازها و شرایط آن روزگار به ثمر نشسته است. زیرا سخن از تکلیف شرعی و اعتماد بوده و انقلاب این خاصیت را داشت که به افراد مورد نظر چنین تکالیفی را واگذار کند و کاری از آنها بخواهد!
اما متأسفانه برای بعضی از آقایان ذی­نفوذ و مدیران کشور از دیرباز تاکنون این روش عادت شده است که بدون مطالعه و به صرف این که فلان فرد مورد اعتماد است و آدم خوبی است برای انجام کارهای تخصصی و مهم معرفی و بعضاً حکم صادر می­شود و یا حتی در مجلس رأی هم می­گیرند!
یکی از دلایل عدم تثبیت مدیریت­ها و عملکردهای اشتباه بعضی از مدیران مورد اعتماد ناتوانی و عدم آشنایی آنها با سیستم مدیریتی و نبود یک سیستم تعریف شده برای درخواست­هاست. هر چند دیوانسالاری اداری هم بدون داشتن یک سیستم هدفمند و دستورالعمل­های جامع قادر به پاسخگویی و ادامه کار نیست و هرگونه لنگشی، نارضایتی­های بسیاری را به دنبال خواهد داشت!
اگر برای اداره امور، یک سیستم مادر تعریف شود و از آن انشعابات مرتبط و هماهنگ بیرون آید، دیگر سلایق شخصی، توصیه­ها و اعمال نظرهای ناروا کاری از پیش نمی­برند!
یکی از دلایل عمده، تبعیض و نادیده گرفتن حقوق دیگران، عدم نظارت دقیق و خودکار است که از نقص یا نبود سیستمی کارآمد حکایت می­کند نمی­توان در عصر الکترونیک و علوم پیشرفته­ای که با قدرت کنترل ماشین­های هوشمند انسان را از تحلیل وقایع عقب می­اندازد، بدون داشتن یک سیستم نوین به تمشیت و اداره امور پرداخت!
مطالعه­ای کوتاه در امور دینی و حتی ویژگی­های کتاب قرآن که کلام خداست ما را به این مهم توجه می­دهد که دینداری و پذیرش دستورات دینی هم با خود یک سیستم تعریف شده دارد. به عنوان مثال، نماز، روزه، حج و...
حال ببینیم تعریف خود سیستم چیست که وجود آن در شرایط فعلی یک ضرورت است...
سیستم عبارت است از «مجموعه­ای از عناصر مرتبط به هم که به صورت هدفمند و با صرف منابع، ورودی­ها را پردازش نموده به خروجی­های مشخص تبدیل می­کند...»
و یا مجموعه­ای از اجزاء و روابط میان آنها که توسط ویژگی­های معین به هم وابسته یا مرتبط می­شوند و این اجزاء با محیطشان یک کل را تشکیل می­دهند.
اعمال مدیریت بدون رعایت چند اصل مهم از جمله، برنامه­ریزی سازماندهی، هماهنگی، نظارت، ارزشیابی و نگهداری امکان­پذیر نیست و چون علوم مدیریتی پاسخگوی سرعت و دقت لازم در اداره امور است،  نمی­توان از آن غافل ماند!
این مقدمه طولانی را از آن رو آوردم تا اثبات کنم، سرمایه­گذاری در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بعضاً و بیشتر بدون رعایت تبعیت از یک روش واحد که همان سیستم باشد در فارس نتایج فلاکت­باری داشته است!
همین برج­های به اصطلاح تجارت جهانی که با صرف میلیاردها ریال و اوقات بسیار به اینجا رسیده که بر اساس مصوبه کمیسیون ماده 100 شهرداری منطقه یک شیراز می­باید تخریب شود دلیل قاطعی است بر این که بر اساس مطالعات کارشناسانه و سیستم واحدی که بازده مطلوب و بی­نقص داشته باشد مجوز صادر نشده است.
رواج چانه­زنی و بالا و پایین کردن قوانین موضوعه، عبور و دور زدن از قانون همه و همه ناشی از نبود یک سیستم واحد برای سرمایه­گذاری است.
از نمایندگان محترم مجلس گرفته تا مدیران میانی، افرادی را با توصیه به ادارات و مراجع ذینفع معرفی می­کنند و بعضاً اتفاق افتاده برای خوشنودی این و آن مدیران مربوطه هم بدون رعایت ضوابط و مقررات، دستورالعمل­هایی صادر کرده برای جلب سرمایه­گذار به چانه­زنی می­پردازند!
نتیجه این روش­های من درآوردی، به ورشکستگی سرمایه­گذار، انفعال و فرار یا خسارت او منجر شده، انعکاس سرنوشت آنها موجب عدم استقبال دیگران از امر سرمایه­گذاری می­شود.
از جمله کشورهایی که به سرعت سرمایه­ها را جذب کرده و سرمایه­گذاران را برای سرمایه­گذاری تشویق می­کند، چین است.
می­گویند در این کشور ظرف 24 الی 48 ساعت تکلیف سرمایه­گذار معلوم می­شود. اما در کشور ما ماه­ها و بعضاً سال­ها دوندگی لازم است تا موافقت اصولی اجرای پروژه­ای اخذ شود.
پروژه عقیم ورودی قرآن که قرار بود توسط آقای ثابت مدیر و مالک هتل بزرگ داریوش در کیش و هتل­های جزایر قناری در اسپانیا انجام شود و در همان ابتدا متوقف شد.
پروژه عظیم بازار انقلاب که به نام سرو نامگذاری و مطالعات اولیه آن طبق اظهارات سرمایه­گذاران مربوط انجام شده بود و عقیم ماند.
پروژه نیمه­تمام بین­الحرمین که با اعتراض متولیان آستان مقدس حضرت احمدابن موسی (ع) مواجه شد.
و پروژه برج­های تجارت جهانی که با اما و اگرهای بسیار شروع و هم­اکنون به مرحله تخریب نزدیک شده، همه حکایت از بی­برنامگی در امر جذب سرمایه­گذار در فارس دارد!
و اما یک سؤال: «آیا می­توان بدون داشتن یک سیستم به­روز و کارآمد و بدون دخالت این و آن و اما و اگرها در امر سرمایه­گذاری­های صنعتی، خدماتی، کشاورزی و حتی فرهنگی اقدام نمود؟»
اگر پاسخ آن نه است جا دارد از هم­اکنون تکلیف نحوه سرمایه­گذاری و جذب سرمایه­گذار را در کشور و به ویژه فارس مشخص کرد.
والسلام