صفحه 5--8 خرداد 89
فكري به حال چشمان خسته و صداهاي گرفته
هميشه از كنارشان مي گذريم، در پياده روها آهسته آهسته راه مي روند، روي نيمكت هاي پارك مي نشينند و به دور دست خيره مي شوند.
چشمان شان خسته است و صداي گرفته شان انگار از دوردست به گوش مي رسد. گروه گروه دور هم جمع مي شوند؛ همه سرگرمي زندگي شان همين است و ديدار خويشاوندان.
عبور از كوچه ها و نشستن در پارك تا وقتي ادامه دارد كه هوا خوب است، هوا كه رو به گرمي و سردي مي رود جمع نشيني ها هم تعطيل مي شود، ماندن در كنج خانه تنها راه گذراندن زمان است.براساس نتايج يك تحقيق اختلالات اضطرابي در سالمندان شايع تر و رايج تر است.
بررسي هاي دانشمندان دانشگاه پترزبورگ نشان مي دهد كه اختلالات اضطرابي در سالمندان روي كيفيت زندگي آنها تأثیر زيادي مي گذارد.به گفته اين دانشمندان، افراد پير در مورد سلامت، مسائل اقتصادي، رخدادهاي معمولي زندگي در 6 ماه آينده بسيار نگرانند و اين نگراني فعاليت هاي روزمره آنان را مختل مي كند و كيفيت خواب آنان بدتر مي شود.
درك شرايط روحي سالمندان، معمولاً براي خانواده ها كمي دشوار است. غالباً خانواده ها در برخورد با سالمندان به دليل نداشتن آگاهي كافي و چگونگي برخورد با آنها اين نگراني ها را ندارند و همين سبب بروز اختلاف در ميان خانواده ها مي شود.
بازنشستگي آغاز بحران
بازنشستگي نخستين نقطه سالمندي براي بيشتر افراد است. آيا شده به كسي، بازنشستگي اش را تبريك بگويید و او شادمان پاسخ تبريك را بدهد. آنها پيش از آنكه خوشحال باشند كه پس از بازنشستگي وقت بيشتري براي استراحت و تفريح دارند، معمولاً نگران شرايط جديد هستند.
با آغاز دوره بازنشستگي، حقوق دريافتي كمتر از زمان اشتغال است، اين در حالي است كه همزمان خانواده فرد بازنشسته گسترش پيدا كرده و حضور عروس و داماد و نوه نيازمند صرف هزينه هاي بيشتري است. رفت وآمد خانواده فرزندان، بازنشستگان را با هزينه هاي زيادي روبه رو مي كند كه معمولاً از عهده آن برنمي آيند. مشكلات مالي از يك سو و ماندن در خانه از سوي ديگر فرد بازنشسته را كلافه مي كند و درست همان هنگامي كه فرد نيازمند روابط عاطفي قويتري است، اين رابطه ها سردتر و كم رنگ تر مي شوند و احساس ناامني را افزايش مي دهند.
بيرون از خانه نيز چيزي جز جمع هاي دوستانه در انتظار بازنشستگان نيست. نيمكت هاي بوستان هاي محلي و گفتگو با ساير بازنشستگان تنها كاري است كه مي توانند انجام دهند، البته در شرايطي كه آب و هوا هم مناسب باشد.
وعده خانه هاي مهر
خانه هاي مهر كه بنا بود در تمامي شهرهاي كشور ساخته شود، پاسخ دولت به نياز بازنشستگان بود، اين خانه ها قراربود در پارك ها ساخته شوند و بازنشستگان بتوانند از فضاي آن استفاده كنند.
در همين رابطه مدير عامل سازمان تأمین اجتماعي گفت: شهرداري ها در هر مركز استاني كه زمين بدهند خانه هاي مهر بازنشستگان احداث و راه اندازي مي شود. پس از آن كه وزير رفاه و تأمین اجتماعي كشور اعلام كرد كه خانه هاي مهر براي رفاه حال بازنشستگان در سراسر كشور ايجاد مي شود، طرح ساخت اين خانه ها فراز و نشيب زيادي را پشت سرگذاشت و هنوز به سرانجام نرسيده است. آخرين بار در مرداد ماه مدير عامل
سازمان تأمین اجتماعي در اين باره گفت: احداث خانه هاي مهر در تمام مراكز استان هاي كشور جزء مصوبات استاني هيئت دولت بوده كه در اين راستا در هر مركز استاني كه شهرداري زمين به سازمان تأمین اجتماعي ارائه دهد خانه هاي مهر احداث مي شود.
خانه نشين ها
حضور سالمندان در اجتماع تا آن جا ممكن است كه توانايي بيرون رفتن به تنهايي را داشته باشند و بتوانند به راحتي خانه را براي مدتي ترك كنند، اما در بسياري موارد سالمندان به دليل مشكلات جسمي توانايي خارج شدن
از خانه را ندارند. خانه نشين شدن سالمندان و مشكلات روحي آنان نيز به مشكلات خانواده ها و نزديكان آنها مي افزايد. وقتي صداي گرفته زني ميانسال كه مسئوليت نگهداري از مادر سالمندش را در خانه به عهده دارد در گوش مي نشيند، حزن پنهان شده در پس كلمات مهرآميزي كه در وصف مادرش مي گويد، نشاني از خستگي انجام كاري مداوم و سخت دارد.
او مي گويد: شكايتي از نگهداري مادرم ندارم، سالهاست اين كار را در كنار ديگر مسئوليت هايي كه برعهده دارم انجام مي دهم، اما اين روزها مدام به اين فكر مي كنم كه چرا هيچ نهاد دولتي و حتي سازمان حمايتگر مردمي پيدا نمي شود به كساني كه از بستگان سالمندشان نگهداري مي كنند، كمك كند.
بعد از هر جمله مي گويد:« نه اينكه فكر كنيد من از نگهداري مادرم ناراضي ام، فقط از نظر روحي گرفته و خسته هستم.» از همسرش مي گويد كه نهايت همكاري را در اين سالها با او داشته و از مادرش در خانه اي كه با همسر و پسرش زندگي مي كند نگهداري مي كند.
از همسايه اي مي گويد كه سال ها همدم مادرش بوده و عصرها دم غروب آفتاب مي آمده کنار پيرزن مي نشسته و از همه جا حرف مي زده تا كمكي كرده باشد. از مادرش مي گويد كه چقدر مهربان بوده و هست و هميشه سپاسگزار زحمت هاي من است و همين سپاسگزاري او سبب شده كه هميشه با شوق و ذوق كارهايش را انجام بدهم.
به حرف زدن از خودش كه مي رسد، صدايش در گلو مي شكند، سكوت مي كند و بعد از مكثي كوتاه بريده بريده ادامه مي دهد، مي گويد: باور كنيد كه خسته ام، اصلاً انرژي براي زندگي كردن ندارم، مدام نگرانم، مي ترسم نكند نيمه شبي كه من خوابيده ام پيرزن به خواب ابدي برود، مي ترسم از خانه بروم بيرون براي خريد و برگردم ببينم پيرزن از روي تخت پايين افتاده است.
سياهه نگراني اش آن قدر طولاني است كه نفسش بند مي آيد. قسم مي خورد كه مادرش را بيش از حد دوست دارد، فقط از نگراني ها و دلشوره ها خسته شده است. ميان كلماتش مي گويد: اصلاً دوست ندارم كه به جايي بسپارمش، نه خانه سالمندان را دوست دارم نه جاهاي ديگر را، مي ترسم پيرزن از تنهايي و غصه دق كند. اين قدر نگران است كه مبادا پيرزن غصه بخورد خودش را پاك فراموش كرده، اما سؤالش اين است: چرا هيچ كس به فكر ما نيست؟ از ميان اين همه نهاد دولتي اين همه نهادهاي خيريه خصوصي هيچ كس به «ما» فكر نمي كند. منظورش از «ما» كساني است كه در شرايطي شبيه خودش سال هاست پاسخ مهر پدر و مادر را مي دهند.
دلش مي خواهد كسي به درد دلش گوش بدهد، كمي همدردي كند يا حتي تحسينش كند، به خاطر صبرش و براي عشقي كه نثار مادرش مي كند. از دلسوزي اش مي گويد: گاهي دلم مي سوزد مادرم حوصله اش سر مي رود، دلش مي خواهد كسي بيايد كنارش بنشيند و حرف بزند. كاش يكي بود هر چند وقت يك بار مي آمد چند ساعتي كنار مادر مي نشست، از تنهايي درش مي آورد، من گاهي نمي توانم اين كارها را انجام دهم.
يك روز براي يك عمر
در 365 روز سال يك روز بنام سالمند سند خورده است و همين يك روز توجه همه را به سالمندان و مشكلات شان جلب مي كند. بنا بر آمارهاي دفتر سازمان ملل متحد تا سال 2050 میلادی جمعيت سالمندان ايران به تعداد 26 ميليون و 393 هزار نفر خواهد رسيد كه در آن زمان سالمندان 26 درصد از كل جمعيت كشور را تشكيل خواهند داد.
براي آنان که نمي توانند ببخشند...
هرگز به گذشته اجازه ندهيد که مانع لذت بردن شما از زندگي پرهيجان کنوني شود. آيا مي دانيد که به ازاي اين کار چه چيزي را به دست مي آوريد؟ هيچ چيز، مگر بار سنگين مشکلاتي که بر دوش مي کشيد.
بخشيدن، همواره کليد پيش رفتن در آينده توام با موفقيت است. از اين رو است که از بخشيدن به عنوان جاده اي براي رسيدن به روشن بيني و بصيرت ياد مي کنند. وقتي خودتان يا کساني را که به شما آسيب رسانده اند، مي بخشيد، مي توانيد از شر انگاره هاي منفي که بارها و بارها راه تان را سد کرده اند خلاص شويد. از همه مهم تر اين که سرانجام مي توانيد خود را از بند خاطرات ناراحت کننده رها سازيد. در حال زندگي کنيد، بر روي سودمندي هايي که حاصل رخداد يک حادثه بد است تصريح کنيد، و به خود واقعي و اصيل تان حتي بيشتر از ديروز عشق بورزيد. مطمئنا از عهده انجام اين مهم برخواهيد آمد.
لختي به جملات زير بيانديشيد، تکرارشان کنيد و معجزه تأثیر کلام تان را به چشم دل ببينيد.
اگر رويکرد منفي داريد
امروز با جانبداري از يک آرمان تازه، کانون توجه خويش را تغيير مي دهم. من سفير مثبت انديشي هستم. هر کجا مي روم، سلامتي، عشق و شادي را مي پراکنم. دوست دارم شاهد باشم که چگونه کلام مثبت من، نگرش هاي منفي ديگران را زايل مي کند. انرژي مثبت درون من به واسطه خويشتن تجلي دوباره مي يابد. و نگرش هاي مثبتم در درونم عميقا نهادينه شده اند. بابت هر کلام مثبتي که بر لبانم جاري مي شود، پاداشي دريافت خواهم کرد.
اگر نمي توانيد گذشته را رها کنيد
امروز تمامي خاطرات ناراحت کننده ام را از اعماق وجود بيرون مي کشم و در سبدي قرار مي دهم. تمامي دردها، عصبانيت ها، کينه ها و دلخوري هايم را در اين سبد جاي مي دهم. فرشته اي با من است که اين سبد را از من مي گيرد و با خود به دوردست ترين کاينات مي برد و به انرژي هاي مثبت تبديل مي کند. مي دانم که همين امروز اين سبد در دستانم جاي مي گيرد. من تمامي اطرافيانم را مي بخشم و از يگانه خالق کاينات مي خواهم ياري ام بدهد تا بتوانم بخشيدن را سرلوحه زندگي ام قرار بدهم.
اگر اطرافيان فرصت شکوفا شدن را از شما سلب مي کنند
مي توانم صرف نظر از جو حاکم بر زندگي ام شکوفا شوم زيرا هر روز به لحاظ معنوي رشد مي کنم. امروز به اين موضوع مي انديشم که چگونه به رغم جريانات پيرامون، چنين زيبا شکوفا شده ام. به خواست خدا هر روز
بالا و بالاتر مي روم و با اين کار شادي را هر چه بيشتر میهمان خانه دلم مي کنم، و مي دانم که در عرصه رشد معنوي از جايگاهي بس محکم برخوردار شده ام.
مي بينم که اعضاي خانواده ام به رغم اختلاف هاي بي شمار، يکديگر را دوست دارند و نيز مي دانم که هر کدام
از آنها ديگري را در اين سفر سخت و توان فرسا ياري مي رساند.
اگر گرفتار دعواهاي خانوادگي مستمر هستيد
من در چرخه توليد انرژي منفي، به انتخاب خويش يک نظاره گر هستم، نه يک شرکت کننده. با توسل به کمک هاي آسماني، در مسير برطرف شدن مشکلات خانواده ام گام بر مي دارم و روند خاتمه بخشيدن به معضلات پيش روي آنها را تسهيل مي کنم. مي بينم که اعضاي خانواده ام به رغم اختلاف هاي بي شمار، يکديگر را دوست دارند و نيز مي دانم که هر کدام از آنها ديگري را در اين سفر سخت و توان فرسا ياري مي رساند. هر واژه اي که از سر مهر و مثبت انديشي درباره خانواده ام بر لبانم جاري مي شود، ديگران را بيشتر و بيشتر شفا مي بخشد.
اگر بخشيدن برايتان دشوار است
من مي بخشم زيرا در ابراز شفقت و دلسوزي نسبت به ديگران توانا هستم. با بخشيدن، اين جريان را از حوزه انرژي ام خارج کرده و احساس فراغ بالي و شادماني فراوان مي کنم. من مي بخشم زيرا مي توانم به خويشتن برترم دست يافته و خود را از هر غم و اندوهي رها و رهاتر سازم. آن هنگام که مي بخشم، شادي ام حد و مرزي ندارد. آن هنگام که مي بخشم، آسودگي و آرامش بيشتري را احساس مي کنم.
اگر پشيماني به وجودتان چنگ انداخته است
زندگي سفري پرپيچ و خم و نامشخص است. چون همواره در حال گذر از جاده هاي هزار توي زندگي هستم، پس نمي توانم مدام نگاهي به گذشته انداخته يا گذشته ام را بار ديگر سبک و سنگين کنم. با ديگران ارتباط برقرار کرده و پندهاي بسياري مي آموزم. در زندگي هيچ چيز نابخشودني نيست. مي دانم که تيمار از دل شکسته ام مانع از بودن تمام وقت در کنار ديگران است با وجود اين، کاينات را شکر مي گويم که فرصتي ديگر در اختيارم قرار داده است تا به واسطه شناخت ديگران بتوانم روح و روان خويشتن را پرورش دهم. من از فراز اين تجربه نيز راحت مي گذرم.
همان طور که به استعدادهاي دروني ام عشق مي ورزم، کاستي هايم را نيز دوست مي دارم زيرا همين ها هستند که از من انساني دوست داشتني ساخته اند.
اگر سرمشق ها هم چنان در زندگي تان تکرار مي شوند
من همچنان به تجربه کردن برخي حوادث در زندگي ام ادامه مي دهم زيرا از اين حوادث عميقا درس زندگي نياموخته ام. من خود را متعهد کرده ام که رفتار، رويکرد و افکار منفي ام را تغيير بدهم. از اشتباهات گذشته درس عبرت مي گيرم. زندگي يک روند خودآموز است. من نيز فردي نکته بين، تيزهوش و ژرف انديش هستم. در رفتار ديگران دقيق مي شوم و آنها را سرمشق خويش قرار مي دهم. همان طور که به استعدادهاي دروني ام عشق مي ورزم، کاستي هايم را نيز دوست مي دارم زيرا همين ها هستند که از من انساني دوست داشتني ساخته اند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی