فاطمه(س) نامی جاودانه
بر تارک تاریخ
اسوه حسنه یا سرمشق نیکو جزیی از فرهنگ دینی است که می­تواند در قالب فرهنگ ملی هم قرار گیرد. زیرا تأثیرگذاری و تعاملاتی که در روند حرکت اجتماعی از آن ساطع است، میزان اعتبار و ارزش آن را تعیین می­کند و در ترازوی عقل، احساس و دین­باوری وزن می­شود!
وقتی نام و نشان و آثار عملی زنی با گذشت 14 قرن، روز به روز در زندگی فردی و اجتماعی زنان مسلمان تا به این حد دارای اعتبار و محل تأمل است، نمی­توان آن را امری عادی و معمولی تلقی کرد. بلکه هر آنچه با فطرت آدمی همسازی و هماهنگی دارد، در باور می­ماند و به صورتی الگویی اخلاقی درمی­آید!
نام و نشان حضرت فاطمه زهرا (س) در ذهن و زبان مردم ما به ویژه زنان جایگاهی مانا و فراموش نشدنی دارد. این که از او طلب گشایش امور داریم، او را قسم می­دهیم، به نام او قسم می­خوریم، دعای او را برای شفای عاجل خواهانیم، نام­های او را زینت­بخش شناسایی فرزندان­مان می­کنیم، و از زنان و دخترانمان می­خواهیم که چونان او در عفت و پاکدامنی، در عبادت و تقوی، در دوری از گناه، در مهربانی و ساده­زیستی و در همسرداری و شجاعت و نیز در دین­باوری و خداجویی چونان او باشند کمترین کاری است که کرده­ایم و چه بسا باور به او و یاد نام او بسیاری از زنان و مردان ما را از گناه و انحراف بازداشته است!
اما نکاتی در این میان قابل توجه است که اگر از آن غفلت کنیم و یا با نسیان و مسامحه از کنار آن بگذریم دخت پیامبر گرامی اسلام را تک­بعدی شناسانده­ایم و از جمیع صفات حمیده وی چندان بهره­ای به جامعه نرسانده­ایم، به عنوان نمونه می­توان به مثالی بسنده کرد و آن این که معمولاً سخنرانان، وعاظ و مداحان، بیشتر در بزرگداشت و یادآوری زندگی ایشان به ذکر مصیبت­هایی که برایشان رفته است بسنده کرده از نحوه زندگی وی کمتر سخن می­گویند.
از ساده­زیستی، مهر، تعلیم و تعلّم و تعهدات اخلاقی نسبت به همسرشان، از شجاعت ایشان در قبال مسایل و مشکلات بعد از رحلت پدر گرامی­شان، از زندگی با امام علی (ع) با آن همه مشغله و گرفتاری­ها، از شادی و نشاطی که به هر پیروزی فطرتاً هر آدمی را مشعوف می­کند، از عشق و احساس به زندگی، از نحوه فرزندداری و تربیت فرزند و نهایتاً از نحوه رفتار پیامبر (ص) با ایشان، از این موارد که در تاریخ ذکر شده کمتر گفته و شنیده و یا نوشته­ایم!
حضرت فاطمه زهرا (س) دختری بوده که در جوار پیامبر عظیم­الشأن اسلام کودکی و نوجوانی را سپری کرده و به واقع تاریخچه­ای از روابط متقابل خود با پدر است که کمتر از آن ذکری رفته، او شاهد بسیاری از وقایع مهم تاریخی بوده است!
ایستادگی حضرت فاطمه زهرا در برابر گرسنگی در شعب ابوطالب در کنار مادرش خدیجه و  تحمل فقدان مادر و هنموایی و همراهی با پدر در جنگ­ها و مبارزات نمونه­هایی از وجوه شخصیتی ایشان است.
وی همسر مردی بوده که در جنگ شیر بیشه شجاعت و فداکاری، در مهر و رحمت دست نوازشی کریم داشته، در قضاوت معیار عدل و عدالت و در عشق به زندگی و زیبادوستی و طبیعت­دوستی یگانه دوران بوده به گونه­ای که با دست خود باغ­های نخل بسیاری را بنا نموده و هیچگاه از بیت­المال برای گذران زندگی وجهی برداشت نکرده است.
فاطمه صدیقه (س) همسر مردی بوده که در عبادت و بندگی، در شفقت و دلسوزی با دیگران و در هدایت و رهبری، به گواه تاریخ هیچکس را یارای رقابت با وی نبوده است.
بی­شک در کنار چنین مردی بودن و در رفتار و گفتار نشان از پیامبر خدا (ص) داشتن به انسان آن غنا و معنویت می­دهد که مادر فرزندانی چون امام حسن (ع)، امام حسین (ع) و زینب (س) باشد. مثلثی که حلم و بردباری، شجاعت و فداکاری و صبوری و سخنوری را از سه تن به ارث داشتند، جد، پدر و مادر!
و اگر به راستی این سه تن نبودند، آیا نام و نشانی از آنچه امروز از اسلام سراغ داریم به این تنوع و گستردگی می­بود!
راستی اگر در دین­باوری روش­مندی و زمان­شناسی جایی نداشت و همه یکدست و یکصدا می­بودند حرکتی در جهت اشاعه دین و تلمذ در این مکاتب سیر و صیروریتی می­داشت؟
آیا سهم ادیان دیگر در اشاعه دانش و فرهنگ به اندازه اسلام بوده است؟
آیا اسلام را می­توان بدون کتابت جامع و کاملی از مجاهدت­ها و ایثارگری­های آل محمد (ص) شناخت و به دیگران منتقل کرد؟
پاسخ هر چه باشد از حقایق و واقعیت­ها ما را گریزی نیست!
مشکل عمده جامعه ما عدم پژوهش و تحقیق شفاف و به دور از غرض­ورزی و یک­جانبه­گرایی است. متأسفانه هنوز کتاب جامعی از تمامی دوران زندگی دخت گرامی پیامبر (ص)
ثبت نشده است!
چرا نباید به جوانان خود بگوییم که پیامبران الهی (ص) و ائمه معصومین (س) به ویژه حضرت زهرا (س) همه انسان بوده­اند و با ما فرقی به لحاظ ساختار جسمی نداشته­اند، بلکه آنان در سایه باور و تقوی به درجه­ای از کمال رسیده­اند که ما هم می­توانیم حداقل به بخش­هایی از آن صفات حمیده دست یابیم!
متأسفانه بعضی­ها آنقدر در بیان صفات ائمه غلو می­کنند که بعضی­ها را این باور است که آنان از انسان فراتر بوده­اند و ما هیچگاه نمی­توانیم دنباله­رو آنان باشیم!
این تفکر در باورمندی و دین­باوری انفعال ایجاد می­کند به نحوی که بعضی­ها باورشان می­شود که چون انسان امروزی­اند و نمی­توانند چونان آنها باشند، پس بر آنان تکلیفی نیست!

ما باید حضرت زهرا (س) را طوری به زنان، دختران، مادران و همسرانمان بشناسانیم که آنها احساس کنند اگر در خوی و خصلت و رفتار، مسلمانی واقعی شوند در جایگاه خود یک زهرا هستند! زهرایی که نام گرفته­اند و به آن نام می­نازند!
چرا باید چنین شود که نوزادان امروزی با نام­های ناآشنا و بعضاً بیگانه با فرهنگ و عادات ما نامگذاری شوند؟
اگر علت را دقیقاً جویا شویم باید علت آن را در بد شناساندن و یا بد دفاع کردن از ائمه معصومین جستجو کنیم!
آیا آنقدر که ائمه را در ذکر مصیبت یاد می­کنیم، در نشاط و سرزندگی هم یاد کرده­ایم؟
آیا ما در مقام صداقت، فداکاری، اخلاص، امانتداری، قضاوت، شجاعت، مردمداری، دین­باوری، بندگی، ساده­زیستی، ساده­نوشی، ساده­پوشی و... چونان امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) عمل کرده و یا سهمی از آنان برده­ایم که توصیه و سفارشمان در اذهان عمومی تأثیرگذار باشد؟
اگر بعضاً چنین بوده­ایم برای دنیا و آخرت خود عاقبت به خیری ذخیره کرده­ایم، اما اگر نبوده­ایم چه بایدمان کرد؟
به هر تقدیر! زهرا نامی جاودانه بر تارک تاریخ است که شناسایی روزافزون ایشان به پالایش جامعه ما کمک فراوانی می­کند.