صفحه 10--5 خرداد 89
يك باستانشناس:
بناها، محوطهها و تپهها مانند ورق در حال پاره شدن هستند
ایسنا: رجبعلي لباف خانيكي معتقد است: ميراث فرهنگي در مظلوميت بسيار بدي قرار گرفته است و بايد براي آن دعا كرد.
اين كارشناس حوزه ميراث فرهنگي در گفتوگو با ايسنا، بيان كرد: ميراث فرهنگي مظلوم است، به اين دليل كه بنيانگذار و باني آن ايرانيها نبودند؛ در زمان ناصرالدينشاه باستانشناسان فرانسوي به ايران آمدند و پس از آن، مسائلي مانند موزه، موزهداري، ميراث فرهنگي و باستانشناسي رشد و رونق گرفت.
وي با اشاره به اينكه ميراث فرهنگي بهطور فيزيكي در ايران وجود داشته است، اظهار داشت: تئوريهاي اين حوزه، ايراني نبوده، هرچند در متون قاجار و پيش از آن، دلسوزيهايي براي ميراث فرهنگي وجود داشته، اما تئوريهايي كه در اين زمينه تعريف شده است، فرمولهايي خاص براي حفاظت، مرمت، كاوش، گمانهزني و علوم جديد است كه بهنوعي وارداتي است.
او ادامه داد: متأسفانه اين مسأله لطمه شديد به ميراث فرهنگي زده است و بقيه خصلتها و بحثهاي زيربنايي و بنيادي هم كه از فرهنگ اصيل ايراني برخاسته است، ديده نميشود.
وي گفت: بحث ميراث فرهنگي بايد در ايران ميآمد و اگر نميآمد، حتما خود ايرانيها اين قضيه را مطرح و به آن توجه ميكردند؛ ولي لطمهاي كه به ميراث فرهنگي ايران وارد كرد، اين است كه در يك موضع مظلوميت قرار گرفت، به اين معني كه هيچگاه از ميراث فرهنگي بهعنوان يك ارزش اصيل و تعيينكننده و ارزشي كه با مليت، هويت و گذشته ما در ارتباط است، دفاع نشده است.
لباف خانيكي درد اين حوزه را حاشيهيي بودن آن در اذهان و مجامع بينالمللي دانست و افزود: نحوه طرح اين قضيه به آدمهاي مغرض و سوءاستفادهكنندگان ميدان ميدهد كه در ارتباط با ميراث فرهنگي كارهايي را كه نبايد انجام دهند.
اين باستانشناس با اشاره به قوانين مربوط به استفاده از فلزيابها و تبليغاتي كه براي فروش آنها در سطح شهرهاي مختلف ميشود، اظهار كرد: بناها، محوطهها و تپههاي تاريخي و باستاني مانند ورق در حال پاره شدن و از بين رفتناند؛ اشياي تاريخي توسط حفاران غيرمجاز از زير زمين بيرون ميآيند، قاچاق ميشوند و در كشورهاي ديگر به حراج ميروند. اين كار چوب حراج زدن به اشياي تاريخي نيست، بلكه چوب حراج زدن به حيثيت، آبرو و امنيت ايران است.
وي ادامه داد: متأسفانه اين اتفاقها پيش ميآيند، ولي آنگونه كه بايد و انتظار ميرود، دفاعي از ميراث فرهنگي نميشود و كسي با اين مقوله بهعنوان يك امتياز ملي و بشري درگير نميشود. شايد بتوان گفت، اين بزرگترين سند مظلوميت ميراث فرهنگي است.
او با اشاره به انتخاب و نامگذاري روزهايي به نام موزه و ميراث فرهنگي، بيان كرد: اين موقعيتها بايد فرصتهايي باشند كه اين مفاهيم در آنها شكافته ميشوند.
وي اين موقعيت را فرصتي براي رسانههاي گروهي دانست و گفت: رسانهها بايد اينگونه مسائل را جدي بگيرند و با پرداختن عميق به اين مسائل، از كارهاي سطحي شعاري و روزمره پرهيز كنند و كاري اساسي در اين زمينه انجام دهند. اين باستانشناس اضافه كرد: اگر ما اين حميت را داشته باشيم كه ميراث فرهنگي را بهعنوان يك پرچم پيش روي خود قرار دهيم، همه اين مسائل حل ميشود و استدلال و بحث و جدلي در اين زمينه لازم نيست؛ ولي بايد به باستانشناسان و كارشناسان آثار تاريخي فرصت داده شود تا اينگونه ارزشها را اعلام و درباره آنها بحث كنند.
تبيين آداب نقالي و سخنوري در شاهنامه
براي تبيين و آموزش آداب نقالي و سخنوري از سندهاي ايراني چون شاهنامه فردوسي بايد استفاده کرد.
به گزارش ميراث آريا، استاد پژوهشگر هنر اقوام ايراني در جشنواره پژوهشي قصهپردازي اجرايي از جمله عوامل فراموشي نقالي و شبيهخواني را نفي فرهنگي، مسخ فرهنگي و تناقض فرهنگي عنوان کرد و گفت: فرهنگ بصيرت در ميان جوانان تغيير يافته است. نسل امروز با نگاه امروز نبايد فرهنگ ديروز را نفي کند.
هوشنگ جاويد، زنان ايراني را نقالان تاريخ براي نسلهاي بعدي توصيف کرد و گفت: پس از حادثه جنگ و نبرد زنان و بچهها باقي ميماندند و مادران بازمانده حماسهها را براي بچهها نقل ميکردند.
وي با اظهار تأسف در مورد مرگ لالايي مادران افزود: در گذشته زنان هنگام کار در خانه آواز ميخواندند و با آوازهاي خود رشادت و جوانمردي را به جوانان ياد ميدادند.
وي به عنوان پژوهشگر اين کشور از سازمان ميراث فرهنگي درخواست کرد تا پس از ثبت نقالي در شناساندن شاخههاي ديگر اين هنر کهن نيز از اکنون بکوشند.
جاويد با بيان اينکه تبيين آداب نقالي و سخنوري را فردوسي در شاهنامه به خوبي بيان ميکند، اظهار داشت: بنابراين در آموزش آداب گويندگي و سخنوري بايد از سندهاي ايراني چون شاهنامه فردوسي بهره برد.
اين پژوهشگر با بيان اينکه نهضت آشنايي با فرهنگ را بايد از خانوادهها آغاز کرد، تصريح کرد: فردوسي در شاهنامه درهنگام تبيين آداب داستانپردازي و قصهپردازي به آموزش همراه کردن زبان دل با خرد پرداخته است.
وي با اشاره به نقل داستان بيژن و منيژه توسط زني براي فردوسي يادآور شد: براين اساس براي اولين بار چهره داستانپردازي براي مردان توسط زنان در قرن 3 و 4 شکل ميگيرد، آنچه که امروز از بين رفته است.
كشف تعدادي قبر تاريخي در تپه «بالنجان» دزفول
ایسنا: يك باستانشناس گفت: كاوش در تپه باستاني «بالنجان» دزفول در مرحله نخست، جنبه آموزشي همراه با بعد پژوهشي براي دانشجويان گروه باستانشناسي دانشگاه آزاد دزفول دارد.
كاميار عبدي اظهار داشت: در سال 1387 در بازديدي كه از اين محوطه داشتم، سفالهاي سطحي در محوطه ديده ميشد و به نظر متعلق به دوران ايلام ميانه و ايلام قديم ميآمد.
وي ادامه داد: آثار بهدست آمده روي اين تپه آنقدر پيشرفت نداشتند كه بتوان بهطور دقيق قدمت و دوره محوطه بالنجان را مشخص كرد. محوطه تاريخي بالنجان بسيار گسترده است و فقط بخش كوچكي از آن كاوش شده است. ما موفق به كشف تعداد زيادي قبر شديم و به نظر ميرسد، در قبرستان محوطه قرار گرفتهايم.
او بيان كرد: در اين كاوش، دست كم توانستيم پنج مرحله استقراري را از اوايل ايلام نو (حدود يكهزار سال پيش از ميلاد) تا اواخر ايلام قديم (1600 قبل از ميلاد) يعني مربوط 3000 تا 3600 سال گذشته شناسايي كنيم. البته به نظر من بعيد است، بهدليل تسطيح محوطه براي تبديل كردن آن به زمينهاي كشاورزي و همچنين تخريب آن، از اين قدمت فراتر برويم.
عبدي گفت: از جمله آثار بهدست آمده در محوطهباستاني بالنجان دزفول ميتوان به كشف حدود 10 قبر از افراد بالغ مرد و زن تا قبر كودكان اشاره كرد. همچنين در كنار اين قبرهاي ساده، مقبرههاي گروهي كه احتمال دارد، مقبره خانوادگي باشد، مشابه آنچه در شوش، ابوفندوا، چغازنبيل و هفتتپه وجود دارد، ديده شده است. قدمت مقبرهي گروهي بهدست آمده از قبرستان كشفشده بيشتر است.
وي ادامه داد: تعدادي گلنوشته نيز در طول حفاري تپه باستاني بالنجان بهدست آمد. خط اين گلنوشتهها ميخي است، اما زبان آنها هنوز مشخص نشده است. كتيبهها براي بررسي و مطالعه بيشتر به پژوهشگاه سازمان فرستاده شدهاند.
اين باستانشناس توضيح داد: كاوش تپه بالنجان دزفول تا وقتي شرايط آبوهوايي مساعد باشد، ادامه دارد. پيشبيني ميشود حفاري اين تپه تا 15 خرداد 89 ادامه يابد و پس از آن، در اوايل مهرماه با مساعدتر شدن هوا، فعاليت دوباره خود را در آن آغاز كنيم.
عبدي افزود: پس از تمام شدن كاوش، محافظت از تپه آغاز ميشود. دانشگاه آزاد دزفول نيز مشغول مذاكره با اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري خوزستان براي نظارت و محافظت دائم از اين منطقه و جلوگيري از حفاري غيرمجاز است.
كشف 57 قبر و موميايي در مصر
خبرگزاري فارس: باستانشناسان 57 قبر قديمي كه درون آنها موميايي بود را در مصر كشف كردند.
به گزارش خبرگزاري فارس، باستانشناسان به تازگي
57 قبر قديمي را در مصر كشف كردهاند كه درون اين قبرها موميايي وجود داشته و قبرها تزيين شده بودند.
قديميترين قبر كشف شده مربوط به 2 هزار و 750 سال قبل از ميلاد مسيح و دوره اول و دوم ديناستي مصر است. 12 قبر كشف شده نيز مربوط به دوران ديناستي هجدهم يعني حدود هزار سال قبل از ميلاد مسيح بودهاند.
شوراي باستانشناسي مصر اعلام كرد: اين كشف جديد چراغهاي روشني را در زمينه مذهب باستاني مصر
ايجاد ميكند.
عبدالرحمان، سرپرست اين گروه باستانشناسان گفت: برخي از قبرهاي كشف شده با نوشتههاي مذهب دوران باستان مصر تزيين شده بودند و اين نوشتهها به شناخت ما در مورد نوع اعتقادات باستاني اين افراد كمك ميكند.
وي افزود: قديميترين قبر كه كشف شده خوشبختانه سالم و دست نخورده است و در آن تابوت وجود دارد و موميايي آن داخل پارچه كتاني و در تابوت قرار داده شده بود.
31 قبر كشف شده نيز به سالهاي 2 هزار و 30 تا
يك هزار و 840 سال قبل از ميلاد مسيح مربوط ميشوند.
کشف آثار برجسته باستاني در سوريه
يک گروه باستانشناسي سوري و اسپانيايي طي کاوشهاي اخير خود موفق به کشف آثاري ارزشمند از دورههاي روم و يونان در سوريه شدند.
به گزارش ميراث آريا، اين يافتهها که در نقاط مختلف باستانشناسي استان «دير ايزور» سوريه به دست آمده اند شامل پايه ستوني سنگي متعلق به بناهاي يوناني هستند که براي نخستين بار در اين قسمت از خاک سوريه کشف شده اند.
مجسمه سنگي مردي شتر سوار به طول 30 سانتيمتر به همراه چند سکه باستاني و ظروف سفالي از ديگر يافتههاي اين گروه بود که در منطقهاي باستاني به نام «دورا اروپوس »
و در نزديکي دير ایزور کشف شده بودند.
علاوه بر آثار به دست آمده، کاوشهاي باستانشناسان در 75 کيلومتري منطقه دير ایزور به کشف مجموعهاي از سنگ نوشتههاي باستاني متعلق به دورههاي مياني سلسله آشوريان انجاميد.
شهر دورا اروپوس، در سال 300 پيش از ميلاد به دست سلوکيان بنا و در سال 1920 بقاياي آن کشف شد. براساس اسناد تاريخي ، اين شهر ميدان جنگ سلوکيان با ارتشهاي پارت، روم و ساسانيان بوده است.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی