صفحه 6--22 اردیبهشت89
هفت نکته براي والديني که فرزندشان از اينترنت استفاده مي کند
براي استفاده از اينترنت، فرزندتان را همراهي کنيد:
بهتر است شما و فرزندتان با هم به فضاي اينترنت وارد شويد و به جستجو در سايت هاي مختلف و مناسب بپردازيد. اين کار علاوه برآنکه جنبه نظارت و ارزش گذاري شما در رفتار فرزندتان را فراهم مي کند، امکان گفتگو و مشورت بين شما را فراهم مي آورد. تبديل اين امر به يک عادت قطعي، مي تواند زمينه رشد جنبه هاي ديگر فرزندتان را نيز فراهم آورد و او نيز در آينده شما را به عنوان مشاور خود بر مي گزيند.
2 - فرزندتان را در فعاليتهاي اينترنتي خود شرکت دهيد و با او صحبت کنيد:
امروزه در کشور ما نيز بسياري از کارها مانند پرداخت هاي بانکي، ثبت نامها، رزو بليتهاي مسافرتي و... از طريق اينترنت صورت مي گيرد. هنگام انجام اين کارها مي توانيد فرزندتان را در کنار خود قرار داده و ضمن انجام اين کارها با هم صحبت کنيد و از او بخواهيد که او نيز کارهاي جالبي را که
مي تواند با اينترنت انجام دهد و سايت هاي جالبي را که از آنها استفاده درسي يا تفريحي مي کند به شما نشان دهد و در مورد آنها با يکديگر صحبت و گفتگو کنيد.
3 - از کنجکاوي فرزندتان زياد انتقاد نکنيد:
در استفاده از اينترنت، فرزندتان خواسته يا ناخواسته با سايتهايي مواجه خواهد شد که ممکن است محتواي آنها از نظر اخلاقي يا اعتقادي براي شما و فرزندتان خوشايند نباشد. بهترين راه حل براي اين مشکل آن است که در خصوص نامناسب بودن اين سايتها با فرزندتان به صحبت و استدلال پرداخته و تنها
به فکر انتقاد و يا تنبيه او نباشيد. هيچگاه موقعيت خود را به عنوان يک هم صحبت قابل اعتماد نزد فرزندتان تضعيف نکنيد.
4 - اخلاق مدار بودن در اينترنت را به فرزندتان بياموزيد:
همان طور که گفته شد يکي از جنبه هاي جذاب اينترنت ناشناس بودن افراد در آن است که اتفاقاً بسياري از سوءاستفاده ها نيز از همين طريق صورت مي گيرد. به فرزندتان بياموزيد همانطور که در جامعه افراد بايد از دروغگويي و بد زباني بپرهيزند و از به زبان آوردن کلمات زشت و ناپسند که رفتاري غير اخلاقي و
غير اجتماعي است خودداري کنند، در فضاي اينترنت نيز بايد از بکار بردن واژه هاي
نامناسب و زشت و يا ارائه اطلاعات غير واقعي، خودداري کنند.
5 - مقررات استفاده از اينترنت را به طور توافقي با فرزندتان تعيين کنيد:
بهتر است براي ورود و استفاده از فضاي اينترنت به طور توافقي مقرراتي را بين خودتان و فرزندتان وضع کنيد. به عنوان مثال به موارد زير اشاره مي کنيم:
اطلاعات مربوط به هويت شخصي خود (نام، نشانی، تلفن و...) را تا چه اندازه بازگو کند؟
چه نوع سايتهايي مناسب و قابل قبول هستند؟
طرز حرف زدن و يا نوشتن مطالب در فضاي اينترنت بايد چگونه باشد ؟و...
6 - اطلاعات حياتي و قابل اهميت را به فرزندتان بياموزيد تا در ارائه آنها خوددار باشد:
در بسياري از سايتهاي اينترنتي لازم است که کاربر مجموعه ای از اطلاعات شخصي اعم از نام، نشانی، شماره تماس، ايميل، عکس و... را در اختيار سايت قرار دهد تا بتواند از آن سايت استفاده کند. نخست بايد به او بياموزيد که کدام اطلاعات حساس و قابل سوء استفاده است و در خصوص برخي از اين سوء استفاده ها با او صحبت کنيد، سپس از او بخواهيد در مواجهه با چنين سايتهايي ابتدا با شما مشورت کند و اگر شما موافق بوديد، اطلاعات مورد نظر را ارسال کند و در صورت عدم تأييد شما به هيچ وجه حتي با اطلاعات جعلي نيز عضو سايت مذکور نشود (حفظ اخلاق مداري در اينترنت).
7 - اجازه ندهيد فرزندتان با اشخاصي که از طريق اينترنت آشنا شده است به تنهايي ملاقات کند:
به او بياموزيد که افراد معرفي شده در فضاي اينترنت لزوماً آن افرادي نيستند که او مد نظرش است. اطلاعات داده شده از سوي آنها در موارد مختلف مانند جنسيت، سن و سال، تحصيلات و... مي توانند
غير واقعي باشند. بنابراين در صورت تمايل به ديدن آنها، حتماً با شما صحبت کند و شما يا هر فرد قابل اعتماد ديگري را همراه داشته باشد.
جیغ، بوق، ایست!
این بار می رویم سراغ شاعری از دوران کلاسیک. شاعری رمانتیک. با افکاری شیک و پیک و بدون خودکار و ماژیک. این شاعر نامش جناب فاضل است و شعری سروده به همین نامی که در بالا آورده ایم.
این شعر از زبان یک خودرو سروده
شده است :
چونکه ماشینم حکایت می کنم از شما دائم شکایت می کنم
خسته ام من، خسته ام من از شما
رفته ام از دستتان توی کما
گیر کردم در ترافیکی عجیب
با صدای التماس بیب بیب
ای زبانت چرب شاید هم دراز
با فشار پای خود بر روی گاز
صحنه را میدان جنگی می کنی
کله ات را توی ننگی می کنی
می زنی بر گوش هر راننده ای
نیست بر روی لبانت خنده ای
می شوی آخر جریمه، ای عزیز
می شتابی سوی بیمه، ای عزیز
می رسد دائم برایت دردسر
بهتر آن باشد برانی اسب و خر
ایست کن راننده بیچاره ام
من خودم جانا! خودم اینکاره ام
بنده ماشینم، تو هم راننده ای
دائماً فکر کلاچ و دنده ای
خب خوانندگان عزیز. این دیگر ما نیستیم که داد و فریاد می کنیم. ببینید چی شده که صدای بی زبان خودروها هم در آمده است! ماشین دارد از انسان شکایت می کند، بالاخره خدای ما خدای او هم هست. او دارد به ما انسانها التماس می کند که این قدر صدای او را در نیاوریم. مگر یادتان نیست مدتی بود بعضی خودروها خودشان را آتش می زدند؟ یا به اصطلاح خودسوزی می کردند!
خودروها هم درست مثل ما احساس و عواطف دارد، درک و شعور دارد. او هم مثل ما گاهی جوش
می آورد، لج می کند، قهر می کند و روشن نمی شود. دل و دماغ ندارد و گاز نمی خورد. سردش می شود، گرمش می شود و ریپ می زند. کم می آورد و توی بعضی سربالایی ها نمی کشد. درست عین ما انسانها که توی بعضی سربالایی های زندگی نمی کشیم و ... خلاصه، این زبان بسته می خواهد بگوید بوق زدن مشکلی را حل نمی کند و می گوید خیابان صحنه میدان جنگ نیست. انگار دق دل خود را برروی بوق خالی می کنی، خود را حرص و جوش می دهی و خنده از لبانت محو می شود.عصبانی می شوی و
می خواهی به این و آن بپری عین بلاتشبیه خروس جنگی! باور کنید اگر برای بوق زدن جریمه در نظر می گرفتند، آیا این قدر بوق می زدیم؟ درست است که مدتی است بخاطر وضعیت احداث قطارشهری و ازدیاد بی رویه خودرو، خیابانهای شهر شیراز دچار ترافیکی شدید و ناهجار شده، اما این دلیل نمی شود که ما هم در این ناهنجاری کمک کنیم.
سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز
از مطالب مربوط به آموزش شهروندی ازتاریخ 15/12/88 لغایت 30/2/89 سؤالاتی
طرح و در همین روزنامه درج می گردد.
ضمناً به سه نفر از نفرات برتر شرکت کننده در مسابقه جوایزی اهدا خواهد شد.
فاطمه پنجعلی - استهبان
نغمه های دل
1 -دوست دارم شاد باشم، ولی نمیدانم، چگونه حالت شاد بودن را به خود بگیرم!
2 -میدانم آشفتگی ذهنیام تو را به فکر واداشته، ولی دوست ندارم از راز اندرونم آگاه شوی، پس جستجو مکن!
3 -کاش میتوانستم خودم به سؤالات خودم جواب دهم، قبل از آنکه دیگران مطرح کنند!
4 -چه بسا سکوت را با سکوت بیشتر میتوان شکست تا با داد و فریاد!
5 -جداً اگر درون من خالی نباشد، چگونه عواطف و اندیشه و محبت تو را درون آن جای دهم؟!
6 -اگر بیشتر به حرفهایت توجه میکنم، چون زبان گفتاریت با زبان دل من یکی است و به دلم مینشیند!
7 -نمیدانم چرا در خواب هم ذهنم مشغول است، شاید میخواهم فرصت را از دست ندهم!
8 -هرگز سکوت را در محیط سربسته جستجو نخواهم کرد که سکوت مطلق نیز خودش فریاد دارد!!
9 -دوست دارم، کسی از راز اندرونم آگاه نشود، پس به زبانم پناه آوردم!
10 -قلم را دوست دارم چون میدانم قلم نیز مرا دوست خواهد داشت!!
اجناس چینی
رسیده جنسها بسیار از چین
شده انگار این بازار از چین
عصا و عینک و سمعک رسیده
برای پیرِ بی، زوار از چین
برای مادر و مادربزرگان
رسیده چادر گلدار از چین
برای دانشآموزان هم آید
کتاب و دفتر و خودکار از چین
اگر دقت کنی بینی رسیده
پزشک و دارو و بیمار از چین
نه که اینجا گدا اصلاً نباشد
گدا هم آمده بسیار از چین
به جز کیف و کلاه و چتر و جوراب
شود وارد کِش شلوار از چین
علاوه بر رُژ و موچین، کله گیس
بیاید پوشک و سیگار از چین
گل و دندان مصنوعی و مسواک
رسد هر دفعه یک خروار از چین
بغیر از فلفل و ادویه دارچین
بیاید سیلی از ابزار از چین
بیاید اره و میخ و چکش هم
برای حضرت نجار از چین
برای آن الاغ مش رجب نیز
رسد کاه و جل و افسار از چین
ذغال و گردو و چای و شکر هم
رسد اینجا شود انبار از چین
برای زنده، تنبان آید از چین
برای مردگان چلوار از چین
برای مردگان غیر از کفن نیز
رسد سنگ مزار، انگار از چین
بیاید تیغ و داروی نظافت
برای مشتری هر بار از چین
برای هر که مال مفت خواهد
شود وارد طناب دار از چین
«غمین» با قیمت خوب و مناسب
بیاید کوفت و زهرمار از چین
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی