صفحه 2--26 اردیبهشت 89
فاطمه(س) نامی جاودانه
بر تارک تاریخ
اسوه حسنه یا سرمشق نیکو جزیی از فرهنگ دینی است که میتواند در قالب فرهنگ ملی هم قرار گیرد. زیرا تأثیرگذاری و تعاملاتی که در روند حرکت اجتماعی از آن ساطع است، میزان اعتبار و ارزش آن را تعیین میکند و در ترازوی عقل، احساس و دینباوری وزن میشود!
وقتی نام و نشان و آثار عملی زنی با گذشت 14 قرن، روز به روز در زندگی فردی و اجتماعی زنان مسلمان تا به این حد دارای اعتبار و محل تأمل است، نمیتوان آن را امری عادی و معمولی تلقی کرد. بلکه هر آنچه با فطرت آدمی همسازی و هماهنگی دارد، در باور میماند و به صورتی الگویی اخلاقی درمیآید!
نام و نشان حضرت فاطمه زهرا (س) در ذهن و زبان مردم ما به ویژه زنان جایگاهی مانا و فراموش نشدنی دارد. این که از او طلب گشایش امور داریم، او را قسم میدهیم، به نام او قسم میخوریم، دعای او را برای شفای عاجل خواهانیم، نامهای او را زینتبخش شناسایی فرزندانمان میکنیم، و از زنان و دخترانمان میخواهیم که چونان او در عفت و پاکدامنی، در عبادت و تقوی، در دوری از گناه، در مهربانی و سادهزیستی و در همسرداری و شجاعت و نیز در دینباوری و خداجویی چونان او باشند کمترین کاری است که کردهایم و چه بسا باور به او و یاد نام او بسیاری از زنان و مردان ما را از گناه و انحراف بازداشته است!
اما نکاتی در این میان قابل توجه است که اگر از آن غفلت کنیم و یا با نسیان و مسامحه از کنار آن بگذریم دخت پیامبر گرامی اسلام را تکبعدی شناساندهایم و از جمیع صفات حمیده وی چندان بهرهای به جامعه نرساندهایم، به عنوان نمونه میتوان به مثالی بسنده کرد و آن این که معمولاً سخنرانان، وعاظ و مداحان، بیشتر در بزرگداشت و یادآوری زندگی ایشان به ذکر مصیبتهایی که برایشان رفته است بسنده کرده از نحوه زندگی وی کمتر سخن میگویند.
از سادهزیستی، مهر، تعلیم و تعلّم و تعهدات اخلاقی نسبت به همسرشان، از شجاعت ایشان در قبال مسایل و مشکلات بعد از رحلت پدر گرامیشان، از زندگی با امام علی (ع) با آن همه مشغله و گرفتاریها، از شادی و نشاطی که به هر پیروزی فطرتاً هر آدمی را مشعوف میکند، از عشق و احساس به زندگی، از نحوه فرزندداری و تربیت فرزند و نهایتاً از نحوه رفتار پیامبر (ص) با ایشان، از این موارد که در تاریخ ذکر شده کمتر گفته و شنیده و یا نوشتهایم!
حضرت فاطمه زهرا (س) دختری بوده که در جوار پیامبر عظیمالشأن اسلام کودکی و نوجوانی را سپری کرده و به واقع تاریخچهای از روابط متقابل خود با پدر است که کمتر از آن ذکری رفته، او شاهد بسیاری از وقایع مهم تاریخی بوده است!
ایستادگی حضرت فاطمه زهرا در برابر گرسنگی در شعب ابوطالب در کنار مادرش خدیجه و تحمل فقدان مادر و هنموایی و همراهی با پدر در جنگها و مبارزات نمونههایی از وجوه شخصیتی ایشان است.
وی همسر مردی بوده که در جنگ شیر بیشه شجاعت و فداکاری، در مهر و رحمت دست نوازشی کریم داشته، در قضاوت معیار عدل و عدالت و در عشق به زندگی و زیبادوستی و طبیعتدوستی یگانه دوران بوده به گونهای که با دست خود باغهای نخل بسیاری را بنا نموده و هیچگاه از بیتالمال برای گذران زندگی وجهی برداشت نکرده است.
فاطمه صدیقه (س) همسر مردی بوده که در عبادت و بندگی، در شفقت و دلسوزی با دیگران و در هدایت و رهبری، به گواه تاریخ هیچکس را یارای رقابت با وی نبوده است.
بیشک در کنار چنین مردی بودن و در رفتار و گفتار نشان از پیامبر خدا (ص) داشتن به انسان آن غنا و معنویت میدهد که مادر فرزندانی چون امام حسن (ع)، امام حسین (ع) و زینب (س) باشد. مثلثی که حلم و بردباری، شجاعت و فداکاری و صبوری و سخنوری را از سه تن به ارث داشتند، جد، پدر و مادر!
و اگر به راستی این سه تن نبودند، آیا نام و نشانی از آنچه امروز از اسلام سراغ داریم به این تنوع و گستردگی میبود!
راستی اگر در دینباوری روشمندی و زمانشناسی جایی نداشت و همه یکدست و یکصدا میبودند حرکتی در جهت اشاعه دین و تلمذ در این مکاتب سیر و صیروریتی میداشت؟
آیا سهم ادیان دیگر در اشاعه دانش و فرهنگ به اندازه اسلام بوده است؟
آیا اسلام را میتوان بدون کتابت جامع و کاملی از مجاهدتها و ایثارگریهای آل محمد (ص) شناخت و به دیگران منتقل کرد؟
پاسخ هر چه باشد از حقایق و واقعیتها ما را گریزی نیست!
مشکل عمده جامعه ما عدم پژوهش و تحقیق شفاف و به دور از غرضورزی و یکجانبهگرایی است. متأسفانه هنوز کتاب جامعی از تمامی دوران زندگی دخت گرامی پیامبر (ص)
ثبت نشده است!
چرا نباید به جوانان خود بگوییم که پیامبران الهی (ص) و ائمه معصومین (س) به ویژه حضرت زهرا (س) همه انسان بودهاند و با ما فرقی به لحاظ ساختار جسمی نداشتهاند، بلکه آنان در سایه باور و تقوی به درجهای از کمال رسیدهاند که ما هم میتوانیم حداقل به بخشهایی از آن صفات حمیده دست یابیم!
متأسفانه بعضیها آنقدر در بیان صفات ائمه غلو میکنند که بعضیها را این باور است که آنان از انسان فراتر بودهاند و ما هیچگاه نمیتوانیم دنبالهرو آنان باشیم!
این تفکر در باورمندی و دینباوری انفعال ایجاد میکند به نحوی که بعضیها باورشان میشود که چون انسان امروزیاند و نمیتوانند چونان آنها باشند، پس بر آنان تکلیفی نیست!
ما باید حضرت زهرا (س) را طوری به زنان، دختران، مادران و همسرانمان بشناسانیم که آنها احساس کنند اگر در خوی و خصلت و رفتار، مسلمانی واقعی شوند در جایگاه خود یک زهرا هستند! زهرایی که نام گرفتهاند و به آن نام مینازند!
چرا باید چنین شود که نوزادان امروزی با نامهای ناآشنا و بعضاً بیگانه با فرهنگ و عادات ما نامگذاری شوند؟
اگر علت را دقیقاً جویا شویم باید علت آن را در بد شناساندن و یا بد دفاع کردن از ائمه معصومین جستجو کنیم!
آیا آنقدر که ائمه را در ذکر مصیبت یاد میکنیم، در نشاط و سرزندگی هم یاد کردهایم؟
آیا ما در مقام صداقت، فداکاری، اخلاص، امانتداری، قضاوت، شجاعت، مردمداری، دینباوری، بندگی، سادهزیستی، سادهنوشی، سادهپوشی و... چونان امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) عمل کرده و یا سهمی از آنان بردهایم که توصیه و سفارشمان در اذهان عمومی تأثیرگذار باشد؟
اگر بعضاً چنین بودهایم برای دنیا و آخرت خود عاقبت به خیری ذخیره کردهایم، اما اگر نبودهایم چه بایدمان کرد؟
به هر تقدیر! زهرا نامی جاودانه بر تارک تاریخ است که شناسایی روزافزون ایشان به پالایش جامعه ما کمک فراوانی میکند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی