صفحه 9--2 خرداد 89
خط کشي روي شناسنامه تاريخ ايران
خبرگزاري ميراث فرهنگي: محوطههاي باستاني به عنوان گنجينههاي ميراث فرهنگي کشور در حالي هنوز طي برنامه مدوني مورد حفاظت قرار نميگيرند که بخشي از اين محوطهها به علل مختلف از جمله حفاري غيرمجاز و اجراي پروژههاي عمراني تخريب شده و يا در حال تخريب هستند. شايد روز جهاني موزهها و ميراث فرهنگي فرصتی دوباره به بازنگري حفاظت از اين محوطهها باشد.
طي سالهاي گذشته تخريب محوطههاي باستاني همچنان ادامه دارد. اين تخريبها در استانهايي چون خوزستان، همدان، خراسان، کردستان، آذربايجان، اصفهان و ... ديده ميشود و هنوز برنامه مدوني براي حفاظت از آنها در نظر گرفته نشده است.
بر اساس گزارشهاي رسيده و منتشر شده بيشتر تخريبهاي محوطههاي باستاني به استان خوزستان مربوط ميشود. بخشي از اين تخريبها که در بخش رامهرمز قرار گرفته همچنان ادامه دارد.
يكي از كارشناسان آگاه به مسائل ميراث فرهنگي خوزستان دراينباره ميگويد: «در رامهرمز علاوه بر گسترش تخريب در بافت تاريخي، ميزان در معرض خطر بودن بسياري از تپههاي تاريخي فراوان است. از دهها تپهاي كه بر اثر احداث كانالهاي سد زيره زرد و رامهرمز مورد تعرض قرار گرفتهاند تا حفاري غير مجاز در تپههاي تل برمي، سيد عزيز، شمعيط، جوبجي، ملاسوزي، مولوچه، و در نهايت ساخت و ساز و تسطيح در تپههاي سرتلي، قراول، قبر سيد، خزينات و... بخشي از اين تپههاي تاريخي هستند.»
قدر مسلم در رامهرمز محوطه باستاني ديمه كه تعداد قابل توجهي تپه باستاني از دورههاي مختلف تاريخي دارد هم مورد تعرض قرار گرفتهاند كه اداره ميراث فرهنگي موفق گشته بخش اندكي از اين تپهها را به صورت موقت نجات دهد.
وي ميگويد: «به زير آب رفتن سد ساساني جره بعد از آبگيري سد رامهرمز موضوعي نيست كه از ذهن علاقمندان به ميراث فرهنگي حذف شود. يا در گتوند كه به واسطه زير مجموعه بودن شوشتر به توانمنديهاي تاريخي آن توجه نشده است، تپه چغا كه متعلق به دوره ايلام است در حال نابودي به سر مي برد. تپهاي كه به واقع به دليل شناخت باستانشناسان اروپايي شناسنامه گتوند محسوب ميشود اين روزها براي چندمين بار مورد طمع شهرداري گتوند قرار گرفته و بخشي از آن تسطيح شده است.»
از سوي ديگر در بهبهان، محوطه باستاني ارجان دچار مشكلات متعدد است. عدم تصويب تعيين حريم آن باعث شده تا مورد معارضه قرار گيرد. همچنين تلاش شركت نفت براي لرزه نگاري در آن همچنان ادامه دارد.
در حالي از شهرهاي مختلف تاريخي خوزستان ياد ميکنيم که شهر لالي به عنوان يکي از تاريخيترين شهرهاي استان خوزستان با بي مهريهاي فراوان مواجه شده است. در نتيجه ساخت سد گتوند عليا که بخشي از آن در محدوده لالي قرار دارد شاهد به زير آب رفتن بخشي از محوطهها و بناهاي تاريخي خواهيم بود که در تاريخي بودن آنها هيچ شکي نيست اما تا کنون ثبت و بررسي نشدهاند. همچنين بعضي از محوطهها نيز در پي ساخت تاسيسات جانبي مورد تعرض قرار ميگيرند.
در حال حاضر اگر به سراغ شوشتر برويم نه تنها
مشكلات پيش روي سازهاي آبي شوشتر كم نيستند بلكه بايد به تخريبها و تعرضات در بافت تاريخي شوشتر به خصوص اتخاذ تصميم براي آغاز تعريض چند خيابان شاخص در بافت تاريخي همچون خيابان عبدالله بانو اشاره كرد.
دوستداران ميراث فرهنگي اين شهر تاريخي ميگويند: «بي توجهي به تخريب ديوار حفاظتي شوشتر، تخريب چندين محوطه تاريخي به نيت ساخت حوضچههاي پرورش ماهي به طور مثال در روستاي نورعلي و.... ، ساخت شهركهاي مسكوني و ديگر ساخت و سازها در محوطههاي تاريخي مهمي همچون صحراي بلبل، دستوا، عسكر مكرم و... ظاهرا هيچگاه پاياني نخواهد داشت. اين در حالي است كه گفته ميشود هم اكنون
در دشت ميان آب شوشتر 250 تپه باستاني به واسطه پروژههايي مثل انتقال آب و راهسازي در حال تسطيح هستند كه فقط بخش اندكي از آن تپهها ثبت شد است و به همراه ديگر تپه ها در معرض خطر هستند.»
اين تخريبها در شهرهاي دزفول، شوش، انديمشک، اهواز و ديگر بخشهاي استان خوزستان نيز ديده ميشود.
از سوي ديگر دکتر مهدي رهبر که از باستانشناسان پيشکسوت ايران است درباره تعرض به محوطههاي باستاني شوشتر ميگويد: «در جنوب شوشتر و در محلي به نام باغ خرم قلعهاي نظامي از دوره اشکاني را با وسعتي حدود 700 در 400 متر و ديوارهاي قطور خشتي
15 متري کشف کردم. زماني که بعد از چند سال به اين محوطه باستاني سر زدم ديدم روي آن کارگاهي ساخته شده و آن را به يک شرکت ساخت آبليمو دادهاند. زماني که از آنها پرسيدم چه کسي به شما اجازه کار روي اين تپه را داده است، گفتند که با مجوز اقدام كرده ايم!
در استان همدان نيز برخي محوطههاي باستاني در خطر هستند. از آنجمله ميتوان به محوطه باستاني گونسپان تپه يا همان "پاتپه" ملاير اشاره کرد که به دليل آبگيري سد کلان در حال غرق شدن است.
بارش چندماه اخير باعث شده تا با بسته شدن دريچههاي سد کلان، آب رودخانه تا 15 متر بالا آمده و امکان دسترسي به اين تپه تاريخي را دشوار کند. در حال حاضر از ارتفاع حدود
29 متري اين تپه تنها 8 متر آن بيرون مانده است.
بابک مغازهاي، روزنامهنگار و فعال حوزه ميراث فرهنگي همدان در اينباره ميگويد: «اين تپه باستاني از دوره اسلامي تا دوره ماد و نوسنگي را در برميگيرد. آنچه امروز در حفاظت از اين تپه اهميت دارد سکونتگاه دوره ماد است که اطلاعات کمي از آن بدستآمده اين درحالي است که همدان به عنوان يکي از مراکز قدرت مادها هنوز نيازمند کاوشهاي باستانشناسي بيشتر در اين دوره است.»
به گفته وي ديوارهاي بدستآمده از اين تپه باستاني هنوز سالم هستند و به نظر مي رسد پيش از غرق شدن تپه فرصت کاوش آن همچنان وجود داشته باشد.
همچنين تپه پري متعلق به دوره اشکاني نيز يکي ديگر از تپههاي در معرض خطر است. گفته ميشود که روي اين تپه قلعه خاندان زند قرار گرفته و کريمخان زند نيز در همين قلعه بدنيا آمده است. اين تپه اکنون توسط کشاورزان برداشت ميشود و از خاک آن براي زمين کشاورزي استفاده ميکنند.
به گفته وي تپه گوراب نيز به سرنوشتي مشابه تپه پري دچار شده و آن نيز در معرض گودبرداري است. البته ديده شده است که اين اتفاق گريبان بیشتر محوطههاي باستاني را گرفته است.
استان خراسان و به خصوص مجموعه باستاني توس نيز از اين قائده مستثني نيست. به گزارش برخي کارشناسان ميراث فرهنگي قرهتپه و تپه دوين از جمله محوطههاي باستاني اطراف توس است که توسط لودر برداشت شده و همچنين توپ درخت نيز يکي ديگر از محوطههاي قرباني اطراف توس است. بیشتر اين محوطهها به دورههاي تاريخي تعلق دارند.
از سوي ديگر در روستاي نوزاد، بناي عبدالرحمان گهوارهگر نيز تخريب شد که البته به همت مسئولان پايگاه توس دوباره از نو ساخته شده است.
همچنين اين تخريبها در استانهاي کردستان و آذربايجان نيز ادامه دارد. در استان کردستان دو تپه قلعه بالا و قلعه صاحب در شهرهاي بيجار و صاحب نيز مورد تعرض اهالي شهر قرار گرفتهاندو بخشي از آنها تسطيح شدهاند.
تخريبها البته همچنان ادامه دارد و مديران ميراث فرهنگي نيز معتقدند که در صورت وجود نيروي بيشتر و افزايش توان يگان پاسداران، حفاظت از تپههاي تاريخي با توان بيشتري ادامه خواهد داشت.
اين در حالي است که اين محوطهها بيشتر توسط پروژههاي عمراني تخريب ميشوند و اگر دستگاهاي متولي امر، پيش از آغاز فعاليت خود از قبيل سدسازي، راهسازي و يا احداث کانالهاي گازکشي و ... ، طرحها و مسير خود را به سازمان ميراث فرهنگي ارائه کنند، شايد بخش زيادي از اين تخريبها متوقف شود.
استاديار گروه تاريخ دانشگاه فردوسي:
شناسايي تاريخ هخامنشي سبب يك نوع باستانشناسي نوين شد
ایسنا: استاديار گروه تاريخ دانشگاه فردوسي گفت: در قرن 19 ميلادي، خط فارسي باستان خوانده و اين موجب تحولي در شرقشناسي و تاريخ بينالنهرين [میانرودان] شد. شناسايي تاريخ هخامنشي با آن عظمت و قدرت، سبب يك نوع باستانشناسي نوين شد.
محمدتقي ايمانپور در دومين همايش فرهنگ و تمدن ايرانيان با بررسي «جايگاه مطالعات باستانشناسي» اظهار داشت: راولينسن ـ افسر نظامي انگليس ـ مطالعاتي را درباره گذشته ايران انجام داد و موفق به خواندن خط ميخي و كتيبه بيستون شد.
وي ادامه داد: با روي كار آمدن رضاشاه که يك فرد مليگراي غيرمذهبي و علاقمند به شكوه ايران باستان بود، او شناسايي تاريخ ايران باستان را موجب وحدت ملي و يكپارچگي ايران دانست و اين امر را مورد تشويق قرار داد. در زمان او، ايران مورد توجه بسياري از باستانشناسان قرار گرفت و شناسايي تاريخ هخامنشي يك نوع باستانشناسي را ترويج كرد.
عضو هيأت علمي دانشگاه فردوسي گفت: تا پيش از رضاشاه، تاريخ نوين ايران باستان مبتني بر يك نوع يونانيمحوري بود كه بهتدريج با خوانده شدن كتيبه بيستون، يونانيمحوري كمرنگ شد و يك بعد ديگري هم مطرح شد كه آن يك نوع بزرگنمايي و افراطيگري ايجاد كرد. در مقابل افراطيگرايان، كساني هم بودند كه تفريطي كار ميكردند. اوج اين تحولات در جشنهاي 2500 ساله پهلوي بود.
ايمانپور بيان كرد: با وقوع انقلاب در سال 1357، ممنوعيت ورود باستانشناسان غربي مطرح و به وقفهاي در مطالعات منجر شد. اكنون وضعيت مطلوبتري ايجاد شده است و استاد غربي كه شاگرد در ايران داشته باشد، ميتواند به ايران وارد شود و مطالعات ميانرشتهاي به اين امر ياري رسانده است.
وي اظهار داشت: در مدت ممنوعيت، استانشناسان روي اقليمهاي ديگري مانند مصر، ليبي و بينالنهرين [میانرودان]، سوريه، اسراييل و فلسطين كه آثار ايران باستان در آنها ديده شده است، كار ميكردند.
استاديار گروه تاريخ دانشگاه فردوسي افزود: اميدوارم نسل جديد بدون تعصب و نگاه افراطي و تفريطي تلاش كند، بخشي از فرهنگ را به جامعه معرفي کند. يك ملت بدون هويت و گذشته نميتواند بماند، بايد تلاش كنيم عملي و منطقي وظيفه خود را در مقابل فرهنگ كشور انجام دهيم.
کشف صندوق فلزي 200 ساله در هند
يک صندوق فلزي 200 ساله، به دست باستانشناسان هندي در يکي از شهرهاي جنوبي اين کشور کشف شد.
به گزارش ميراث آريا، محققان سازمان پژوهشهاي باستانشناسي هند پس از سالها جستجو در ويرانههاي باستاني شهر ماديکري اين کشور موفق به کشف جعبهاي فلزي شدند که اميد عده زيادي را پس از گشوده شدن نقش برآب کرد. به گفته سرپرست تيم اکتشاف، مردم به اميد ديدن جواهر آلات و اشيا زينتي تا گشوده شدن در اين جعبه به انتظار نشسته بودند، اما وجود تعدادی شي فلزي زنگ زده قرار گرفته در اجسامي سفالي و بي ارزش، همه آنها را نا اميد کرد.
با اين وجود وي خاطر نشان کرد، اين يافته از ارزش تاريخي قابل توجهي برخوردار بوده و ازاينرو به زودي در موزه منطقه به نمايش درخواهد آمد.
مرمت هزار خانه تاريخي روستايي
سومين نشست تخصصي مرمت و احياي خانهها و بافتهاي تاريخي با موضوع همانديشي جلب مشارکت مردم براي حفاظت، بهرهبرداري و مديريت خانههاي تاريخي با حضور شماري از کارشناسان برگزار شد.
به گزارش ميراث آريا معاون حفظ، احياء و ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي در اين نشست گفت: با توجه به اينکه مرمت و احياي 2400 خانه تاريخي پروژه بسيار عظيمي است اما نبايد توان فني و اجرايي خود را دست کم گرفت.بنابراين با سازماندهي درست و استفاده از تمام بضاعت فني،مهندسي مشاوران و پيمانکاران و نيروي جوان ميتوان اين پروژه را به سرانجام رساند. مسعود علويان صدر در ادامه خاطر نشان کرد: در اين راستا نيروهاي تحصيل کرده و متخصص در قالب دفاتر فني و متخصص سازماندهي شدهاند. وي با بيان اينکه امسال بحث نظارت را جدي خواهيم گرفت، افزود: در هر استان يک ستاد نظارتي استاني تعيين شده است که عمليات مرمت را نظارت خواهند کرد. علويان صدر از امضاي تفاهمنامهاي با بنياد مسکن براي مرمت و احياي سه هزار خانه روستايي خبر داد و گفت: از ميان اين تعداد روستا دو هزار مورد خانه معمولي است اما به دليل قرار گرفتن در بافت با ارزش، مرمت و احياء ميشوند.
وي در ادامه گفت: يک هزار خانه روستايي نيز داراي ارزش تاريخي هستند که با اعتبار در نظر گرفته شده و همکاري بنياد مسکن عمليات مرمت و احياي آنها را امسال آغاز خواهيم کرد.به گفته اين مقام مسئول در معاونت حفظ،احياء و ثبت آثار تاريخي؛ پروسه در نظر گرفته شده براي مرمت و احياي اين 3000 خانه روستايي سه سال پيشبيني شده است.
در پايان اين نشست به شماري از کارشناسان، مديران سابق و بازنشستگان حفاظت، مرمت از جمله دولتآبادي، محبعلي، سعيدي، گلشن، صابري، رعيتي، بحرالعلومي و احساني لوح تقدير و جوايز اهداء شد.
توت آنخ آمون کفش طبي به پا مي کرد
بررسي هاي اخير باستان شناسان روي تصاوير رايانه اي و کفش هاي به دست آمده از مقبره فرعون جوان مصر حاکي از آن است که وي از کفش هاي طبي براي فائق آمدن بر ضعف جسمي خود استفاده مي کرده است.
به گزارش ميراث آريا، تحقيقات چندين باره کارشناسان روي عکس هاي راديولوژي موميايي توت آنخ آمون همزمان با بررسي ريشه خانوادگي وي نشان داد که او علاوه بر رنج بردن از معلوليت پاهاي خود، دچار نوعي ناتواني جسمي بوده و براي راه رفتن از عصا استفاده مي کرده است.
تحقيقات باستان شناسان ثابت کرد، انگشت دوم پاي راست توت آنخ آمون فاقد استخوان مياني بوده و از اينرو کوتاهتر به نظر مي رسيده و همچنين پاي چپ وي نيز به سمت داخل انحنا داشته و اين امر، فرعون جوان را مجبور مي ساخته براي دور شدن از خطر زمين خوردن از نوعي کفش طبي بنددار استفاده نمايد.
آندره ولدميير، سرپرست تيم تحقيق گفت: در کنار مقبره اين فرعون جوان سه جفت کفش بندي در کنار صندل ها و کفش هاي ديگر يافت شد که در مقبره هيچ يک از فراعنه مصر ديده نشده بود. وي با اشاره به وجود بندهايي در قسمت ساق و انگشتان کفش افزود: به احتمال زياد اين کفش ها نوعي پاپوش طبي بوده که مخصوص شخص فرعون ساخته شده اند.بيش از 80 نوع کفش در مقبره توت آنخ آمون کشف شد که بسياري از آنها نابود شده و تعدادي نيز همچنان شکل ظاهري خود را حفظ کرده بود.
به گفته ولدميير تمام جزييات مربوط به اين اکتشاف در کتابي با عنوان" کفش توت آنخ آمون: سيري در تاريخ کفش مصر و يونان" گرد آوري و به چاپ رسيده است.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی